«منزل» جلوه خود و «مسجد» جلوه الهی است
«منزل» جلوه خود و «مسجد» جلوه الهی است. نمازگزار با خروج از «منزل» و ورود به «مسجد» از خود به خدا هجرت میکند.
هرچه خروج انسان از منزل کاملتر باشد و ورود او به مسجد کاملتر است مثلاً کسی که هنگام خروج فقط بدنش از منزل خارج میشود و دل و فکر و حواسش در منزل جا می ماند نمیتواند در مسجد دل و فکر خود را به خدا بسپارد، چون آن را در منزل جا گذاشته است.
یک نفر در نجف مدتی خدمت علامه قاضی رضوان الله علیه رسیده بود. آن فرد گله کرده بود که ما به نزد آقای قاضی می رفتیم ولی استفاده ای نبردیم. وقتی این مطلب به گوش علامه قاضی رسید، فرمودند : «ایشان کی از خودشان بیرون آمدند که به اینجا آمده باشند؟!»
لفظ ساده ای است اما بار معنایی بالایی دارد. یعنی اگر «خود»ش را بیرون در میگذاشت و بعد وارد می شد میتوانست استفاده کند.
گاهی یکی می گوید که مدتها در مسجد نماز خواندم ولی استفاده چندانی نکردند علتش آن است که «خود»ش را بیرون مسجد نگذاشته است. یعنی تعلقات خود را کم نکرده است.
اگر بار کشتی زیاد باشد، برای جلوگیری از غرق شدن در طوفان چیزهای بی ارزش و کم ارزش را به دریا می ریزند تا کشتی سبکبار شود و با سرعت بیشتری به راه خود ادامه دهد. خدا وقتی می بیند تعلقات ما زیاد است و احتمال غرق شدن ما در طوفان گناهان زیاد است یا سرعت حرکت ما به سوی خدا کم می باشد، با گرفتاری و بلا، کشتی ما را سبکبار می کند.
(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۰)
انسان برای اینکه از دعا [و نماز] نتیجه بگیرد باید آن را با روح بخواند و از قلب او تراوش کند.
اگر صاحبخانه به طوطی خانه یاد دهد که به مهمان سلام کند یا به او تعارف غذا کند و خود صاحب خانه دیگر به مهمان توجه نکند. مهمان سلام طوطی را جایگزین، سلام صاحبخانه نمی داند زمانی جواب سلام را میدهد که خود صاحبخانه سلام کرده باشد نه طوطی او.
زبان انسان در حکم طوطی است و قلب و روح و اعتقاد انسان در حکم صاحب خانه. خدا به سلام صاحبخانه جواب میدهد نه به طوطی خانه.
[بایستی تلاش کنیم دعا و نماز ما از قلب ما جاری شود نه از زبان ما، حضور قلب یعنی اینکه صاحب خانه سلام و تعارف کند و بعد از آن طوطی تکرار کند، نه این که طوطی سخن بگوید و صاحبخانه ساکت باشد]
خداوند در قرآن می فرماید وقتی در کشتی نشستهاید همین که باد تند و امواج بلند شد دعا خواهید کرد، در آن لحظه طوطی انسان نیست که اظهار حاجت می کند، بلکه روح و قلب انسان که صاحبخانه است ـ چون مضطر میشود و کارد به استخوانش رسیده ـ با سوز و التهاب طلب نجات از خدا دارد.
برای اینکه نماز و دعای ما حضور قلب باشد بایستی احساس اضطرار کنیم یعنی توجه به پیدا کنیم که در حال غرق شدن هستیم. امامان به ما میگویند انسان کشتی عمر تو در حال غرق شدن است کافی است مجرای یک رگ بگیرد یا خون لخته شود تا از بین بروی ...
(جلد ۲ ، خلاصه ای از صفحه ۱۵۹ با اندکی اضافات)
ﭽ گلچین مطالب نمازی کتاب خاطرات آموزنده ؛ محمدی ری شهری ﭼ
اذان برای انسان سازی
آية الله شيخ مرتضي طالقاني رضوان الله علیه یکی از علمای بزرگ بود که آية الله العظمي بروجردي رضوان الله علیه در زمينه مسائل عرفاني و اخلاقي از محضر ایشان استفاده كرده است.
يكي از برنامههاي این عالم بزرگوار، التزام به اذان گفتن بود و اين امر را لازمه انسان سازي ميدانستند و مقيّد بودند كه در هر سه نوبت، روي پشت بام مدرسه بروند و اذان بگويند. ايشان حتّي در شب وفاتشان نيز روي پشت بام رفتند و اذان صبح را گفتند.
[صفحه ۳۰۸]
لذت نماز!
مرحوم آية الله سيّد احمد فهري زنجاني رضوان الله علیه که پنج سال محضر آية الله قاضي رضوان الله علیه را درك كرده بود فرمودند :
از آية الله قاضي شنيدم كه فرمود: «دو سه روز است فكر ميكنم اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانيم، چه كنيم!»
