فصل چهارم: اقسام ياد خدا

ياد كردن زبانی، ياد كردن در مصيبت، و ياد كردن در مواجهه‏

الإمام عليّ عليه السلام‏ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ: الذِّكرُ ذِكرانِ: أحَدُهُما ذِكرُ اللّهِ و تَحميدُهُ، فَما أحسَنَهُ و أعظَمَ أجرَهُ! وَ الثّاني ذِكرُ اللّهِ عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ، و هُوَ أفضَلُ مِنَ الأَوَّلِ.

امام علی عليه السلام‏ در حكمت‏های منسوب به ايشان: ياد خدا، دو گونه است: يكی بردن نام خدا و ستودن اوست، و چه نيكوست اين ياد و چه بزرگ است پاداش آن! و دوم، به ياد خدا بودن در هنگام مواجه شدن با آنچه خدا حرام كرده است، و اين، برتر از اوّلی است.

شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 347.

ياد كردن آشكار

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: أ لا أدُلُّكُم عَلی أكسَلِ النّاسِ ... أمّا أكسَلُ النّاسِ: فَعَبدٌ صَحيحٌ فارِغٌ لا يَذكُرُ اللّهَ بِشَفَةٍ و لا بِلِسانٍ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: آيا تنبل‏ترينِ مردم را به شما نشناسانم؟ ... تنبل‏ترينِ مردم، آن بنده تن‏درست و بيكاری است كه با لب و زبان، ذكر خدا نگويد.

بحار الأنوار: ج 93 ص 302.

الإمام عليّ عليه السلام‏ مِن دُعائِهِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ: وَ اجعَل لِساني بِذِكرِكَ لَهِجا، و قَلبي بِحُبِّكَ مُتَيَّما.(لَهِج بالشي‏ء: إذا وَلِع به ؛ متيَّم: أي معبَّد مذلَّل)

امام علی عليه السلام‏ از دعای ايشان معروف به «دعای كميل»: زبانم را پيوسته به ياد خودت، گويا كن و دلم را اسير محبّتت گردان.

مصباح المتهجّد: ص 850.

فصل پنجم: عوامل ياد خدا

دوست داشتن‏

الإمام عليّ عليه السلام: مَن أحَبَّ شَيئا لَهِجَ بِذِكرِهِ.

امام علی عليه السلام: هر كه چيزی را دوست بدارد، نام آن، همواره وِرد زبانش می‏شود.

غُرَر الحكم: ح 7851.

الهام‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مَنَّ اللّهُ تَعالی عَلی عِبادِهِ بِمِثلِ أن يُلهِمَهُم ذِكرَهُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: خداوند متعال به بندگانش، چيزی همچون الهامِ يادش عطا نكرده است.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 216

الإمام عليّ عليه السلام: الذِّكرُ لَيسَ مِن مَراسِمِ اللِّسانِ، و لا مِن مَناسِمِ‏ الفِكرِ، و لكِنَّهُ أوَّلٌ مِنَ المَذكورِ، و ثانٍ مِنَ الذّاكِرِ.

امام علی عليه السلام: خدا را ياد كردن، نه از آداب زبان است و نه از راه‏های انديشه؛ بلكه نخست از ياد شونده (خدا) است و سپس از ياد كننده.( يعنی اين، خداوند متعال است كه به بنده توفيق می‏دهد و اسباب ياد خود را برای بنده فراهم می‏آورد. پس ذكر، در مرتبه اوّل، از جانب خود خداست و سپس از بنده كه به آن می‏پردازد و بر زبانش می‏آورد.)

غُرَر الحكم: ح 2091.

الإمام علی عليه السلام: اللّهُمَّ إنّي أتَقَرَّبُ إلَيكَ بِذِكرِكَ، و أستَشفِعُ بِكَ إلی نَفسِكَ، و أسَأَلُكَ بِجودِكَ أن تُدنِيَني مِن قُربِكَ، و أن تُوزِعَني شُكرَكَ، و أن تُلهِمَني ذِكرَكَ.

امام علی عليه السلام: بار خدايا! با ياد تو، به درگاه تو تقرّب می‏جويم و تو را شفيع خويش در پيشگاهت قرار می‏دهم و به بخشندگی‏ات، از تو می‏خواهم كه مرا به مقام قُربَت نزديك گردانی و سپاس‏گزاری از خودت را در دلم افكنی و ياد خودت را به من الهام فرمايی.

مصباح المتهجّد: ص 845.

الإمام زین العابدین عليه السلام‏ في مُناجاةِ الذّاكِرينَ: إلهي، فَأَلهِمنا ذِكرَكَ فِي الخَلأِ «الخَلاء» وَ المَلأِ، وَ اللَّيلِ وَ النَّهارِ، وَ الإِعلانِ وَ الإِسرارِ، و فِي السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ.

