گلچین مطالب نمازی کتاب نکات ناب اخلاقی؛ محمود اکبری
گلچین مطالب نمازی کتاب نکات ناب اخلاقی؛ محمود اکبری
آسايش امروز آرامش فردا
بسيارى از مردم براى آسايش فرداى خود به دنبال پس انداز، بيمه و ... هستند. سؤال اين است كه براى آسايش فرداى قيامت چه چيزى بايد پس انداز كنيم؟
(در سوره رعد آیه 28 خداوند می فرماید آرامش با یاد خداست : أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب و می دانیم که نماز های پنجگانه یادِ واجب خداوند در هر روز است. همچنین پیامبر اکرم 9 فرمودند که نماز کلید بهشت است (مِفْتَاحُ الْجَنَّةِ الصَّلَاةُ. عوالي اللئالي ؛ ج1 ؛ ص322 ) آن بهشتی که آسایش همیشگی برای انسان ها دارد. پس می توان گفت که : نماز آرامش امروز و آسایش فردای ماست. )
(ص 17)
سودمندى نماز
يكى از بزرگان معرفت را پس از مرگش در خواب ديدند و از او پرسيدند كه پروردگارت با تو چه كرد؟
گفت: آن اِشارات پريد، عبارات نابود شد، دانشها از ياد رفت و رسمها به كهنگى گراييد و جز چند ركعت نمازى كه در دل شب خوانده بودم، چيزى سودمند نيفتاد.
(ص 23)
گذشت بىنظير
مردى به محضر امام صادق 7 آمد و عرض كرد: فلانى! (پسر عمويت) از شما سخن گفت و هيچ بدگويى و شماتتى را فروگذار نكرد.
امام صادق 7 تجديد وضو كرد و به نماز ايستاد.
آن مرد مىگويد: با خود گفتم: امام مىخواهد او را نفرين كند. ولى ديدم دو ركعت نماز خواند و گفت: «بار الها! من از حق خودم در مورد او گذشتم و تو از من بخشندهتر و كريمترى، درخواست دارم او را ببخشى و براى اهانتى كه به من نموده است، مؤاخذه ننمايى!»
آن حضرت در حالى كه پرده اشكى روى چشمش بود، پيوسته براى مغفرت او دعا مىكرد و من با شگفتى ناظر آن جريان بودم. (مكارم الاخلاق، ج 1، ص 345.) [1]
(ص 27)
توجّه و مراقبه
آية اللّه امينى 1 مىفرمود: در اواخر عمر شريف علّامه طباطبايى 1 به محضر ايشان مشرّف شدم و از ايشان پرسيدم براى توجّه به خدا و حضور قلب در نماز چه راهى را توصيه مىفرماييد؟ ايشان با آهنگى بسيار ضعيف كه به سختى شنيده مىشد فرمود: توجّه و مراقبه و اين جمله را 10 بار تكرار نمود.
(ص 29)
محک ايمان
گاهى انسان در فكر مىرود كه آيا ايمان دارم يا نه؟ اگر مرگم رسيد مؤمنم يا نه؟! سخن امام صادق 7 محك خوبى براى اين است كه انسان بفهمد از نخستين درجه ايمان بهرهاى دارد يا نه! حضرت مىفرمايد: «مَنْ سَرَّتْهُ حَسَنَتُهُ وَ سَاءَتْهُ سَيِّئَتُهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ» (الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج2 ؛ ص232.) «هر كس گناهش او را ناراحت كرد و كار نيكش او را شادمان ساخت، مؤمن است» معلوم مىشود كه او ثواب و عقاب را باور دارد. (اگر از قضا شدن نمازت بویژه نماز صبح ناراحت می شوی، بدان که مؤمن هستی)
(ص 36)
جامعه جامعه
سيد احمد رشتى 1 مىگويد: در سفر حج خدمت امام عصر 7 مشرّف شدم آن حضرت فرمود: چرا شما نمازِ نافله نمىخوانيد؟
«نافله نافله نافله» (برخی گفته منظور حضرت نماز شب بوده است.) سپس فرمود: چرا شما زيارت عاشورا نمىخوانيد؟ و فرمود: «عاشورا عاشورا عاشورا»
بار ديگر فرمود: چرا شما زيارت جامعه (کبیره) نمىخوانيد؟ «جامعه جامعه جامعه.» (نجم الثاقب، ص 465.)
