ارتباط با خدا با تربت شهید حضرت صدیقه
ارتباط با خدا با تربت شهید
حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها وقتی که پدر بزرگوارشان دستور تسبیحات معروف را به ایشان دادند (۳۴ بار اللّه اکبر، ۳۳ بار الحمد للّه و ۳۳ بار سبحان اللّه که ما هم معمولا بعد از نماز به عنوان تعقیب، یا در وقت خواب میخوانیم) ، رفت سر قبر عموی بزرگوارش جناب حمزة بن عبدالمطلب علیه السلام ، و از تربت شهید برای خود تسبیح درست کرد، اینها معنی دارد!، یعنی چه؟ یعنی خاک شهید محترم است و این نوعی احترام به شهید و به رسمیت شناختن قداست شهادت است.
بعد از شهادت وجود مقدس امام حسین علیه السلام اگر کسی بخواهد از خاک شهید تبرک بجوید از خاک حسین بن علی علیهما السلام تهیه میکند.
امام صادق علیه السلام فرمود: سجده کنید بر تربت جدم حسین بن علی علیهما السلام ، که آنوقت نمازی که بر آن تربت مقدس سجده کرده اید حجابهای هفتگانه را پاره میکند یعنی ارزش شهید را درک بکن، خاک تربت او به نماز تو ارزش میدهد.
[خلاصه ای از صفحه ۱۸۱]
مگر خدا می خوابد که زمان های خاص باید نماز خواند؟
وقت نماز صبح از اول طلوع صبح تا اول طلوع آفتاب است و اگر عمداً یک دقیقه قبل از طلوع صبح یا بعد از طلوع آفتاب شروع کنی، نمازت باطل است، باید بین این دو تا باشد. اگر بگوئی خدا که خواب و بیداری ندارد، مگر خدا در بین الطلوعین (العیاذ بالله) لباس رسمیش را میپوشد و آماده برای قبول کردن نمازها میشود؟ برای خدا که تمام ساعات و همه لحظات علی السویه است «لا تَاْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» [سوره بقره، آیه ۲۵۵] ، من فعلاً خوابم میآید من دیشب بیداری کشیده ام، الان یک ساعت به طلوع صبح مانده، میخواهم نیم ساعت زودتر نمازم را بخوانم، ابدا!
آیا از نظر خدا فرق میکند که این وقت یا آن وقت باشد؟ نه، از نظر تو فرق میکند، تو باید با این نماز تربیت شوی، اگر شب تا دو نیمه شب هم بیدار بودی، باید بین الطلوعین بیدار شوی و نمازت را بخوانی، قبل از وقت قبول نیست، بعد از وقت هم قبول نیست.
انضباط و وقت را باید بشناسی، جز در وقت خودش در وقت دیگر نباید نماز بخوانی.
[مسأله دیگری که در باب نماز مورد توجه واقع شده] دقت زیاد نسبت به مسأله وقت است به طوری که دقیقاً روی دقیقه و ثانیه آن حساب میشود... اسلام این را شرط قرار داده و نخواسته هرج و مرجی از نظر وقت و زمان باشد. نوعی وقت شناسی و تمرین احترام گذاردن به نظم زمانی است.
[خلاصه ای از صفحه ۲۰۳]
تمرین ضبط نفس در نماز
در تمام مدت نماز، خوردن ولو یک ذرّه قند انسان بخواهد بخورد نباید صورت گیرد. خوردن و آشامیدن در آن ممنوع است؛ خندیدن، آن را خراب میکند؛ گریستن برای غیر خدا، برای هر موضوعی از موضوعات دیگر خرابش میکند، زیرا در حال نماز انسان باید بر تمایلات خود از قبیل خوردن و خوابیدن غلبه کند و بر احساسات خود از قبیل خندیدن و گریستن مسلّط باشد و خود را نگهدارد؛ هر موجب شدیدی برای خندیدن باشد نباید بخندد، و هر موجب شدیدی برای گریستن باشد نباید بگرید.
به چپ و راست متمایل شدن و نگاه کردن، نماز را باطل میکند. این یک حالت انضباط جسمی و روحی است؛ جسمی مثل همینکه در حال نماز به چپ و راست یا پشت سر نگاه نکنید، از نظر روحی هم نباید اسیر احساسات بشوید.
بنابراین یکی از مهم ترین خصوصیات شکلی که اسلام به عبادت داده مسأله تمرین ضبط نفس در هنگام عبادت است.
[خلاصه ای از صفحه ۲۰۶]
روح نماز ، ذکر است
معصیت کردن و نکردن دائر مدار علم نیست، دائر مدار غفلت و تذکر است، بهر اندازه که انسان غافل باشد یعنی خدا را فراموش کرده باشد، بیشتر معصیت میکند، بهر اندازه که خدا بیشتر بیادش بیاید کمتر معصیت میکند.
[نماز و] عبادت که برای تذکر است، در اسلام به عنوان فریضه و نافله زیاد توصیه شده است.
