تكلّف در سجعپردازى
تكلّف در سجعپردازى
389. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إيّاكُم وَ السَّجعَ فِي الدُّعاءِ، حَسبُ أحَدِكُم أن يَقولَ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ الجَنَّةَ و ما قَرَّبَ إلَيها مِن قَولٍ و عَمَلٍ، و أعوذُ بِكَ مِنَ النّارِ و ما قَرَّبَ إلَيها مِن قَولٍ [أو عَمَلٍ].
389. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از سجعگويى در دعا بپرهيزيد. كافى است كه هر يك از شما بگويد: «بار خدايا! بهشت را و هر آن گفتار و كردارى را كه بدان نزديك مىگردانَد، از تو درخواست مىكنم و از آتش و هر آن گفتار و كردارى كه موجب نزديك شدن به آن مىشود، به تو پناه مىبرم».
6/ 5 بسيار شمردن خواسته
392. الإمام الباقر عليه السلام: لا تَستَكثِروا شَيئا مِمّا تَطلُبونَ؛ فَما عِندَ اللّهِ أكثَرُ مِمّا تُقَدِّرونَ.
392. امام باقر عليه السلام: آنچه را مىطلبيد، هرگز بسيار مپنداريد؛ زيرا آنچه نزد خداست، بيش از آن است كه شما مىپنداريد.
393. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ تَعالى: يا عِبادي... و لَو أنَّ أوَّلَكُم و آخِرَكُم، و حَيَّكُم و مَيِّتَكُم، و رَطبَكُم و يابِسَكُمُ، اجتَمَعوا في صَعيدٍ واحِدٍ، فَسَأَلَ كُلُّ إنسانٍ مِنكُم ما بَلَغَت امنِيَّتُهُ، فَأَعطَيتُ كُلَّ سائِلٍ مِنكُم، ما نَقَصَ ذلِكَ مِن مُلكي إلّا كَما لَو أنَّ أحَدَكُم مَرَّ بِالبَحرِ فَغَمَسَ فيهِ إبرَةً ثُمَّ رَفَعَها إلَيهِ؛ ذلِكَ بِأَنّي جَوادٌ ماجِدٌ، أفعَلُ ما اريدُ، عَطائي كَلامٌ، و عَذابي كَلامٌ، إنَّما أمري لِشَيءٍ إذا أرَدتُهُ أن أقولَ لَهُ: كُن، فَيَكونُ.[1]
393. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى متعال مىفرمايد: «اى بندگان من! .... و اگر اوّلين و آخرينِ شما، و زنده و مُردهتان، و تَر و خشكتان در يك بيابان گِرد آيند و هر فردى از شما هر آرزويى دارد، بخواهد و من، آرزوهاى هر يك از شما را برآوَرَم، اين، از مُلك من نمىكاهد، مگر آن اندازه كه اگر يكى از شما به دريايى رسد و سوزنى در آن فرود بَرَد و بيرونش كشد. اين، از آن روست كه من، بخشندهاى بزرگوارم. آنچه بخواهم، انجام مىدهم. دَهِش من به گفتارى است و عذابم نيز به گفتارى. هرگاه چيزى را اراده كنم، كافى است كه به آن بگويم: «باش!»، پس هست مىشود.
6/ 6 كوچك شمردن حاجت
400. عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى أحَبَّ شَيئا لِنَفسِهِ و أبغَضَهُ لِخَلقِهِ؛ أبغَضَ لِخَلقِهِ المَسأَلَةَ، و أحَبَّ لِنَفسِهِ أن يُسأَلَ. و لَيسَ شَيءٌ أحَبَّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن أن يُسأَلَ، فَلا يَستَحيي أحَدُكُم أن يَسأَلَ اللّهَ و لَو بِشِسعِ نَعلٍ.
400. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند تبارك و تعالى يك چيز را براى خودش دوست دارد و همان را براى خَلقش دشمن مىدارد: درخواست شدن از خلقش را دشمن مىدارد و درخواست شدن از خودش را دوست مىدارد. هيچ چيز نزد خداوند عز و جل محبوبتر از آن نيست كه از او درخواست شود. پس، هيچ يك از شما شرم نكند از اين كه از خداوند، درخواست كند، حتّى بند كفشى را.
