شرط مهم درک آثار نماز
شرط مهم درک آثار نماز
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: سَكِّنوا في أنفُسِكُم مَعرِفَةَ ما تَعبُدونَ؛ حَتّى يَنفَعَكُم ما تُحَرِّكونَ مِنَ الجَوارِحِ بِعِبادَةِ مَن تَعرِفونَ.
در جانهایتان ساکن کنید معرفت کسی را که عبادتش می کنید تا حرکاتی که با جوارح انجام می دهید به حال شما سود داشته باشد. (تحف العقول ، صفحه ۲۲۳)
(صفحه ۸0)
نماز عاشقانه شیخ حسنعلی نخودکی
آقای نظام التولیه ـ سَر کشیک آستان قدس رضوی ـ در وصف نماز حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی نقل کرد است که:
شبی در حرم مطهر نوبت کشیک من بود. اول شب خادمان آستان مبارک حضرت رضا علیه السلام به من مراجعه کردند و گفتند به علّت سردی هوا و بارش برفْ زائری در حرم نیست، اجازه دهید حرم را ببندیم، من نیز به آنها اجازه دادم.
مسئولین، درها را بستند و کلیدها را آوردند. مسئول بام حرم مطّهر آمد و گفت: حاج شیخ حسنعلی اصفهانی از اول شب تا کنون بالای بام و در پای گنبد مشغول نماز می باشند و مدّتی است که در حال رکوع هستند، اگر اجازه دهید به ایشان عرض کنیم که می خواهیم درها را ببندیم.
گفتم: خیر، ایشان را به حال خود بگذارید، و مقداری هیزم در اطاق پشت بام، که مخصوص مستخدمین است، بگذارید که هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده کنند و درِ بام را نیز ببندید.
مسئول مربوطه مطابق دستور عمل کرد و همه به منزل رفتیم. آن شب برف بسیاری بارید. هنگام سحر که برای باز کردن درهای حرم مطّهر آمدیم، به خادم بام گفتم برو ببین حاج شیخ در چه حالند.
پس از چند دقیقه خادم مزبور بازگشت و گفت: ایشان همان طور در حال رکوع هستند و پشت ایشان با سطح برف مساوی شده است. معلوم شد که ایشان از اول شب تا سحر در حال رکوع بوده اند و سرمای شدیدِ آن شب سخت زمستانی را هیچ احساس نکرده اند، نماز ایشان هنگام اذان صبح به پایان رسید.
(صفحه ۸۴)
نماز مفصّل یا مختصر؟
در مدرسه ای برای سخنرانی رفتم ، یکی از مادران نزد من آمد و گفت :
«حاج آقا می شود به بچه ها بگویید یکم بهتر با پدر و مادر ها صحبت کنند؟ راستش آرزوی من این است که بچه من یک بار هم که شده با من مثل دوستش صحبت کند، گرم بگیرد، لبخند بزند، او با دوستش با آب و تاب حرف میزند ، تعریف می کند اما به ما که می رسد فقط با کلمات آره، بله، خب، دست و پا شکسته جواب میدهد»
تا حرفهای این مادر را شنیدم یاد حرف زدن خودم با خداوند متعال افتادم. این گله خداوند از ما هم هست که با دیگران گرم گفتگو می شویم ولی تا نوبت گفتگو با خدای رحمان میشود خیلی مختصر حرف می زنیم. اَللّهُ اَکبر ... اَلسّلامُ عَلیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرکاتُه . نماز تمام. [و با عجله فرار می کنیم]
(صفحه ۸۶)
راه مفید برای افزایش حضور قلب
[در دعای ندبه آمده است که نماز ما به واسطه امام زمان عجّلَ الله تعالی فَرجَهُ الشّریف قبول میشود و گناهان ما به واسطهی ایشان بخشیده و دعایمان مستجاب میشود : «وَ اجْعَلْ صَلَاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَاباً» ]
همچنین در زیارت جامعه کبیره میگوییم: «وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ ؛ به واسطه دوستی شما اهل بیت عبادت واجب، قبول میشود»
از آیت الله بهجت رضوان الله علیه سوال شد: برای اینکه در نماز با خشوع [و حضور قلب] باشیم چه کنیم؟ فرمود: در اول نماز توسل حقیقی به امام زمان عجّلَ الله تعالی فَرجَهُ الشّریف داشتن که عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید. (به سوی محبوب ، ص 63)
بنابراین ادب حکم می کند قبل از گفتن تکبیره الاحرام، سلامی با توجه به محضر نماز کامل، امام زمان داشته باشیم تا از یاد نورانی آن بزرگوار برای حضور قلب مدد بگیریم.
(صفحه ۱۰۹)
دو نشانه مؤمن
در ابتدای سوره مومنون آمده است که: از نشانه های مؤمن خشوع در نماز و دوری از هر کار لغو است.
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذينَ هُمْ في صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ * وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»
هر کاری که در زندگی ما نمود مثبت نداشته باشد لغو است، یعنی کاری که نه به درد دنیا بخورد و نه به درد آخرت.
