7/ 16 بيمار و گرفتار

959. عنه صلى الله عليه و آله‏- لِسَلمانَ-: يا سَلمانُ، إنَّ لَكَ في عِلَّتِكَ إذَا اعتَلَلتَ ثَلاثَ خِصالٍ: أنتَ مِنَ اللّهِ تَبارَكَ و تَعالى بِذِكرٍ، و دُعاؤُكَ فيها مُستَجابٌ، و لا تَدَعُ العِلَّةُ عَلَيكَ ذَنبا إلّا حَطَّتهُ، مَتَّعَكَ اللّهُ بِالعافِيَةِ إلَى انقِضاءِ أجَلِكَ.

959. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- به سلمان-: اى سلمان! براى تو در بيمارى‏ات، هرگاه كه بيمار شوى، سه فايده است: نخست، آن كه تو در ياد خداوند تبارك و تعالى به سر مى‏برى. ديگر، آن كه دعايت در آن حال، مستجاب مى‏شود. و سوم، آن كه بيمارى، هيچ گناهى برايت بر جاى نمى‏گذارد و همه را مى‏ريزد. خداوند تو را تا پايان عمرت از سلامت برخوردار كناد!

960. الإمام الصادق عليه السلام: إذا دَخَلَ أحَدُكُم عَلى أخيهِ عائِدا لَهُ، فَليَسأَلهُ يَدعو لَهُ؛ فَإِنَّ دُعاءَهُ مِثلُ دُعاءِ المَلائِكَةِ.

960. امام صادق عليه السلام: هرگاه يكى از شما براى عيادت برادرش نزد او رفت، از وى بخواهد كه برايش دعا كند؛ زيرا دعاى او مانند دعاى فرشتگان است. [كه حتما مستجاب مى‏گردد].

7/ 17 عيادت‏كننده از بيمار

964. الإمام الباقر و الإمام الصادق عليهما السلام: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ اوتِيَ العَبدُ المُؤمِنُ إلَى اللّهِ عز و جل، فَيُحاسِبُهُ حِسابا يَسيرا. .. ثُمَّ يَقولُ اللّهُ عز و جل: هَل تَعرِفُ فُلانَ بنَ فُلانٍ؟ فَيَقولُ: نَعَم، فَيَقولُ: ما مَنَعَكَ أن تَعودَهُ حَيثُ مَرِضَ؟ أما لَو عُدتَهُ لَعُدتَني، ثُمَّ لَوَجَدتَني عِندَ سُؤالِكَ، ثُمَّ لَو سَأَلتَني حاجَةً لَقَضَيتُها لَكَ، ثُمَّ لَم أرُدَّكَ عَنها.

964. امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام: چون روز رستاخيز شود، بنده مؤمن را نزد خداوند عز و جل مى‏آورند و او عز و جل اندك حسابى از وى به عمل مى‏آورد ... آنگاه مى‏فرمايد: «آيا فلانى پسر فلانى را مى‏شناسى؟».

مى‏گويد: آرى.

مى‏فرمايد: «چرا آنگاه كه بيمار شد، عيادتش نكردى؟ بدان كه اگر عيادتش مى‏كردى، در حقيقت، مرا عيادت كرده بودى. سپس مرا نزد خواهِشَت مى‏يافتى و اگر حاجتى از من مى‏خواستى، آن را برايت برآورده مى‏ساختم و از تو بازَش نمى‏داشتم».

965. الإمام الكاظم عليه السلام: إذا مَرِضَ أحَدُكُم فَليَأذَن لِلنّاسِ يَدخُلونَ عَلَيهِ؛ فَإِنَّهُ لَيسَ مِن أحَدٍ إلّا و لَهُ دَعوَةٌ مُستَجابَةٌ.

965. امام كاظم عليه السلام: هرگاه يكى از شما بيمار شد، به مردم اجازه دهد كه نزد او بروند؛ زيرا هيچ كس [از عيادت‏كنندگان‏] نيست، مگر آن كه يك دعاى اجابت شده دارد.

7/ 18 نيازمند و نيكى‏كننده به او

967. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: دُعاءُ المُحسَنِ إلَيهِ لِلمُحسِنِ لا يُرَدُّ.[1]

967. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعاى احسان‏شونده در حقّ احسان‏كننده رد نمى‏شود.

968. الإمام عليّ عليه السلام: إذا ناوَلتُمُ السّائِلَ الشَّي‏ءَ فَاسأَلوهُ أن يَدعُوَ لَكُم؛ فَإِنَّهُ يُجابُ فيكُم، و لا يُجابُ في نَفسِهِ؛ لِأَنَّهُم يَكذِبونَ.

968. امام على عليه السلام: هرگاه به نيازمندْ چيزى داديد، از او بخواهيد كه برايتان دعا كند؛ زيرا دعاى او در حقّ شما قبول مى‏شود؛ ولى درباره خودش قبول نمى‏شود؛ چون اين جماعت، دروغ مى‏گويند.

969. الإمام زين العابدين عليه السلام: دَعوَةُ السّائِلِ الفَقيرِ لا تُرَدُّ.

969. امام زين العابدين عليه السلام: دعاى گداى فقير، رد نمى‏شود.

7/ 19 كودك‏

972. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: دُعاءُ أطفالِ امَّتي مُستَجابٌ، ما لَم يُقارِبُوا[2] الذُّنوبَ.

972. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعاى كودكانِ امّت من مستجاب مى‏شود، ما دام كه به گناهان، نزديك نشده باشند.

974. عنه صلى الله عليه و آله: إيّاكُم و دَعوَةَ الوالِدِ؛ فَإِنَّها أحَدُّ مِنَ السَّيفِ.

974. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: زنهارتان از نفرين پدر كه تيزتر از شمشير است.

976. عنه صلى الله عليه و آله: لَيسَ شَي‏ءٌ إلّا بَينَهُ و بَينَ اللّهِ حِجابٌ، إلّا قولُ «لا إلهَ إلَّا اللّهُ» و دُعاءُ الوالِدِ.[3]

976. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: ميان هر چيز و خداوند، حجابى است، بجز گفتار «لا إله إلّا اللّه» و دعاى پدر.

7/ 22 كسى كه اميدش فقط به خداست‏

981. الإمام زين العابدين عليه السلام: رَأَيتُ الخَيرَ كُلَّهُ قَدِ اجتَمَعَ في قَطعِ الطَّمَعِ عَمّا في أيدِي النّاسِ، و مَن لَم يَرجُ النّاسَ في شَي‏ءٍ، و رَدَّ أمرَهُ إلَى اللّهِ عز و جل في جَميعِ امورِهِ، استَجابَ اللّهُ عز و جل لَهُ في كُلِّ شَي‏ءٍ.

981. امام زين العابدين عليه السلام: تمامِ خوبى را ديدم كه در قطع اميد كردن از آنچه مردم دارند، گرد آمده است. هر كس در هيچ چيزى به مردم اميد نبندد (/ هيچ چشمداشتى نداشته باشد) و كار خود را در همه امورش به خداوند عز و جل وا گذارد، خداوند عز و جل در هر چيزى او را اجابت مى‏كند.


[1] الفردوس: ج 2 ص 213 ح 3040.

[2] في الفردوس و بحار الأنوار:« يقارفوا».

[3] الدرّ المنثور: ج 7 ص 493 نقلًا عن ابن مردويه عن أنس.