401. عدّة الداعي: فِي الحَديثِ القُدسِيِّ: يا موسى، سَلني كُلَّ ما تَحتاجُ إلَيهِ، حَتّى عَلَفَ شاتِكَ، و مِلحَ عَجينِكَ.
401. عدّة الداعى: در حديث قدسى آمده است: «اى موسى! هر آنچه را كه بدان نياز دارى، از من بخواه، حتّى علوفه گوسفند و نمكِ خميرت را».
402. الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى أخفى أربَعَةً في أربَعَةٍ: أخفى رِضاهُ في طاعَتِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن طاعَتِهِ؛ فَرُبَّما وافَقَ رِضاهُ و أنتَ لا تَعلَمُ، و أخفى سَخَطَهُ في مَعصِيَتِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن مَعصِيَتِهِ؛ فَرُبَّما وافَقَ سَخَطَهُ مَعصِيَتُهُ و أنتَ لا تَعلَمُ، و أخفى إجابَتَهُ في دَعوَتِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن دُعائِهِ؛ فَرُبَّما وافَقَ إجابَتَهُ و أنتَ لا تَعلَمُ، و أخفى وَلِيَّهُ في عِبادِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ عَبدا مِن عَبيدِ اللّهِ؛ فَرُبَّما يَكونُ وَلِيَّهُ و أنتَ لا تَعلَمُ.
402. امام على عليه السلام: خداوند تبارك و تعالى چهار چيز را در دلِ چهار چيز، نهان ساخته است: خشنودىاش را در طاعتش نهان ساخته است. پس، زنهار كه چيزى از طاعت او را كوچك مشماريد؛ زيرا چهبسا خشنودىِ او در همان باشد و تو نمىدانى.
ناخشنودىاش را در معصيتش نهان ساخته است. پس، زنهار كه چيزى از معصيت او را كوچك مشماريد؛ زيرا اى بسا ناخشنودىِ او در همان باشد و تو نمىدانى.
اجابتش را در دعاى از خود، نهان ساخته است. پس، زنهار كه چيزى از دعا به درگاهش را كوچك مشماريد؛ زيرا اى بسا اجابت او در همان باشد و تو نمىدانى.
و ولىّاش را در ميان بندگانش نهان ساخته است. پس، زنهار كه هيچ بندهاى از بندگان خدا را كوچك مشماريد؛ زيرا اى بسا همو ولى او باشد و تو نمىدانى.
404. الإمام الصادق عليه السلام: عَلَيكُم بِالدُّعاءِ؛ فَإِنَّكُم لا تَقَرَّبونَ بِمِثلِهِ، و لا تَترُكوا صَغيرَةً لِصِغَرِها أن تَدعوا بِها، إنَّ صاحِبَ الصِّغارِ هُوَ صاحِبُ الكِبارِ.
404. امام صادق عليه السلام: تا مىتوانيد دعا كنيد؛ چرا كه شما با هيچ چيز مانند دعا به خدا نزديك نمىشويد. هيچ دعاى كوچكى را به خاطر كوچك بودنش، ترك نكنيد؛ زيرا آن كه حاجتهاى كوچك به دست اوست، همان است كه حاجتهاى بزرگ در دستش است.
6/ 7 مصلحتْ آموختن به خدا
406. الإمام عليّ عليه السلام: قالَ اللّهُ عز و جل مِن فَوقِ عَرشِهِ: يا عِبادي، أطيعوني فيما أمَرتُكُم بِهِ، و لا تُعَلِّموني بِما يُصلِحُكُم؛ فَإِنّي أعلَمُ بِهِ، و لا أبخَلُ عَلَيكُم بِمَصالِحِكُم.
406. امام على عليه السلام: خداوند عز و جل از فرازِ عرش خود فرمود: «بندگان من! مرا در آنچه به شما فرمانش دادهام، اطاعت كنيد و به من نياموزيد كه چه چيز به صلاحِ شماست؛ زيرا من به آن داناترم و آنچه را به صلاحِ شماست، از شما دريغ نمىورزم».
