صحبت با نامحرم :

يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا.

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوى پيشه كنيد، بنا بر اين به گونه‏اى هوس بر‏انگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوئيد.

اين ايه مخصوص زنان پيامبر صلى الله عليه واله نمى باشد هرچند وظيفه ايشان سخت تر است. در اين ايه مى فرمايد:

" بنا بر اين به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند" (فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ).

بلكه به هنگام سخن گفتن‏ با نا محرم ، جدى ، با وقار و بطور معمولى سخن بگوئيد، نه همچون زنان كم شخصيت كه سعى دارند با تعبيرات تحريك كننده كه گاه توام با ادا و اطوار و ناز و كرشمه مخصوصى است سخن بگويند.

پر واضح است كه انچه در اين هنگام براى مردان جلوه مى كند فقط جهات جسمى زن است كه ناپايدار است و نمى تواند ملاك زندگى واقع شود. بلكه تنها ايجاد فتنه مى كند.

تعبير به" الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ" (كسى كه در دل او بيمارى است و از حقيقت ايمان و تقوى بى بهره است ) تعبير بسيار گويا و رسايى است از اين حقيقت، كه غريزه جنسى در حد تعادل و مشروع عين سلامت است، اما هنگامى كه از اين حد بگذرد نوعى بيمارى خواهد بود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مى‏رسد كه از آن تعبير به" جنون جنسى" مى‏كنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از اين بيمارى روانى را كه بر اثر طغيان اين غريزه و تن در دادن به انواع آلودگيهاى جنسى و محيطهاى كثيف به وجود مى‏آيد در كتب خود شرح داده‏اند.

دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ‏ كَانَ مِمَّا يَأْخُذُ عَلَى النِّسَاءِ فِي الْبَيْعَةِ أَنْ لَا يَتَحَدَّثْنَ مَعَ الرِّجَالِ إِلَّا ذَا مَحْرَمٍ .(مستدرك‏الوسائل ج : 14 ص : 273)

پیامبر صلی الله علیه و اله می فرماید:در بیعتی که از زنان گرفتند این بود که با مردی صحبت نکنند مگر اینکه محرم باشد.[ظاهرا مراد صحبت شهوت انگیز و یا در غیر موارد ضروری می باشد.]

وَ نَهَى أَنْ تَتَكَلَّمَ الْمَرْأَةُ عِنْدَ غَيْرِ زَوْجِهَا أَوْ غَيْرِ ذِي مَحْرَمٍ مِنْهَا أَكْثَرَ مِنْ خَمْسِ كَلِمَاتٍ مِمَّا لَا بُدَّ لَهَا مِنْهُ ....وَ نَهَى أَنْ تُحَدِّثَ الْمَرْأَةُ الْمَرْأَةَ بِمَا تَخْلُو بِهِ مَعَ زَوْجِهَ‏ (من لا يحضره الفقيه ج‏4 ص 3)

ذكر پاره‏اى از آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن نهى فرموده .....

و نهى فرمود كه زن نزد غير همسرش يا خويشان محرمش بيش از پنج كلمه (در صورت ناچارى) سخن بگويد، .... و نهى فرمود از اينكه زن وصف كيفيّت همخوابگى خود را با همسرش براى زنى ديگر بگويد.

عن امیر المومنین علیه السلام :و اقلل محادثة النّساء يكمل لك السناء.(غرر الحكم ج‏3/301)

امیر المومنین علیه السلام می فرماید: با زنان کمتر صحبت کن تا بلندی مرتبه تو کامل شود.[محتملا صحبت با نامحرم منظور باشد]

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقَلْبَ الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ كَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ يَعْنِي مُحَادَثَتَهُنَّ وَ مُمَارَاةُ الْأَحْمَقِ تَقُولُ وَ يَقُولُ وَ لَا يَرْجِعُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً وَ مُجَالَسَةُ الْمَوْتَى فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْمَوْتَى قَالَ كُلُّ غَنِيٍّ مُتْرَف‏.( الخصال ج‏1 228 )

مسعدة بن صدقه از امام صادق (ع) و او از پدرانش نقل مى‏كند كه پيامبر خدا (ص) فرمود: چهار چيز دل را مى‏ميراند: گناه روى گناه و زیاد حرف زدن با زنان ، جدال با احمق كه تو مى‏گويى و او مى‏گويد و هرگز به سوى خير برنمى‏گردد، و همنشينى با مردگان. گفته شد: يا رسول الله مردگان كيانند؟ فرمود: هر ثروتمند خوش گذران و كامجو.

