شفاى هر دردى 128
شفاى هر دردى
128. الكافي عن علاء بن كامل: قالَ لي أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: عَلَيكَ بِالدُّعاءِ؛ فَإِنَّهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ.
128. الكافى- به نقل از علاء بن كامل-: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «بر تو باد دعا؛ زيرا كه آن، شفاى هر دردى است».
باب چهارم: سر باز زدن از دعا و سستى نمودن در آن
4/ 1 بر حذر داشتن از ترك دعا
133. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: تَركُ الدُّعاءِ مَعصِيَةٌ.[1]
133. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: ترك دعا، گناه است.
135. عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ تَعالى: مَن لا يَدعوني أغضَبُ عَلَيهِ.[2]
135. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند متعال فرموده است: «هر كه مرا نخوانَد، بر او خشم مىگيرم».
136. عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل يُمسِكُ عَن عَبدِهِ الخَيرَ الكَثيرَ، و يَقولُ: لا اعطي عَبدي حَتّى يَسأَلَني.
136. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل خيرِ فراوان را از بندهاش باز مىدارد و مىفرمايد: «به بندهام نمىدهم تا از من بخواهد».
138. الإمام عليّ عليه السلام- في بَيانِ مُحاوَرَةِ اللّهِ تَعالَى الأَغنِياءَ وَ الفُقَراءَ يَومَ القِيامَةِ-: ثُمَّ يُدعى بِالكافِرِ الفَقيرِ فَيَقولُ: يَا ابنَ آدَمَ، ما فَعَلتَ فيما أمَرتُكَ؟
فَيَقولُ: ابتَلَيتَني بِبَلاءِ الدُّنيا حَتّى أنسَيتَني ذِكرَكَ و شَغَلتَني عَمّا خَلَقتَني لَهُ.
فَيَقولُ لَهُ: فَهَلّا دَعَوتَني فَأَرزُقَكَ، و سَأَلتَني فاعطِيَكَ؟ فَإِن قالَ: يا رَبِّ نَسيتُ، هَلَكَ، و إن قالَ: لَم أدرِ ما أنتَ، هَلَكَ. فَيَقولُ لَهُ: لَو تَعلَمُ ما لَكَ عِندي لَبَكَيتَ كَثيرا.
138. امام على عليه السلام- در بيان گفتگوى خداوند بزرگ با توانگران و درويشان در روز قيامت-: سپس، كافر درويش را صدا مىزنند و خداوند به او مىفرمايد: «اى پسر آدم! با دستورهايم به تو، چه كردى؟».
او مىگويد: مرا به بلاى دنيا (فقر) گرفتار ساختى، تا جايى كه ياد خودت را از خاطرم بردى و مرا از آنچه براى آن آفريدهام بودى، غافل نمودى.
خداوند به او مىفرمايد: «چرا مرا نخواندى تا روزىات دهم و از من درخواست نكردى تا عطايت كنم؟» اگر بگويد: پروردگارا! فراموش كردم، به هلاكت درمىافتد و اگر بگويد: تو را نمىشناختم، باز به هلاكت درمىافتد.
پس خداوند به او مىفرمايد: «اگر بدانى كه براى تو چه دارم، بسى گريه مىكنى».
139. الإمام الصادق عليه السلام: مَن لَم يَسأَلِ اللّهَ عز و جل مِن فَضلِهِ فَقَدِ افتَقَرَ.
139. امام صادق عليه السلام: هر كه از فضل خداوند عز و جل درخواست نكرد، به فقر در افتاد.
در روایات به خواندن این دعا سفارش شده ایم «اللهم اغننی بحلالک و بفضلک عن من سواک»
4/ 2 نكوهش خسته شدن از دعا
140. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا تَمَلّوا مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّكُم لا تَدرونَ مَتى يُستَجابُ لَكُم.[3]
140. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از دعا كردن خسته نشويد؛ زيرا شما نمىدانيد كه چه وقت، دعايتان مستجاب مىشود.
141. عدّة الداعي: وَرَدَ فِي الوَحيِ القَديمِ: و لا تَمَلَّ مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنّي لا أمَلُّ مِنَ الإِجابَةِ.
141. عدّة الداعى: در وحى قديم (كتب آسمانى گذشته) آمده است: «از دعا كردن، خسته مشو؛ زيرا من از اجابت كردن، خسته نمىشوم».
4/ 3 نكوهش درماندگى در دعا
142. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ أعجَزَ النّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ.
142. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: درماندهترينِ مردم، كسى است كه از دعا كردن، درمانده شود.
