زدودن گناهان رسول اللّه صلی الله عليه
زدودن گناهان
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: كابِدُوا اللَّيلَ بِالصَّلاةِ، وَ اذكُرُوا اللّهَ كَثيرا؛ يُكَفِّر عَنكُم سَيِّئاتِكُم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: رنج شبزندهداری با نماز را تحمّل كنيد، و خدای را بسيار ياد كنيد تا گناهانتان را از شما بزُدايد.
بحار الأنوار: ج 82 ص 223.
همدمی با خدا
الإمام عليّ عليه السلام: الذِّكرُ مِفتاحُ الانسِ.
امام علی عليه السلام: ياد خدا، كليد همدمی است.
غُرَر الحكم: ح 541.
الإمام علیّ عليه السلام: ذاكِرُ اللّهِ مُؤانِسُهُ.
امام علی عليه السلام: ياد كننده خدا، همدم اوست.
غُرَر الحكم: ح 5160.
رسول اللّه صلی الله عليه و آله في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ: يا أنيسَ الذّاكِرينَ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله در دعای «جوشن كبير»: ای همدمِ ذاكران.
بحار الأنوار: ج 94 ص 395.
عدّة الداعي: في بَعضِ الأَحادِيثِ القُدسِيَّةِ: أيُّما عَبدٍ اطَّلَعتُ عَلی قَلبِهِ فَرَأَيتُ الغالِبَ عَلَيهِ التَّمَسُّكَ بِذِكري، تَوَلَّيتُ سِياسَتَهُ، و كُنتُ جَليسَهُ و مُحادِثَهُ و أنيسَهُ.
عدّة الداعی: در يكی از احاديث قدسی آمده است: «هر بندهای كه بر دلش نظر افكنم و ببينم كه تمسّك به ياد من بر آن چيره است، تربيت او را خود بر عهده میگيرم و همنشين و همسخن و همدم او میشوم».
بحار الأنوار: ج 93 ص 162.
محبوبيت در نزد خداوند
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن أكثَرَ ذِكرَ اللّهِ عز و جل أحَبَّهُ اللّهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: كسی كه خداوند عز و جل را بسيار ياد كند، خداوند، او را دوست میدارد.
بحار الأنوار: ج 66 ص 325.
رسول الله صلی الله عليه و آله في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ: يا أبا ذَرٍّ، إنَّ أحَبَّكُم إلَی اللّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ أكثَرُكُم ذِكرا لَهُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله در سفارش به ابو ذر: ای ابو ذر! محبوبترين شما نزد خداوند عز و جل كسی است كه بيشتر به ياد او باشد.
بحار الأنوار: ج 77 ص 86.
الإمام عليّ عليه السلام: إذا رَأَيتَ اللّهَ سُبحانَهُ يُؤنِسُكَ بِذِكرِهِ، فَقَد أحَبَّكَ.
امام علی عليه السلام: هرگاه ديدی كه خداوند سبحان، تو را با يادش مأنوس ساخته است، بیگمان، دوستت دارد.
غُرَر الحكم: ح 4040.
مصونيت از اشتباه
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: قالَ اللّهُ سُبحانَهُ: إذا عَلِمتُ أنَّ الغالِبَ عَلی عَبدِي الاشتِغالُ بي، نَقَلتُ شَهوَتَهُ في مَسأَلَتي و مُناجاتي، فَإِذا كانَ عَبدي كَذلِكَ فَأَرادَ أن يَسهُوَ حُلتُ بَينَهُ و بَينَ أن يَسهُوَ، اولئِكَ أولِيائي حَقّا، اولئِكَ الأَبطالُ حَقّا.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: خداوند سبحان فرمود: «هرگاه بدانم كه بندهام غالبا به ياد من است، خواست او را به درخواست و راز و نياز با خودم منتقل میكنم، و هرگاه بندهام چنين [همواره خواهان درخواست از من و راز و نياز با من] باشد، اگر بخواهد اشتباه كند، مانع اشتباه كردنش میشوم. اينان، اوليای حقيقی مناند. اينان، پهلوانان حقيقیاند».
بحار الأنوار: ج 93 ص 162.