در اسلام با آنچه که روح عبادت [و نماز] یعنی تذکر را از میان میبرد و موجب انصراف و غفلت انسان از خدا بشود، به نوعی ممنوع (مکروه یا حرام) است، مثل افراط در خوردن، در گفتن، در معاشرت با افراد و افراط در خوابیدن.
البته توصیه به پرهیز از پرخوردن یعنی «قِلّةُ الطّعام» در مسائل اسلامی در ردیفی قرار میگیرد که معلوم است هدف تنها بهداشت و حفظ الصحّة نیست بلکه همچنین برای این است که روح انسان سبکتر باشد و کمتر موجبات غفلت در انسان پیدا شود.
[خلاصه ای از صفحه ۱۶۲]
طُمأنینه و آرامش جسم و روح در نماز
بنده در حال نماز وقتی حمد و سوره را میخوانم، همه آن شرایط را رعایت میکنم اما خودم را تکان میدهم، یک پایم را برمی دارم، یک پای دیگر را میگذارم، خودم را بطرف راست و چپ حرکت میدهم، میگوید این نماز تو باطل است.
باید با آرامش، با طمأنینه نماز بخوانی یعنی وقتی میایستی و میخواهی بگوئی «الله اکبر» تا بدنت قرار نگرفته است نباید بگوئی «الله اکبر». باید آرام بگیری بعد بگوئی «الله اکبر»، بعد اگر خودت را خواستی تکان دهی تکان بده، اما ذکری نگو، اگر فرضاً پایت درد میکند یا یک عضوی از تو ناراحت است، سکوت کن، راحت بگیر، استقرار که پیدا کردی بگو «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ...»
نماز باید با آرامش با طمأنینه باید باشد. هم روحت باید طمأنینه داشته باشد و هم جسمت.
[خلاصه ای از صفحه ۲۰۷]
معنای ذکر «الله اکبر»
وقتی انسان یک صاحب قدرت و هیبتی را میبیند، صاحب دب دبه و کب کبه ای را میبیند یا به حضور او میرود ممکن است خودش را ببازد، زبانش به لکنت بیفتد، چرا؟ چون مرعوب عظمت او میشود، خوب این برای بشر طبیعی است. اما گوینده «الله اکبر»، آن کسی که «الله اکبر» را به خودش تلقین کرده است، هرگز عظمت هیچ کس و عظمت هیچ چیزی او را مرعوب نمی کند، چرا؟
«الله اکبر» یعنی خدا بزرگتر از هر چیز و بلکه بزرگتر از هر توصیف ذات اقدس الهی است.
حضرت علی علیه السلام میفرماید: «عَظُمَ الخالِقُ فی اَنْفُسِهِم فَصَغُرَ ما دُونَهُ فی اَعْیُنِهِمْ» [نهج البلاغه، خطبه متّقون] یعنی خدا به عظمت در روح اهل حق جلوه کرده است و لهذا غیر خدا هرچه هست در نظرشان کوچک است.
همیشه انسان وقتی که یک موجودی را در کنار موجود دیگر میبیند، اگر آن موجود دیگر بزرگتر از این باشد، این را کوچک میبیند اگر کوچکتر از این باشد، این را بزرگ میبیند و لهذا افرادی که با عظمت پروردگارشان آشنا هستند، عظمت پروردگار را حس میکنند، اصلاً هر چیز دیگری در نظر اینها حقیر و کوچک است، نمی تواند در نظرشان بزرگ باشد.
اگر انسان خدا را به عظمت بشناسد، بنده او میشود. چون ادراک عظمت الهی همیشه ملازم با ادراک حقارت غیر خدا و وقتی انسان غیر خدا را هرچه بود حقیر و کوچک دید، محال است انسان حقیر را از آن جهت که حقیر است بندگی کند.
«حقیر» را انسان به غلط «عظیم» میبیند که بندگی میکند.
[خلاصه ای از صفحه ۲۰۸ تا ۲۱۰]
شروع دعوت به نماز فرزند
هر فردی از ما هم مسئول نماز خودش است و هم مسئول نماز اهلش، یعنی زن و بچه اش.
این آیه خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است: «وَ امْرُ اَهْلَکَ بِالصَّلوةِ و اصْطَبِرْ عَلَیْها».
«ای پیامبر! خاندان خودت را به نماز امر کن و خودت هم بر نماز صابر باش». این اختصاص به پیامبر ندارد، همه ما به این امر موظف هستیم.
دستور به ما رسیده است که به بچه از هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید. البته بچه هفت ساله نمی تواند نماز صحیح بخواند ولی صورت نماز را میتواند بخواند، از هفت سالگی میتواند به نماز عادت بکند، چه پسر و چه دختر.
یعنی همان اولی که بچه به دبستان میرود، باید نماز را در دبستان به او یاد بدهند در خانواده هم باید به او یاد بدهند ولی این را توجه داشته باشید که یاد دادن و وادار کردن با زور نتیجه ای ندارد، کوشش کنید که بچه تان از اول به نماز خواندن رغبت داشته باشد و به این کار تشویق بشود.
