9. دعوت به نماز

مواظبت بر نماز فرزندان

همسر امام می گویند: امام کم نصیحت می کردند. از هفت سالگی در تربیت دینی دقت داشتند؛ یعنی می گفتند: از هفت سالگی نماز بخوان. می گفتند: این ها (بچه ها) را وادار به نماز کن تا وقتی 9 ساله شدند عادت کرده باشند. من به ایشان می گفتم: تربیت های دیگرشان با من، نمازشان با شما. شما بگو، من که می گویم گوش نمی کنند. خودشان مقید بودند و می پرسیدند، اما همین که بچه ها می گفتند: نماز خوانده ام، قبول می کردند و کنجکاوی نمی کردند. (اگر به دروغ گفتند نماز خوانده ایم، مچ گیری و حال گیری نشود. فقط اقدامات دیگر انجام شود مثلاً مکان ثابتی در خانه برای نماز داشته باشیم و در آن سجاده افتاده باشد تا فرزندان عادت کنند همیشه انجا نماز بخوانند)

غلامعلی رجایی، برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج1، ص42.


دعوت برای نماز خواندن

خانم زهرا مصطفوی می گویند: به ما نمی گفتند که باید نماز بخوانید خودشان از نیم ساعت به ظهر وضو می گرفتند و مشغول نماز خواندن می شدند و ما هم داخل حیاط مشغول بازی کردن بودیم. یک مرتبه هم نیامدند صدا کنند که دخترها! بایستید برای نماز. بیاید من ایستاده ام، پشت سر من، یا خودتان نماز بخوانید. ایشان تمام سال، اولِ اذان نماز می خواندند، ولی یک بار هم به ما نگفتند که الآن دست از کارتان بردارید، موقع اذان است. دست از بازیتان بردارید و بایستید برای نماز. ولی می گفتند: شما باید در طول این ساعت نماز بخوانید. وای به حال کسی که در طول این ساعت نماز نخواند! آن وقت اگر نماز را نخواند، باید از خانه بیرون برود. صبح هم کسی را از خواب بیدار نمی کردند و می گفتند: خودتان اگر بیدار می شوید، بلند شوید نماز بخوانید. اگر بیدار نشدید، مقید باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصرتان نماز صبحتان را قضا کنید. زمستان هم که بلند می شدیم، می رفتیم سر حوض وضو بگیریم، اگر مثلاً کمی آب گرم داشتند، می گفتند: بیایید با این آب گرم وضو بگیرید. از این جهت هم، الحمدلله اثر مطلوبی در فرزندان شان باقی گذاشتند.

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، پیام زن، سال هشتم، شماره هفتم، ص401.


برای روشن شدن این خاطره مطالعه استفتاء زیر مناسب است:

پرسش: اگر بیدار کردن فرزندان برای نماز صبح موجب ناراحتی او شود و از نماز زده شود، بیدار کردن او چه حکمی دارد؟

حضرات آیات: امام و خامنه ای: بیدار کردن فرزندان برای نماز صبح واجب نیست؛ مگر آن که بیدار نکردن او موجب سهل انگاری و سبک شمردن نماز باشد که در این صورت باید او را بیدار نماید.

[امام، استفتائات، ج۱، وقت نماز، س ۲۵؛ خامنه ای: استفتای مکتوب از دفتر معظم له]

آیت الله مکارم: در این فرض جایز نیست؛ ولی باید به تدریج او را توجیه کند تا به بیدار کردن رضایت دهد.

[استفتائات جدید، ج۲، س ۴۱۸]

آیت الله بهجت: سیره [بزرگان] بر بیدار کردن فرزندان برای نماز صبح است؛ مگر در صورتی که برای فردی که خوابیده ضرر (قابل توجه) داشته باشد (مانند بیماران روحی روانی).

[بهجت، استفتائات، ج۲، س ۱۴۶۸]

آیت الله سبحانی: پدر و مادر و … او می توانند بیدارش کنند.

آیت الله صافی: با مهربانی و عطوفت رفتار کنید و آنان را نسبت به نماز خواندن تشویق کنید تا وقتی برای نماز بیدارشان می کنید ناراحت نشوند.

آیت الله سیستانی: بیدار کردن فرزندان تحت تربیت واجب است.

آیت الله فاضل لنکرانی: اگر خود آن ها مراقب نماز هستند و بعضی وقت ها بیدار نشوند بیدار کردن آن ها واجب نیست لیکن اگر خودشان مراقب نیستند از باب امر به معروف و نهی از منکر باید آن ها را بیدار کرد.