سلام به نا محرم:

في الكافي: مسندا، عن ربعيّ بن عبد اللّه، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام، قال: كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يسلّم على النساء و يردّون عليه السّلام. و كان أمير المؤمنين عليه السّلام يسلّم على النساء و كان يكره أن يسلّم على الشابّة منّهن و يقول: أتخوف أن يعجبني صوتها فيدخل علىّ أكثر ممّا أطلب من الاجر.

امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به زنها سلام مى‏كرد، و آنها نيز جواب سلامش را مى‏دادند.

و أمير المؤمنين عليه السّلام به زنها سلام مى‏كرد و كراهت داشت به زنهاى جوان سلام كند و مى‏فرمود: مى‏ترسم آهنگ صداى آنها در من اثر كند، آن وقت ضرر اين كار از اجرى كه در سلام کردن است بيشتر شود.

شوخی با نامحرم:

الْحُسَيْنُ بْنُ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ كُنْتُ أُقْرِئُ امْرَأَةً الْقُرْآنَ وَ أُعَلِّمُهَا إِيَّاهُ- قَالَ فَمَازَحْتُهَا بِشَيْ‏ءٍ- فَلَمَّا قَدِمْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لِي يَا أَبَا بَصِيرٍ- أَيَّ شَيْ‏ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَةِ فَقُلْتُ بِيَدِي هَكَذَا- يَعْنِي غَطَّيْتُ وَجْهِي فَقَالَ لَا تَعُودَنَّ إِلَيْهَا.( بحار الأنوار ج‏46/ 258 )

ابو بصير مى‏گويد: در كوفه به زنى قرآن مى‏آموختم كه با او شوخی كردم.

وقتى خدمت امام محمّد باقر- عليه السّلام- رسيدم، مرا توبيخ كرد و فرمود: هر كس در خلوت، مرتكب گناه شود، خداوند به او توجه نمى‏كند. تو به آن زن چه گفتى؟

از حيا و خجالت، صورتم را پوشاندم و توبه كردم. پس حضرت فرمود: ديگر چنين كارى نكن.

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّيَ الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو الصِّينِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ مُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَائِشَةَ السَّعْدِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالا.... وَ مَنْ صَافَحَ امْرَأَةً حَرَاماً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْلُولًا ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ وَ مَنْ فَاكَهَ امْرَأَةً لَا يَمْلِكُهَا حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَهَا فِي الدُّنْيَا أَلْفَ عَامٍ فِي النَّارِ.( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص : 280)

.... و هر كس با زن نامحرمى دست دهد روز قيامت محشور می شود در حالیکه دستانش به گردنش زنجیر شده ، سپس فرمان می دهند تا او را به آتش بیندازند. و هر كس با زنى نامحرم شوخى و مزاح و عشقبازى كند، بهر كلمه‏اى كه با او در دنيا گفتگو كرده هزار سال در آتش دوزخ او را زندانى كنند.

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّيَ الْحُسَيْنُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو الصِّينِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ مُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَائِشَةَ السَّعْدِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالا....

وَ الْمَرْأَةُ إِذَا طَاوَعَتِ الرَّجُلَ فَالْتَزَمَهَا حَرَاماً أَوْ قَبَّلَهَا أَوْ بَاشَرَهَا حَرَاماً أَوْ فَاكَهَهَاوَ أَصَابَ مِنْهَا فَاحِشَةً فَعَلَيْهَا مِنَ الْوِزْرِ مَا عَلَى الرَّجُلِ فَإِنْ غَلَبَهَا عَلَى نَفْسِهَا كَانَ عَلَى الرَّجُلِ وِزْرُهَا. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص : 280)

....و اگر زن خود را با رضایت در اختيار مرد نامحرم قرار دهد و مرد او را در آغوش كشد يا ببوسد يا با او نزديكى كند ،يا اينكه شوخى كند تا آنكه مرد از او كام گيرد بر آن زن همان گناه و كيفر باشد كه بر مرد است، و چنانچه زن راضى نباشد و مرد به زور از او بنحوى كام گيرد گناه هر دو بر مرد است و دو عقوبت خواهد ديد.

تذّکر:خیلی اوقات مردها هستند که کاری می کنند زنها وارد میدان شهوت شده و اشوه و ناز بریزند.