پاداش نماز بر اساس میزان عقل راوی میگوید
پاداش نماز بر اساس میزان عقل
راوی میگوید: نزد امام صادق علیه السلام از عبادت و دینداری و فضائل شخصی سخن راندم. حضرت فرمودند: " کَیفَ عَقلُه ؛ عقل او چگونه است؟ " گفتم: " نمی دانم " . فرمودند: " إِنَّ ٱلثَّوَابَ عَلَىٰ قَدْرِ ٱلْعَقْلِ ؛ پاداش، به اندازه عقل است. "
آنگاه فرمودند: مردی از بنی اسرائیل در جزیره ای سرسبز، پر درخت و پر آب، خدا را بندگی میکرد. فرشته ای از فرشتگان از کنار او گذشت. آنگاه گفت: " پروردگارا! پاداش این بنده را به من نشان ده " . خداوند پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ اما آن پاداش به نظر فرشته کم آمد.
خداوند بر فرشته وحی فرستاد که او را همراهی کن. فرشته به صورت انسانی نزد او آمد. مرد عابد از فرشته پرسید: " کیستی؟ " . گفت: " مردی عبادت پیشهام که خبر جایگاه و عبادت این مکان به من رسید. آمدهام به همراه تو خدا را عبادت کنم " . آن روز را با مرد بنی اسرائیلی سپری کرد. چون روز دیگر شد، فرشته به وی گفت: " مکان تو پاکیزه است و تنها برای عبادت مناسب است " . مرد عابد گفت: " مکان ما عیبی دارد. " فرشته پرسید: " آن عیب چیست؟ " گفت: " پروردگار ما چار پایانی ندارد. اگر خداوند، الاغی داشت، در این مکان آن را میچراندیم؛ چرا که این علفها تلف میشود! " فرشته گفت:
" خداوند، الاغ میخواهد چه کند؟ " مرد عابد گفت: " اگر خدا الاغی داشت، این علفها هرز نمیرفت " . آن گاه، خداوند بر فرشته وحی فرستاد که " إِنَّمَا أُثِيبُهُ عَلَىٰ قَدْرِ عَقْلِهِ ؛ همانا او را به اندازه عقلش پاداش میدهم. " [1]
خوشا آنان که دائم در نمازند
استاد فرحزاد فرمودند : خدمت بزرگی رسیده بودیم. ایشان مُدام این شعر سعدی را تکرار میکردند:
هرگز حدیث حاضر غایب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
این شعر مطابق سخن امیر المؤمنین علیه السلام است که میفرمایند: کُنْ فِی النَّاسِ وَ لَا تَكُنْ مَعَهُمْ [2] ؛ با مردم باش، و با آنان نباش.
[همانطور که قرآن فرموده گروهی دائم در نماز هستند " ٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ دَآئِمُونَ " [3] یعنی حالت ارتباط آنها با خدا در غیر نماز هم مثل نماز پیش خداست][4]
حاج اسماعیل دولابی می فرمود : زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن.
کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و ... نکن و آن را سالم به بعدی برسان.
اگر این کار را بکنی دائمی میشوی دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود. [5] [قرآن هم می فرماید : الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ]
برتر از چهل سال عبادت
امام کاظم علیه السلام فرمودند: مردی در بنی اسرائیل چهل سال عبادت خدا را کرد و سپس قربانی نمود و از او پذیرفته نشد. با خود گفت: " فَقَالَ لِنَفْسِهِ مَا أُوتِيتُ إِلَّا مِنْكَ وَ مَا اَلذَّنْبُ إِلاَّ لَكَ ؛ این وضع از خودت پیش آمد و غیر از تو گناهکار نیست. "
امام علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی به او وحی نمود: ذَمُّكَ لِنَفْسِكَ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَتِكَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ؛ نکوهشی که از خود کردی از عبادت چهل سالت بهتر بود. [6]
از خودش ناامید شد. به خودش گفت: این از بدی خود توست. اگر آدم خوبی بودی، خدا هدیه ات را قبول میکرد. این نا امیدی از خود و متهم کردن نفسش این همه ارزش پیدا کرد.
[برخی که اهل نماز و عبادت هستند وقتی مشکلی پیدا می کنند و حل نمی شود به خدا اعتراض می کنند که ما با تو خوب بودیم و تو با ما بد کردی]
شیطان با شش هزار سال عبادت، چرا سرنگون شد؛ به خاطر عجب و غرور و تکبری که در او پیدا شد.
