د مستجاب شدن دعاى كسى كه براى چهل مؤمن، دعا كند

1134. عنه عليه السلام: مَن دَعا لِأَربَعينَ رَجُلًا مِن إخوانِهِ قَبلَ أن يَدعُوَ لِنَفسِهِ، استُجيبَ لَهُ فيهِم و في نَفسِهِ.

1134. امام صادق عليه السلام: هر كس پيش از آن كه براى خودش دعا كند، براى چهل مرد از برادرانش دعا نمايد، دعايش درباره آنها و خودش مستجاب مى‏شود.

ه اين بركت‏ها

1135. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: اطلُبِ العافِيَةَ لِغَيرِكَ، تُرزَقها في نَفسِكَ.[1]

1135. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: عافيت را براى ديگران طلب كن تا به تو نيز روزى شود.

1136. عنه صلى الله عليه و آله: مَن دَعا لِلمُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ في كُلِّ يَومٍ خَمسا و عِشرينَ مَرَّةً نَزَعَ اللّهُ الغِلَّ مِن صَدرِهِ، و كَتَبَهُ مِنَ الأَبدالِ، إن شاءَ اللّهُ.

1136. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس در هر روز، بيست و پنج مرتبه براى مردان و زنان مؤمن دعا كند، خداوند، كينه را از سينه‏اش مى‏زُدايد و او را جزو ابدال (اولياى بزرگ خويش) مى‏نويسد، إن شاء اللّه!

(پیامبر اکرم روزانه 25 مرتبه می فرمودند : اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات)

1139. عنه صلى الله عليه و آله: مَن قالَ: «اللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ»، كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ مُؤمِنٍ خَلَقَهُ اللّهُ مُنذُ خَلَقَ آدَمَ إلى أن تَقومَ السّاعَةُ حَسَنَةً، و مَحا عَنهُ سَيِّئَةً، و رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً.

1139. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بگويد: «بار خدايا! مردان و زنان مؤمن را بيامرز»، خداوند، به ازاى هر مؤمنى كه از زمان خلقت آدم عليه السلام تا قيامِ قيامت آفريده و مى‏آفريند، برايش يك ثواب مى‏نويسد و يك گناه از او پاك مى‏كند و يك درجه بر او مى‏افزايد.

1141. عنه عليه السلام: إذا قالَ الرَّجُلُ: «اللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ، وَ المُسلِمينَ وَ المُسلِماتِ، الأَحياءِ مِنهُم و جَميعِ الأَمواتِ»، رَدَّ اللّهُ عَلَيهِ بِعَدَدِ مَن مَضى و مَن بَقِيَ مِن كُلِّ إنسانٍ دَعوَةً.

1141. امام صادق عليه السلام: هرگاه شخص بگويد: «بار خدايا! مردان و زنانِ اهل ايمان، و مردان و زنان مسلمان، زندگان ايشان و همه مُردگانشان را بيامرز»، خداوند، به شمارِ هر يك از افراد گذشته و باقى مانده، يك دعا به او برمى‏گردانَد.

1144. عنه عليه السلام: دُعاءُ المُؤمِنِ لِلمُؤمِنِ يَدفَعُ عَنهُ البَلاءَ، و يُدِرُّ عَلَيهِ الرِّزقَ.

1144. امام صادق عليه السلام: دعاى مؤمن براى مؤمن، بلا را از او برمى‏گردانَد و روزى‏اش را افزون مى‏سازد.

2/ 5 كسانى كه در موقف، براى خود، هيچ دعايى نكردند

الف ابراهيم بن شُعيب‏

1151. الكافي عن إبراهيم بن أبي البلاد أو عبد اللّه بن جندب: كُنتُ فِي المَوقِفِ، فَلَمّا أفَضتُ لَقيتُ إبراهيمَ بنَ شُعَيبٍ، فَسَلَّمتُ عَلَيهِ و كانَ مُصابا بِإِحدى عَينَيهِ، و إذا عَينُهُ الصَّحيحَةُ حَمراءُ كَأَنَّها عَلَقَةُ دَمٍ، فَقُلتُ لَهُ: قَد اصِبتَ بِإِحدى عَينَيكَ، و أنَا وَ اللّهِ مُشفِقٌ عَلَى الاخرى، فَلَو قَصَرتَ مِنَ البُكاءِ قَليلًا!