[استفتای مکتوب از دفتر آیات عظام سبحانی، صافی؛ سیستانی، فاضل لنکرانی]


پرسش از نماز بچه ها

خانم فاطمه طباطبایی می گوید: گاهی که امام پسر هشت ساله ام را می دیدند، به او گفتند: «نمازت را خوانده ای؟» من گفتم: «آقا او هنوز به سن تکلیف نرسیده است.» می گفتند: «بچه ها قبل از رسیدن به سن تکلیف باید رو به نماز بایستند تا عادت کنند.» اما بعد از سن تکلیف، مگر کسی جرأت می کرد بیدار باشد و نمازش را نخواند؟ امام نمی توانستند تحمل کنند که مکلف نمازش را قضا کند. البته برای بچه ها پیش نیامده بود. هر وقت که بچه ها را می دیدند می پرسیدند: «نمازت را خوانده ای؟» اگر نخوانده بودند، آقا جانماز خودشان را به آن ها می دادند و می گفتند: «برو وضویت را بگیر و بیا نمازت را بخوان.» و بعد از نماز به آن ها نصیحت می کردند که: «ببین اگر همین نماز را سر موقع می خواندی چه قدر بهتر بود. خدا هم خوشش می آمد.»

برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج3، ص70.


آیا نافله بخوانم؟

حجت الاسلام و المسلمین مسیح بروجردی می گوید: برنامه امام این بود که نماز نافله را بعد از نمازهایشان بخوانند که این برنامه را معمولاً به هم نمی زدند. اما گاهی اوقات به کسانی که پشت سر ایشان بودند می گفتند: «آیا من نافله بخوانم؟» یعنی اجازه می گرفتند از کسانی که پشت سرشان نماز می خواندند. چند بار من دیده بودم می گفتند: «یک چند رکعت من نافله بخوانم.» و به شکلی می گفتند که به صورت کسب اجازه بود و گاهی اوقات هم برای رعایت نافله نماز ظهر که باید قبل از نماز ظهر خوانده شود و نافله عصر که باید قبل از عصر خوانده شود این را می آنداختند به بعد از نماز ها تا ما را که به ایشان اقتدا می کردیم، معطل نکنند. گاهی هم همه نافله ها را برای اینکه ما معطل نشویم قبل از فریضه می خواندند.

عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص127.


«گلچین شناخت نامه نماز ؛ محمدی ری شهری»

مقدمه

حكمتِ خلقت انسان‏

از ديدگاه قرآن كريم، هدف از آفرينش انسان، عبادت خداست:

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.

جِن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه مرا عبادت كنند».

اما بايد توجه داشت كه عبادت، هدف نهايى خلقت انسان نيست؛ بلكه هدف متوسط است. هدف نهايى، سعادت دنيا و آخرت انسان و دستيابى او به خلافت الهى است، كه انسان، براى رسيدن به اين مقصد والا، راهى جز «عبادت (بندگى)» ندارد.

از اين رو، قرآن كريم، عبادت را «راه مستقيم به سوى خدا» مى ‏داند و مى ‏فرمايد:

«وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ.

[آيا از شما پيمان نگرفتم كه‏] مرا عبادت كنيد، كه اين است راه راست»

اين آيه به روشنى بيانگر اين واقعيت است كه عبادت، هدف نهايى نيست؛ بلكه راه مستقيم و درست زندگى است.

نكته قابل تأمّل، اين كه قرآن نمى ‏گويد: عبادت، راه راست زندگى را به انسان نشان مى ‏دهد؛ بلكه مى ‏فرمايد: عبادت، خود، راه راست است!

اين سخن بدين معناست كه عبادت (بندگى) و اطاعت خداوند متعال و پياده كردن برنامه ‏هاى او در زندگى، دقيقاً راه درست تأمين همه نيازهاى مادّى و معنوى انسان است.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ ص 9

بالاترین اثر ياد خدا

خداوند متعال، وعده قطعى داده است كه هر كس او را ياد كند، او نيز متقابلًا وى را ياد نمايد. ياد كردن خدا از بنده خود، در حقيقت، جامع ‏ترين دستاورد «ذكر» و مبدأ همه آثار مادّى و معنوى، اين كيمياى ارزشمند سعادت است.

بى ترديد، همه آثار سازنده ذكر (ياد خدا)، در اين تعبير كه: «خداوند، يادكننده خود را ياد مى‏ كند» خلاصه شده است؛ زيرا ياد كردن خداوند متعال از بنده خود، به معناى آگاهى داشتن از حال او نيست؛ چرا كه او همواره، به همه چيز و همه كس، آگاه است؛ بلكه مقصود از ياد كردن، ارزانى ‏داشتِ نعمت و احسان و رضوان به اوست.