[و به جای توبه و اینکه عیب و نقص را از خودش بداند گفت خدایا تو مرا گمراه کردی قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ [7] ] [8]
بدتر از گناه قضا شدن نماز صبح
[برخی وقتی نمازشان قضا می شود می گوید این که چیزی نیست نه آدم کشتم و نه مال مردم را بالا کشیدم]
گناه چیز بسیار بدی است، ولی بدتر از گناه کوچک شمردن گناه است. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صَاحِبُهُ ؛ [9] بدترین گناه آن است که گنهکار آن را سبک شمارد.
بدترین گناه آن گناهی است که صاحبش بگوید این که چیزی نیست. گناه هرچه باشد، مخالفت خدای متعال است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: يَا أَبَاذَرْ، لَا تَنْظُرْ إِلَى صِغَرِ الْخَطِيئَةِ، وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى مَنْ عَصَيْتَ ؛ [10] ای ابوذر! به کوچکی خطا نگاه نکن؛ بلکه به آن کسی که معصیت او را کرده ای، بنگر.
به خدای بزرگ نگاه کن که معصیت و مخالفت او را کرده ای، به کوچکی گناه نگاه نکن. [11]
دو عنایت خداوند به علامه طباطبایی
مرحوم آیت الله شیخ محمّد تقی انصاری می فرمودند: روزی در حرم امام رضا علیه السّلام ، به محضر علاّمه طباطبایی رسیده و با عطش خاصی از ایشان پرسیدم :
از آن چیزهایی که اهل البیت علیهم السلام به شما عنایت فرموده اند ، نکاتی را بیان بفرمایید . آن جناب ابتدا خودداری کردند اما ایشان را به امام رضا قسم دادم، و ایشان فرمودند :
چیزهای زیادی اهل البیت علیهم السلام عنایت فرموده اند که تنها دو مورد را به شما می گویم :
اوّل این که : هر گاه نماز می خوانم ، روحم در بالاست و جسم خود را که در حال نماز است ، مشاهده می کنم و در حقیقت روحم از بدنم جدا می شود .
دوم اینکه : مدتی است که شب ها نمی توانم بخوابم ، زیرا می بینم همه ی اشیاء مشغول ذکر خدا هستند و با مشاهده ی آن وضع ، از خوابیدن حیاء می کنم .[12]
خداوند در قرآن می فرماید : وَإِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ؛ و هیچ موجودی نیست جز آنکه تسبیح و حمد او می گوید ولی [بسیاری از] شما تسبیح آن را نمی فهمید. [13]
دستور خدا برای خوشبختی انسان
آیت الله مصباح یزدی : استاد ما آیت الله بهجت برای اهمیت نماز این استدلال را می آورند که :
خداوند مىخواهد بندگانش را هدایت كند و به كمال سعادت برساند بر مطالبى كه بیشتر در سعادت انسان مؤثّر است یا بیشتر تأكید مىكند، نه چیزهاى پیش پا افتاده.
بنابراین، اگر بخواهیم بدانیم چه چیزهایى بیشتر موجب سعادت انسان مىشود، باید ببینیم خداوند بر چه چیزهایى بیشتر تأكید كرده، هر مطلبى كه در قرآن و روایات و كلمات اهل بیت (علیهم السلام) و سیره عملى آنان بیشتر مورد توجّه بوده، معلوم مىشود در تكامل انسان بیشتر مؤثّر است...
و روایات فراوان درباره رعایت وقت نماز، حضور قلب در نماز، آداب نماز وجود دارد كه شاید در هیچ بابى از ابواب فقه و دستورات شرع این همه دستور نداشته باشیم، پس مهمترین چیزى كه انسان را به سعادت مىرساند همین نماز است. بنابراین باید به نماز اهمیت داد. [14]
[1] الکافی ، ج ۱ ، ص ۱۲. ح ۸.
[2] من هدی القرآن ، ج ۹ ، ص ۳۴۱.
[3] معارج ، آیه ۲۳.
[4] استغفار راه رهایی از تنگناها ؛ ص: 137.
[5] مردانه به میدان بیایید ص: ۲۸۵.
[6] بحار الأنوار ، ج ۱۴ ، ص۵۰۰.
[7] سوره حجر ؛ آیه 39.
[8] استغفار راه رهایی از تنگناها ؛ ص: ۱۴۲.
[9] بحارالانوار ، ج ۷۰ ، ص ۳۶۴.
[10] الأمالی للطوسی ، ص ۵۲۸.
[11] استغفار راه رهایی از تنگناها ؛ ص: ۱۶۲.
[12] ز مهر افروخته ، ص 204.
[13] سوره ی اسراء ، آیه 44.
[14] بهجت عارفان در حدیث دیگران ؛ ص: ۴۱.