فصل دوم: به كارگیرى موعظه در تبلیغ‏

اندرزهاى پیامبر (صلی الله علیه و آله)

1754. عنه صلى الله علیه و آله: كُن فِی الدُّنیا كَأنَّكَ غَریبٌ أو عابِرُ سَبیلٍ، وَاعدُد نَفسَكَ فِی المَوتى‏، وإذا أصبَحتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَكَ بِالمَساءِ، وإذا أمسَیتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَكَ بِالصَّباحِ، وخُذ مِن صِحَّتِكَ لِسَقَمِكَ، ومِن شَبابِكَ لِهَرَمِكَ، ومِن حَیاتِكَ لِوَفاتِكَ، فَإِنَّكَ لاتَدری ما اسمُكَ غَداً.[1]

1754. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: در دنیا چنان باش كه گویى غریبه‏اى یا ره‏گذرى هستى، و خودت را از مردگان به شمار آور، و چون صبح خویش را آغاز كردى، وعده شب به خود مده، و چون شبت را آغاز نمودى، وعده صبح به خویشتن مده، و از دوران تن‏درستى‏ات براى هنگام بیمارى‏ات بهره گیر، و از جوانى‏ات براى پیرى‏ات، و از زندگى‏ات براى مرگت؛ زیرا تو نمى‏دانى كه فردا چه نام خواهى گرفت.

(فرمودند هنگام شروع نماز با خودت بگو که آخرین نمازم را می‌خوانم و تا نماز بعدی زنده نخواهم بود)

فصل سوم: به كارگیرى جَدَل در تبلیغ‏

1781. عنه علیه السلام: حَسبُ المَرءِ... مِن إسلامِهِ تَركُهُ ما لا یعنیهِ، وتَجَنُّبُهُ الجِدالَ وَالمِراءَ فی دینِهِ.

1781. امام على علیه السلام: در مسلمانىِ آدمى ... همین بس كه چیزهاى نامربوط به او را ترك گوید، و از مجادله و ستیزه كردن در دین خود، دورى كند.

فصل چهارم: به كارگیرى مَثَل در تبلیغ‏

اندیشیدن در مَثَل‏هاى قرآن و مراجعه به اهل بیت: در باره آنها

وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ‏.[2]

«و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مَثَلى آوردیم».

لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ.[3]

«اگر این قرآن را بر كوهى فرو مى‏فرستادیم، یقیناً آن [كوه‏] را از بیم خدا، فروتن [و] از هم پاشیده مى‏دیدى، و این مَثَل‏ها را براى مردم مى‏زنیم. باشد كه آنان بیندیشند».

1789. الإمام الصادق علیه السلام: إِنَّ أمثالَ القُرآنِ لَها فَوائِدُ فَأَنعِمُوا[4] النَّظَرَ فیها وأكثِرُوا التَّفَكُّرَ وَالتَّدَبُّرَ فی مَعانیها ولا تَمُرّوا بِها.

1789. امام صادق علیه السلام: مَثَل‏هاى قرآن، فوایدى دارند. پس در آنها دقّت نظر كنید، و در معانى آنها بسیار اندیشه و تدبّر نمایید، و از كنارشان نگذرید.

نهى از نیندیشیدن در مَثَل‏هاى قرآن‏

وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً.[5]

«و به راستى در این قرآن از هر گونه مَثَلى، گوناگون آوردیم؛ ولى بیشتر مردم، جز سرِ انكار ندارند».

ﭽ گلچین محتوای نمازی کتاب روزنه هایی از عالم غیب ﭼ

آیت الله محسن خرازی

پاداش بزرگ نماز

خداوند بزرگ به چیزهای کوچک افتخار و مباهات نمی کند بلکه به چیزهای مهم و اساسی مباهات می‌کند. حضرت موسی علیه السلام از خداوند پرسید: ثواب کسی که به نماز می‌ایستد چیست؟

خداوند فرمود: يَا مُوسَى أُبَاهِي بِهِ مَلَائِكَتِی رَاكِعاً وَ سَاجِداً وَ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ مَنْ بَاهَيْتُ بِهِ مَلَائِكَتِي لَمْ أُعَذِّبْهُ ؛ [بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۳۲۷]

ای موسی، من در حضور فرشتگان به او هنگام قیام و رکوع و سجودش افتخار می‌کنم و هرکس را که من به او نزد فرشتگانم افتخار کنم عذاب نخواهم کرد.