6/ 8 درخواست مرگ
408. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا يَتَمَنَّيَنَّ أحَدُكُمُ المَوتَ لِضُرٍّ نَزَلَ بِهِ، فَإِن كانَ لا بُدَّ مُتَمَنِّيا لِلمَوتِ فَليَقُل: اللّهُمَّ أحيِني ما كانَتِ الحَياةُ خَيرا لي، و تَوَفَّني إذا كانَتِ الوَفاةُ خَيرا لي.[2]
408. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مبادا كسى از شما به خاطر گرفتارىاى كه به او رسيده است، تمنّاى مرگ كند، و اگر ناچار شد تمنّاى مرگ كند، بگويد: «بار خدايا! تا زمانى كه زندگى براى من خير است، مرا زنده بدار و هرگاه خيرِ من در مرگ بود، مرا بميران».
409. عنه صلى الله عليه و آله: لا يَتَمَنَّيَنَّ أحَدُكُمُ المَوتَ؛ إمّا مُحسِنا فَلَعَلَّهُ أن يَزدادَ خَيرا، و إمّا مُسيئا فَلَعَلَّهُ أن يَستَعتِبَ[3].[4]
409. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هيچ يك از شما نبايد تمنّاى مرگ كند؛ زيرا اگر نيكوكار است، شايد كه بيشتر نيكى كند و اگر بدكار است، شايد كه از بدى دست بشويد».
414. عنه صلى الله عليه و آله: لا تَمَنَّ المَوتَ؛ فَإِن كُنتَ مِن أهلِ الجَنَّةِ فَالبَقاءُ خَيرٌ لَكَ، و إن كُنتَ مِن أهلِ النّارِ فَما يُعجِلُكَ إلَيها.[5]
414. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آرزوى مرگ نكن؛ چرا كه اگر اهل بهشت باشى، زنده ماندن برايت بهتر است و اگر از اهل دوزخ باشى، چرا براى آن شتاب مىكنى؟
419. الإمام الكاظم عليه السلام: جاءَ رَجُلٌ إلَى الصّادقِ عليه السلام فَقالَ: قَد سَئِمتُ الدُّنيا، فَأَتَمَنّى عَلَى اللّهِ المَوتَ؟
فَقالَ: تَمَنَّ الحَياةَ لِتُطيعَ لا لِتَعصِيَ، فَلَأَن تَعيشَ فَتُطيعَ خَيرٌ لَكَ مِن أن تَموتَ فَلا تَعصِيَ و لا تُطيعَ.
419. امام كاظم عليه السلام: مردى نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت: از دنيا بيزار شدهام. آيا مىتوانم از خداوند، مرگم را آرزو كنم؟
فرمود: «زندگى را آرزو كن تا طاعت كنى، نه براى اين كه معصيت كنى؛ زيرا زنده باشى و طاعت كنى، برايت بهتر از آن است كه بميرى و نه معصيت كنى و نه طاعت».
420. عنه عليه السلام: سَمِعَ موسى عليه السلام رَجُلًا يَتَمَنَّى المَوتَ، فَقالَ: هَل بَينَكَ و بَينَ اللّهِ قَرابَةٌ يُحابيكَ[6] بِها؟ قالَ: لا. قالَ: فَهَل لَكَ حَسَناتٌ قَدَّمتَها تَزيدُ عَلى سَيِّئاتِكَ؟ قالَ: لا. قالَ: فَأَنتَ إذا تَتَمَنّى هَلاكَ الأَبَدِ.
420. امام كاظم عليه السلام: موسى عليه السلام شنيد كه مردى تمنّاى مرگ مىكند. فرمود: «آيا ميان تو و خداوند، خويشىاى هست كه از تو پشتيبانى كند؟».
گفت: نه.
فرمود: «آيا كارهاى خوبى براى آخرتت پيش فرستادهاى كه از بدىهايت بيشتر باشد؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس، با اين حساب، تو هلاكت ابدى را تمنّا مىكنى».
6/ 9 دعا براى چيزهاى ناشدنى و ناروا
421. الإمام عليّ عليه السلام: يا صاحِبَ الدُّعاءِ، لا تَسأَل عَمّا لا يَكونُ و لا يَحِلُّ.
421. امام على عليه السلام: اى كسى كه دعا مىكنى! آنچه را ناشدنى و نارواست، درخواست مكن.
باب هفتم: بهترين اوقات براى دعا
7/ 1 شب قدر
424. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يُفَتَّحُ أبوابُ السَّماواتِ في لَيلَةِ القَدرِ.[7]
424. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در شب قدر، درهاى آسمانها گشوده مىشود.