4/ 4 نكوهش كسانى كه فقط هنگام گرفتارى دعا مىكنند
«وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».[4]
«و چون انسان را گزندى برسد، ما را، به پهلو خفته يا نشسته و يا ايستاده، مىخوانَد و چون گزندش را از او دور سازيم، چنان مىرود كه گويى ما را براى گزندى كه به او رسيده، نخوانده است. اين گونه، براى زيادهروان، آنچه انجام مىدادند، زينت داده شده است».
«فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ* لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ».[5]
«و هنگامى كه بر كشتى مىنشينند، خدا را از روى اخلاص مىخوانند، ولى چون به خشكى رسانْد و نجاتشان داد، به ناگاه شرك مىورزند تا نعمتى را كه به ايشان داديم، كفران كنند، و بگذار تا برخوردار شوند، زودا كه بدانند».
145. الإمام عليّ عليه السلام- لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أن يَعِظَهُ-: لا تَكُن مِمَّن ... يُعجَبُ بِنَفسِهِ إذا عُوفِيَ، و يَقنَطُ إذَا ابتُلِيَ، إن أصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضطَرّا، و إن نالَهُ رَخاءٌ أعرَضَ مُغتَرّا.
145. امام على عليه السلام- به مردى كه از ايشان خواست تا او را اندرز بدهد-: از آنانى مباش كه ... هرگاه عافيت داده شود، خودپسند مىگردد و هرگاه گرفتار آيد، نوميد مىشود و چون بلايى به او برسد، از سر بيچارگى دعا مىكند و هرگاه آسايشى يابد، مغرورانه [از خدا] روى مىگردانَد.
147. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ جَدّي يَقولُ: تَقَدَّموا فِي الدُّعاءِ؛ فَإِنَّ العَبدَ إذا كانَ دَعّاءً فَنَزَلَ بِهِ البَلاءُ فَدَعا، قيلَ: صَوتٌ مَعروفٌ، و إذا لَم يَكُن دَعّاءً فَنَزَلَ بِهِ بَلاءٌ فَدَعا، قيلَ: أينَ كُنتَ قَبلَ اليَومِ؟!
147. امام صادق عليه السلام: جدّم مىفرمود: «در دعا كردن، پيشدستى كنيد؛ زيرا بنده، چنانچه اهل دعا باشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مىشود: «صدايى آشناست» و چنانچه اهل دعاىِ بسيار نباشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مىشود: «تا به حال، كجا بودى؟!».
فصل دوّم: آداب دعا كردن
باب يكم: بايستههاى پيش از دعا
1/ 1 وضو گرفتن
151. الإمام الحسن عليه السلام- أنَّهُ كانَ يَقولُ-: يَا ابنَ آدَمَ! مَن مِثلُكَ و قَد خَلّى رَبُّكَ بَينَهُ و بَينَكَ، مَتى شِئتَ أن تَدخُلَ إلَيهِ تَوَضَّأتَ و قُمتَ بَينَ يَدَيهِ، و لَم يَجعَل بَينَكَ و بَينَهُ حِجابا و لا بَوّابا، تَشكو إلَيهِ هُمومَكَ و فاقَتَكَ، و تَطلُبُ مِنهُ حَوائِجَكَ، و تَستَعينُهُ عَلى امورِكَ.
151. امام حسن عليه السلام مىفرمود: اى پسر آدم! كيست چون تو؟ پروردگارت فاصله ميان خود و تو را برداشته است تا هرگاه خواستى به حضورش برسى، وضو سازى و در برابرش بِايستى بىآن كه ميان تو و خود، هيچ حاجب و دربانى قرار دهد و از گرفتارىها و نيازت به او شِكوه كنى و نيازهايت را از او بخواهى و در كارهايت از او كمك بجويى.
رو به قبله
152. سنن النسائي عن امّ عبد الرحمن بن طارق بن علقمة: إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا جاءَ مَكانا في دارِ يَعلَى استَقبَلَ القِبلَةَ و دَعا.[6]
152. سنن النسائى- به نقل از مادر عبد الرحمن بن طارق بن علقمه-: پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به مكانى در خانه يَعلى[7] مىآمد، رو به قبله مىنمود و دعا مىكرد.
1/ 3 خواندن دو ركعت نماز (که در نماز و بعد نماز رو به قبله خواهد بود)
154. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: مَن تَوَضَّأَ فَأَحسَنَ الوُضوءَ ثُمَّ صَلّى رَكعَتَينِ، فَدَعا رَبَّهُ كانَت دَعوَتُهُ مُستَجابَةً؛ مُعَجَّلَةً أو مُؤَخَّرَةً.[8]
154. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس وضو بگيرد و درست هم وضو بگيرد و سپس، دو ركعت نماز بگزارد و آنگاه، به درگاه پروردگارش دعا كند، دعايش، دير يا زود، مستجاب مىشود.
155. عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ تَعالى: مَن أحدَثَ و لَم يَتَوَضَّأ فَقَد جَفاني، و مَن أحدَثَ و تَوَضَّأَ و لَم يُصَلِّ رَكعَتَينِ و لَم يَدعُني فَقَد جَفاني، و مَن أحدَثَ و تَوَضَّأَ و صَلّى رَكعَتَينِ و دَعاني فَلَم اجِبهُ فيما يَسأَلُ عَن أمرِ دينِهِ و دُنياهُ فَقَد جَفَوتُهُ، و لَستُ بِرَبٍّ جافٍ.
155. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى متعال مىفرمايد: «هر كس حَدَثى (آنچه موجب بطلان وضوست)، از او سر بزند و وضو نگيرد، به من جفا كرده است و هر كس حَدَثى از او سر بزند و وضو بگيرد، امّا دو ركعت نماز نگزارد و به درگاهم دعا نكند، باز به من جفا كرده است و هر كس حَدَثى از او سر بزند و وضو بگيرد و دو ركعت نماز بگزارد و به درگاهم دعا كند و من، خواهش او را در كار دين و دنيايش برآورده نسازم، من به او جفا كردهام، و من، خداوندى جفاكار نيستم.
1/ 4 گزاردن نمازى يا دادن صدقهاى با انجام دادن كار خيرى يا گفتن ذكرى
161. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إذا أرَدتَ أن تَدعُوَ اللّهَ فَقَدِّم صَلاةً أو صَدَقَةً، أو خَيراً أو ذِكراً.[9]
161. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هرگاه خواستى دعا كنى، پيش از آن، نمازى بخوان يا صدقهاى بده يا كار خيرى بكن يا ذكرى بگو.
باب دوم: آداب آغاز كردن دعا
2/ 1 آغاز كردن به نام خدا
162. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا يُرَدُّ دُعاءٌ أوَّلُهُ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».
162. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعايى كه با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» ؛ به نام خداوند بخشنده مهربان» آغاز گردد، رد نمىشود.
2/ 2 ستايش و ثنا گفتن
169. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ في كِتابِ عَلِيٍّ عليه السلام: إنَّ الثَّناءَ عَلَى اللّهِ وَ الصَّلاةَ عَلى رَسولِهِ قَبلَ المَسأَلَةِ، و إنَّ أحَدَكُم لَيَأتِي الرَّجُلَ يَطلُبُ الحاجَةَ فَيُحِبُّ أن يَقولَ لَهُ خَيرا قَبلَ أن يَسأَلَهُ حاجَتَهُ.
169. امام صادق عليه السلام: در كتاب على عليه السلام آمده است: «پيش از درخواست (دعا)، ثناى خدا گوييد و بر پيامبرش درود فرستيد. وقتى فردى از شما نزد مردى مىرود و حاجتى مىخواهد، آن مرد، دوست دارد كه پيش از درخواست حاجتش از او به نيكى ياد كند.
173. الدعاء المأثور و آدابه: إنَّ رَجُلًا قالَ لِجَعفَرٍ الصّادِقِ عليه السلام: عَلِّمني دُعاءً أرجو إجابَتَهُ.
قالَ: أكثِر مِن حَمدِ اللّهِ سُبحانَهُ، وَ ادعُهُ بِما شِئتَ.
فَقالَ الرَّجُلُ: و مَا الحَمدُ مِنَ الدُّعاءِ؟
فَقالَ: إنَّ جَميعَ مَن فِي الأَرضِ مِنَ المُسلِمينَ يَدعونَ لَيلَهُم و نَهارَهُم أن يَستَجيبَ لِلحامِدينَ، فَما ظَنُّكَ بِمَن يَشفَعُ لَهُ عِندَ اللّهِ جَميعُ المُسلِمينَ؟
قالَ: و كَيفَ ذلِكَ؟
قال: أ لَيسَ يَقولونَ في كُلِّ رَكعَةٍ يَركَعونَها: سَمِعَ اللّهُ لِمَن حَمِدَهُ؟ فَعَلَيكَ بِحَمدِ اللّهِ عز و جل يَستَجِبِ اللّهُ دُعاءَكَ.
173. الدعاء المأثور و آدابه: مردى به امام صادق عليه السلام گفت: مرا دعايى بياموز كه به اجابت آن، اميدوار باشم.
