فلسفه عبادت در قرآن‏

  1. یاد خدا

قرآن فلسفه نماز را ياد خدا مى ‏داند؛ «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى» «سوره طه، آيه 14» و ذكر خدا را مايه آرامش دلها؛ «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «سوره رعد، آيه 28» و نتيجه آرامش دل را پرواز به ملكوت. «يَآ أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّك» «سوره فجر، آيه 27 و 28»

  1. تشکر از خداوند

«اعْبدوُا رَبَّكُمْ الَّذى خَلَقكُم» «سوره نساء، آيه 1» پرستش كنيد پروردگارتان را كه شما را آفريد. «فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ» «سوره قريش، آيه 3 و 4» پس پروردگار اين خانه (كعبه) را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.

(صفحه 27)

نماز در كلام امیرالمؤمنین عليه السلام‏

«انَّ اللَّهَ جَعَلَ الذّكْرَ جَلاءً لِلْقُلُوبِ تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَالْوَقَرَة وَ تُبْصِرُ بِه بَعْدَ العَشوة» «نهج‏البلاغه، خطبه 222» خداوند ذكر و يادش را صيقل روحها قرار داد تا گوشهاى سنگين با ياد خدا شنوا و چشم‏هاى بسته با ياد او بينا شوند.

آنگاه حضرت در مورد بركات نماز مى ‏فرمايد: «و انَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَق وَ تُطلِقُها اطْلاقَ الرَّبَق» « نهج‏البلاغه، خطبه 199» نماز گناهان را مثل برگ درختان مى ‏ريزد و انسان را از ريسمان گناه آزاد مى ‏كند.

آنگاه در ادامه، تشبيهى جالب از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى ‏فرمايد كه: نماز همچون جوى آبى است كه انسان روزى پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد، آيا ديگر آلودگى باقى مى ‏ماند؟

(صفحه 28)

آثار و بركات عبوديّت و بندگى‏

1- احساس غرور و افتخار

در اين دنياى ناچيز، اگر مخاطب انسان شخصى بزرگ و دانشمند باشد، انسان به وجود او افتخار و از مصاحبت با او احساس غرور مى ‏كند و از اينكه زمانى شاگرد فلان استاد بوده است بر خود مى ‏بالد.

امام زين العابدين عليه السلام در مناجات خود مى گويد: «الهى‏ كَفى‏ بى‏ عِزّاً انْ اكُونَ لَك عَبْداً» «بحار، ج 77، ص 402» همين افتخار مرا بس كه بنده تو باشم.

چه افتخارى از اين بالاتر كه انسان با خالق خود سخن بگويد و او كلام انسان را بشنود و بپذيرد!

2- احساس قدرت‏

كودك مادامى كه دستش در دست پدرى قوى و مهربان است احساسِ قدرت مى ‏كند، امّا اگر تنها شود هر لحظه ترس و دلهره دارد كه ديگران او را آزار دهند.

انسانى كه متّصل به خدا شد، در برابر ابرقدرت‏ها و طاغوت‏ها و مستكبرين احساس قدرت مى ‏كند.

3- احساس عزّت‏

عزّت به معنى نفوذناپذيرى است. در مكتب انبيا تمام عزّت‏ها از آنِ خداست، چنانكه همه قدرت‏ها از اوست. لذا قرآن از كسانى كه به سراغ غير خدا مى ‏روند انتقاد مى ‏كند كه آيا از غير خدا عزّت مى ‏خواهيد؟ «سوره نساء، آيه 139»

4- عامل تربيت‏

گرچه نماز يك ارتباط روحى و معنوى است و هدف از آن ياد خداست، اما اسلام خواسته با این عبادت انسان را تربيت كند و لذا شرايط زيادى را براى آن قرار داده‏ است، شرايط صحيح بودنِ نماز، شرايط قبولى و شرايط كمال.

پاك بودن بدن و لباس، رو به قبله بودن، درست خواندن كلمات، مباح بودنِ مكان و لباس نمازگزار از شرايط صحّت نماز است.