(ص 44)
اسكناس پاره
اگر در يك بسته پول، يك اسكناس پاره باشد قبول مىكنند ولى يك اسكناس پاره را به تنهايى كسى قبول نمىكند.
در نماز جماعت هم، نماز ناقصِ فرد در جمع قبول مىشود ولى به تنهايى قبول نمىشود همانطور كه اگر در مسجدى چند لامپ باشد اگر يكى بسوزد باز روشنى وجود دارد بر خلاف جايى كه يك لامپ باشد و بسوزد.
(ص 56)
نماز و منكرات
جهان طبيعت، جهان تأثير و تأثّر متقابل است، همان طورى كه نماز از فحشا و منكرات جلوگيرى مىكند؛ فحشا و منكرات هم ازنماز جلوگيرى مىكند «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ» (عنكبوت/ 45.) كسى كه اهل فحشا و منكر است توفيق خواندن نماز ندارد. اينها يك تضاد متقابل دارند، ممكن نيست نماز جلوى فحشا را بگيرد؛ ولى فحشا اثر منفى در نماز نگذارد. همان طور كه نمازگزار از فحشا منزه است، انسان آلوده هم توفيق انجام دادن نماز را ندارد. اگر نمازى جلوى معصيت را مىگيرد، معصيت هم توفيق نمازگزاردن راسلب مىكند، نمىگذارد انسان نماز بخواند يا اگر هم نماز خواند، فقط براى اداى تكليف است. كسى كه از نماز لذت نبرد اهل نماز نيست. (آية اللّه جوادى آملى نكتههاى نورانى، ص 33.)
(ص 61)
آخرين سخنها
برخى از اعداميان در آخرين سخنان خود جملههاى مفيدى از خود به يادگار گذاشتهاند. مثلاً: نماز را رها كردم به اينجا رسيدم. آخر خلافها چوبه دار است. وقتى انسان از ياد خدا غافل شد، سرنوشتش همين است. مرا دوست به اين سرنوشت كشاند، دوست، دوست، دوست.
(ص 79)
آخرین سخن پیامبر اکرم 9
جابر بن عبدا ... انصارى مىگويد: از حضرت على 7 سؤال شد آخرين سخن رسولخدا 9 در دنیا چه بود؟ حضرت فرمود: «الصلاة، الصلاة» نماز نماز.
(ص 87 به نقل از المراجعات، ص 76.)
عمل براى آخرت
كشتى را روی خشکی درست مىكنند، در دريا استفاده مىكنند؛ هواپيما را روى زمين مىسازند، در آسمان استفاده مىكنند؛ نماز را اينجا مىخوانند در آخرت از آن استفاده مىكنند.
(ص 90)
راه رشد مردان الهى
مردان بزرگ در سايه گذشت رشد كردهاند.
گذشت ازمال؛ (انسان/ 8.) امام حسن 7 چندين بار مال خود را بين فقرا تقسيم كرد.
گذشت از فرزند؛ حضرت ابراهيم 7 از فرزند گذشت. (صافات/ 102.) امام حسين 7 از هستى خود گذشت.
گذشت ازشهوت؛ حضرت يوسف 7 از شهوت گذشت.( يوسف/ 23.) ابن سيرين از شهوت گذشت.
گذشت از بدىها؛ پيامبر اسلام 9عفو عمومى اعلام نمود و همه كسانىكه به او و اطرافيانش بدى كرده بودند بخشيد. حضرت يوسف 7 برادران خود را بخشيد و به آنها فرمود: لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ (يوسف/ 92.)
گذشت از خواب؛ مردان الهى با شب زندهدارى به مقام قرب الهى رسيدهاند.( سجده/ 16.)
(نماز شب تمرین گذشت از خواب است و نماز روزانه تمرین گذشت از کاسبی و کلاس و فیلم و... است، در هر حالی هستی بگذر و به ملاقات خدا برو)
(ص 91)
به مسجد نمی روم چون نمی توانم بیمار داخل خانه را تنها بگذارم، آیا خدا پاداش نماز در مسجد را به من می دهد؟
شخصى به نام مرازم گويد با شخصى به نام محمد بن مصادف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيدم، بيمار شدم. او مرتّب مرا تنها مىگذاشت و به مسجد مىرفت. هنگامى كه خدمت امام صادق 7 رسيد، حضرت به او فرمود:
قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاتِكَ فِي الْمَسْجِد. (كافى، ج 4، ص 27.) نشستن تو در كنار او، بهتر از نماز خواندن در مسجد است.
