باب دوم: كسانى كه سزاوار نفرين‏اند

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ».[1]

«كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم، بعد از آن كه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم، نهفته مى‏دارند، خداوند، آنان را لعنت مى‏كند، و لعنت كنندگان، لعنتشان مى‏كنند»

1391. الإمام الصادق عليه السلام: إذا قَرَأتُم: «تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ» فَادعوا عَلى أبي لَهَبٍ؛ فَإِنَّهُ كانَ مِنَ المُكَذِّبينَ الَّذينَ يُكَذِّبونَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله و ما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللّهِ عز و جل.

1391. امام صادق عليه السلام: هرگاه «تَبَّتْ يَدَآ أَبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ» را خوانديد، بر ابو لهب نفرين بفرستيد؛ زيرا او از تكذيب كنندگانى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و آنچه را از جانب خداوند عز و جل آورد، دروغ مى‏شمردند.

باب سوم: نفرين پيامبران و پيروان آنها بر مجرمان‏

1392. علل الشرايع عن حنّان بن سدير عن أبيه: قُلتُ لأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: أرَأَيتَ نوحا عليه السلام حينَ دَعا عَلى قَومِهِ فَقالَ: «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً* إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً»؟

قالَ عليه السلام: عَلِمَ أنَّهُ لا يَنجُبُ مِن بَينِهِم أحَدٌ.

قالَ: قُلتُ: و كَيفَ عَلِمَ ذلِكَ؟

قالَ: أوحَى اللّهُ إلَيهِ: «أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ»[2] فَعِندَ هذا دَعا عَلَيهِم بِهذَا الدُّعاءِ.

1392. علل الشرائع- به نقل از حنّان بن سَدير، از پدرش-: به امام باقر عليه السلام گفتم: چرا نوح عليه السلام هنگامى كه قومش را نفرين كرد، گفت: «پروردگارا! هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار، چرا كه اگر تو آنان را بر جاى بگذارى، بندگانت را گم‏راه مى‏كنند و جز پليدكارِ ناسپاس نمى‏زايند»؟

فرمود: «مى‏دانست كه از ميان آنها، ديگر كسى به راه نخواهد آمد».

گفتم: چگونه اين را دانست؟

فرمود: «خداوند به او وحى فرمود كه: «از قوم تو، ديگر كسى بجز همانان كه ايمان آورده‏اند، ايمان نخواهد آورد». اينجا بود كه آن نفرين را در حقّ آنان كرد.

3/ 4 نفرين موسى‏

1394. الإمام الكاظم عليه السلام: كانَ مِن قَولِ موسى عليه السلام حينَ دَخَلَ عَلى فِرعَونَ: «اللّهُمَّ إنّي أدرَأُ إلَيكَ في نَحرِهِ، و أستَجيرُ بِكَ مِن شَرِّهِ، و أستَعينُ بِكَ»، فَحَوَّلَ اللّهُ ما كانَ في قَلبِ فِرعَونَ مِنَ الأَمنِ خَوفا.

1394. امام كاظم عليه السلام: از جمله سخنان موسى عليه السلام، آنگاه كه بر فرعون درآمد، اين بود: «بار خدايا! خود را به تو مى‏سپارم، در برابر آدم‏كشى او، و از شرّ او به تو پناه مى‏برم و از تو يارى مى‏جويم». پس خداوند، آرامشى را كه در دل فرعون بود، به ترس مبدّل ساخت.

3/ 5 نمونه‏هايى ديگر

5/ 3 هر كه با على دشمنى كند

1452. عنه صلى الله عليه و آله‏- في عَلِيٍّ عليه السلام-: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ، وَ انصُر مَن نَصَرَهُ‏ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ.[3]

1452. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- درباره على عليه السلام-: بار خدايا! دوستى كن با آن كه با او دوستى كند و دشمنى كن با آن كه با او دشمنى كند و يارى كن كسى را كه او را يارى كند و فروگذار كسى كه او را فروگذارَد.


[1] البقرة: 159.

[2] هود: 36.

[3] مسند ابن حنبل: ج 1 ص 254 ح 964.