چنانكه توجّه و حضور قلب، پذيرفتن رهبرى امامان معصوم و اداى واجباتِ مالى چون خمس و زكات، شرط قبولى نماز است و انجام آن در اوّل وقت، در مسجد، به جماعت، با لباس تميز و عطر زده، مسواك زده و رعايت نظم صفوف و امثال آن از شرايط كمال نماز است. دقت در اين شرايط بخوبى مى ‏رساند كه هر يك از آنها نقش مؤثرى در تربيت انسان‏ها دارد.

(صفحه 30)

سيماى نماز

* به هنگام صبح اولين كلامِ واجب نماز و به هنگام شام آخرين واجب، نماز است.

* اولين فرمان بدنبال آفرينش انسان، فرمان سجده بود كه به فرشتگان فرمود: براى آدم سجده كنيد. «سوره بقره، آيه 34»

* اولين نقطه زمين ( كعبه) كه از زير آب بيرون آمد و خشك شد مكان عبادت بود. «سوره آل عمران، آيه 96»

* اولين كار رسول خدا پس از هجرت به مدينه ساختن مسجد بود.

* نماز خروج از خود و پرواز بسوى خداست و قرآن مى ‏فرمايد: «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْت فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» «سوره نساء آيه 100» هر كه از خانه‏اش به قصد هجرت بسوى خدا و رسولش خارج شود و سپس مرگ او را دريابد پاداشش بر خداست.

امام خمينى مى ‏فرمايد: هجرت از خانه دل بسوى خدا، يكى از مصاديق آيه است، هجرت از خودپسندى و خودخواهى و خودبينى به سوى خداپرستى و خداخواهى و خدابينى، از بزرگ‏ترين هجرت‏هاست. «اسرار الصلوة ص 12»

(صفحه 39)

نماز و تنبیه دزد!

يكى از تنبیه های اسلام آن ست كه دست دزد بايد قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و كف دست باقى مى ‏ماند. زيرا قرآن مى گويد: «وَ انَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ» «سوره جن، آيه 18» محلّ سجده براى خداست.

انسان هنگام سجده بايد كف دست خود را بر زمين مى ‏گذارد، لذا در كيفر سارق بايد به مسأله نماز و سجده توجّه داشت و كف دست او را قطع نكرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!

(صفحه 43)

عبادت و ولايت‏

عبادت زمانى ارزش دارد كه همراه با شناختِ رهبر آسمانى و ولايت او باشد.

حضرت على عليه السلام گرفتار يك عدّه نماز خوانِ خشك مقدس بود كه در تاريخ بنام خوارج معروفند. كسانى كه پيشانى آنها بخاطر سجده ‏هاى طولانى و مكرّر پينه بسته بود، امّا در برابر على عليه السلام قيام كردند و بر او شمشير كشيدند. در روايات مى ‏خوانيم كه وقتى امام‏زمان عليه السلام ظهور كنند گروهى از مساجد عليه آن حضرت حركت خواهند كرد.

گمان نكنيد آنها كه براى كشتن امام‏حسين به كربلا آمده بودند همه تارك‏الصلوة بودند، بلكه نماز جماعت مى ‏خواندند! و خود يزيد و معاويه پيشنماز بودند!

نه فقط نماز كه ساير عبادات نيز بايد همراه با معرفتِ رهبر حق و اطاعت از او باشد، لذا در روايات آمده كه خداوند حج را واجب كرد تا مردم دور خانه او جمع شوند و در اين مركز اجتماع با امامان معصوم ارتباط برقرار كنند. اما امروزه ميليون‏ها نفر گرد كعبه مى ‏گردند، و به خاطر نداشتن رهبر آسمانى از هم گسيخته‏اند و با داشتن مركز وحدت و اهرمهاى اقتصادى از عدّه‏اى يهودى توسرى مى ‏خورند!

(صفحه 43)

درجات عبادت‏

اگر از كودك سؤال كنيم پدر و مادرت را براى چه دوست دارى؟ مى گويد: بخاطر خريد شيرينى و لباس و كفش! امّا اگر از يك جوان سؤال كنيد چرا آنها را دوست دارى، مى گويد: والدين نشانه هويت و شخصيت من و مربّى و دلسوز من هستند.

