اذان‏

اذان، شعارى است سكوت شكن، موزون، كوتاه، پر محتوا و سازنده.

اذان، معرفى عقايد و اعمال مسلمانان است.

اذان، تنها صدايى است كه به آسمانيان مى ‏رسد. «كنزالعمال، ج 7، ص 689»

اذان، صدايى است كه شيطان‏ها را به فرار و دلهره وامى ‏دارد. «كنزالعمال، ج 7، ص 692» در اينجا يادى از مرحوم شهيد نواب صفوى كنيم. كه به يارانش گفته بود هنگام ظهر و مغرب، هر جا بوديد، با فرياد بلند، اذان بگوييد. همين اذان‏ها بود كه وحشتى در دل نظام طاغوت افكنده بود. اين، گوشه‏اى از معناى آن حديث است.

راستى، اگر هنگام اذان، دانشجويان سراسر اروپا و آمريكا و ... اذان بگويند، مردم دنيا را به فكر وانمى‏دارند؟

سفارش شده كه در خانه‏ ها، بخصوص هنگام بيمارى، اذان بگوئيد و بكوشيد كه با صداى زيبا باشد.

در حديثى رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «سَيَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ يَتْركُونَ الاذانَ عَلى‏ ضُعَفائِهمْ» «كنزالعمال، ج 7، ص 690» زمانى خواهد آمد كه اذان را تحقير كرده و آن را به افراد ناتوان مى‏سپرند.

مؤذّن، در اجر و پاداش، با كسانى كه بخاطر اذان او به نماز آيند، شريك است.

(صفحه 109)

اخلاص در نيّت‏

نيّت، ركن عبادت است. اگر عملى بدون نيّت انجام شود، يا نيّت غير خدايى داشته باشد، باطل است.

مقدّس‏ترين كارها بخاطر نيّت بد، فاسد مى ‏شود و ساده‏ترين كارها، با نيّت خوب، ارزشى بسيار پيدا مى ‏كند.

امام صادق عليه السلام از قول خداى متعال نقل مى ‏كند: «لَمْ اقْبَلْ الّا ما كانَ خالِصاً لى» «روضةالمتقين، ج 12، ص 141» جز آنچه را خالص براى من باشد، نمى‏پذيرم.

امام صادق عليه السلام فرمود: «مَنْ ارادَ الّلهَ بِالْقَليلِ مِنْ عَمَلِه اظْهَرَهُ اللّهُ اكْثَرَ مِمّا ارادَ وَ مَنْ ارادَ الْنّاسَ بِالْكَثيرِ مِنْ عَمَلِهِ ابَى اللّهُ الّا انْ يُقَلّلَهُ فى عَيْنِ مَنْ سَمِعَهُ» «روضةالمتقين، ج 12، ص 142» هر كس، كار اندك خود را بخاطر خدا انجام دهد، خداوند آن را بيش از آنچه خواسته، در چشم ديگران جلوه مى ‏دهد. و هر كس از كار بسيار خود، هدف غير خدايى (براى مردم) داشته باشد و بجاى جلب رضاى خدا به فكر جلب توجّه مردم باشد، خداوند كار زياد او را در نظر مردم، كم جلوه مى ‏دهد.

البته محبوبيّت خداداد، غير از شهرت‏هاى زودگذر و كاذب در ميان مردم است. چه بسا افرادى مشهور، پس از مرگشان فراموش مى ‏شوند، و گمنامانى همچنان در عمق جان مردم جا و مكان دارند ...!

(صفحه 116)

نمونه اى از اخلاص‏

شبى در سيماى جمهورى اسلامى، مصاحبه‏اى با يك رزمنده شانزده ساله پخش شد. مصاحبه گر پرسيد: كار تو چيست؟ گفت: خنثى كردن مين. پرسيد: تاكنون چند «مين» خنثى كرده‏اى؟ گفت: از لطف خدا زياد. پرسيد: عدد آن را مى‏دانى؟ جواب داد: مى‏ترسم بگويم، شيطان مرا گول بزند و دچار عجب و غرور شوم و دوستانم كه كمتر موفق بوده‏اند، احساس كوچكى كنند. الله اکبر ...!

(صفحه 118)

اخلاص در عبادت‏

همه عبادت‏ها بايد به قصد قربت انجام گيرد و اگر گوشه ‏اى از آن براى غير خدا باشد. باطل است. مثلًا اگر در نماز، يكى از واجبات، براى غير خدا باشد، نماز باطل است. اگر يكى از مستحبات هم ريائى انجام گيرد، يا زمان عبادت (اوّل وقت خواندن) و مكان آن (در صف اوّل يا در مسجد خواندن) براى غير خدا باشد، نماز باطل است.