به هر شکلی که میتوانید موجبات تشویق بچه تان را فراهم بکنید که با ذوق و شوق نماز بخواند، زیاد به او بارک اللّه بگویید، جایزه بدهید، اظهار محبت کنید که بفهمد وقتی نماز میخواند، بر محبت شما نسبت به او افزوده میشود.
[خلاصه ای از صفحه ۲۱۳]
حضور فرزندان در مسجد
این به تجربه ثابت شده است که اگر بچه به مسجد نرود، اگر در جمع نباشد، نماز خواندن جمع را نبیند، به اینکار تشویق نمی شود، چون اصلاً حضور در جمع مشوق انسان است، آدم بزرگ هم وقتی خودش را در جمع اهل عبادت میبیند، روح عبادت بیشتری پیدا میکند، بچه که دیگر بیشتر تحت تأثیر است.
متأسفانه کم رفتن ما به مساجد و معابد و مجالس دینی و این که کودکان کمتر در مجالس مذهبی شرکت میکنند، سبب میشود که اینها از ابتدا رغبت به عبادت پیدا نکنند ...
باید ما با بچههای خودمان برنامه مسجد رفتن داشته باشیم تا بچهها با مساجد و معابد آشنا بشوند. ما خودمان که از بچگی با مساجد و معابد آشنا بودیم در این اوضاع و احوال امروز چقدر به مسجد میرویم که بچههای ما که هفت ساله شده اند به دبستان و بعد به دبیرستان و بعد به دانشگاه رفته اند ولی اصلا پایشان به مساجد نرسیده است، بروند. خوب، اینها قهراً از مساجد فراری میشوند.
حالا ممکن است بگویید وضع مساجد خراب است، کثیف است، یا چنین و چنان است. آنها را هم وظیفه داریم که درست بکنیم، وضع مساجد خودمان را هم باید اصلاح بکنیم.
[خلاصه ای از صفحه ۲۱۳]
محراب عبادت در خانه
برای خودتان در خانه یک مصلایی انتخاب کنید (مستحب هم هست) یعنی در خانه یک نقطه ای را انتخاب بکنید که جای نمازتان باشد. مثل یک محراب برای خودتان درست کنید.
اگر میتوانید یک اتاق را به عنوان مصلی، همان طوریکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله یک مصلی داشت، جای نماز داشت، انتخاب بکنید اگر اتاق زیادی ندارید، در اتاق خودتان یک نقطه را برای نماز خواندن مشخص کنید، یک جا نماز پاک هم داشته باشید، در محل نماز که میایستید، جانماز پاکیزه ای بگذارید، مسواک داشته باشید، تسبیحی برای ذکر گفتن داشته باشید.
[خلاصه ای از صفحه ۲۱۴]
تاثیر نماز والدین در نماز فرزندان
نمازخوان هایی که خودشان نماز را استخفاف میکنند، یعنی کوچک میشمارند، نماز صبحشان دم آفتاب است، نماز ظهر و عصرشان دم غروب است، نماز مغرب و عشاشان چهار ساعت از شب گذشته است، نماز را با عجله و شتاب میخوانند، تجربه نشان داده که بچههای اینها اصلا نماز نمی خوانند.
اینجور نماز خواندن خیلی فرق دارد با آن نمازی که آدم به استقبالش میرود، اول ظهر که میشود با آرامش کامل میرود وضو میگیرد، وضوی با آدابی، بعد میآید در مصلای خود اذان میگوید، اقامه میگوید. با خیال راحت، با فراغ خاطر نماز میخواند، «اَلسَّلامُ عَلَیْکم» را که گفت فوراً در نمی رود. مدتی بعد از نماز با آرامش قلب تعقیب میخواند و ذکر خدا میگوید.
شما اگر بخواهید واقعاً نماز خوان باشید و بچه هایتان نماز خوان باشند نماز را محترم بشمارید.
[خلاصه ای از صفحه ۲۱۶]
کوچک شمردن اذان
در اذان نیز مستحب است که مؤذن «صَیِّت» یعنی خوش آواز باشد، اذان را با یک حالی بخواند که مردم را به حال بیاورد، بیاد خدا بیاورد. خیلی افراد صیت هستند و میتوانند خوب اذان بگویند. اما اگر به آنها بگویی آقا برو یک اذان بلند بگو، نمی گوید، چرا؟ چون خیال میکند این کسر شأنش است من این قدر پائین هستم که مؤذن باشم؟ آقا باید افتخار کنی که یک مؤذن باشی، علی بن ابیطالب مؤذّن بود، در همان وقتی که خلیفه بود هم مؤذن بود.
این استخفاف [کوچک شمردن] به اذان است که یک نفر ننگش باشد که مؤذن باشد یا مؤذن بودن را بسته به شأن اشخاص بداند و بگوید که از اعیان و اشراف هستم، من که از رجال و شخصیتها هستم، من دیگر چرا مؤذن باشم؟
[خلاصه ای از صفحه ۲۱۷]