بخش هفتم: حوقله و استثناء
بخش هفتم: حوقله و استثناء (گفتنِ «لا حول و لا قوة إلّا باللّه» و «إن شاء اللّه»)
واژهشناسی «حَوقَله»
واژه «حَوقَلَة»، به معنای گفتن یا نوشتنِ «لا حولَ و لا قُوّةَ إلّا بِاللّه» است و گاه به معنای خود این ذکر شریف (با ساخت اسم مصدری) به کار میرود که در اصطلاح علوم عربی، به این ساختار و نظایر آن (مانند: «بَسمَله» و «حَمدَله»)، مصدر جعلی یا منحوت میگویند.
حوقله، در قرآن و حدیث
در قرآن کریم، ذکر «حوقله» نیامده و آنچه آمده، «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (كهف: آيه 39.) است؛ لیکن در احادیث اسلامی، غالبا کلمه «لا حول» به جمله «لا قوّة إلّا باللّه» افزوده شده است که در حقیقت تأکیدی است بر «لا قوّة» ای که در قرآن آمده است.
در ارتباط با احادیثی که در این بخش میآیند، چند نکته قابل توجّه است:
معانی «حوقله»
در احادیث، ذکر «لا حَولَ و لا قُوّةَ إلّا بِاللّه»، به سه گونه تفسیر شده است:
تفسیر اوّل، این که: مبدأ توان و قدرت انسان، خداست و او بدون کمک خداوند، نه میتواند از معصیت پروردگار، خودداری کند و نه میتواند اوامر او را اطاعت نماید. متن حدیث نبوی در این باره چنین است:
لا حَولَ عَن مَعصِیةِ اللّهِ إلّا بِقُوَّةِ اللّهِ، و لا قُوَّةَ عَلی طاعَةِ اللّهِ إلّا بِعَونِ اللّهِ. (فرق بين حول و قُوّه، طبق قولی، در اين است كه حول، توان تصرّف( تغيير) است، در حالی كه قوّه، منشأ افعال دشوار است و از مولايمان امير مؤمنان در تفسير« لا حولَ و لا قوّة إلّا باللّه» روايت شده است كه يعنی:« هيچ مانعی از معاصی و هيچ توانی بر عبادت نيست، مگر به خدا» يعنی: به ياری خدا و توفيق او( معجم الفروق اللغويّة: ص 204).)
هیچ بازدارندهای از معصیت خدا نیست مگر به نیروی خدا، و هیچ توانی بر طاعت خدا نیست مگر به کمک خدا.
تفسیر دوم، سلب مالکیت عرْضی از انسان در همه امور اعم از افعال و املاک است؛ بدین معنا که مالکیت انسان، در طول مالکیت خداوند متعال است، نه در عرض او، و در مالکیت طولی نیز خدا به مالکیت، اولی است تا انسان؛ زیرا مالکیت انسان، حدوثا و بقائا، وابسته به مشیت الهی است. از امام علی علیه السلام در تبیین معنای «حوقله» روایت شده است که:
إنّا لا نَملِک مَعَ اللّهِ شَیئا، و لا نَملِک إلّا ما مَلَّکنا، فَمَتی مَلَّکنا ما هُوَ أملَک بِهِ مِنّا کلَّفَنا، و مَتی أخَذَهُ مِنّا وَضَعَ تَکلیفَهُ عَنّا.
ما در کنار خدا مالک چیزی نیستیم، و تنها مالک آن چیزی هستیم که او به مالکیت ما درآورده است. پس تا آنگاه که او چیزی را که به مالکیت آن اولی از ماست در اختیار ما نهاده است، ما را مکلّف نموده و آنگاه که آن را از ما بگیرد، تکلیف خود را نیز از عهده ما بر میدارد.
تفسیر سوم، تفسیر به لازم است، بدین معنا که وقتی انسان باور کند که توان و مالکیت او در طول قدرت و مالکیت خداست و بدون اراده تکوینی خداوند متعال، هیچ کاری از هیچ کس ساخته نیست و او تواناترین و بهترین کارگزار است، همه کارهای خود را به او واگذار مینماید. پیامبر خدا میفرماید:
إذا قالَ العَبدُ: «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» فَقَد فَوَّضَ أمرَهُ إلَی اللّهِ، و حَقٌّ عَلَی اللّهِ أن یکفِیهُ.
هرگاه بنده بگوید: «هیچ نیرو و توانی نیست مگر به مدد خداوند»، در واقع، کار خود را به خدا واگذاشته است و بر خداست که برایش کارسازی کند.
بنا بر این، تنها کسی میتواند این ذکر نورانی را حقیقتا بر زبان، جاری نماید که همه توان خود را در مسیری که خدا میخواهد، به کار گیرد و البتّه تکیهگاه اصلی او برای رسیدن به مقصد، خدا باشد؛ چرا که او کارساز حقیقی و مسبّب الأسباب است.
به سخن دیگر، کسی حقیقتا شایستگی گفتن «لا حول و لا قوّة إلّا باللّه» را دارد که به مرتبه توحید افعالی رسیده باشد؛ زیرا تا به این پایه از توحید نرسد، نمیتواند به طور مطلق، توان را از خود، سلب و به خداوند متعال منسوب نماید.
استثنا به مشیت الهی
(استثنا گفتن يا مشروط كردن اجرای هر قصدی به مشيّت خدا، در عرف شرع و متشرّعه، عبارت است از: گفتن جمله« إن شاء اللّه». اين اصطلاح، از آيههای 23 و 24 سوره كهف اخذ شده است.)
کسی که به مرتبه توحید افعالی رسید، انجام شدن هر کاری را منوط به خواست الهی میداند. از این رو، ادب عبودیت، اقتضا میکند که موحّد، وقتی میخواهد بگوید: «فلان کار را انجام میدهم»، آن را منوط به مشیت الهی نماید، چنان که قرآن کریم در اشاره به این ادب میفرماید:
«وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِک غَداً* إِلَّا أَنْ یشاءَ اللَّهُ. (كهف: آيه 23 و 24.) و زنهار! در مورد چیزی مگو که: «من آن رای انجام خواهم داد»، مگر آن که خدا بخواهد».
همچنین پیامبر خدا ضمیمه کردن ذکر «استثنا» (یعنی گفتنِ إن شاء اللّه) به هر گونه سخن را نشانه کمال ایمان که همان توحید افعالی است میشمارد: إن من إتمام إیمان العبد أن یستثنی فی کل حدیث. از کمال ایمان بنده است که در هر سخنی، «إن شاء الله» بگوید.
در احادیث اهل بیت، ضمیمه کردن استثنا به نوشتهها نیز مورد تأکید قرار گرفته است.