كسى كه مستحقّ نفرين نيست،
كسى كه مستحقّ نفرين نيست، بويژه مؤمن
1388. الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ اللَّعنَةَ إذا خَرَجَت مِن صاحِبِها تَرَدَّدَت بَينَهُ و بَينَ الَّذي يُلعَنُ، فَإِن وَجَدَت مَساغا، و إلّا عادَت إلى صاحِبِها و كانَ أحَقَّ بِها، فَاحذَروا أن تَلعَنوا مُؤمِنا فَيَحُلَّ بِكُم.
1388. امام باقر عليه السلام: لعنت، هرگاه از لعنت كننده صادر شود، ميان او و كسى كه لعنت مىشود، مىگردد. اگر مجوّزى نيافت، به خودِ لعنت كننده بر مىگردد كه او، خود، به آن سزاوارتر است. پس، زنهار تا مؤمنى را لعنت نكنيد كه دامن خودتان را مىگيرد!
1/ 3 گنهكار
1389. الإمام الصادق عليه السلام: لَمّا رَأى إبراهيمُ عليه السلام مَلَكوتَ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، التَفَتَ فَرَأى رَجُلًا يَزني، فَدَعا عَلَيهِ فَماتَ، ثُمَّ رَأى آخَرَ فَدَعا عَلَيهِ فَماتَ، حَتّى رَأى ثَلاثَةً فَدَعا عَلَيهِم فَماتوا.
فَأَوحَى اللّهُ عَزَّ ذِكرُهُ إلَيهِ: يا إبراهيمُ إنَّ دَعوَتَكَ مُجابَةٌ؛ فَلا تَدعُ عَلى عِبادي؛ فَإِنّي لَو شِئتُ لَم أخلُقهُم، إنّي خَلَقتُ خَلقي عَلى ثَلاثَةِ أصنافٍ: عَبدا يَعبُدُني لا يُشرِكُ بي شَيئا فَاثيبُهُ، و عَبدا يَعبُدُ غَيري فَلَن يَفوتَني، و عَبدا عَبَدَ غَيري فَاخرِجُ مِن صُلبِهِ مَن يَعبُدُني.
1389. امام صادق عليه السلام: چون ابراهيم عليه السلام ملكوتِ آسماها و زمين را ديد، صورتش را كه برگرداند، ديد مردى زنا مىكند. نفرينش كرد و او مُرد. سپس، مرد ديگرى را [در آن حال] ديد و او را هم نفرين كرد و مُرد، تا آن كه سه نفر را [در آن حال] ديد و آنان را نيز نفرين كرد و هر سه مُردند.
در اين هنگام، خداوند كه نامش بِشكوه باد، به او وحى فرمود: «اى ابراهيم! دعاى تو مستجاب مىشود. پس، بندگانم را نفرين مكن؛ زيرا اگر مىخواستم، آنها را نمىآفريدم. من، مخلوقات خود را بر سه دسته آفريدم: يكى بندهاى كه مرا مىپرستد و چيزى را انباز من نمىسازد. به چنين بندهاى پاداش مىدهم. دوم، بندهاى كه غيرِ مرا مىپرستد. چنين بندهاى، هرگز از چنگ من نخواهد گريخت. سوم، بندهاى كه غيرِ مرا پرستيده و من از پشتِ او كسى را بيرون مىآورم كه مرا بپرستد».
باب دوم: كسانى كه سزاوار نفريناند
«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ».[1]
«كسانى كه نشانههاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستادهايم، بعد از آن كه آن را براى مردم در كتاب توضيح دادهايم، نهفته مىدارند، خداوند، آنان را لعنت مىكند، و لعنت كنندگان، لعنتشان مىكنند»
1391. الإمام الصادق عليه السلام: إذا قَرَأتُم: «تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ» فَادعوا عَلى أبي لَهَبٍ؛ فَإِنَّهُ كانَ مِنَ المُكَذِّبينَ الَّذينَ يُكَذِّبونَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله و ما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّهِ عز و جل.