امام زين العابدين عليه السلام در «مناجات ذاكران»: معبودا! ياد خودت را در تنهايی و در ميان جمع، و در شب و روز، و در آشكار و نهان، و در آسايش و سختی به ما الهام فرما.

بحار الأنوار: ج 94 ص 151.

الإمام زین العابدین عليه السلام‏ في زِيارَةِ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام المَعروفَةِ بِزِيارَةِ أمينِ اللّهِ: اللّهُمَّ فَاجعَل نَفسي مُطمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ، مولَعَةً بِذِكرِكَ و دُعائِكَ.

امام زين العابدين عليه السلام در زيارت امير مؤمنان عليه السلام، معروف به «زيارت امين اللّه»: بار خدايا! جان مرا به تقديرت مطمئن، به قضايت خرسند، و به ياد و مناجاتت حریص و مشتاق گردان.

بحار الأنوار: ج 100 ص 264.

به ياد آوردن قبر

سعد السعود: مِن زَبورِ داودَ عليه السلام ...: لَو تَفَكَّرتُم في خُشونَةِ الثَّری‏ (خسوفة الثری ) ، و وَحشَةِ القَبرِ و ظُلمَتِهِ، لَقَلَّ كَلامُكُم، و كَثُرَ ذِكرُكُم وَ اشتِغالُكُم لي.

سعد السعود: از زبور داود عليه السلام ... است كه: «اگر در باره درشتی خاك [گور] و تنهايی و تاريكی قبر می‏انديشيديد، بی گمان، كمتر سخن می‏گفتيد و بيشتر مرا ياد می‏كرديد و به من سرگرم می‏شديد».

بحار الأنوار: ج 14 ص 44.

فصل ششم: آفت‏های ياد خدا

وسوسه شيطان

الإمام عليّ عليه السلام: كُلُّ ما ألهی عَن ذِكرِ اللّهِ فَهُوَ مِن إبليسَ.

امام علی عليه السلام: هر آنچه از ياد خدا غافل گردانَد، از ابليس است. (هنگام وقت نماز هر کار غیر ضروری از ابلیس است)

تنبيه الخواطر: ج 2 ص 170.

نگاه بيهوده

الإمام عليّ عليه السلام: لَيسَ فِي البَدَنِ شَي‏ءٌ أقَلُّ شُكرا مِنَ العَينِ، فَلا تُعطُوها سُؤلَها فَتَشغَلَكُم عَن ذِكرِ اللّهِ عز و جل.

امام علی عليه السلام: در بدن، عضوی كم‏سپاس‏تر از چشم نيست. پس، خواهش آن را بر آورده نسازيد؛ چرا كه شما را از ياد خدا باز می‏دارد. (یکی از علل سست نمازی یا بی نمازی کنترل نکردن چشم است)

بحار الأنوار: ج 10 ص 107.

پرداختن به ياد مردم‏

الإمام عليّ عليه السلام: إذا رَأَيتَ اللّهَ يُؤنِسُكَ بِخَلقِهِ، و يُوحِشُكَ مِن ذِكرِهِ، فَقَد أبغَضَكَ.

امام علی عليه السلام: هرگاه ديدی كه خداوند، تو را با خلقش مأنوس و از ياد خودش بيگانه ساخته است، بی‏گمان، تو را دشمن داشته است.

غُرَر الحكم: ح 4041.

عمل نكردن به علم‏

عدّة الداعي: أوحَی اللّهُ إلی داودَ عليه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنَا صانِعٌ بِعَبدٍ غَيرِ عامِلٍ بِعِلمِهِ، مِن سَبعينَ عُقوبَةً باطِنِيَّةً؛ أن اخرِجَ مِن قَلبِهِ حَلاوَةَ ذِكري.

عدّة الداعی: خداوند به داود عليه السلام وحی فرمود كه: «از ميان هفتاد كيفر درونی، كمترين كاری كه با بنده عمل نكننده به علمش می‏كنم، اين است كه شيرينی يادم را از دلش بيرون می‏برم».

بحار الأنوار: ج 2 ص 32.

سرگرمی‏ها

الإمام الصادق عليه السلام: المَلاهِي الَّتي تَصُدُّ عَن ذِكرِ اللّهِ تَبارَكَ و تَعالی مَكروهَةٌ؛ كَالغِناءِ و ضَربِ الأَوتارِ.

امام صادق عليه السلام: سرگرمی‏هايی كه از ياد خداوند تبارك و تعالی باز می‏دارند، ناپسندند، مانند: آوازه‏خوانی و تار زدن.

بحار الأنوار: ج 10 ص 229.