نماز ظالمانه نخوان

يكی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیاط نقل كرده است: مدتی مشغول رياضت بودم و با كناره گيری از همسر علويه‌ام، در اتاقی جداگانه مشغول ذكر و [نماز ] می‌شدم و همان جا می‌خوابيدم، پس از چهار پنج ماه، يكی از دوستان مشترك، مرا به ديدن جناب شيخ برد، پس از دقّ الباب، به محض اين كه شيخ مرا مشاهده كرد، بدون مقدمه گفت:

« می‌خواهی بگويم؟! »

من سرم را پايين انداختم، بعد شيخ متذكر شد كه:

« اين چه رفتاری است با همسرت كرده و او را ترك كرده‌ای؟ ... اين رياضت‌ها و اذكار را بزن گاراژ! [از این کار دست بردار] يك جعبه شيرينی بگير و برو پيش عيالت، نماز را سر وقت بخوان با تعقيبات معموله. »

(صفحه ۴۸)


معنای لا اله الا الله

شیخ رجبعلی خیاط می‌ فرمود: نخستین سخن همه پیامبران کلمه «لا اِله اِلّا اللّه» بوده است، تا انسان حقیقت توحید را درد نکند و باور نکند که در وجود چیزی جز خداوند منشأ اثر نیست و همه چیز جز ذات مقدس حق فانی است، به کمالات انسانی دست نخواهد یافت...

وقتی می گوییم «لا اِله اِلّا اللّه» باید راست بگوییم.

تا انسان خدایان دروغین را کنار نگذارد نمی‌تواند موحد باشد و در گفتن «لا اِله اِلّا اللّه» راستگو باشد چیزی است که دل انسان را برُباید، هر چیزی که دل او را ربود خدای اوست.

وقتی می گوییم «لا اِله اِلّا اللّه» باید حیران او باشیم.

(صفحه ۱۴۳)


هم دنیا بخواه هم آخرت

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی میلانی فرزند آیت الله میلانی تعریف می کند در جریان دیداری که با شیخ رجبعلی خیاط داشتم در خاطرم گذشت آیا می شود انسان هم دنیا داشته باشد و هم آخرت؟

ایشان بدون مقدمه رو به این جانب کرد و فرمود این دعا را زیاد بخوان : «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً»

پروردگارا! در دنيا به ما خوبی عطا كن و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما .

(صفحه ۱۴۹)


وقت ملاقات با محبوب

شیخ رجبعلی خیاط می‌فرمود: «در بیداری سحر و ثُلثِ [یک سوم] آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهید از گدایی سحرها می توان حاصل نمود...

عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چیزی نمی‌خواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال هنگام سحر است.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یُمن دعای شب و ورد سحری بود

(صفحه ۱۹۷)


راه لذت بردن از نماز

جناب شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود که راه انس با خدا، احسان به خلق است و در این باره می فرمود:

«اگر می‌خواهی از خدا بهره‌مند شوی و از اُنس و مناجاتش حظّی [نسیبی] داشته باشی احسان به خلق کن.

(صفحه ۲۰۰)


هدفت از نماز چیست؟

جناب شیخ رجبعلی خیاط برای تفهیم مطالب عرفانی تمثیلات ساده و لطیفی بیان می‌فرمودند، مثلاً می‌گفتند:

عاشقی در خانه معشوقش را زد ، معشوق پرسید: نان می خواهی؟

گفت: نه.

گفت: آب می خواهی؟

گفت: نه.

گفت: پس چه می‌خواهی؟

گفت: من تو را می‌خواهم.