[صفحه ۳۳۲]
نقش نماز در دوری غم
آية الله خويي رضوان الله علیه نقل كرد كه فرزند آية الله قاضي از دنيا رفته بود، براي تسليت رفته بوديم، ايشان فرمود: همه هَمّ و غمّ ما در دنيا تا تكبيرةُالإحرام است!
[صفحه ۳۳۲]
چرا امیرالمؤمنین از خواندن هزار رکعت نماز خسته نمی شدند؟
آية الله سيّد احمد فهري زنجاني رضوان الله علیه فرمودند:
سيد علي اكبر اَعمی [که طلبه باتقوایی بود و در مدرسه رضویه قم حجره داشت] ميگفت: مدت ده روز براي من حالي دست داد كه هر مشكلي داشتم حل ميشد. شبهه اي در حال نماز برايم پيش آمد و آن اين بود كه چگونه ممكن است افرادي مانند اُويس قَرَن و... يك شب تا صبح سجده كنند.
با اين ذهنيت به ركوع رفتم و گفتم: «سُبحانَ رَبِّيَ العظيمِ وبِحَمدِهِ». خيلي لذت بردم. دوباره گفتم. لذتم بيشتر شد. همچنان هر چه بيشتر اين ذكر را ميگفتم بيشتر لذت ميبردم.... بدين سان شبهه من برطرف شد كه اهل معرفت كه از انس با خدا خسته نمي شوند به دليل لذّتي است كه از نظر معنوي احساس مينمايند.
[صفحه ۳۳۲]
ﭽ گلچین کتاب هشت گام تا حضور قلب ؛ اصغر آیتی و حسن محمودی ﭼ
باید این گونه شویم
درفرهنگ دینی اینگونه است که اگر مطلبی را در دعا درخواست می نماییم مراد این است که ما باید اینگونه شویم، مثلاً امام سجاد علیه السلام میفرمایند:
«وَ مَتّعنا بِلَذیذِ مُناجاتِکَ؛ خدایا ما را از لذت سخن گفتن با خودت بهرهمند گردان» (مفاتیح الجنان ، مناجات المریدین)
پس مراد این است که ما باید راهی را طی کنیم که سبب بهره مندی از لذت مناجات شود چرا که رسیدن به این لذت اکتسابی است.
[در نماز هم وقتی میگوییم «ایّاک نَعبُد وَ ایاکَ نَستَعین» مراد این است که باید راهی را طی کنیم که سبب شود فقط خدا را بپرستیم و فقط از او یاری بجوییم]
(صفحه 10)
بالاترین لذت
انسان می تواند از نظر معنوی به جایی برسد که هر لذتی را به جز لذت یاد او را زشت بداند و از آن، در درگاه خدا معذرتخواهی کند چنان که امام سجاد علیه السلام به درگاه خدا می فرمود : « وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ ؛ از هر لذتی به جز یاد تو استغفار می کنم» (مفاتیح الجنان ، مناجات ذاکرین)
[ در روایات است که «اَقِمِ الصّلاةَ لِذِکری ؛ نماز بالاترین یاد خداست» و انسان با تمرین و کسب مهارت می تواند بالاترین لذت زندگی را از نماز ببرد. چنان که ] آیت الله بهجت رضوان الله علیه فرمودند: اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان ممکن است در حال عبادت چه لذت هایی ببرد، هیچ گاه به دنبال وسایل مادی نمی رفتند.
(صفحه ۱۰ و ۴۶)
دو نکته مهم
- نماز زیبا ترین و کاملترین پاسخ به عالیترین نیاز انسان؛ یعنی نیاز به ستایش و پرستش است.
- هر چه نماز بهتر باشد ، یعنی عیار و ارزش آن بیشتر و بالاتر باشد، آثار و برکات آن در زندگی وسیع تر، عمیق تر و ملموس تر خواهد بود.
(صفحه 15 و ۱۶)
آنچه دلم می خواهد یا آنچه دلش می خواهد؟
پرسش: من با خدا خودمانی هستم و نیازی نمیبینم خیلی رسمی با او برخورد کنم به همین خاطر با لباس راحت و هر زمان و مکان و حالتی که راحت باشم به نماز می ایستم؟
پاسخ : آیا شما به خدا نزدیکتر هستید یا پیامبر اکرم و امیرالمومنین صلوات الله علیهما ؟ چرا آن بزرگواران رعایت خودمانی بودن را در محضر خدا نکرده اند؟
شما بیشتر با خدا خودمانی هستی یا امام حسن مجتبی علیه السلام که زیباترین و بهترین لباس هایش را برای نماز می پوشید و می فرمود: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.
اگر با دستور خدا نماز می خوانی بدان همان خدا فرمان داده با این آداب و در این زمان و مکان و حالت در گفتگویی رسمی با من حاضر شوید. البته فرموده که در غیر نماز می توانی آن حالت خودمانی را تا ساعت ها داشته باشی و به یاد من باشی.
[باید توجه کنیم که نماز تمرین ادب است. ادب بی نهایت کوچک در برابر بی نهایت بزرگ و ادب یعنی رعایت آنچه خدا دستور داده چه به صورت واجبات و چه به صورت مستحب نماز]
(صفحه ۲۴)
تلنگر
زنگ تلفن خانه به صدا در می آید ، همه اهل خانه به تکاپو افتاده به سمت گوشی خیز بر میدارند. مؤذن زنگ دیدار و گفتگوی خدا را به صدا در میآورد، اما حرکتی در خانه دیده نمیشود.
