«الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» سايه رحمت عام او، بر سر همه
«الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
سايه رحمت عام او، بر سر همه گسترده است، حتى رحمتش، بيش و پيش از غضب اوست: «سَبِقَتْ رَحمتُهُ غَضَبَه».
براى خلافكاران، راه «توبه» قرار داده است، و متعهّد شده توبه را تا دم مرگ هم بپذيرد و توبه كنندگان را دوست مى دارد: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْتَوبِينَ» «بقره، آيه 222» و رحمت و بخشايش را بر خود، الزامى ساخته است: «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» «انعام، آيه 54» و همه را اميدوار ساخته و به رحمت خويش فراخوانده است:«لَاتَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» «زمر، آيه 53» و به جهت رحمتش حتى بدىها را به خوبى تبديل مى كند: «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنتٍ» «فرقان، آيه 70»
حتى تلخيها، بلاها و سختي ها هم، بگونه اى رحمت است، تا انسان را از غفلت بيدار كند، به تكاپو وادار سازد. تحمّل مشكلات نيز براى اولياء خدا شيرين است. چون در برابر تلخىها، پاداش مى برند.
(صفحه 157)
«مالِكِ يَوْمِ الدّين»
مالك روز جزا است.
او مالك است، مالك واقعى نه اعتبارى و موقّت و كم ارزش!
انسانها گر چه در دنيا، در تار و پود شركهاى پيدا و پنهان اسيرند، ولى در قيامت، همه در خواهند يافت كه جهان و هر چه در آن است، از اوست و مالك هستى و فرمانرواى مطلق و حاكم حقيقى اوست: «وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ» «انفطار، آيه 19»
در قيامت، از مردم سؤال مى شود: «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ» حكومت، امروز از آن كيست؟ مىگويند: «لِلَّهِ الْوحِدِ الْقَهَّارِ» «مؤمن، آيه 16» از آن خداى يكتاى قهار و نيرومند.
جمله مالك يوم الدين، انسان را به ياد حسابرسى قيامت مىاندازد، تا به حساب انسان نرسيدهاند، انسان خود بايد به حساب خود برسد. رسول خدا به ابوذر فرمود: «حاسِبوا قَبَل ان تحاسَبْوا ؛ مكارم الاخلاق»
امام سجاد عليه السلام وقتى به اين جمله در نماز مى رسيد، آن را آنقدر تكرار مى كرد كه نزديك بود روح از بدنش پرواز كند. «نورالثقلين، ج 1، ص 16»
«دين»، به معناى «جزا» است. خدا، مالك روز جزا و پاداش است. در اين سوره، هم به رحم الهى اشاره شده، هم به قهر و عدالت او، تا رمز تربيت صحيح، يعنى زيستن ميان خوف و رجا و بكارگيرى «مهر» و «قهر» روشن شود.
(صفحه 159)
«إِياكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى طلبيم.
نمازگزار، حتّى اگر تنها باشد، جمله را به صورت جمع مىگويد، تا خود را در ميان عبادت كنندگان قرار دهد. شايد عبادت ناقص او، ميان عبادت خالصان و آبرومندان، به حساب آيد و قبول شود.
تعبير جمعى، اين درس را مى دهد كه اساس عبادات، بخصوص نماز، بر پايه جماعت است و تك روى و انزوا بى ارزش است.
پرستش، همراه استعانت آمده است، تا در بندگى كردن از او مدد بگیرم، تا از انحرافهاى فكرى مصون بمانيم و گرفتار غرور و عجب، ريا و سستى نشويم.
بيدار شدن سحرگاهان، وضو گرفتن با آب، قدرت حركت و قيام، از اوست. نمازگزار، به عبادت خدا مىايستد و بر همين عبادت هم، از خدا مدد مى طلبد.
عبادت، تنها براى خدا ...! نه شرق پرستى و غرب پرستى، نه بنده زر و زور، نه تسليم شهوت و مقام و فريفته زن و فرزند و مال.
(صفحه 158)
«اهْدِنَا الصِّرَ طَ الْمُستَقِيمَ»
درخواست ما از خداوند در این سوره ، درخواست هدايت به راه راست است. در مسائل فكرى و عملى زندگى، عقايد و رفتار و موضعگيرى ها، شناخت راه صحيح، بسيار مهم و در عين حال، دشوار است. از اين رو، از خداوند مىخواهيم كه مارا به «صراط مستقيم» هدايت كند.
صراط مستقيم
اگر شناختى به «بيراهه» ها پيدا كنيم، «راه» را هم بهتر خواهيم شناخت. فهرستى از راه هاى غير مستقيم از اين قرار است:
1- راه هوسها خود و دیگران، كه هنگام غضب و شهوت و طوفان غرائز پيش مى آيد.
2- راه وسوسه هاى شيطانى و جلوه هاى آن.
3- راه افراط و تفريط ها و يكسونگرى ها.
4- راهى كه انسان، بى فكر و مشورت و تجربه برگزيده است.
5- راه طاغوتها، كه انسان ها را با تهديد و تطميع، به آن مىكشند.
6- راه دنياطلبى، كه انسان بخاطر مال و مقام، به فكر راضى كردن اين و آن افتد.
7- راه هاى بدون برهان و منطق و بر اساس موج و جوّ كاذب.
پس راه مستقيم كدام است؟
راه خدا: «إِنَّ رَبّى عَلَى صَرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» «هود، آيه 56»
راه انبياء: «إِنَّكَ عَلَى صِرطٍ مُّسْتَقِيمٍ» «زخرف، آيه 43»
راه عبوديت و پرستش: «وَأَنِ اعْبُدُونِى هذَا صِرطٌ مُّسْتَقِيمٌ» «يس، 61»
راه رهبران معصوم: امام صادق عليه السلام فرمودند: «واللّه نحنُ الصّراطُ المُستَقيم» «نورالثقلين، ج 1، ص 17»
(صفحه 161)