رفقا! باید صاحب‌خانه را دوست داشت نه آش و پلوی او را،

به قول سعدی:

گر از دوست چشمت بر احسان اوست تو در بند خویشی نه دربند دوست

این شعر را برای ما می خواندند و می گفتند : «فقط باید خدا را بخواهید و هر کاری می‌کنید فقط برای او انجام دهید عاشق خود او باشید و حتی برای ثواب هم او را عبادت نکنید [ نماز را فقط برای خدا بخوان نه برای پاداش و بهشت ]

(صفحه ۲۰۲)


نماز خائفانه بخوان

خداوند در توصیف نماز شب خوان‌ها می‌فرماید : نماز شان با خوف و ترس است. (تَتَجَافَی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَ طَمَعًا ؛ سجده آیه ۱۶) آیا می‌دانید آنها از چه چیزی می‌ترسند؟

شیخ رجبعلی خیاط در توضیح این آیه فرمودند: خوف و طمع در این آیه خوف از فراق است و طمع وصال مانند امیرالمؤمنین علیه السلام که در دعای کمیل می فرماید گیرم که بر عذاب جهنم تحمل کنم اما چگونه بر جدایی تو تاب بیاورم؟ (فَهَبْنِي يَا إِلَهِي ... صَبَرْتُ‏ عَلَى‏ عَذَابِكَ‏ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ)

همچنین یکی از شاگردان این عارف بزرگ می‌گوید روزی ایشان به من گفت:

«فلانی! عروس خود را برای که آرایش می‌کند؟» عرض کردم : برای داماد

فرمود: «فهمیدی؟» سکوت کردم.

فرمود: شب زفاف فامیل عروس تلاش می‌کنند او را به بهترین شکل آرایش کنند تا مورد پسند داماد واقع شود، ولی عروس در باطن یک نگرانی دارد که دیگران متوجه نیستند، نگرانی این است که اگر در شب وصال نتوانست نظر داماد را جلب کند یا داماد حالت انزجاری از او پیدا کند، چه کند؟

بنده که نمی‌داند [نماز و ] کارهای او مورد قبول خداوند متعال واقع شده است یا نه، چگونه می‌تواند خائف و نگران نباشد؟! آیا تو خود را برای «او» آراسته می‌کنی یا برای «خود» و برای وجهه پیدا کردن میان مردم؟

[برخی] اموات وقتی مُردند می‌گویند : خدایا مرا برگردان تا عمل صالح انجام دهم. عمل صالح آن است که خدا بپسندند نه اینکه نفس تو آن را امضا کند.

[ بنابراین ایشان برای خوف نمازگزاران دو علت بیان کردند؛ یکی ترس از فراق و جدایی و دیگری ترس از مورد پسند نبودن نماز در درگاه خدا]

(صفحه ۲۳۶)


نماز مؤدبانه بخوان

جناب شيخ رجبعلی خیاط درباره ادب حضور در نماز می‌فرمايد:

« شيطان هميشه می‌آيد سراغ انسان، يادت باشد كه توجه خود را از خدا قطع نكن، در نماز مؤدب باش، در نماز بايد همانند هنگامی كه در برابر شخصيت بزرگی خبردار ايستاده‌ای باشی، به گونه‌ای كه اگر سوزن هم به تو بزنند تكان نخوری! »

باری، جناب شيخ معتقد بود كه هر حركتی خلاف ادب در محضر آفريدگار، معلول وسوسه شيطان است و می‌فرمود:

« شيطان را ديدم بر جايی كه انسان در نماز می‌خاراند، بوسه می‌زند »!!

(صفحه ۲۲۳)


خشم، آفت نماز

از جناب شيخ رجبعلی خیاط نقل شده‌است كه:

« شبی حوالی غروب از نزديك مسجدی در اوايل خيابان سیروس تهران عبور می‌كردم ـ برای درك فضيلت نماز اول وقت ـ وارد شبستان مسجد شدم ديدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سر او را گرفته، پيش خود فكر كردم كه بعد از نماز با او مأنوس شوم ببينم چه خصوصياتی دارد كه چنين حالتی در نماز برای او پديدار است.