البته مراتب چنين نعمت و رحمت متقابل الهى نسبت به يادكننده خود، متناسب با مراتب ذكر اوست. هر چه ذكر از سوى بنده، عميق ‏تر و آثار عملى آن گسترده ‏تر باشد، احسان مادّى و معنوى الهى، ذاكر را بيشتر فرا خواهد گرفت. آرى! نظر به اين پاداش مضاعف براى ذاكران است كه خداوند متعال فرموده است:

«وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ. و البته ياد خدا بزرگ ‏تر است».

كلمه« اللَّه» در آيه‏ «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»، فاعل« ذكر» است. در اين صورت، معناى آيه چنين است: ياد كردن خدا [ از ذاكر خويش‏]، بزرگ ‏تر [از ياد شدن او] ست توسط ذاكر. البته اين آيه، تفسير ديگرى هم دارد كه طبق آن، كلمه «اللَّه» مفعول ذكر است؛ يعنى خدا را ياد كردن، [از ديگر كارها] بزرگ ‏تر است. هر چند اين تفسير هم قابل قبول است، ليكن تفسير نخست، مناسب ‏تر به نظر مى ‏رسد.

امام باقر عليه السلام مى ‏فرمايد:

ذِكرُ اللَّهِ لِاهلِ الصَّلاةِ أكبَرُ مِن ذِكرِهِم إيّاهُ. ألاتَرى‏ أنَّهُ يَقولُ: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ».

ياد كردن خدا از نمازگزاران، بزرگ ‏تر است از ياد كردن آنها از خدا. آيا نمى‏ بينى كه او مى ‏فرمايد: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم».

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ ص 10

جامع ترین اثر ياد خدا

در شرايطى كه حكمت همه عبادات، ياد خداست، انگشت نهادن بر نماز به صورت خاص به عنوان عملى كه حكمت آن، ياد خداست، اشاره به اين است كه نماز، بيش از هر عبادت ديگرى، خدارا را به انسان، يادآور مى ‏شود؛ يعنى نماز، كامل‏ ترين جلوه ياد خدا (ذكر) است. از اين رو، خداوند متعال، خطاب به موسى عليه السلام مى ‏فرمايد:

«إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي.

منم، من، خدايى كه جز من خدايى نيست. پس مرا عبادت كن و نماز را براى ياد كردن از من به پا دار».

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ ص 11

برترين بركات نماز

از منظر آية اللَّه بهجت- رضوان اللَّه عليه-، سالك مى‏ تواند با بهره ‏گيرى از نماز، به‏ تداوم ذكر، دست يابد و با تداوم ذكر، به شهود تام، نايل آيد. ايشان در پاسخ اين پرسش كه راه تداوم ذكر چيست، فرمود: توجه به نماز! اگر نماز درست شد، همه چيز درست مى ‏شود. «وَاعلَم أنَّ كُلَّ شَي‏ءٍ مِن عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاتِكَ».

ميزانُ الحراره، نماز است.

و نيز فرمود:

راه رسيدن به شهود، مراقبت از ياد خدا و از دست ندادنِ اختيارى توجّهاتى است كه احياناً براى انسان حاصل مى ‏شود. غفلتِ غيراختيارى اهميتى ندارد.

واضحات را از دست ندادن، موجب وصول به شهود تام است.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ ص 14

بالاتر از لذايذ مادّى‏

آية اللَّه بهجت در باره لذّت بردن اولياى الهى از نماز، نقل كرده ‏اند كه:

استاد اخلاق ما در نجف (مرحوم آقاى قاضى) مى ‏فرمود: «اگر لذّت نماز را بدانند، مى ‏دانند كه در دنيا، لذّتى بالاتر از نماز نيست».

ايشان همچنین مى ‏فرمود: اگر سلاطين عالَم مى ‏دانستند كه انسان، در حال نماز، چه لذّت‏ هايى مى ‏بَرد، هيچ گاه دنبال لذايذ مادّى نمى ‏رفتند.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ ص 15

لذّتبخش‏ تر از بهشت!

مرحوم آية اللَّه سيّد احمد فِهرى (نماينده امام و رهبرى در سوريه) براى اين جانب نقل كردند كه:

شخصاً از آقا سيدعلى قاضى شنيدم كه فرمود: «مدّتى است كه فكر مى ‏كنم: اگر در بهشت، نگذارند ما نماز بخوانيم، چه كنيم؟!».