فرود آمدن فرشتگان
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ لِمَلائِكَتِهِ عِندَ انصِرافِ أهلِ مَجالِسِ الذِّكرِ وَ العِلمِ إلی مَنازِلِهِم: اكتُبوا ثَوابَ ما شاهَدتُموهُ مِن أعمالِهِم. فَيَكتُبونَ لِكُلِّ واحِدٍ ثَوابَ عَمَلِهِ، و يَترُكونَ بَعضَ مَن حَضَرَ مَعَهُم فَلا يَكتُبونَهُ.
فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: ما لَكُم لَم تَكتُبوا فُلانا أ لَيسَ كانَ مَعَهُم، و قَد شَهِدَهُم؟ فَيَقولونَ: يا رَبِّ، إنَّهُ لَم يَشرَك مَعَهُم بِحَرفٍ، و لا تَكَلَّمَ مَعَهُم بِكَلِمَةٍ!
فَيَقولُ الجَليلُ جَلَّ جَلالُهُ: أ لَيسَ كانَ جَليسَهُم؟ فَيَقولونَ: بَلی يا رَبِّ. فَيَقولُ: اكتُبوهُ مَعَهُم، إنَّهُم قَومٌ لا يَشقی بِهِم جَليسُهُم. فَيَكتُبوهُ مَعَهُم. فَيَقولُ تَعالی: اكتُبوا لَهُ ثَوابا مِثلَ ثَوابِ أحَدِهِم.
امام صادق عليه السلام: چون اهل مجلسهای ذكر و علم به خانههايشان باز گردند، خداوند عز و جل به فرشتگانش میفرمايد: «ثواب اعمالی را كه از ايشان ديدهايد، بنويسيد».
فرشتگان، برای هر يك ثواب عملش را بنويسند و يكی را كه در انجمن آنان حاضر بودهاند، وا مینهند و برايش چيزی نمینويسند.
خداوند عز و جل میفرمايد: «چرا برای فلانی ننوشتيد؟ مگر نه اين كه با آنان بود و در جمعشان حضور داشت؟».
فرشتگان میگويند: «ای پروردگار ما! او حتّی يك حرف با آنان شريك نشد و يك كلمه با ايشان هم سخنی نكرد.
خداوند عز و جل میفرمايد: «آيا نه اين كه با آنان، همنشين بود؟». فرشتگان میگويند: چرا، ای پروردگار ما!
پس، خدای متعال میفرمايد: «برای او نيز ثوابی چون ثواب يكی از آنان بنويسيد».
بحار الأنوار: ج 1 ص 202.
فرود آمدن رحمت
الإمام عليّ عليه السلام: بِذِكرِ اللّهِ تُستَنزَلُ الرَّحمَةُ.
امام علی عليه السلام: با ياد خدا، رحمتْ فرود میآيد.
غُرَر الحكم: ح 4209.
تبديل شدن بدیها به خوبیها
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما جَلَسَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ إلّا نادی بِهِم مُنادٍ مِنَ السَّماءِ: قوموا؛ فَقَد بُدِّلَت سَيِّئاتُكُم حَسَناتٍ، و غُفِرَ لَكُم جَميعا. و ما قَعَدَ عِدَّةٌ مِن أهلِ الأَرضِ يَذكُرونَ اللّهَ، إلّا قَعَدَ مَعَهُم عِدَّةٌ مِنَ المَلائِكَةِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هيچ گروهی برای ذكر خدا نمینشينند، مگر اين كه [در پايان آن مجلس،] مُنادیای از آسمان به آنان ندا میدهد: «برخيزيد كه بدیهايتان به خوبی بدل شده و همه شما آمرزيده شديد». و هيچ تعدادی از زمينيان برای ذكر خدا نمینشينند، مگر اين كه تعدادی از فرشتگان نيز با آنان مینشينند.
بحار الأنوار: ج 93 ص 162.
درآمدن به باغهای بهشت
الإمام عليّ عليه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله: بادِروا إلی رِياضِ الجَنَّةِ. قالوا: و ما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ: حَلَقُ الذِّكرِ.
امام علی عليه السلام: پيامبر خدا فرمود: «به سوی باغهای بهشت بشتابيد». گفتند: باغهای بهشت، كداماند؟ فرمود: «انجمنهای ياد خدا».
بحار الأنوار: ج 93 ص 156.