پس از پايان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزديك درب مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگويی پيدا كرد و به او پرخاش كرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانيت ديدم آن هاله نور از روی سرش محو شد! »

(صفحه ۲۲۶)


ﭽ گلچین مطالب نمازی کتاب مادر آفتاب ؛ روایت داستانی زندگی حضرت زهراء 3

نویسنده : مهرالسادات معرک نژاد


هدیه پیامبر 9

رفت مسجد. پیامبر 9با اصحاب گفت و گپ می کردند.

حیا کرد حاجتش را بگوید. برگشت.

پیامبر 9آمد خانه شان. گفت: «فاطمه جان! آمده بودی مسجد کاری داشتی؟»

باز هم حیا کرد بگوید؛ علی 7 به جایش گفت: فاطمه 3 در خانه خیلی اذیت می شود. من به او گفتم چرا از پدرت نمی خواهی برای مان خادم بگیرد؟»

پیامبر 9جواب داد: « أَ لَا أُعَلِّمُكُمَا مَا هُوَ خَيْرٌ لَكُمَا مِنَ الْخَادِم‏؟ چیزی بهتان یاد می دهم که از خادم بهتر باشد. موقع خواب ۳۴ مرتبه الله اکبر ، ۳۳ مرتبه الحمدُلله ، ۳۳ مرتبه سُبحانَ الله بگویید.»

راضی ام به رضای خدا و رسولش. این را فاطمه 3 گفت؛ سه بار.

(گفتن این تسبیحات هنگام خواب و در تعقیبات نماز سفارش شده است)

(ص ۳۱. برگرفته از وسائل الشیعه ، ج ۶ ، ص ۴۴۶)


انگشتر نماز

انگشتری که در نماز دستش می کرد، از نقره بود. روی نگینش نوشته شده بود: «أمِنَ المُتَوَکّلون» توکل کنندگان در امانند.

(ص۵۵. برگرفته از بحارالانوار ، ج ۴۳ ، ص ۹)


اول همسایه

شب جمعه. از اول شب نشسته بود نماز مادرش را نگاه می کرد.

رکوع، سجده و قنوتش را. به همه مومنان دعا می کرد.

این مرد و زن را یک یک به زبان آورد و برایشان دعا کرد خیلی.

صبح پرسید: «مادر جان! چرا تمام شب برای دیگران دعا کردی اما برای خودت نه؟»

فاطمه 3 گفت: «پسرم الجار ثُمّ الدار! اول همسایه سپس خانه!»

(ص ۶۱. برگرفته از بحارالانوار ، ج ۴۳ ، ص ۸۲)


لرزش بدن

پسرش این صحنه را دیده بود. بارها و بارها.

می دانست سجده و رکوعش چقدر طول می کشد هر بار.

باز اما می نشست، نگاه می کرد.

از بس می ایستاد نماز می خواند، پاهایش ورم کرده بود.

وقتی با خدا حرف می زد، به نفس نفس می افتاد و تمام بدنش می لرزید.

حتی آنها هم که خودشان را عابد زمانه می دانستند، می گفتند: عابدتر از فاطمه 3، کسی دیگر در این امّت نیامده.

(ص ۶۲. برگرفته از بحارالانوار ، ج ۴۳ ، ص ۸۴)


اولین تسبیح تربت

تسبیحش، در ابتدا تنها یک ریسمان پشمی بود که سی و چهار گره رویش زده شده بود.

می گرفت دستش و با آن الله اکبر و سُبحانَ الله می گفت.

حمزه 7 که در احد شهید شد، پیامبر 9 به دخترش گفت:

«عموی پدرت سرور همه شهیدان است بجز انبیاء و اوصیاء.»

فاطمه 3 می نشست سر قبر حمزه7، با تربتش تسبیح درست می کرد.

اولین بار بود کسی تسبیح تربت می ساخت.

سرور جوانان بهشت که در کربلا به شهادت رسید، دختران بنی هاشم از تربت حسین 7 تسبیح درست می کردند.

از مادرشان یاد گرفته بودند.

(ص ۶۳. برگرفته از بحارالانوار ، ج ۸۲ ، ص ۳۳۳)


نور نماز

تعجب کرده بودند.