کارهای لغو به شدّت تمرکز انسان را گرفته و سبب حواسپرتی می شود و او را از هدف خلقت دور می سازد.
آیت الله بهجت رضوان الله علیه فرمود: «اگر بدانیم اصلاح همه امور به اصلاح عبادت و در رأس آن به اصلاح نماز است که آن هم با خشوع محقق میشود و خشوع هم با اعراض از لغو، کار تمام است».
(صفحه ۱۰۳ و ۱۱۲)
توصیه علامه طباطبایی برای کسب حضور قلب
مردی از علامه طباطبایی رضوان الله علیه سوال کرد «برای اینکه در نماز حضور قلب داشته باشم چه کنم؟» علامه فرمود: «کم حرف بزن»
کم گوی و بجز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی
دادند دو گوش و یک زبانت زآغاز
یعنی دو بشنو و یکی بیش مگوی
ایشان در کلام دیگری فرمودند : «از سکوت آثار گرانبهایی را مشاهده کرده ام. چهل شبانه روز سکوت اختیار کنید و جز در موارد لازم سخن نگویید و به فکر و ذکر خدا مشغول باشید تا برایتان صفا و نورانیت حاصل شود»
(صفحه ۱۱۳)
عوامل حواس پرتی در نماز
در جایی مهمانی بودم صاحبخانه به نماز ایستاد. پسرش در حال تماشای تلویزیون بود. پدرش سرفه کرد. من گفتم : «پسر جان پدرت در حال نماز است. صدای تلویزیون حواسش را پرت کرده و الان هم که سرفه کرد یعنی خواست بفهماند که تلویزیون را خاموش کنید.»
پسر گفت: «نه آقا! پدرم دوتا سرفه کرد، منظورش این بود که بزنم کانال دو. الان فیلم مورد علاقه شروع میشود!!»
یکی از عوامل حواس پرتی، نماز خواندن در محیط شلوغ است. تصاویر تلویزیون، صدای رادیو، گریه کودک، صدای بازی و... بچه ها حواس نمازگزار را به خود مشغول میسازد. [هر چه این عوامل را حذف کنیم حضور قلب بیشتری در نماز خواهیم داشت]
(صفحه ۱۱۵)
مراقبت شرط حضور قلب
آیت الله شیخ عبدالقائم شوشتری فرمود: «مدتی بود که در فکر این بودم از استاد اخلاق هم بپرسم که چرا در نمازهایم توجهام کم شده است؟ نماز ظهر و عصر را خواندم در حالی که حال خوشی در نماز داشتم. غروب به محضر استاد رسیدم بعد از سلام و احوال پرسی بدون اینکه چیزی بپرسم، ایشان فرمود امروز که از صبح حواست به خودت بود و مراقب خودت بودی، دیدی در نماز چه حالی پیدا کردی، اگر در طول روز مراقب خودتان باشید نمازتان درست میشود».
مراقبت از ورود افکار مسموم به ذهنمان، مراقبت از تصاویر نامربوط به قلبمان و در یک کلام مراقبت از هر چیزی که ما را مشغول به غیر خدا می کند در رسیدن به حضور قلب بسیار موثر است. اگر در طول روز مراقب چشم، گوش، زبان و به ویژه قلب خود باشیم در نماز حضور خدا را بیشتر درک خواهیم کرد.
(صفحه ۱۱۶)
چقدر از ترجمه نماز را می دانی؟
نداشتن حضور قلب در نماز معمولاً از آن ناشی میشود که نمازگزار ترجمه جملات نماز را نمی داند و الفاظی که از کودکی آموخته را ـ بدون دانستن معانی آن ـ طوطی وار تکرار می کند.
شیخ بهایی در این باره می فرماید: «سزاوار آن است که نمازگزار معانی اذکار و آنچه در نماز میخواند و نیز معانی ادعیه و تعقیبات آن را ملاحظه نماید... تا ذکر گفتن و دعا خواندن و قرائت کردن او، مجرد حرکت دادن زبان ـ به غیر ملاحظه معانی مقصوده آن ـ نبوده باشد.
(صفحه ۱۲۷)
در ورزشگاه نمان و سریع برگرد
یکی از راهکارهای عملی حضور قلب، این است که به محض متوجه شدن غفلت در بین نماز دیگر آن غفلت را به اختیار خود ادامه ندهیم ، بلکه از آن دوری گزینیم و دوباره به نماز توجه کنیم.
به عنوان مثال اگر جوانی در وسط نماز متوجه شد که فکرش در زمین فوتبال است به محض اینکه متوجه این حواس پرتی شد، همان لحظه از ورزشگاه بیرون بیاید [و به خدا توجه کند] نه اینکه فرصتی طلب کرده آن توپ را به گل تبدیل کند!!!
