فصل یکم: تفسیر «لا حول و لا قوّة الّا باللّه»

خودداری از معصیت و توانایی بر طاعت، جز با یاری خودِ خدا نیست‏

عن جابر الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام، قال: سَأَلتُهُ عَن مَعنی: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَقالَ: مَعناهُ لا حَولَ لَنا عَن مَعصِیةِ اللّهِ إلّا بِعَونِ اللّهِ، و لا قُوَّةَ لَنا عَلی طاعَةِ اللّهِ إلّا بِتَوفیقِ اللّهِ عز و جل.

از جابر جُعْفی: از امام باقر علیه السلام در باره معنای «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا» پرسیدم. فرمود: «معنایش این است که ما از معصیت خدا، باز نتوانیم ایستاد، مگر به یاری خود خداوند، و بر انجام دادن طاعت خدا، توانایی نداریم، جز با توفیق‏دهی خود خداوند عز و جل».

بحار الأنوار: ج 93 ص 187.

عن الإمام الصادق علیه السلام، قال: سَألَتُهُ عَن تَفسیرِ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ»، قالَ: لا یحولُ بَینَنا و بَینَ المعاصی إلَا اللّهُ، و لا یقَوّینا عَلی أداءِ الطّاعَةِ وَ الفَرائِضِ إلَا اللّهُ.

حسین بن علوان کلبی: از امام صادق علیه السلام در باره تفسیر «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا»، پرسیدم. فرمود: «یعنی میان ما و معاصی حایل نمی‏گردد، مگر خداوند، و ما را بر انجام دادن طاعت و وظایف، نیرومند نمی‏گرداند، مگر خداوند».

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

وا گذاشتن کار به خدا

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا قالَ العَبدُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَقَد فَوَّضَ أمرَهُ إلَی اللّهِ، و حَقٌّ عَلَی اللّهِ أن یکفِیهُ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه بنده بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا»، در واقع، کار خود را به خدا وا نهاده است و بر خداست که برایش کارسازی کند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

فصل دوم: ویژگی‏های «لا حول و لا قوّة إلّا باللّه»

سخن اهل آسمان‏ها

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما نَزَلَ مِنَ السَّماءِ مَلَک و لا صَعِدَ إلَی السَّماءِ مَلَک حَتّی یقولَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: هیچ فرشته‏ای از آسمان، فرود نیامد و هیچ فرشته‏ای به آسمان بالا نرفت، مگر آن که گفت: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1679

نهالی از نهال‏های بهشت‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل لَمّا خَلَقَ الجَنَّةَ جَعَلَ غَرسَها: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: خداوند عز و جل چون بهشت را آفرید، نهال‏های آن را: «پاکا خدا!»، و «ستایش، خدای را!» و «معبودی جز خدا نیست»، و «خدا، بزرگ‏تر است»، و «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» قرار داد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1681.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَمّا اسرِی بی مَرَرتُ بِإِبراهیمَ علیه السلام، فَقالَ لِجَبرَئیلَ علیه السلام: مَن هذا؟ قالَ: مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله، فَرَحَّبَ بی و سَلَّمَ عَلَی، و قالَ: مُر امَّتَک یکثِروا مِن غِراسِ الجَنَّةِ، فَإِنَّ تُربَتَها طَیبَةٌ، و أرضَها واسِعَةٌ قالَ: قُلتُ: و ما غِراسُ الجَنَّةِ؟ قالَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: شبی که به آسمان برده شدم، بر ابراهیم علیه السلام گذشتم. به جبرئیل علیه السلام گفت: این کیست؟ گفت: محمّد.

ابراهیم علیه السلام به من خوشامد گفت و سلام کرد و گفت: به امّتت بفرما که بر نهال‏های بهشت، بیفزایند؛ زیرا که خاک بهشت، پاک [و حاصلخیز] است و زمینش، پهناور. من گفتم: نهال‏های بهشت، چیست؟ گفت: « [ذکر] هیچ نیرو و توانی نیست، جز به یاری خدا».

بحار الأنوار: ج 93 ص 174.

گنجی از گنج‏های بهشت‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أکثِروا مِن ذِکرِ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَإِنَّها مِن کنزِ الجَنَّةِ، و مَن أکثَرَ مِنهُ نَظَرَ اللّهُ إلَیهِ، و مَن نَظَرَ اللّهُ إلَیهِ فَقَد أصابَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ذکر «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» را بسیار بگویید؛ زیرا آن، یکی از گنج‏های بهشت است. هر کس این ذکر را بسیار بگوید، خداوند به او نظر می‏کند، و هر کس که خدا به او نظر کند، به خیر دنیا و آخرت رسیده است.

بحار الأنوار: ج 86 ص 161.

الإمام علی علیه السلام: قالَ لی رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: یا عَلِی، أ لا أدُلُّک عَلی کنزٍ مِن کنوزِ الجَنَّةِ؟ قُلتُ: بَلی یا رَسولَ اللّهِ. قالَ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام علی علیه السلام: پیامبر خدا به من فرمود: «ای علی! آیا تو را به گنجی از گنج‏های بهشت، راه نمایی نکنم؟». گفتم: چرا، ای پیامبر خدا. فرمود: «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا».

بحار الأنوار: ج 93 ص 190.