هر روز صبح، وقتی هنوز توی رختخواب شان خوابیده بودند، نور درخشانی می آمد و در و دیوار خانه شان را سفید می کرد. مانده بودند این دیگر چیست؟

رفتند پیش پیامبر 9. فرستادشان در خانه فاطمه 3 ؛ دیدند فاطمه 3 نشسته بر سجاده ی نماز، صورتش مثل خورشید می درخشد و همه جا را نورانی می کند.

تنها صبح نبود؛ ظهرها و عصرها هم.

(ص ۶۷. برگرفته از بحارالانوار ، ج ۴۳ ، ص ۱۱)


ﭽ گلچین مطالب نمازی کشکول فرحزاد ؛ جلد 1 و 2 ؛ استاد فرحزادﭼ


استغفار برای دیگران

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌فرمود: بیشتر حُزن و اندوه دوستان خدا، مال گناهان است که برای رفع آن باید برای آن‌ها استغفار کنند. هرجا که غصه دار شدی استغفار کن.

استغفار امان انسان است. به این کاری نداشته باش که چرا محزون شده ای، چه کسی اذیتت کرده باشند و چه گناهی کرده باشی.

محزون که شدی استغفار کن. چه غم خود را داشته باشی و چه غم مؤمنین را، استغفار غم‌ها را از بین می‌برد. [در روایات هفتاد بار استغفار در تعقیبات نماز عصر و هفتاد بار در قنوت نماز وتر سفارش شده است]

[جلد 1 ؛ صفحه ۲۹]


اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ

برای گناهان دوستانتان روزی هفتاد بار استغفار کنید و الا راه تان مسدود خواهد بود. وقتی استغفار کنی دورت خلوت می‌شود.

حق رفیق مؤمنت بر تو این است که تو برای او استغفار نمایی و او هم برای تو. ما باید بار گناه رفقایمان را تحمل کنیم و در درگاه حق تعالی برای آن‌ها شفاعت و عذرخواهی کنیم.

دو رکعت نماز بخوان و به خداوند عرض کن: خدایا، هر کس به من بدی کرده را بخشیدم، تو هم مرا ببخش. آن وقت ببین خدا با تو چه کار می‌کند.

برای امواتتان استغفار کنید. شجره خود را به یاد بیاورید و برای ایشان طلب مغفرت کنید تا کارتان راه بیفتد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس در هر روز، 25 مرتبه بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ «بار خدايا! مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان مسلمان را بيامرز»، خداوند به عدد هر مؤمنى كه در گذشته و هر مؤمنى كه تا روز قيامت خواهد آمد، يك ثواب برايش مى‏نويسد و يك گناه از او مى‏زدايد و يك درجه بر او مى‏افزايد. (كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِعَدَدِ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَضَى وَ بِعَدَدِ كُلِّ مُؤْمِنٍ‏ بَقِيَ‏ إِلَى‏ يَوْمِ‏ الْقِيَامَةِ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً) (أمالي شیخ صدوق ، ص 379)

[مناسب است در قنوت و تعقیبات نمازهای روزانه این دعا را بخوانیم]

[جلد 1 ؛ صفحه ۳۰]


آیا خدا به نماز ما نیاز دارد؟

يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميد (فاطر : آیه 15)

اى مردم! اين شماييد كه به خداوند نياز داريد و (تنها) خداوند، بى‏نياز و ستایش شده است.