خير دنيا و آخرت
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن اعطِيَ لِسانا ذاكِرا، فَقَد اعطِيَ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: به هر كس زبانی ذكر داده شود، خير دنيا و آخرتْ داده شده است. (یکی از اجزای مهم نماز های واجب و مستحبی ذکر می گوییم و خداوند با نماز ما را به ذکر زبانی عادت می دهد)
الكافي: ج 2 ص 499.
فصل دهم: زيانهای فراموش كردن خدا
سنگدلی
عن عليّ بن عيسی رفعه: إنَّ موسی عليه السلام ناجاهُ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالی فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: ... يا موسی، لا تَنسَني عَلی كُلِّ حالٍ، و لا تَفرَح بِكَثرَةِ المالِ؛ فَإِنَّ نِسياني يُقسِي القُلوبَ، و مَعَ كَثرَةِ المالِ كَثرَةُ الذُّنوبِ.
علی بن عيسی، سند حديث را به يكی از اهل بيت عليهم السلام میرساند: خداوند تبارك و تعالی با موسی عليه السلام نجواكنان سخن گفت و در نجواهايش به او فرمود: «... ای موسی! مرا در هيچ حالی از ياد مبر و به فراوانی دارايی خود، شادمان مشو؛ زيرا از ياد بردن من، دلها را سخت میگرداند. فراوانی ثروت، فراوانی گناه را به همراه دارد».
بحار الأنوار: ج 13 ص 334.
نظر علامه طباطبایی درباره آیه «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً ». (طه: 124تا 127)
علّامه طباطبايی قدّس سره میگويد: «فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً» ، يعنی زندگی سخت و تنگ؛ زيرا كسی كه پروردگارش را فراموش كند و از ياد او بِبُرد، تنها چيزی كه برايش میماند، اين است كه به دنيا بچسبد و آن را تنها مطلوب خود قرار دهد كه برای آن بكوشد و در جهت زندگیاش و توسعه آن و برخورداری از آن، اهتمام ورزد و به آن مقدار از معاش كه به او داده شده، كم باشد يا بسيار، بسنده نكند؛ زيرا هر چه به دست آورد و مالك شود، بدان قانع نمیشود و بيشتر و بيشتر میخواهد و نقطه پايانی برای خواستهاش نيست. بنا بر اين، هيچگاه از آنچه به دست میآورد، خرسند نمیشود و به بيشتر از آن دل میبندد. از طرف ديگر، نگرانی و غم و اندوه و تشويش و اضطراب و ترس از دچار شدن به بلاها و روی آوردن ناملايمات، از قبيل مرگ و بيماری و آفت و حسادت بدخواهان و مكر مكّاران و به نتيجه نرسيدن تلاش و جدا شدن از عزيزان، بر وی هجوم میآورند، در حالی كه اگر مقام پروردگارش را بشناسد و پيوسته به ياد او باشد و فراموشش نكند و يقين كند كه نزد پروردگارش حياتی ناآميخته با مرگ و مُلكی زوالناپذير و عزّتی دور از ذلّت و شادمانی و سرور و رفعت و كرامتی بیاندازه و بی پايان خواهد داشت. نيز يقين خواهد كرد كه دنيا، سرای گذر است و زندگی دنيا در برابر با زندگی آخرت، چند صباحی بيشتر نيست. آری! اگر اينها را بداند، آنگاه نفسش به آنچه از دنيا برايش مقدّر شده است، خرسند و قانع خواهد شد و به همان زندگی و معاشی كه داده شده، بسنده خواهد كرد، بدون آن كه در زندگیاش احساس تنگی و سختی كند. (الميزان فی تفسير القرآن: ج 14 ص 225).
مردن دل
الإمام الصادق عليه السلام: فيما ناجَی اللّهُ بِهِ موسی عليه السلام، قالَ: يا موسی، لا تَنسَني عَلی كُلِّ حالٍ؛ فَإِنَّ نِسياني يُميتُ القَلبَ.
امام صادق عليه السلام: از جمله سخنان نجواآميزی كه خدا با موسی عليه السلام گفت، اين بود كه: «ای موسی! مرا در هيچ حال، فراموش مكن؛ زيرا فراموش كردن من، دل را میميرانَد».
بحار الأنوار: ج 13 ص 344.