اگر رشد فرزند بيشتر شود، انس با والدين براى او لذّت‏بخش‏تر است و ديگر به فكر كفش و كلاه نيست و چه‏بسا فرزندانى كه خدمت به والدين را وسيله قرب و كمال خودشان مى ‏دانند و بالاتر از ماديات فكر مى ‏كنند.

پرستش و عبادت خدا نيز اين چنين است و مراحلى دارد:

  1. عبادت شکر: گروهى خدا را بخاطر نعمتهايش عبادت مى ‏كنند تا شكر او را بجاى آورند. چنانكه قرآن نيز مى ‏فرمايد: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذى‏ اطْعَمَهُم مِنْ جوُعٍ وَ آمَنَهُم مِنْ خَوْفٍ» «سوره قريش، آيه 3» پس پروردگار اين خانه را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.
  2. عبادت رشد : در اين مرحله، انسان به خاطر آثار و بركاتِ عبادت، خدا را پرستش مى ‏كند و توجّه به آثار روحى و معنوىِ نماز دارد. چنانكه قرآن مى ‏فرمايد: «انَّ الصَّلوةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنكَر» «سوره عنكبوت، آيه 45» همانا نماز انسان را از بدى‏ها و منكرات بازمى ‏دارد.
  3. عبادت انس : خداوند به حضرت موسى مى ‏فرمايد: «اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى‏» «سوره طه، آيه 14» نماز را بخاطر ياد من بجاى آر.

حضرت موسى كه نماز را بخاطر آب و غذا نمى ‏خواند، بخاطر دورى از فحشاء و منكرات هم نمى ‏خواند، زيرا او اصولًا از شكم‏پرستى و منكرات دور است. او پيامبر اولوالعزم است و نماز را بخاطر انس با خدا و ياد خدا بجاى مى ‏آورد. براى اولياى خدا انس با او بهترين دليل براى عبادت است.

آرى اين كودكانند كه در بالاى مجلس نزد بزرگان مى ‏نشينند تا بهتر پذيرايى شوند! اما افرادى هستند كه كنار بزرگان نشستن را بخاطر استفاده ‏هاى معنوى انتخاب مى ‏كنند، براى آنها همين انس با دانشمند يك ارزش است.

  1. عبادت قرب : اين مرحله كه بالاترين مرحله عبادت است، عبادت براى شكر و رشد و انس نيست، بلكه براى قرب و نزدیک شدن به خدا. خداوند به پیامبر عزیزمان مى ‏فرمايد: «وَاسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ» « سوره علق، آيه 19» سجده كن و به او قرب پيدا كن.

(صفحه 46)

نمازهاى مشكل‏گشا (نماز جعفر طيّار)

اسلام سفارش مى ‏كند هرگاه حاجت يا مشكلى داشتيد، با خواندن نمازهايى مخصوص حلّ مشكل خود را از خدا بخواهيد، كه مناسب است در اينجا يك نمونه از آن نمازها را بياوريم.

جعفر طيّار برادر حضرت على عليه السلام است كه در هجرت به حبشه توانست با استدلال و رفتار مناسب خود دل نجاشى و عدّه زیادی را به اسلام جذب كند و مؤسّسِ اسلام در قارّه آفريقا شود.

او در جنگ موته دو دستش را در راه خدا داد و خداوند بجاى آن دو بال در بهشت به او داد و لذا به جعفر طيّار مشهور شد.

هنگامى كه جعفر از حبشه بازگشت، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: آيا مى ‏خواهى هديه با ارزشى به تو عطا كنم؟ مردم گمان كردند كه حضرت مى ‏خواهد طلا يا نقره‏اى به او بدهد و لذا هجوم آوردند تا هديه پيامبر را ببينند. اما پيامبر فرمود: نمازى به تو هديه مى ‏كنم كه اگر هر روز آنرا انجام دهى، از دنيا و آنچه در دنياست براى تو بهتر باشد و اگر هر روز يا هر جمعه يا هر ماه يا هر سال بجاى آورى، خداوند گناهان بين دو نمازت را (گرچه يكسال باشد) بيامرزد. «بحار، ج 18، ص 421»