(صفحه ۲۷)
تلنگر
مهمانی پشت در خانه شما آمده و میداند در خانه هستی، به شوخی زنگ میزند تا عکس العمل شما را ببیند، شما تلفن را پاسخ نمی دهید. پسر نوجوان شما به سمت گوشی می رود. با صدای بلند می گویی : «ولش کن باز هم آقای فلانی است!»
ناگهان متوجه حضور و توجه او می شوید چه حالی به شما دست می دهد؟ چقدر شرمنده می شوید؟
[خدا لحظه اذان کنار ما قرار گرفته زنگ می زند تا مهمان خانه دل ما شود، ولی ما میگوییم : «ولش کن باز هم نماز !!!» ]
(صفحه ۲۸)
حضور قلبی در نماز مفید تر از حرکت جسمی
[نماز و عبادت ما دو جز دارد : یکی توجه قلبی و دیگری حرکت اعضای بدن] امام جواد علیه السلام فرمود: «اَلقَصدُ اِلَي اللهُ تَعالي بِالقُلُوبِ اَبلَغُ مِن اِتعابِ الجَوارِحِ بِالاَعمالِ» . با دل ها آهنگ خدا کردند انسان را زودتر به مقصد می رساند تا با به رنج انداختن اعضای بدن با عبادت. (بحارالانوار ، جلد ۸۱ ، صفحه ۲۴۹)
البته اگر کسی عبادتش با حضور قلب شد و آن عبادت را با اعضا و جوارح زیاد انجام داد، آن دیگر نورٌ علی نور است. [مثل امیرالمومنین و دیگر امامان که روزهای زیادی هزار رکعت نماز می خواندند ، آن هم با توجه و حضور قلب کامل]
(صفحه ۴۵)
اثر لقمه حرام در دوری از نماز
خداوند متعال در سوره مومنون آیه ۵۱ به پیامبران علیهم السلام دستور میدهد: از غذای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید. «يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا».
از مرحوم محدّث قمی (رضی الله عنه) نقل شده که فرمود: من سفری به همدان رفتم و بر شخص معتمدی وارد شدم. یک شب او به من گفت: فلان جا شام مهمانم، دلم می خواهد خدمت شما باشم. با هم آنجا برویم. من امتناع کردم. گفت: آقا اگر شما همراه من بیایید آبروی من بیشتر می شود، برای من خوب است.
با هم رفتیم. شام آوردند و خوردیم، بعد از شام به منزل برگشتیم. من صبح برخلاف هر شب که با کمال راحتی برای نماز شب بر می خاستم، زمانی از خواب بیدار شدم که نزدیک طلوع آفتاب بود و نزدیک بود، نماز صبحم قضا شود. خیلی ناراحت شدم. عجب! آدم یک عمر زحمت بکشد که نماز شبش ترک نشود، ولی حالا چطور شده که نماز صبحم نزدیک است قضا شود؟
با عجله برخاستم، با ناراحتی وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم تا قضا نشود بعد به فکر افتادم چرا این طور شد؟... گفتم: شاید به خاطر شام دیشب بوده است.
صاحبخانه آمد، به او گفتم: صاحب آن منزل که دیشب رفتیم چه کاره بود!؟ قدری تأمّل کرد و گفت: ایشان بانک بعدازظهر است. من نفهمیدم یعنی چه؟ بعد ادامه داد: بانک ها قبل از ظهر، ربا می دهند، این آقا بعدازظهر ربا می دهد.
من خیلی ناراحت شدم، گفتم: عجب! مرا به خانه یک رباخوار بردی و سر سفره او نشاندی. چرا این کار را کردی؟ به من خدمت کردی!؟ این مهمان نوازی بود؟
ایشان فرمود: اثر این غذا این طور شد که تا چهل شب نمیتوانستم خوب برای نماز شب برخیزم. تا چهل شب موفّق نشدم آن گونه که باید، نماز شب را انجام بدهم.
به [همین جهت] ما میگویند، اگر میخواهید صالحُ العَمل باشید، غذایتان را پاک کنید.
(صفحه ۶۹)
توقع بیجا از خدا
علامه حسن زاده آملی فرمود: اخوی مرحوم آقای طباطبایی رضوان الله علیه فرمود: صبر و پایداری لازم است. نباید شتاب کرد. مبادا اگر به مسجد رفتی و دو رکعت نماز خواندی و بیرون آمدی منتظر باشید که ملائکه کفشهایت را جفت کنند...
حضرت آیت الله ملا حسینقلی همدانی رضوان الله علیه بعد از ۲۲ سال نتیجه گرفت و کسانی که دیر نتیجه میگیرند پخته تر، قوی تر، بهتر می گیرند، چون آمادگی و استعداد شان بیشتر میشود... به خاطر همین مقام روحی بود که آخوند ۳۰۰ تن از اولیا الله را تربیت کرد.
(صفحه ۷۴)