از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود:

حُبِّبَت إلىَّ النِّساءُ و الطّيبُ وَ جُعِلَت فِى الصَّلاةِ قُرَّةُ عَينى.

زنان و بوى خوش، مورد علاقه من اند؛ ولى، نور چشم من در نماز نهاده شده ‏است.

آية اللَّه بهجت، در شرح اين حديث نبوى فرموده است:

هر كدام از اينها (زن، بوى خوش و نماز) محبوبيت و لذّت تكوينى دارد؛ ولى لذّتى كه در نماز است، بيشتر از لذّت آن دو است؛ امّا چه كنيم كه در ذائقه ما، شور و تلخ است! لذا هر چه زودتر مى‏ خواهيم نماز را به آخر برسانيم و از آن، فارغ شويم! بعضى از پروانه ‏ها و زنبورها هم بوى خوش را طالب اند. بهره گرفتن از جنس مخالف هم مشترك بين حيوانات است؛ ولى اين از مختصّات و امتيازات انسان كامل است كه از نماز، لذّت مى ‏برد.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ ص 16

فصل اول :تشريع نماز

نماز پیامبران

نماز حضرت ابراهیم: «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ».

«پروردگارا! مرا بر پا دارنده نماز قرار ده و از فرزندان من نيز. پروردگارا! و دعايم را بپذير».

نماز حضرت موسی : إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي.

«منم، من، خدايى كه جز من خدايى نيست. پس مرا عبادت كن و نماز را براى ياد كردن از من به پا دار».

نماز حضرت عیسی: «وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» (مریم : 31)

«هر جا كه باشم، مرا بابركت ساخته و تا زنده ‏ام، به نماز و زكات سفارشم كرده است».

نماز حضرت زکریا: «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ» ( آل عمران : 39 )

«پس در حالى كه وى (زكريّا) در محراب به نماز ايستاده بود، فرشتگان ندايش دادند كه: خداوند، تو را به [تولّد] يحيى مژده مى ‏دهد كه تصديق كننده كلمه خدا (عيسى) است و بزرگوار و خويشتندار [در برابر زنان‏] و پيامبرى از شايستگان است».

نماز حضرت مریم : يا مَرْيَمُ اقْنُتي‏ لِرَبِّكِ وَ اسْجُدي وَ ارْكَعي‏ مَعَ الرَّاكِعين‏. ( آل عمران : 43 )

اى مريم! (به شكرانه اين همه نعمت،) براى پروردگارت خضوع كن و سجده بجاى آور و با ركوع كنندگان ركوع نما.

نماز حضرت شعیب : قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ في‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا. (هود : 87)

(امّا مردم مدين در جواب) گفتند: اى شعيب! آيا نمازت به تو فرمان مى ‏دهد كه (به ما بگويى) آنچه را كه پدرانمان مى‏ پرستيدند رها كنيم؟ (و) يا اينكه (نتوانيم) آن گونه كه خود مى‏ خواهيم، در اموالمان تصرّف كنيم؟!

نماز حضرت اسماعیل : وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا. (مریم : 55)

و همواره خاندان خود را به نماز و زكات امر مى ‏كرد و پيوسته نزد پروردگارش مورد رضايت بود.

نماز حضرت آدم :

الإمام الصادق عليه السلام: لَمّا اهبِطَ آدَمُ مِنَ الجَنَّةِ، ظَهَرَت بِهِ شَامَةٌ سَوداءُ في وَجهِهِ مِن قَرنِهِ إلى‏ قَدَمِهِ، فَطالَ حُزنُهُ وبُكاؤُهُ عَلى‏ ما ظَهَرَ بِهِ؛ فَأَتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ لَهُ: ما يُبكيكَ يا آدَمُ؟ فَقالَ: مِن هذِهِ الشّامَةِ الَّتي ظَهَرَت بي.