7/ 2 شب نيمه شعبان
426. الإمام الصادق عليه السلام: سُئِلَ الباقِرُ عليه السلام عَن فَضلِ لَيلَةِ النِّصفِ مِن شَعبانَ، فَقالَ: هِيَ أفضَلُ لَيلَةٍ بَعدَ لَيلَةِ القَدرِ، فيها يَمنَحُ اللّهُ تَعالَى العِبادَ فَضلَهُ، و يَغفِرُ لَهُم بِمَنِّهِ، فَاجتَهِدوا فِي القُربَةِ إلَى اللّهِ تَعالى فيها؛ فَإِنَّها لَيلَةٌ آلَى اللّهُ عَلى نَفسِهِ أن لا يَرُدَّ سائِلًا لَهُ فيها، ما لَم يَسأَل مَعصِيَةً، و إنَّهَا اللَّيلَةُ الَّتي جَعَلَهَا اللّهُ لَنا أهلَ البَيتِ، بِإِزاءِ ما جَعَلَ لَيلَةَ القَدرِ لِنَبِيِّنا صلى الله عليه و آله.
426. امام صادق عليه السلام: از امام باقر عليه السلام درباره فضيلت شب نيمه شعبان سؤال شد. فرمود: «آن شب، بافضيلتترين شب بعد از شبِ قدر است. در اين شب، خداوند متعال، فضل خويش را به بندگان مىبخشد و به لطف خود، آنان را مىآمرزد. پس، در اين شب براى نزديك شدن به خداى متعال بكوشيد؛ زيرا خداوند با خود عهد كرده است كه در اين شب، هيچ درخواست كنندهاى را رد نكند، به شرط آن كه معصيتى را درخواست نكند.
7/ 3 شب جمعه
432. رسول اللّه صلى الله عليه و آله- لِعَلِيٍّ عليه السلام-: يا أبَا الحَسَنِ، أ فَلا اعَلِّمُكَ كَلِماتٍ يَنفَعُكَ اللّهُ بِهِنَّ، و يَنفَعُ بِهِنَّ مَن عَلَّمتَهُ، و يُثَبِّتُ ما تَعَلَّمتَ في صَدرِكَ؟ ... إذا كانَ لَيلَةُ الجُمُعَةِ، فَإِنِ استَطَعتَ أن تَقومَ في ثُلُثِ اللَّيلِ الآخِرِ؛ فَإِنَّها ساعَةٌ مَشهودَةٌ، وَ الدُّعاءُ فيها مُستَجابٌ، و قَد قالَ أخي يَعقوبُ لِبَنيهِ: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي»[8] يَقولُ: حَتّى تَأتِيَ لَيلَةُ الجُمُعَةِ ....[9]
432. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- به على عليه السلام-: اى ابو الحسن! آيا مطالبى به تو نياموزم كه خداوند، بدانها تو را و هر كس را كه اين مطالب را به او بياموزى، سود مىبخشد و آنچه را آموختهاى، در سينهات استوار مىگرداند؟ ... چون شب جمعه شد، اگر توانستى، در ثلث آخرِ شب برخيز؛ زيرا كه آن زمان، زمان حضور [فرشتگان رحمت] است و دعا در آن، پذيرفته مىشود. برادرم يعقوب به فرزندانش گفت: «به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش خواهم طلبيد» و مقصودش فرا رسيدن شب جمعه بود .. ..
[1] سنن الترمذي: ج 4 ص 656 ح 2495.
[2] صحيح البخاري: ج 5 ص 2337 ح 5990.
[3] أي يرجع عن الإساءة و يطلب الرضا. و استعتبَ: طلب أن يَرضى عنه( النهاية: ج 3 ص 175« عتب»).
[4] صحيح البخاري: ج 5 ص 2147 ح 5349.
[5] كنز العمّال: ج 15 ص 553 ح 42148 نقلًا عن المروزي في الجنائز عن القاسم مولى معاوية.
[6] حاباه محاباة: نصره و اختصّه و مال إليه( القاموس المحيط: ج 4 ص 315« حبا»).
[7] الإقبال: ج 1 ص 345.
[8] يوسف: 98.
[9] سنن الترمذي: ج 5 ص 564 ح 3570.