هنگام گفتن الإمام عليّ عليه السلام
هنگام گفتن
الإمام عليّ عليه السلام: العاقِلُ إذا سَكَتَ فَكَّرَ، و إذا نَطَقَ ذَكَرَ، و إذا نَظَرَ اعتَبَرَ.
امام علی عليه السلام: خردمند، هرگاه خاموش بماند، میانديشد، هرگاه سخن بگويد، ذكر میگويد، و هرگاه بنگرد، پند میآموزد. (هنگام سکوت در نماز جماعت به خدا فکر کنیم)
غُرَر الحكم: ح 1813.
الإمام عليّ عليه السلام: كُلُّ قَولٍ لَيسَ لِلّهِ فيهِ ذِكرٌ فَلَغوٌ.
امام علی عليه السلام: هر سخنی كه در آن يادی از خدا نباشد، سخنی ياوه است.
بحار الأنوار: ج 69 ص 45.
دل شب
الإمام عليّ عليه السلام: سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ فُرصَةُ السُّعَداءِ، و نُزهَةُ الأَولِياءِ.
امام علی عليه السلام: شبزندهداری با ياد خدا، فرصت نيكبختان و تفرّج دوستان خداست.
غُرَر الحكم: ح 5642.
الإمام عليّ عليه السلام: سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ خُلصانُ العارِفينَ، و حُلوانُ المُقَرَّبينَ.
امام علی عليه السلام: شبزندهداری با ياد خدا، دوست صميمی عارفان و شيرينی مقرّبان است.
غُرَر الحكم: ح 5612.
در خانه
الإمام عليّ عليه السلام: البَيتُ الَّذي يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ و يُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ، تَكثُرُ بَرَكَتُهُ، و تَحضُرُهُ المَلائِكَةُ، و تَهجُرُهُ الشَّياطينُ، و يُضيءُ لِأَهلِ السَّماءِ كما تُضيءُ الكَواكِبُ لِأَهلِ الأَرضِ.
و إنَّ البَيتَ الَّذي لا يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ، و لا يُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ، تَقِلُّ بَرَكَتُهُ، و تَهجُرُهُ المَلائِكَةُ، و تَحضُرُهُ الشَّياطينُ.
امام علی عليه السلام: خانهای كه در آن قرآن خوانده و نام خداوند عز و جل برده شود، بركتش فراوان میشود و فرشتگان در آن، حاضر میشوند و شياطين از آن، دور میشوند و برای اهل آسمان، چنان میدرخشد كه اختران برای اهل زمين میدرخشند.
و خانهای كه در آن قرآن خوانده نمیشود و نام خداوند عز و جل در آن برده نمیشود، بركتش كم میشود و فرشتگان از آن، دور و شياطين در آن، حاضر میشوند.
بحار الأنوار: ج 93 ص 161.
در بازار
الإمام عليّ عليه السلام: أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل إذا دَخَلتُمُ الأَسواقَ عِندَ اشتِغالِ النّاسِ؛ فَإِنَّهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ، و زِيادَةٌ فِي الحَسَناتِ، و لا تُكتَبوا فِي الغافِلينَ.
امام علی عليه السلام: هرگاه به بازارها وارد میشويد و مردم سرگرم كارند، خدای عز و جل را بسيار يادآور شويد؛ زيرا اين كار، گناهان را میزدايد و بر حسنات میافزايد و از غافلان نوشته نمیشويد. (در بازار حتما نماز اول وقت بخوانید که بالاترین ذکر است و انسان را زا غفلت دور می کند)
بحار الأنوار: ج 103 ص 96.
فصل نهم: بركتهای ياد خدا
ياد كردن خدا از ياد كنندهاش
عن الإمام الصادق عليه السلام: قالَ اللّهُ تَعالی: ابنَ آدَمَ، اذكُرني في نَفسِكَ أذكُركَ في نَفسي. ابنَ آدَمَ، اذكُرني في خَلاءٍ أذكُركَ في خَلاءٍ. ابنَ آدَمَ، اذكُرني في مَلَأٍ أذكُركَ في مَلَأٍ خَيرٍ مِن مَلَئِكَ.
و قالَ: ما مِن عَبدٍ يَذكُرُ اللّهَ في مَلَأٍ مِنَ النّاسِ، إلّا ذَكَرَهُ اللّهُ في مَلَأٍ مِنَ المَلائِكَةِ.
امام صادق عليه السلام: «خدای متعال میفرمايد:" ای پسر آدم! مرا در درونت ياد كن، تو را در درونم ياد كنم. ای پسر آدم! مرا در خلوت ياد كن، تو را در خلوت، ياد میكنم. ای پسر آدم! مرا در ميان جمع ياد كن، من تو را در ميان جمعی بهتر از جمع تو، ياد میكنم"».
[سپس] فرمود: «هيچ بندهای نيست كه در ميان جمعی از مردم خدا را ياد كند، مگر آن كه خداوند در ميان جمعی از فرشتگان، از او ياد میكند».