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: هرگاه مشكل يا حاجتى داشتيد پس از خواندن نماز جعفر دعا كنيد كه انشاءاللّه مستجاب مى شود. اين نماز به سندهاى معتبر از شيعه و سنّى نقل شده است و نام اكسير اعظم و كبريت احمر به خود گرفته است. «بحار، ج 91، باب فضل صلاة جعفر »

شیوه خواندن اين نماز در اوايل مفاتيح پس از ذكر نمازهاى امامان معصوم آمده است. (این نماز را در هر زمان و روز هفته می توان خواند)

(صفحه 50)

نماز، ز گهوراه تا گور

نماز يك خط الهى است كه از هنگام تولد تا لحظه مرگ براى ما ترسيم شده است؛ نوزاد كه بدنيا آمد در گوش راست و چپ او اذان و اقامه بگو كه سفارش به نماز مى ‏كند، «حىّ على الصلوة» و به هنگام مرگ نيز او را با خواندن نماز ميّت دفن كن. در طول زندگى نيز همواره در حال عبادت و پرستشِ خدا باش. «واعبُد رَبَّكَ حتّى‏ يَأتِيكَ اليَقِين» «سوره حجر، آيه 99»

(صفحه 55)

زینت در نماز

اسلام سفارش مى ‏كند كه: «خُذُوا زينَتَكُم عِنْدَ كُلِّ مُسْجِد» «2» به هنگام شركت در مساجد خود را زينت كنيد و زينت‏هاى خود را برگيريد. با لباس پاكيزه و معطّر وارد مسجد شويد.

چنانكه سفارش شده زنان به هنگام نماز، زيورهاى خود را همراه داشته باشند و با آنها خود را زينت كنند. «بحار، ج 80، ص 188»

حتّى به مسأله مسواك توجّه شده و در روايات مى ‏خوانيم: نماز با مسواك، هفتاد برابر نماز بدون مسواك است. «بحار، ج 73، ص 133» و فرموده‏اند قبل از رفتن به مسجد سير و پياز نخوريد «رساله احكام امام قدس سره، مسئله 915» كه بوى دهان شما ديگران را اذيّت نكند و مردم را از مسجد فرارى ندهد.

(صفحه 56)

تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟

مساجد كه زمانى ابراهيم و اسماعيل و زكريا خادمش بودند «سوره بقره، آيه 125» و مادر مريم نذر مى ‏كند فرزندش خادم مسجد باشد، «سوره آل‏عمران، آيه 35» مى ‏رسد به جائى كه خادمانش غالباً افرادى از كار افتاده و پير و مريض و فقير و بى‏سواد و گاه بداخلاق هستند! راستى چرا غبارروبى حرم امام رضا عليه السلام افتخار است، اما غبارروبى خانه خدا هيچ!

چرا بايد مساجد ما به گونه‏اى باشد كه هر كس وارد مى شود غم و اندوه و كسالت او را بگيرد؟ مگر مسجد عزاخانه است و يا مجلس فاتحه‏خوانى كه همواره پارچه سياه بر در مسجد آويزان باشد؟ البتّه بحمداللّه در چند سال اخير حركتى در مساجد پيدا شده و بسيارى از آنها مجهز به كتابخانه و صندوقِ قرض‏الحسنه و ديگر امور خدماتى شده‏اند.

چه زيباست حديثى كه مى ‏فرمايد: روز قيامت سه چيز از مردم شكايت مى ‏كند: عالمى كه مردم به او مراجعه نكنند، قرآنى كه در منزل باشد اما تلاوت نشود و مسجدى كه مورد بى‏اعتنايى مردم واقع شود. «بحار، ج 2، ص 41»

مسجد در صدر اسلام محل اجتماع مسلمين‏ براى تصميم‏گيرى‏ها و مشورت‏ها، براى كسب علم و دانشها، پايگاه رزمندگان و جهادگران، محل رسيدگى به مشكلاتِ فقراء و بيماران، مركز قيام عليه حكومت‏هاى ظالم و ايراد خطابه ‏هاى تند عليه آنان بوده است.

همين جايگاهِ رفيع مسجد بوده است كه در طول تاريخ، مسلمين بهترين معمارى‏ها را در ساخت مساجد بكار برده و براى اداره مساجد اموال بسيارى را وقف مى ‏كرده‏اند.

(صفحه 57)