شکستن نماز به خاطر یک نوشته روی فرش
شکستن نماز به خاطر یک نوشته روی فرش
روزى آيتالله حاج آقا حسين قمى رضوان الله علیه در حالى كه در حرم مطهر حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) مشغول نماز جماعت بود، نماز خود را قطع كرد و اقتدا كنندگان نيز با تعجب نماز را ناتمام رها كرده، نزد آقا آمدند تا از علت اين كار اطلاع پيدا كنند. حاج آقا حسين فرمود:
در هنگام خواندن نماز، متوجه شدم كه كنار فرشى كه روى آن ايستادهام نوشته است: «وقف بالاسرِ حضرت (عليه السلام)!» سريعاً فرش را برداريد و سر جاى خود پهن كنيد تا دوباره نماز را شروع كنم».
(نکته :۴۲)
نماز استیجاری
فرزند آيت الله گلپايگانى رضوان الله علیه گويد: حاج شيخ عبدالكريم حائرى نماز و روزه اى را به پدرم واگذار مىنمايد تا يك نفر را پيدا كند كه نماز و روزه يك سال كسى را ادا نمايد. آقا هم يك نفر ظاهر الصلاح را اجیر می کند. مدتى از اين قضيه مىگذشت كه شخص اجير را داخل كوچه در حال سيگار كشيدن مىبيند. آقا توجه نداشت كه ايشان پشت سرش هست تا اينكه سيگار را خاموش مىكند و در يك دو راهى متوجه پدرم مىشود سلام و احوالپرسى مىكنند و مىگويد: آقا نماز و روزهاى كه واگذار نموده بوديد يك سال نمازش را خواندهام و امروز آخرين روز روزه است در حالى كه چند دقيقه پيش داشته سيگار مىكشيده. پدرم فرمودند: وقتى اين حرف را زد به رويش نياوردم كه شما چند دقيقه قبل سيگار مىكشيديد و از طرفى نيز قدرت مالى نداشتم كه شخص ديگرى را اجير نمايم لذا خودم هم يكسال نماز را خواندم و هم يك ماه روزه گرفتم.
(نکته :۶۰)
وصیت سيد مرتضى
سيد مرتضى رضوان الله علیه در وصيت خود چنين آورده است: (تمام نمازهاى واجب مرا كه در طول عمرم خواندهام به نيابت از من دوباره بخوانيد.) وقتى علت اين وصيت را از ايشان در پاسخ فرمود: زيرا تصور من اين است كه شايد نمازهاى من صددرصد خالص براى خدا انجام نگرفته باشد بلكه درصدى از آنها به خاطر لذت معنوى خودم انجام گرفته باشد! پس همه را قضا كنيد چون اگر يك درصد از نماز هم براى غير خدا انجام گرفته باشد شايسته درگاه الهى نيست.
(نکته :۸۶)
نماز شب اول قبر
محدث قمى رضوان الله علیه گويد: مرحوم ملافتحعلى سلطان آبادى گويد روش من اين بود هر شخصى از دوستان اهل بيت كه از دنيا مىرفت و من از فوت او مطلع مىشدم چه او را مي شناختم و يا نمي شناختم دو ركعت نماز در شب دفن براى او مي خواندم و كسى از اين كار من آگاه نبود تا اينكه روزى يكى از دوستان مرا ملاقات كرد و گفت :
ديشب فلان شخص را در خواب ديدم گفت وقتى از دنيا رفتم. در عذاب بودم تا اينكه دو ركعت نمازى كه فلانى خواند و اسم شما را برد آن دو ركعت نماز مرا نجات داد وقتى آن شخص از من پرسيد اين چه نمازى است روش خود را بيان كردم.
(نکته :۹۴)
پول حمام ملا مهدى نراقى
روزى از روزها (با نداشتن بضاعت مالى) يك ناشناس به محضر ملا مهدى نراقى مىرسد و پول درشتى مثلًا صد تومان رايج آن روز را به اين طلبه گرانمايه اهدا مىكند ولى مرحوم نراقى از گرفتن پول خودداری مىكند بالاخره پس از اصرار زياد پول را دريافت كرده و در جاى معينى مىگذارد. اتفاقاً در همان شب يا شب بعد محتلم مىشود مرحوم نراقى رويهاش چنين بوده كه هرگاه محتلم مىشده قبل از اذان صبح حمام مىرفته و از حمامى تقاضا مىكرده درب حمام را باز كند تا از وقت فضيلت نماز شب محروم نماند.
مرحوم نراقى در مرتبه اول با خواهش و تمنا از حمامى مىخواهد كه درب را به رويش باز كند ولى حمامى توجهى به خواهش او نكرده، آن مرحوم از طريق مال دنيا وارد شده و مىگويد پول حمام را دو برابر مىدهم باز نمىكند، 3 برابر، 4 برابر، 5 برابر، باز نمىكند. 10 برابر، 20 برابر، 30 برابر، و .... بالاخره اجرت حمامى را تا حد همان مبلغ درشت كه آن مرد ناشناس به او داده بود بالا مىبرد. وقتى حمامى آن مبلغ درشت را مىشنود بلافاصله درب را باز مىكند و ايشان وارد حمام مىشود تا به مناجات با رب العالمين بپردازد. پس از غسل به نماز شب ايستاده و عاشقانه اين جمله را مىگويد: بار پروردگارا! تو را شكر مىكنم كه امشب مرا يارى كردى و به هر صورت بود موفق به خواندن نماز شب نمودى!
(نکته :۲۰۳)
گریه شیخ عباس قمی
ميرزا على محدث زاده فرزند شیخ عباس قمى رضوان الله علیه گويد: شبها در نجف موقع سحر قبل از اذان صبح از گريه پدرمان بيدار مىشديم.
(نکته :۲۱۰)
توصيه مرحوم قاضى برای کسب دنیا
علامه طباطبايى رضوان الله علیه مىگويد: چون به نجف اشرف براى تحصيل مشرف شدم به لحاظ خويشاوندى گاه گاهى به محضر مرحوم علامه قاضى شرفياب مىشدم تا يك روز در مدرسهاى ايستاده بودم كه مرحوم قاضى از آنجا عبور مىكردند چون به من رسيدند دست خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: اى فرزند! دنيا مىخواهى نماز شب بخوان، آخرت مىخواهى نماز شب بخوان.
(نکته :۲۱۷)
اولین امام جماعت حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
آيتالله العظمی مرعشى نجفی رضوان الله علیه گويد: هنگامى كه در قم سكونت كردم، صبحها در حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) اقامه نماز جماعت نمىشد و من تنها كسى بودم كه اين سنت را آنجا رواج دادم و از 60 سال پيش به اين طرف، صبح زود و پيش از باز شدن درهاى حرم مطهر و زودتر از ديگران مىرفتم و منتظر مىايستادم. زمستان و تابستان نداشت. در زمستانها هنگامى كه برف همه جا را مىپوشاند، بيلچهاى كوچك به دست مىگرفتم و راه خود را به طرف صحن باز مىكردم تا خود را به حرم مطهر برسانم. در آغاز خود به تنهايى نماز مىخواندم، تا پس از مدتى يك نفر به من اقتدا كرد و پس از آن كم كم افراد ديگر اقتدا كردند و به اين ترتيب نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز كردم و تا امروز كه 60 سال از آن تاريخ مىگذرد ادامه دارد.
(نکته :۲۲۶)