فَقالَ: وَ اللّهِ، يا أبا مُحَمَّدٍ، ما دَعَوتُ لِنَفسِيَ اليَومَ بِدَعوَةٍ، فَقُلتُ: فَلِمَن دَعَوتَ؟

قالَ: دَعَوتُ لإخواني؛ لِأَنّي سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ: «مَن دَعا لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ، وَكَّلَ اللّهُ بِهِ مَلَكا، يَقولُ: و لَكَ مِثلاهُ»، فَأَرَدتُ أن أكونَ إنَّما أدعو لإخواني، و يَكونَ المَلَكُ يَدعو لي، لِأَنّي في شَكٍّ مِن دُعائي لِنَفسي و لَستُ في شَكٍّ مِن دُعاءِ المَلَكِ لي.

1151. الكافى- به نقل از ابراهيم بن ابى بلاد يا عبد اللّه بن جُندَب-: من در موقف (عرفات) بودم. چون كوچيدم، به ابراهيم بن شعيب برخوردم. به او سلام كردم. او يك چشمش آسيب ديده بود. ديدم چشم سالمش هم مانند لَخته‏اى خون، قرمز است. گفتم: تو يكى از چشمانت كه آسيب ديده است. به خدا سوگند، من نگران چشم ديگرت هستم. خوب است اندكى از گريه‏ات بكاهى!

گفت: به خدا سوگند، اى ابا محمّد! امروز، حتّى يك دعا هم براى خودم نكردم.

گفتم: پس براى كه دعا كردى؟

گفت: براى برادرانم دعا كردم؛ زيرا از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمايد: «هر كس در غياب برادرش براى او دعا كند، خداوند، فرشته‏اى بر وى مى‏گمارد كه بگويد: دو چندانِ آن [دعا] از آنِ تو باد!». لذا خواستم كسى باشم كه براى برادرانم دعا مى‏كنم و فرشته براى من دعا كند؛ چرا كه من در [اجابت‏] دعايى كه براى خودم مى‏كنم، شك دارم؛ امّا در دعاى فرشته براى خودم شك ندارم.

باب سوم: كسانى كه نبايد برايشان دعا كرد

3/ 1 مشرك و كافر

1156. تفسير العيّاشي عن أبي إسحاق الهمداني عن رجل: صَلّى رَجُلٌ إلى جَنبي فَاستَغفَرَ لِأَبَوَيهِ، و كانا ماتا فِي الجاهِلِيَّةِ.

فَقُلتُ: تَستَغفِرُ لِأَبَوَيكَ و قَد ماتا فِي الجاهِلِيَّةِ؟ فَقالَ: قَدِ استَغفَرَ إبراهيمُ لِأَبيهِ، فَلَم أدرِ ما أرُدُّ عَلَيهِ، فَذَكَرتُ ذلِكَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَأَنزَلَ اللّهُ: «وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ» قالَ: لَمّا ماتَ تَبَيَّنَ أنَّهُ عَدُوٌّ للّهِ فَلَم يَستَغفِر لَهُ.

1156. تفسير العيّاشى- به نقل از ابو اسحاق هَمْدانى، از مردى-: مردى در كنار من نماز خواند و براى پدر و مادرش كه در جاهليت از دنيا رفته بودند، طلب آمرزش كرد.

گفتم: براى پدر و مادرت آمرزش مى‏طلبى، در صورتى كه در زمان جاهليت مُرده‏اند؟

گفت: ابراهيم عليه السلام براى پدرش طلب آمرزش كرد. من ندانستم چه پاسخى به او بدهم. مطلب را به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم. پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد: «آمرزش‏خواهى ابراهيم براى پدرش، جز براى وعده‏اى كه به او داده بود، نبود؛ امّا چون بر او روشن شد كه وى دشمنِ خداست، از او بيزارى جُست». فرمود: «يعنى چون از دنيا رفت، معلوم شد كه وى دشمن خداست و ديگر برايش طلب آمرزش نكرد».‏


[1] كنز العمّال: ج 2 ص 75 ح 3198.