(ص 99)
غبط مردگان
رسول خدا 9 فرمود: هر شبى كه مىگذرد ملك الموت ندا مىدهد: اى مردگان امروز بر چه كسى غبطه مىخوريد، در صورتى كه شما ترس و وحشت عالم پس از مرگ را ديديد؟ مىگويند: غبطه ما بر اين است كه مؤمنين در مسجدهايشان نماز مىخوانند و ما زنده نيستيم كه در مسجد نماز بخوانيم و زكات مىدهند و ما نمىتوانيم بدهيم و ماه رمضان را روزه مىگيرند و ما نمىتوانيم بگيريم و ذكر خدا مىگويند و ما نمىتوانيم بگوييم، واى بر ما و آنچه در دنيا از دست داديم.
مَا مِنْ لَيْلَةٍ إِلَّا وَ مَلَكُ الْمَوْتِ يُنَادِي يَا أَهْلَ الْقُبُورِ لِمَنْ تَغْبِطُونَ الْيَوْمَ وَ قَدْ عَايَنْتُمْ هَوْلَ الْمُطَّلِعِ فَيَقُولُ الْمَوْتَى إِنَّمَا نَغْبِطُ المؤمنون فِي مَسَاجِدِهِمْ لِأَنَّهُمْ يُصَلُّونَ وَ لَا نُصَلِّي وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ لَا نُزَكِّي وَ يَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لَا نَصُومُ وَ يَتَصَدَّقُونَ بِمَا فَضَلَ عَنْ عِيَالِهِمْ وَ نَحْنُ لَا نَتَصَدَّق. (ارشاد القلوب، ج 1، ص 53.)
(ص 107)
مردم و شباهتها
پيامبر 9 فرمود:
امت من سه دستهاند: جمعى شباهت به انبيا دارند وجمعى شباهت به ملائكه و جمعى شباهت به حيوانات. اما آنها كه شباهت به پيامبران دارند كسانى هستند كه همّ و غمّ آنها نماز (سخن گفتن با خدا) و صدقه (نیکی به مردم) و جمعى كه شباهت به ملائكه دارند همّتشان ذکرِ «سُبحانَ الله» و «لا اِلهَ اِلاّ اللّه» و «اللهُ اَكبر» گفتن است و جمعى كه شباهت به حيوانات دارند كسانى هستند كه نهایت آرزویشان به خوردن و نوشیدن و خواب است.
أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ صِنْفٌ يُشْبِهُونَ بِالْأَنْبِيَاءِ وَصِنْفٌ يُشْبِهُونَ بِالْمَلَائِكَةِ وَ صِنْفٌ يُشْبِهُونَ بِالْبَهَائِمِ أَمَّا الَّذِينَ يُشْبِهُونَ بِالْأَنْبِيَاءِ فَهِمَّتُهُمُ الصَّلَاةُ وَ الزَّكَاةُ وَ أَمَّا الَّذِينَ يُشْبِهُونَ بِالْمَلَائِكَةِ فَهِمَّتُهُمُ التَّسْبِيحُ وَ التَّهْلِيلُ وَ التَّكْبِيرُ وَ أَمَّا الَّذِينَ يُشْبِهُونَ بِالْبَهَائِمِ فَهِمَّتُهُمُ الْأَكْلُ وَ الشُّرْبُ وَ النَّوْم. (جامع الاخبار، ص 101.)
(ص 152)
ﭽ گلچین کتاب نماز الهی و شیطانی ؛ استاد انصاریان ﭼ
نماز شاخ دار!
وقتی که قرآن میگوید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ» وای بر نمازگزاران! [ماعون: ۴] معلوم میشود که علتش [نماز نیست، بلکه] خود نمازگزار است؛ چون نمی گوید: «فَوَیْلٌ لِلْصَلَوۀِ» وای بر نماز! بلکه میگوید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ».
حضرت حق میگوید: من موادی را به تو دادهام که عبارت اند از: تکبیرۀ الاحرام، حمد، سوره، رکوع، سجود، تشهّد و تعداد رکعات، و تو باید این عناصر را با معرفت، با نیت خالص، با عشق به بندگی، تبدیل به یک صورت و یک سیرت کامل بکنی تا بشود این عمل را منِ خداوند به عنوان نماز بپذیرم.