من نکردم خلق تا سودی کنم

بلکه تا بر بندگان جودی کنم

من نگردم پاک از تسبیحشان

پاک هم ایشان شوند و دُرفشان

گر نماز و روزه ات فرموده‌ام

ره به سوی خویشتن بنموده‌ام

[جلد 1 ؛ صفحه ۴۷ ، از مثنوی معنوی، دفتر دوم]


برکت خدا در نماز و لعنت خدا در ترک نماز

امام رضا علیه السلام فرمودند:

«أَوْحَى اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- إِلى‏ نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ: إِذَا أُطِعْتُ رَضِيتُ، وَ إِذَا رَضِيتُ بَارَكْتُ‏، وَ لَيْسَ لِبَرَكَتِي نِهَايَةٌ، وَ إِذَا عُصِيتُ‏ غَضِبْتُ، وَ إِذَا غَضِبْتُ لَعَنْتُ؛ وَ لَعْنَتِي تَبْلُغُ السَّابِعَ مِنَ الْوَرَاءِ». [الکافی، ج ۲، ص ۲۷۵]

خدای عزّ و جلّ به یکی از پیغمبران وحی فرمود: هرگاه اطاعت شوم، راضی گردم. و چون راضی شوم، برکت دهم. و برکت من بی پایان است. و هرگاه نافرمانی شوم، خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.

[خداوند با خواندن نماز اطاعت می شود و با ترک آن خشمگین می شود، البته اگر فرزندان اهل عبادت خدا باشند لعنت شامل حال آنها نمی شود. ممکن است یکی از معانی لعنت خدا، گرفتاری ها و مشکلات برای فرزندان باشد هر چند خدا در عوض آن مشکلات به آنها درجه می دهد]

[جلد 1 ؛ صفحه ۸۲]


نگاهی به بالا

روزی مهندس ساختمانی از طبقه ششم می‌خواست که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا می‌زند، اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود.

به ناچار، یک تراول پنجاه هزار تومانی به پایین می‌اندازد تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند. کارگر تراول را برمی دارد و تو جیبش می‌گذارد و بدون این که بالا را نگاه کند مشغول کارش می‌شود.

بار دوم مهندس چند تراول به پایین می‌اندازد. و دوباره کارگر بدون این که بالا را نگاه کند، آن‌ها را بر می‌دارد و در جیبش می‌گذارد!

بار سوم مهندس سنگ کوچکی را پایین می‌اندازد و سنگ به سر کارگر می‌خورد.

در این لحظه کارگر سرش را بلند می‌کند و بالا را نگاه می‌کند و مهندس کارش را به او می‌گوید.

این داستان همان داستان زندگی انسان است. خدای مهربان همیشه نعمت‌ها را برای ما می‌فرستد، اما ما سپاسگزار نیستیم. اما وقتی سنگ کوچکی بر سرمان می‌افتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگی اند، به خداوند روی می‌آوریم. [وقتی بنده با نعمت از خدا فرار می کند و به سراغ نماز و ارتباط با خدا نمی آید خداوند با گرفتاری او را به سوی خود می کشد]

پس سعی کنیم هر زمان که از پروردگارمان نعمتی به ما رسید با عبادت [و نماز] به او توجه کنیم و سپاسگزار باشیم، قبل از این که سنگی بر سرمان بیفتد.

[جلد 1 ؛ صفحه ۸۷]


إیّاکَ نَعبُدُ وَ إیّاکَ نَستَعین

مرحوم آیت الله بهاء الدینی رضوان الله علیه می‌فرمود: وقتی می‌گویی «إیّاکَ نَعبد و إیّاک نَستَعین» ، اگر از ماسِوَی الله منقطع باشی، راست گفته ای؛ ولی اگر در ذهنت این باشد که زید و عمرو و بکر را داریم، [آنها مشکلم را حل می کنند، در نماز] یک مشت دروغ گفته ای. [درخواست از دیگران اشکال ندارد به شرط آنکه آنها را حلّال مشکلات ندانیم بلکه واسطه بدانیم، مثل وقتی که از ارباب می خواهیم که کارگری برای خانه درست کردن برای ما بفرستند و او غلامش را می فرستد. از غلام تشکر می کنیم ولی او را واسطه می دانیم]

[نماز برای انسان سازی است ، اما] دروغ [داخل نماز] آدم را نمی سازد. خدا همه را توفیق خودسازی بدهد، وگرنه اوضاع خراب است.

[جلد 1 ؛ صفحه ۱۱۳]