عدّة الداعی: قالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله: أ لا أُعَلِّمُکم خَمسَ کلِماتٍ، خَفیفاتٍ عَلَی اللِّسانِ ثَقیلاتٍ فِی المیزانِ، یرضینَ الرَّحمنَ و یطرُدنَ الشَّیطانَ، و هُنَّ مِن کنوزِ الجَنَّةِ مِن تَحتِ العَرشِ، و هُنَّ الباقِیاتُ الصّالِحاتُ؟ قالوا: بَلی یا رَسولَ اللّهِ.

فَقالَ: قولوا: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ. و قالَ صلی الله علیه و آله: خَمسٌ بَخٍ بَخٍ لَهُنَّ، ما أثقَلَهُنَّ فِی المیزانِ.

عدّة الداعی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «آیا پنج جمله به شما نیاموزم که بر زبان، سبُک هستند و در ترازو [ی اعمال‏] سنگین‏اند، خدای مهربان را خشنود می‏سازند و شیطان را می‏رانند و از گنج‏های بهشت، در زیر عرش هستند و ماندگارهای نیک‏اند؟». گفتند: چرا، ای پیامبر خدا!

فرمود: «بگویید:" پاکا خدا! ستایش، خدای را! معبودی جز خدا نیست. خدا، بزرگ‏تر است. هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خداوند والا و بزرگ"». و فرمود: «بَه بَه از این پنج سخن! چه سنگین‏اند در ترازو [ی اعمال‏]!».

بحار الأنوار: ج 93 ص 175.

گنجی از گنج‏های عرش‏

رسول اللّه صلی الله علیه و آله: لَمّا فَرَغتُ مِمّا أمَرَنِی اللّهُ بِهِ مِن أمرِ السَّماواتِ وَ الأَرضِ، قُلتُ: یا رَبِّ، إنَّهُ لَم یکن نَبِی قَبلی إلّا و قَد کرَّمتَهُ؛ جَعَلتَ إبراهیمَ خَلیلًا، و موسی کلیما، و سَخَّرتَ لِداوُدَ الجِبالَ، و لِسُلَیمانَ الرّیحَ وَ الشَّیاطینَ، و أحییتَ لِعیسَی المَوتی، فَما جَعَلتَ لی؟

قال: أ وَ لَیسَ قَد أعطَیتُک أفضَلَ مِن ذلِک کلِّهِ؟ أنّی لا اذکرُ إلّا ذُکرتَ مَعِی، و جَعَلتُ صُدورَ امَّتِک أناجیلَ‏ یقرَؤونَ القُرآنَ ظاهِرا، و لَم اعطِها امَّةً، و أعطَیتُک کنزا مِن کنوزِ عَرشی: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِی العَظیمِ.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: چون از مأموریتی که خداوند در باره آسمان‏ها و زمین به من داده بود، فراغت یافتم، گفتم: خداوندا! هیچ پیامبری پیش از من نبود، مگر آن که او را کرامتی بخشیدی: ابراهیم علیه السلام را دوست خود قرار دادی و موسی علیه السلام را همسخن خود، برای داود علیه السلام کوه‏ها را مسخّر ساختی و برای سلیمان علیه السلام باد و دیوان را، و برای عیسی علیه السلام مُردگان را زنده ساختی. برای من، چه قرار دادی؟

خداوند فرمود: «آیا نه این است که بهتر از همه اینها را به تو داده‏ام؟ از من یاد نمی‏شود، مگر آن که در کنار من، از تو نیز یاد شود، سینه‏های امّتت را اناجیل‏ (اناجيل جمع انجيل است و مقصود آن است كه سينه‏های امت تو را وسيع و گشاده قرار داديم تا قرآن را بتوانند حفظ كنند.) قرار داده‏ام که قرآن را از بَر می‏خوانند، در حالی که چنین چیزی را به هیچ امّتی نداده‏ام، و گنجی از گنج‏های عرشم را به تو داده‏ام [و آن عبارت است از]:" هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدای والا و بزرگ"».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 3 ؛ حدیث 1693.

تسبیح حاملان عرش‏

الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ حَمَلَةَ العَرشِ لَمّا ذَهَبوا ینهَضونَ بِالعَرشِ لَم یستَقِلّوهُ‏ (حَمَلَه و رَفَعَه )، فَأَلهَمَهُمُ اللّهُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَنَهَضوا بِهِ.

امام صادق علیه السلام: حاملان عرش، چون رفتند که عرش را بردارند، نتوانستند آن را بلند کنند. پس خداوند به ایشان «هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا» را الهام فرمود. پس آن را برداشتند.

بحار الأنوار: ج 93 ص 189.

گوناگون‏

الإمام الصادق علیه السلام: مَن بَخِلَ مِنکم بِمالٍ أن ینفِقَهُ، و بِالجِهادِ أن یحضُرَهُ، و بِاللَّیلِ أن یکابِدَهُ، فلا یبخَل بِ: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أکبَرُ، و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.

امام صادق علیه السلام: هر یک از شما از انفاق کردن مالی، یا حاضر شدن در صحنه جهاد، و یا تحمّل شب‏زنده‏داری، دریغ ورزد، [لااقل‏] از گفتن این جملات، دریغ نورزد:" پاکا خدا و ستایش، خدای را! و معبودی جز خدا نیست. خدا، بزرگ‏تر است. هیچ نیرو و توانی نیست، مگر به یاری خدا"».

بحار الأنوار: ج 93 ص 172.