ولی اگر مکلّف آلوده به شرک بود؛ آلوده به نفاق بود؛ آلوده به ریا بود؛ آلوده به اغراض شهوانی و مالی بود، دیگر قلمی ندارد که سیرت و صورت این نماز را کامل بکند و قابل عرضه به پیشگاه من کند؛ یعنی یک غیر نقاش آمده، نمازی را نقاشی کرده و به جای این که نقشی زیبا بسازد، یک هیولا ساخته است؛ دیو کشیده است و اسمش را نماز گذاشته.
در مشهد یک نفر [مورد اعتماد بنده] میگفت: شبی در عالم رؤیا، جوانی را دیدم که نسبتاً زیبا بود، امّا دو شاخ، مثل دو شاخ گاو، بر روی کله اش بود.
خیلی من را بهت زده کرد. این همه زیبایی و طراوات، و این تناسب اندام، چرا روی کلۀ این جوان، دو شاخ است؟ چون داشتن شاخ، متعلّق به حیوانات است.
به او گفتم، حیف از آن زیبایی، و این دو شاخ! جوان گفت: والله این شاخها متعلّق به من نیست، متعلّق به تو است که بر روی کلۀ من گذاشتی. من نماز تو هستم و امشب در نماز مغربت این عیبها را داشتی، و آن عیب ها، این شاخی است که با چشمت داری میبینی. فکر میکنی خدا من را با این دو شاخ چند بخرد؟ معلوم است، هیچی!!
[بنابراین ریا، نفاق و غرض شهوانی باطن نماز ما را زشت و بی ارزش می کند]
(خلاصهای از صفحه ۱۱ تا ۱۳)
نماز آخوند کاشی
[خدا] نماز آخوند کاشی را از شما [جوانان] نمی خواهد که شصت سال هم در زمستان و هم درتابستان، در حجره اش و در ایوان مدرسۀ صدر اصفهان، وقتی نماز میخواند، در نماز از دنیا جدای جدا میشد، و بعد از تمام شدن نماز، باید میرفت پیراهنش را که بر اثر کثرت گریه خیس شده بود، عوض میکرد، هم در نماز ظهرش، هم در نماز عصرش، هم در نماز مغربش و هم در نماز عشایش.
در نماز شبش در مدرسۀ صدر، بعد از وتر، وقتی به سجده رفت و با آن حالش گفت: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَة وَ الرُّوحِ» [سید بن طاووس، اقبال، ج۳، ص۱۸۵] تمام آجرها، دیوارها، برگها و درختهای مدسه، هم آن ها، به دنبال آخوند داشتند میگفتند، «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ... » ، یک نفر [طلاب مدرسه وقتی] این تسبیحها را شنید و غش کرد.
امّا جوانها حداقل این نماز را بی عیب، صحیح و به موقع به جا بیاورید.
(خلاصهای از صفحه ۲۳ و ۲۹)
در خوشی بهتر خدا را حمد می کنی یا در سختی؟
حمد امام حسین علیه السلام در شب عاشورا این گونه بود: «اَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَاءِ وَ الضَّرَّاءِ» یعنی در خوشی و سختی خدا را سپاس و ستایش می کنم. [شیخ مفید، ارشاد، ج۲، ص۹۱]
من چه در یک باغ پرمیوه، کنار چشمه و رود باشم، خدا را حمد میکنم، و چه امشب هم که عاشورا است و گرفتار سی هزار گرگ هستم و فردا قطعه قطعه میشوم و زن و بچهام را به اسارت میگیرند، عین این که وسط چنان باغی هستم، خدا را حمد میکنم.
به خدا نمی گوید که اگر ما را در باغ ببری و به ما چلوکباب بدهی «اَلحمدُلِلّه» ، و امّا اگر گرفتار این گرگها بکنی، چه الحمد للهی؟ بلکه میگوید: «اَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَاءِ وَ الضَّرَّاء».
من نه کاری به خوشی دارم و نه به ناخوشی. من عاشق وجود مقدس او هستم که ولی نعمت من است.