فرمود: «خداوند پاك را فراوان حمد كن. سپس، آنچه مىخواهى از او تقاضا نما».
مرد گفت: حمد، چه ربطى به دعا دارد؟
فرمود: «همه مسلمانانِ روى زمين، شب و روز دعا مىكنند كه خداوند، دعاى حمدگويان را اجابت كند. حال، چه گمان مىبَرَى درباره كسى كه همه مسلمانان، نزد خدا شفاعت او را مىكنند؟
گفت: چه طور شب و روز برايش دعا مىكنند؟
فرمود: «مگر نه اين است كه در هر ركعتى كه ركوع مىكنند، [هنگام بلند شدن] مىگويند:" خدا، دعاى كسى را كه حمدش مىكند، بپذيراد!"؟ پس، خداوند عز و جل را حمد كن تا خدا، دعايت را بپذيرد».
2/ 3 اعتراف به گناه
174. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّما هِيَ المِدحَةُ، ثُمَّ الثَّناءُ، ثُمَّ الإِقرارُ بِالذَّنبِ، ثُمَّ المَسأَلَةُ؛ إنَّهُ وَ اللّهِ ما خَرَجَ عَبدٌ مِن ذَنبٍ إلّا بِالإِقرارِ.
174. امام صادق عليه السلام: نخست، ستايش، سپس، ثنا گفتن، بعد، اعتراف كردن به گناه و آنگاه، درخواست كردن؛ زيرا به خدا سوگند، هيچ بندهاى از گناهى بيرون نشد، مگر با اعتراف [به آن].
176. فلاح السائل عن عثمان بن عيسى عن بعض أصحابنا عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: قُلتُ لَهُ: آيَتانِ في كِتابِ اللّهِ لا أدري ما تَأويلُهُما.
فَقالَ: و ما هُما؟
قالَ: قُلتُ: قَولُهُ تَعالى: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» ثُمَّ أدعو فَلا أرَى الإِجابَةَ!
قالَ: فَقالَ لي: أ فَتَرَى اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى أخلَفَ وَعدَهُ؟ قالَ: قُلتُ: لا....
قالَ: لكِنّي اخبِرُكَ إن شاءَ اللّهُ تَعالى، أما إنَّكُم لَو أطَعتُموهُ فيما أمَرَكُم بِهِ ثُمَّ دَعَوتُموهُ لأجابَكُم، و لكِن تُخالِفونَهُ و تَعصونَهُ فَلا يُجيبُكُم.
176. فلاح السائل- به نقل از عثمان بن عيسى، از يكى از شيعيان-: به امام صادق عليه السلام گفتم: دو آيه در كتاب خدا هست كه تأويل [و حقيقت] آنها را نمىدانم.
فرمود: «آن دو آيه چيست؟».
گفتم: اين سخن او كه: «مرا بخوانيد تا پاسختان دهم». دعا مىكنم و اجابتى نمىبينم!
به من فرمود: «آيا گمان مىكنى كه خداوند تبارك و تعالى خُلف وعده كرده است؟
گفتم: خير....
فرمود: «ولى من، به خواست خداوند متعال، سببش را برايت مىگويم: بدانيد كه اگر شما از دستورهايى كه او به شما داده است، اطاعت مىكرديد، سپس او را مىخوانديد، پاسختان را مىداد؛ امّا شما دستورهاى او را به كار نمىبنديد و نافرمانىاش مىكنيد، از اين رو، پاسختان را نمىدهد.
در همین رابطه پیامبر اکرم فرمودند : يَقولُ اللّهُ تَعالى: أنَا جَليسُ مَن جالَسَني، و مُطيعُ مَن أطاعَني، و غافِرُ مَنِ استَغفَرَني
و در قرآن آمده : استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم.
[1] تنبيه الخواطر: ج 2 ص 120.
[2] كنز العمّال: ج 2 ص 63 ح 3127.
[3] عوالي اللآلي: ج 1 ص 442 ح 161.
[4] يونس: 12.
[5] العنكبوت: 65 و 66.
[6] سنن النسائي: ج 5 ص 213.
[7] در توضيح آن، آمده است كه علّت اين امر، آن است كه كعبه از آن مكان ديده مىشده است( حاشية السندى على سنن النسائى: ج 5 ص 213). شايد اين مكان، جايى بوده كه به محلّ استجابت دعا، معروف است( عون المعبود: ج 5 ص 340). مراد از يَعلى، يعلى بن اميّه است.
[8] مجمع الزوائد: ج 2 ص 233 ح 2431 .
[9] عوالي اللآلي: ج 1 ص 110 ح 16 عن ابن عمر.