بدی دنيا و آخرت
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابنِ آدَمَ لَم يَذكُرِ اللّهَ فيها، إلّا تَحَسَّرَ عَلَيها يَومَ القِيامَةِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر لحظهای كه بر آدمی بگذرد و در آن ياد خدا نكند، روز قيامت بر آن لحظه افسوس میخورد.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 510
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِن قَومٍ اجتَمَعوا في مَجلِسٍ فَلَم يَذكُرُوا اسمَ اللّهِ عز و جل، و لَم يُصَلُّوا عَلی نَبِيِّهِم، إلّا كانَ ذلِكَ المَجلِسُ حَسرَةً و وَبالًا عَلَيهِم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه عدّهای در مجلسی گِرد آيند و نام خداوند عز و جل را نبرند و بر پيامبرشان درود نفرستند، آن مجلس، مايه افسوس و گزند آنان خواهد شد. (مؤمنین وقتی در مسجد جمع می شوند و نماز می گذارند در تشهد نماز بر پیامبر صلوات می فرستند)
بحار الأنوار: ج 93 ص 161.
داود عليه السلام في مُناجاتِهِ: إذا رَأَيتَني اجاوِزُ مَجالِسَ الذّاكِرينَ إلی مَجالِسِ الغافِلينَ فَاكسِر رِجلي؛ فَإِنَّها نِعمَةٌ تُنعِمُ بِها عَلَيَّ.
داود عليه السلام در مناجاتش: هرگاه مرا ديدی كه از مجالس ياد كنندگان [خدا] به مجالس غافلان [از ياد خدا] رفتم، پايم را بشكن؛ زيرا اين كار، لطفی است كه به من میكنی.
ربيع الأبرار: ج 2 ص 247.
عن المفضّل بن عمر: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ عليه السلام عَنِ العِشقِ، فَقالَ: قُلوبٌ خَلَت مِن ذِكرِ اللّهِ، فَأَذاقَهَا اللّهُ حُبَّ غَيرِهِ.
مفضّل بن عمر: از ابو عبد اللّه امام صادق عليه السلام در باره عشق پرسيدم. فرمود: «دلهايی هستند كه از ياد خدا تهی شدهاند و خداوند هم محبّت غير خود را به آنها چشانيده است».
بحار الأنوار: ج 73 ص 158.
تحليلی در باره بركات ياد خدا و زيانهای فراموش كردن او
جامعترين بركات ياد خدا
خداوند متعال، وعده قطعی داده است كه هر كس او را ياد كند، او نيز متقابلًا ياد كننده خود را ياد مینمايد، و اين، جامعترين بركت ذكر است:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ. مرا ياد كنيد تا شما رای ياد كنم».( بقره: آيه 152)
همه آثار و بركات ذكر، در جمله «أَذْكُرْكُمْ؛ تا شما را ياد كنم» خلاصه شده است و بی ترديد، ياد كردن خداوند متعال از ياد كننده خود، به معنای توجّه علمی به او نيست؛ چرا كه توجّه علمی (آگاهی داشتنِ) او به همه چيز و همه كس، يكسان است؛ بلكه مقصود، ياد كردن با نعمت و رحمت و احسان و رضوان است و بدين سان، مراتب نعمت و رحمتِ متقابل الهی نسبت به ياد كننده خود، متناسب با مراتب ذكر اوست. هر چه ذكر، عميقتر و گستردهتر باشد، بركات الهی، ذاكر را بيشتر فرا خواهد گرفت.
زيانهای فراموش كردن خدا
همان گونه كه جامعترين بركتِ ياد خدا، ياد كردن متقابل پروردگار از ذاكر است، خطرناكترين زيان فراموشی خداوند متعال، فراموشی متقابل فراموشكار از جانب خداوند متعال است كه به معنای رها كردنِ فراموشكار و قطع رحمت از او خواهد بود.
هنگامی كه انسان به حال خود رها شود، دچار خودفراموشی میگردد:
«نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ. [به كلّی] خدا را فراموش كردند، خدا هم نفوس آنان را از يادشان برد. (حشر: آيه 19.)
در اين حال، شيطان بر آدمی مسلّط میگردد و او را به كارهای ناشايست، وا میدارد و در اثر گناه، آينه دلش زنگار میگيرد و به قساوت قلب، مبتلا میشود. زندگی، بر چنين انسانی، سخت و تنگ میگردد و انواع بدیها، مصيبتها و گرفتاریهای دنيا و آخرت، او را احاطه مینمايند.