[برای ما هم واجب است که در خوشی و سختی نماز بخوانیم و عبارت «اَلحمدُلِلّه» را در سوره حمد و تشهّد و جاهای دیگر نماز تکرار کنیم یعنی در خوشی و سختی به یک صورت خدا را سپاس و ستایش کنیم]
(خلاصهای از صفحه ۳۱)
ﭽ گلچین کتاب شیوه های دعوت به نماز؛ حجت الاسلام والمسلمین قرائتی ﭼ
خداوند توفیق تلخیص این کتاب را عنایت فرمود، لازم به ذکر است که مطالب کتاب در عناوین جدید و با دسته بندی جدید گذاشته شده است. مرتضی رحیمیان محقّق؛ 20 آبان 1396
قطره ای از دریای معارف نماز
1 ـ هجرت برای نماز
حضرت ابراهیم برای نماز فرزندان خود از خدا ياري ميطلبيد و میگفت: «رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي». (ابراهیم: 40 ) ایشان همسر و کودک خود را در سختترین مکانهایی که آب و گیاهی نداشت، در کنار کعبه مسکن داد و به خدا گفت: «پروردگارا! دلیل این اسکان، اقامة نماز توسط فرزندانم است» [2] جالب آنکه تمام کسانی که به مکه میروند برای حج و یا عمره ميروند؛ اما بانی کعبه میگوید: من نه برای حج آمدهام و نه برای عمره؛ بلکه برای اقامة نماز آمدهام.
(صفحه 143)
2 ـ به دست آوردنی است نه از دست دادنی
خداوند برای دعوت به نماز میفرماید:
اگر شما یاد ما باشید، ما هم به یاد شما هستیم: «فَاذْكُرُوني أَذْكُرْكُم» (بقره : 152)
اگر اهل نماز باشید، من با شما هستم: «قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاة» (مائده : 12)
هر فردی از شما کاری انجام دهد ـ مثلاً نماز بخواند ـ ، من آن را ضایع نمیکنم: «أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُم» (آل عمران: 195)
اگر از من چیزی بخواهید، من پاسخ میدهم: «ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُم» (غافر: 60)
با توجه به این مطالب، نمازگزار احساس میکند دقایقی که در نماز است و یا به مسجد میرود، از دست دادن زمان نیست، بلکه به دست آوردن آن است.
(صفحه 152)
3 ـ پاسداری نماز
قرآن میفرماید: «عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُون».[3] از همین قالب «یحافظون» ـ که فعل دو طرفه است ـ استفاده میشود که هم ما باید نماز را حفظ کنیم و هم نماز ما را حفظ میکند. شاید بتوان گفت به همان میزان که ما از نماز حفاظت میکنیم، نماز هم از ما حفاظت میکند (در برابر گناه).
در حدیث آمده است که نماز به برخی میگوید: «حَفِظْتَنِي حَفِظَكَ اللَّهُ»؛ یعنی مرا حفظ کردی، خدا تو را حفظ کند و به افرادی میگوید: «ضَيَّعْتَنِي ضَيَّعَكَ اللَّهُ»؛ ضایعم کردی، خدا ضایعت کند.[4]
(صفحه 153)
4 ـ اولین اقدام پیامبر
قرآن اولین وظیفه حاکمیت را اقامة نماز ذکر میکند: «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاة»،[5] وجود مبارک پیامبر اکرم نیز اولین اقداماتشان دربارة نماز بود. مثل اینکه:
ـ هنگام هجرت از مکه به مدینه با رسیدن به قبا مسجدی بنا کردند
ـ با رسیدن به مدینه به اقامة نماز جمعه پرداختند
ـ بعد از نماز جمعة مدینه، تا مدتی مشغول ساخت مسجد شدند.[6]
(صفحه 177(
[1] عَنْ حَمَّادٍ اللَّحَّامِ قَالَ: أَتَى رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ إِنَّ فُلَاناً ابْنَ عَمِّكَ ذَكَرَكَ فَمَا تَرَكَ شَيْئاً مِنَ الْوَقِيعَةِ وَ الشَّتِيمَةِ إِلَّا قَالَهُ فِيكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لِلْجَارِيَةِ ايتِينِي بِوَضُوءٍ فَتَوَضَّأَ وَ دَخَلَ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي يَدْعُو عَلَيْهِ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَقَالَ يَا رَبِّ هُوَ حَقِّي قَدْ وَهَبْتُهُ وَ أَنْتَ أَجْوَدُ مِنِّي وَ أَكْرَمُ فَهَبْهُ لِي وَ لَا تُؤَاخِذْهُ بِي وَ لَا تُقَايِسْهُ ثُمَّ رَقَّ فَلَمْ يَزَلْ يَدْعُو فَجَعَلْتُ أَتَعَجَّبُ.
[2]. (ابراهیم: 37)
[3]. (معارج: 34)
[4]. (کافی، ج3، ص268)
[5]. (حج: 41)
[6]. (بحارالأنوار، ج19، ص122)
+ نوشته شده در جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|