قالَ: قُم يا آدَمُ فَصَلِّ فَهذا وَقتُ الصَّلاةِ الاولى‏، فَقامَ فَصَلّى‏، فَانحَطَّتِ الشّامَةُ إلى‏ عُنُقِهِ. فَجاءَهُ فِي الصَّلاةِ الثّانِيَةِ فَقالَ: قُم فَصَلِّ يا آدَمُ فَهذا وَقتُ الصَّلاةِ الثّانِيَةِ، فَقامَ فَصَلّى‏، فَانحَطَّتِ الشّامَةُ إلى‏ سُرَّتِهِ. فَجاءَهُ فِي الصَّلاةِ الثّالِثَةِ فَقالَ: يا آدَمُ، قُم فَصَلِّ فَهذا وَقتُ الصَّلاةِ الثّالِثَةِ، فَقامَ فَصَلّى‏، فَانحَطَّتِ الشّامَةُ إلى‏ رُكبَتَيهِ. فَجاءَهُ فِي الصَّلاةِ الرّابِعَةِ فَقالَ: يا آدَمُ، قُم فَصَلِّ فَهذا وَقتُ الصَّلاةِ الرّابِعَةِ، فَقامَ فَصَلّى‏، فَانحَطَّتِ الشّامَةُ إلى‏ قَدَمَيهِ. فَجاءَهُ في الصَّلاةِ الخامِسَةِ فَقالَ: يا آدَمُ، قُم فَصَلِّ فَهذا وَقتُ الصَّلاةِ الخامِسَةِ، فَقامَ فَصَلّى‏، فَخَرَجَ مِنها، فَحَمِدَ اللَّهَ وأثنى‏ عَلَيهِ.

فَقالَ جَبرَئيلُ عليه السلام: يا آدَمُ، مَثَلُ وُلدِكَ في هذِهِ الصَّلَواتِ كَمَثَلِكَ في هذِهِ الشّامَةِ؛ مَن صَلّى‏ مِن وُلدِكَ في كُلِّ يَومٍ و لَيلَةٍ خَمسَ صَلَواتٍ خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَما خَرَجتَ مِن هذِهِ الشّامَةِ.

امام صادق عليه السلام: هنگامى كه آدم عليه السلام از بهشت فرود آمد، لكّه ‏اى سياه در صورتش پيدا شد و سر تا پايش را گرفت. گريه و اندوه آدم، از پديدار شدن آن، طولانى شد. جبرئيل عليه السلام نزد آدم آمد و به او گفت: اى آدم! چرا مى‏ گريى؟

گفت: از اين لكّه سياهى كه در من پيدا شده است.

جبرئيل گفت: اى آدم! برخيز و نماز بخوان كه اين، وقت نماز اوّل است.

آدم برخاست و نماز خواند و آن لكّه تا گردنش از ميان رفت. جبرئيل در وقت نماز دوم آمد و گفت: اى آدم! برخيز و نماز بخوان كه اين، وقت نماز دوم است.

آدم برخاست و نماز خواند و لكّه تا ناف آدم از ميان رفت. سپس جبرئيل در وقت سوم آمد و گفت: اى آدم! برخيز و نماز بخوان كه اين، وقت نماز سوم است.

آدم برخاست و نماز خواند و لكّه تا زانوانش از ميان رفت. آن گاه جبرئيل در وقت نماز چهارم آمد و گفت: اى آدم! برخيز و نماز بخوان كه اين، وقت نماز چهارم است.

آدم به نماز برخاست و لكّه تا [روى‏] پاهايش از ميان رفت. جبرئيل در وقت پنجم نيز آمد و گفت: اى آدم! برخيز و نماز بخوان كه اين، وقت نماز پنجم است.

او برخاست و نماز خواند و لكّه از ميان رفت و آدم نيز خدا را حمد و ثنا گفت.

جبرئيل گفت: اى آدم! فرزندانت در اين نمازها مانند تو و اين لكّه سياه هستند. هر كس از فرزندانت كه پنج نماز در هر شبانه ‏روز بخواند، از گناهانش بيرون مى ‏آيد، همان گونه كه تو از اين لكّه پيراسته شدى.

بحار الانوار، ج 11، ص166

نماز حضرت یوسف :

الإمام الصادق عليه السلام: جاءَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلى‏ يوسُفَ عليه السلام وهُوَ فِي السِّجنِ، فَقالَ لَهُ: يا يوسُفُ، قُل في دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ: اللَّهُمَّ اجعَل لي فَرَجاً ومَخرَجاً، وَارزُقني مِن حَيثُ أحتَسِبُ ومِن حَيثُ لا أحتَسِبُ.

امام صادق عليه السلام: جبرئيل عليه السلام نزد يوسف عليه السلام- كه در زندان بود-، آمد و به او گفت: اى يوسف! در پىِ هر نماز بگو: «خدايا! برايم گشايش و برون ‏شوى قرار ده و مرا از آن جا كه حساب مى ‏كنم و آن جا كه حساب نمى ‏كنم، روزى برسان».

بحار الانوار، ج 12، ص 256