1391. امام صادق عليه السلام: هرگاه «تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ» را خوانديد، بر ابو لهب نفرين بفرستيد؛ زيرا او از تكذيب كنندگانى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و آنچه را از جانب خداوند عز و جل آورد، دروغ مىشمردند.
باب سوم: نفرين پيامبران و پيروان آنها بر مجرمان
1392. علل الشرايع عن حنّان بن سدير عن أبيه: قُلتُ لأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: أرَأَيتَ نوحا عليه السلام حينَ دَعا عَلى قَومِهِ فَقالَ: «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً* إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً»؟
قالَ عليه السلام: عَلِمَ أنَّهُ لا يَنجُبُ مِن بَينِهِم أحَدٌ.
قالَ: قُلتُ: و كَيفَ عَلِمَ ذلِكَ؟
قالَ: أوحَى اللّهُ إلَيهِ: «أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ»[2] فَعِندَ هذا دَعا عَلَيهِم بِهذَا الدُّعاءِ.
1392. علل الشرائع- به نقل از حنّان بن سَدير، از پدرش-: به امام باقر عليه السلام گفتم: چرا نوح عليه السلام هنگامى كه قومش را نفرين كرد، گفت: «پروردگارا! هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار، چرا كه اگر تو آنان را بر جاى بگذارى، بندگانت را گمراه مىكنند و جز پليدكارِ ناسپاس نمىزايند»؟
فرمود: «مىدانست كه از ميان آنها، ديگر كسى به راه نخواهد آمد».
گفتم: چگونه اين را دانست؟
فرمود: «خداوند به او وحى فرمود كه: «از قوم تو، ديگر كسى بجز همانان كه ايمان آوردهاند، ايمان نخواهد آورد». اينجا بود كه آن نفرين را در حقّ آنان كرد.
3/ 4 نفرين موسى
1394. الإمام الكاظم عليه السلام: كانَ مِن قَولِ موسى عليه السلام حينَ دَخَلَ عَلى فِرعَونَ: «اللّهُمَّ إنّي أدرَأُ إلَيكَ في نَحرِهِ، و أستَجيرُ بِكَ مِن شَرِّهِ، و أستَعينُ بِكَ»، فَحَوَّلَ اللّهُ ما كانَ في قَلبِ فِرعَونَ مِنَ الأَمنِ خَوفا.
1394. امام كاظم عليه السلام: از جمله سخنان موسى عليه السلام، آنگاه كه بر فرعون درآمد، اين بود: «بار خدايا! خود را به تو مىسپارم، در برابر آدمكشى او، و از شرّ او به تو پناه مىبرم و از تو يارى مىجويم». پس خداوند، آرامشى را كه در دل فرعون بود، به ترس مبدّل ساخت.
3/ 5 نمونههايى ديگر
5/ 3 هر كه با على دشمنى كند
1452. عنه صلى الله عليه و آله- في عَلِيٍّ عليه السلام-: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ، وَ انصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ.[3]
1452. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- درباره على عليه السلام-: بار خدايا! دوستى كن با آن كه با او دوستى كند و دشمنى كن با آن كه با او دشمنى كند و يارى كن كسى را كه او را يارى كند و فروگذار كسى كه او را فروگذارَد.
ﭽ گلچین کتاب فرهنگ نامه مسجد؛ محمدی ری شهری ﭼ
فصل يكم: فضيلت مسجد
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالى: ألا إنَّ بُيوتي فِي الأَرضِ المَساجِدُ، تُضيءُ لِأَهلِ السَّماءِ كَما تُضيءُ النُّجومُ لِاهلِ الأَرضِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند تبارك و تعالى فرمود: «آگاه باشيد كه خانههاى من در زمين، مساجدند كه بهسانِ درخشش ستارگان براى اهل زمين، بر آسمانيان، نورافشانى مىكنند».
بحار الأنوار: ج 84 ص 14
[1] البقرة: 159.
[2] هود: 36.
[3] مسند ابن حنبل: ج 1 ص 254 ح 964.