(صفحه ۱۲۸)
شارژ با مطالعه
باتری برای کارایی مجدد و بیشتر، نیاز به شارژ دارد. ما همیشه حالمان در عبادات یکسان نیست. برای کم نشدن انرژی و حال معنوی باید خود را با مطالعه شارژ نماییم. مطالعه حالات اهل بیت و علما و شهدا در نماز انسان را به عبادت بیشتر میکند.
(صفحه ۱۴۲)
توجه کامل به خدا در نماز
حجت الاسلام والمسلمین راشد یزدی فرمودند: موقعی که در ایرانشهر در محضر آیت الله خامنه ای در تبعید بودم، روزی عده ای از علما از قم برای ملاقات ایشان آمده بودند، وقت نماز همه برای اقامه نماز جماعت به امامت معظم له آماده شدند. همین طور که نماز جماعت بر پا بود، ناگهان بزغاله ای وارد اتاق شد و شروع کرد به این طرف و آن طرف پریدن و در آخر، سجاده یکی از نمازگزاران را برداشت و با خود برد.
چند نفر از نمازگزاران به کلی آرامش شان به هم خورد و خندیدند که یکی از آنها من بودم و از خنده ما دیگران نیز به غیر از حضرت آیت الله خامنه ای خندیدند . ولی آقا نمازشان را بدون هیچگونه حرکت اضافی به پایان رساندند . بعد از نماز از آقا پرسیدم که شما چطور توانستید نمازتان را ادامه دهید؟ آقا فرمودند: در مورد چی؟ عرض کردم: به خاطر بزغاله ای که وارد اتاق شده بود . آقا فرمودند: ذره ای از این جریان را متوجه نشدم!!
(صفحه ۱۴۴)
تنبیه نفس به خاطر حواس پرتی در نماز
گفتم: «امروز دربی پایتخت است بیا خانه ما تا با هم تماشا کنیم» خندید و گفت : «کمیته انضباطی مرا از دیدن این بازی محروم کرده است!» با تعجب پرسیدم: «کمیته انضباطی؟»
گفت: «پریروز که نماز می خواندم در نماز مدام به فکر بازی دربی بودم بعد از نماز خیلی خجالت کشیدم و با خودم گفتم این نماز بود یا فوتبال؟ برای اینکه دیگر در نماز حواسمان به فوتبال نرود خودم را جریمه کردم و عهد بستم که این دربی را نبینم!!»
از همتش خوشم آمد. خندیدم و گفتم: «من اگر بخواهم به خاطر فکرهایی که در نمازم میآید خودم را جریمه کنم، از زندگی ساقط می شوم!!»
نفس انسان سرکش است اگر مهار نگردد افسارگسیخته آینده را به تباهی می کشاند، تنبیه نفس را رام کرده به اصلاح می رساند.
(صفحه ۱۴۶)
ﭽ گلچین مطالب نمازی کتاب کیمیای محبت ؛ شرح حال شیخ رجبعلی خیاط ؛ محمدی ری شهریﭼ
اخلاص حتی در مقدمات نماز
جناب شیخ رجبعلی خیاط میگوید : «نفس اُعجوبه است شبی دیدم حجاب دارم [منظور، حجاب نفس و تاریکی باطن است] و طبق معمول نمی توانم حضور پیدا کنم، ریشه یابی کردم، با تقاضای عاجزانه متوجه شدم که از روز گذشته که یکی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم من برای خوشایند او هنگامنماز عبای خود را به دوش انداختم!... » (خدا دوست ندارد حتی مقدمات نماز مثل عبا انداختن برای غیر او باشد)[1]
(صفحه 31)
پاداش آموزش نماز
یکی از دوستان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند که ایشان فرمود:
«در مسجد جمعه تهران شب ها می نشستم و حمد و سوره مردم را درست می کردم، شبی دو بچه با هم دعوا می کردند، یکی از آنها که مغلوب شد برای اینکه کتک نخورد آمد پهلوی من نشست،
من از فرصت استفاده کردم و حمد و سوره اش را پرسیدم و این کار آن شب همه وقت مرا گرفت. شب بعد درویشی نزد من آمد و گفت : من علم کیمیا، سیمیا، هیمیا و لیمیا دارم و آمادهام به شما بدهم، مشروط به اینکه ثواب کار دیشب خود را به من بدهی!
به او پاسخ دادم: نه اگر اینها به درد میخورد به من نمی دادی!!»
(صفحه ۴7)
[1] امیرالمؤمنین فرمودند قبل از شروع نماز بگو : همانا نمازم و عبادتم و زندگیم و مرگم برای خدای ربالعالمین است، که او تنهاست و شریکی ندارد و به این امر شدهام و من از مسلمانانم.
«إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» وَحْدَهُ «لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا» مِنَ الْمُسْلِمِينَ. (دعائم الإسلام، ج1، ص157)
امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردهاند که بدرستی که شرک مخفیتر از حرکت آرام مورچه بر صخرهای سیاه در شبی ظلمانی است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قال ... عَنْ النَّبِيِّ :إِنَّ الشِّرْكَ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ عَلَى صَفَاةٍ سَوْدَاءَ فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاء. (تفسير القمي، ج1، ص213)