بحار الأنوار: ج 93 ص 158.
الإمام الباقر عليه السلام في قَولِهِ تَعالی: «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»: يَقولُ: ذِكرُ اللّهِ لِأَهلِ الصَّلاةِ أكبَرُ مِن ذِكرِهِم إيّاهُ، أ لا تَری أنَّهُ يَقولُ: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»؟
امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداوند متعال: «و قطعاً ياد خدا بالاتر است»: يادكرد خدا از نمازگزاران، بزرگتر از يادكرد ايشان از اوست. نمیبينی كه میفرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم»؟
بحار الأنوار: ج 82 ص 199.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ فِي التَّوراةِ مَكتوبا: يَا ابنَ آدَمَ، اذكُرني حينَ تَغضَبُ أذكُركَ عِندَ غَضَبي؛ فَلا أمحَقُكَ فيمَن أمحَقُ.
امام صادق عليه السلام: در تورات نوشته است: «ای فرزند آدم! در زمانی كه به خشم میآيی، به ياد من باش تا در هنگام خشمم به ياد تو باشم و تو را با آنان كه نابود میكنم، نابود نكنم». (هنگام خشم مناسب است دو رکعت نماز بخوانیم مثل نماز خواندن مالک اشتر پس از بی احترامی بازاری با ایشان)
الكافي: ج 2 ص 304.
مصباح الشريعة فيما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام: اجعَل ذِكرَ اللّهِ مِن أجلِ ذِكرِهِ لَكَ؛ فَإِنَّهُ ذَكَرَكَ و هُوَ غَنِيٌّ عَنكَ، فَذِكرُهُ لَكَ أجَلُّ و أشهی و أتَمُّ مِن ذِكرِكَ لَهُ و أسبَقُ.
و مَعرِفَتُكَ بِذِكرِهِ لَكَ يورِثُكَ الخُضوعَ، وَ الاستِحياءَ، وَ الانكِسارَ، و يَتَوَلَّدُ مِن ذلِكَ رُؤيَةُ كَرَمِهِ و فَضلِهِ السّابِقِ، و تَخلُصُ لِوَجهِهِ، و تَصغُرُ عِندَ ذلِكَ طاعاتُكَ و إن كَثُرَت في جَنبِ مِنَنِهِ.
و رُؤيَتُكَ ذِكرَكَ لَهُ تورِثُكَ الرِّياءَ، وَ العُجبَ، وَ السَّفَهَ، وَ الغِلظَةَ في خَلقِهِ، وَ استِكثارَ الطّاعَةِ و نِسيانَ كَرَمِهِ و فَضلِهِ، و لا يَزدادُ بِذلِكَ مِنَ اللّهِ إلّا بُعدا، و لا يَستَجلِبُ بِهِ عَلی مُضِيِّ الأَيّامِ إلّا وَحشَةً.
مصباح الشريعة در سخنی كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است: خدای را از آن روی ياد كن كه او تو را ياد كرده است؛ چه، او با آن كه از تو بینياز است، يادت كرده است. پس ياد كردن او از تو، مهمتر و خواستنیتر و كاملتر و پيشتر از ياد تو برای اوست.
اين كه بدانی او تو را ياد میكند، خود، برايت فروتنی و شرمساری و شكستهنفسی به بار میآورد، و اين خود، باعث میگردد كه بزرگواری و لطف پيشين او را نسبت به خودت ببينی و به او اخلاص ورزی، و در اين هنگام، طاعتهايت، هر اندازه بسيار باشد، در كنار نواختهای او كوچك میآيد.
ولی اگر يادكرد خويش از او را در نظر آوری، اين، برايت خودنمايی و خودپسندی و نابخردی و درشتی كردن با خلق او، و افزون شمردن طاعت خويش و از ياد بردن بزرگواری و لطف او را به بار آورد، و بدين سان، جز بر دوری تو از خدا افزوده نمیگردد، و با گذشت روزها، جز تنهايی به دست نمیآيد.
مصباح الشريعة: ص 47.
جامع الأخبار: أوحَی اللّهُ تَعالی إلی عيسَی بنِ مَريَمَ عليه السلام: يا عيسی، إنّي لا أنسی مَن يَنساني، فَكَيفَ أنسی مَن يَذكُرُني! أنَا لا أبخَلُ عَلی من عَصاني، فَكَيفَ أبخَلُ عَلی مَن يُطيعُني!
جامع الأخبار: خدای متعال به عيسی بن مريم عليه السلام وحی فرمود كه: «ای عيسی! من [حتّی] كسی را كه فراموشم كند، فراموش نمیكنم. پس چگونه كسی را كه به ياد من است، فراموش كنم؟! من [حتّی] به كسی كه نافرمانیام كند، بخل نمیورزم. پس چگونه به كسی كه فرمانم میبرد، بخل و رزم؟!». (پس علت ندادن حاجت نمازگزاران بخل خداوند نیست، بلکه مانند پزشک مهربان است که ندادن او از روی حکمت و لطف است)
جامع الأخبار: ص 509.