خداوند، عملى را مى‏پذيرد كه از جهت شرايط زمانى و مكانى و كيفيّت و خصوصياتش، همه خالص باشد و براى او شريكى قرار داده نشود: «وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا» «كهف، آيه 110»

حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام درباره اخلاص می فرمایند: «العملُ كُلُّهُ هِباءُ الّا ما اخْلِصَ فيه» همه تلاش‏ها بر باد است مگر آنكه داراى اخلاص باشد. «ثَمَرةُ الْعِلْمِ اخْلاصُ الْعَمَل» نتيجه علم به عظمت خدا آن است كه انسان براى غير او كار نكند. « فهرست غررالحكم، واژه اخلاص»

(صفحه 120)

راه نزديك شدن به اخلاص‏

1- توجّه به ارزش‏ها

كسانى كه جنس خود را ارزان مى‏فروشند. يا جنس را نمى‏شناسند كه آهن است يا طلا. يا مشترى را نمى‏شناسند، يا قيمت بازار را نمى‏دانند و از نرخ رايج، بى خبرند.

امّا «جنس»: قرآن، انسان را خليفه خدا و عصاره خلقت و هدف آفرينش مى‏داند.

امّا «مشترى»: خود خداوند است‏ «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة‏» كه اعمال شايسته انسان را مى‏خرد و بر خريداران ديگر، از چند جهت امتياز دارد:گران مى‏خرد، به بهاى بهشت. كارهاى اندک را هم مى‏پذيرد. «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» «زلزال، آيه 7» حتی براى نيّت‏هاى خير هم پاداش مى ‏دهد.

امّا «نرخ»: قيمت انسان، بهشت است و هر كه خود را به كمتر از اين بفروشد ضرر كرده. امیرالمؤمنین عليه السلام مى ‏فرمايد: «لبِئسَ الْمَتْجَرُ انْ تَرَى الدّنيا لِنَفْسِكَ ثَمَناً» «نهج البلاغه، خطبه 32» چه بد تجارتى است، اينكه «دنيا» را نرخ و قيمت خودت بدانى ...!

2- توجّه به صفات خدا

اوصاف خداى متعال را دانستن و آنها را زمزمه كردن و در ذهن، زنده نگاه داشتن، سبب توجّه به او و قطع نظر از غير او مى‏گردد و انسان را كم كم خدايى مى ‏كند، مثلًا دقت و توجّه به اسامى و اوصاف خدا در دعاى «جوشن كبير» مفيد است.

3- توجّه به نعمت‏ها

شناخت نعمت‏هاى خداوند و توجّه به آنها، انسان را شيفته خدا مى ‏سازد و دل را خانه عشق الهى مى ‏سازد «وَالَّذينَ آمنوا اشَدُّ حُبّاً لِلّه» و از همين رو، در دعاها و مناجات معصومين مثل دعای ابوحمزه ثمالی و دعای عرفه امام حسین، به بيان و ياد اين نعمت‏ها پرداخته شده است.

4- توجّه به بى ارزشى دنيا

كسانى هدف‏هاى غير الهى دارند كه دنيا در نظرشان بيش از آنچه كه بايد، ارزش دارد. در صورتى كه براى افراد بصير، دنيا در مقابل آخرت و مردم در برابر خدا، چندان ارزشى ندارد كه براى آن كار كنند. قرآن بى ارزشى و فريبندگى و جلوه‏ هاى زودگذر و غرور آفرينى دنيا را به يادآوری مى‏کند: «مَتاعُ الغُرور»، «لَعِبٌ و لَهوٌ»، «زَهْرة الْحياةِ الدُّنيا» و «مَتاعُ الدُّنيا قَليلٌ». كسى مى ‏تواند به اخلاص دست يابد كه فريفته و مفتون دنيا و علاقمند به آن نباشد.

5- توجّه به ناتوانى مخلوقات‏

قدرت مطلق از آن خداست و همه كارها به دست اوست. بنابراين كسى‏ غير از خدا شايسته آن نيست كه کارها براى جلب نظر او انجام شود.

به تعبير قرآن، معبودهاى باطل، حتّى از آفريدن يك مگس ناتوانند. «حج، آيه 73» و نيز در ناتوانى بشر مى‏گويد: اگر روزى آب‏ها خشك شود و زمين را هر چه حفر كنيد به آن نرسيد، كيست كه براى شما آب گوارا آورد؟ «ملك، آيه 30»

بعلاوه، راضى ساختن خداى يكتايى كه «سريع الرضا» است، بسى آسان‏تر از راضى ساختن خدايان متعدّد و معبودهاى بيشمار است.

6- توجّه به سرانجام ريا كار در آخرت‏

قرآن، دوزخ و ويل جهنم را براى نمازگزاران رياكارى مى‏داند كه نسبت به نماز، سهل انگارى مى‏كنند. «ماعون، آيه 5 و 6» توجّه به حسرت رياكاران در روز قيامت، انسان را به مرز اخلاص نزديك مى ‏كند.

(صفحه 126)