نماز مسجد جمکران‌

یکی از مراجع تقلید کنونی فرمودند: کسی از آیت الله بروجردی رضوان الله علیه پرسید: آقا! آیا نماز مسجد جمکران را به قصد ورود می‌توان خواند؟

آیت الله بروجردی پس از مقداری تأمّل، فرمودند: بلی! می‌توان آن را به قصد ورود خواند.

(قصد ورود یعنی به یقین این نماز به دستور خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد).

(صفحه 37)

نماز هدیه به ام البنین

آیت الله احمد آذری فرمودند: من می‌خواستم به عراق و نجف اشرف بروم، پدرم حاضر نمی ‌شد، پول هم نمی‌ داد، کتاب‌های خود را فروختم تا خرج سفر کنم، ولی پدرم حاضر نمی ‌شد.

خانم برادرم گفت: احمد! دو رکعت نماز برای حضرت اُمّ البَنین علیها سلام بخوان و نذر کن که اگر حاجتم برآورده شد، پنج ریال برای حضرت عبّاس علیه السلام به عنوان صدقه می‌دهم.

من دو رکعت نماز را خواندم، نماز تمام شد دیدم پدرم آمد گفت: احمد می‌خواهی بروی برو.

و من مکرّر این کار را کرده‌ام و دیدم مجرب و مؤثر است.

از جمله وقتی به نجف اشرف رفتم، سید اسدالله مدنی که معلم و مرشد من بود، مرا از ماندن در نجف اشرف منع کرد و من چون به قصد ماندن در نجف رفته بودم ناراحت شدم، زیرا نمی‌توانستم به نهی ایشان ترتیب اثر ندهم. بالاخره نماز را برای حضرت اُمّ البَنین علیها سلام خواندم، فردای آن روز دیدم ایشان آمد و گفت: فلانی! من به فکرم آمد که فعلاً شش ماه در این‌ جا بمانی و ما با خیال راحت در آن‌جا ماندیم.

(صفحه 113)

نماز اوّل وقت‌

حجت الاسلام سید عبّاس حسینی ـ واعظ قمی ـ فرمود: مشهد رفتم و خدمت حاج حسنعلی نخودکی رضوان الله علیه رسیدم، به ایشان عرض کردم: برای عاقبت به خیری و روزیِ [فراوان] چه کاری باید کرد؟

فرمود: نماز اوّل وقت، نماز اوّل وقت، نماز اوّل وقت.

(صفحه 171)

به شرطی که نماز بخواند

آیت الله شیخ عبدالکریم حق‌شناس تهرانی رضوان الله علیه ـ سال‌ها امام جماعت مسجد امین الدوله بازار تهران بود ـ نقل کردند: موقعی که من در قم ساکن بودم، یکی از جوان ‌هایی که با من رابطه داشت نامه‌ای به من نوشت که: فلانی! مرا برای سربازی طلبیده‌اند، شما دعا بفرمایید تا شاید از آن خلاص شوم.

من هم به حرم حضرت ‌معصومه ‌ علیها سلام رفتم و برای نجات او دعا کردم.

شبان‌گاه خواب دیدم که جوان مذکور به اتاقم آمده و به سینه می‌ زند و حسین، حسین می ‌گوید. خواب را برای آیت الله حجّت رضوان الله علیه نقل‌کردم. ایشان چنین تعبیر فرمود: این شخص مضطرّ است، بیشتر درباره او دعا کنید.

من هم اجابت کرده و بیشتر دعا کردم. تا آن‌که شبی مجدّداً در عالم خواب به من گفتند: ما رفتن به سربازی را از او بر می‌داریم به شرط آن‌که او نماز بخواند و هرگاه در نماز کوتاهی کند، دوباره او را مبتلا می ‌کنیم.

من پس از بیدار شدن از خواب، بسیار تعجّب کردم و همان‌طور که در خواب شرط شده بود، دستوری را طی نامه‌ای برای او نوشتم.

او در جواب من نوشت: شما از کجا ملتفت شدید که من نماز نمی‌ خوانم؟! هیچ کس حتی پدر و مادرم نیز از آن اطّلاع نداشتند.

(صفحه 176)


[1] أعلام الدین: 339.

[2] الروم: 58.

[3] الحشر: 21.

[4] أنعم النظر فی الشی‏ء: أطال التفكّر فیه( النهایة: ج 5 ص 83« نعم»).

[5] الاسراء: 89.