/ 14 اين چند صفت 801.
/ 14 اين چند صفت
801. عنه صلى الله عليه و آله: تُفتَحُ أبوابُ السَّماءِ نِصفَ اللَّيلِ، فَيُنادي مُنادٍ: هَل مِن داعٍ فَيُستَجابَ لَهُ؟ هَل مِن سائِلٍ فَيُعطى؟ هَل مِن مَكروبٍ فَيُفَرَّجَ عَنهُ؟
فَلا يَبقى مُسلِمٌ يَدعو بِدَعوَةٍ إلَّا استَجابَ اللّهُ لَهُ، إلّا زانِيَةٌ تَسعى بِفَرجِها أو عَشّارٌ.[1]
801. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در نيمه شب، درهاى آسمان گشوده مىشوند و منادىاى ندا مىدهد: «آيا كسى هست كه دعا كند تا دعايش مستجاب گردد؟ آيا كسى هست كه چيزى بخواهد تا به او داده شود؟ آيا غمزدهاى هست تا غمش زدوده شود؟». پس، هيچ مسلمانى نيست كه دعايى كند، مگر آن كه خداوند دعايش را مستجاب فرمايد، بجز زن زناكارى كه از راه زنا دادن كسب مىكند، يا باجگير.
802. أعلام الدين: الإمام عليّ عليه السلام في خُطبَةٍ لَهُ يَومَ الجُمُعَةِ: أيُّهَا النّاسُ، سَبعُ مَصائِبَ عِظامٍ نَعوذُ بِاللّهِ مِنها: عالِمٌ زَلَّ، و عابِدٌ مَلَّ، و مُؤمِنٌ خَلَ[2]، و مُؤتَمَنٌ غَلَ[3]، و غَنِيٌّ أقَلَّ، و عَزيزٌ ذَلَّ، و فَقيرٌ اعتَلَّ.
فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ: صَدَقتَ يا أميرَ المُؤمِنينَ، أنتَ القِبلَةُ إذا ما ضَلَلنا، وَ النّورُ إذا ما أظلَمنا، و لكِن نَسأَلُكَ عَن قَولِ اللّهِ تَعالى: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»[4] فَما بالُنا نَدعو فَلا نُجابُ؟
قالَ: لِأَنَّ قُلوبَكُم خانَت بِثَمانِ خِصالٍ:
أوَّلُها: أنَّكُم عَرَفتُمُ اللّهَ فَلَم تُؤَدّوا حَقَّهُ كَما أوجَبَ عَلَيكُم، فَما أغنَت عَنكُم مَعرِفَتُكُم شَيئا.
وَ الثّانِيَةُ: أنَّكُم آمَنتُم بِرَسولِهِ ثُمَّ خالَفتُم سُنَّتَهُ و أمَتُّم شَريعَتَهُ، فَأَينَ ثَمَرَةُ إيمانِكُم؟
وَ الثّالِثَةُ: أنَّكُم قَرَأتُم كِتابَهُ المُنزَلَ عَلَيكُم فَلَم تَعمَلوا بِهِ، و قُلتُم: سَمِعنا و أطَعنا ثُمَّ خالَفتُم.
وَ الرّابِعَةُ: أنَّكُم قُلتُم، إنَّكُم تَخافونَ مِنَ النّارِ، و أنتُم في كُلِّ وَقتٍ تُقَدِّمونَ أجسامَكُم إلَيها بِمَعاصيكُم، فَأَينَ خَوفُكُم؟
وَ الخامِسَةُ: أنَّكُم قُلتُم، إنَّكُم تَرغَبونَ فِي الجَنَّةِ، و أنتُم في كُلِّ وَقتٍ تَفعَلونَ ما يُباعِدُكُم مِنها، فَأَينَ رَغبَتُكُم فيها؟
وَ السّادِسَةُ: أنَّكُم أكَلتُم نِعمَةَ المَولى و لَم تَشكُروا عَلَيها.
وَ السّابِعَةُ: أنَّ اللّهَ أمَرَكُم بِعَداوَةِ الشَّيطانِ، و قالَ: «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»[5] فَعادَيتُموهُ بِلا قَولٍ و والَيتُموهُ بِلا مُخالَفَةٍ.
وَ الثّامِنَةُ: أنَّكُم جَعَلتُم عُيوبَ النّاسِ نُصبَ أعيُنِكُم، و عُيوبَكُم وَراءَ ظُهورِكُم، تَلومونَ مَن أنتُم أحَقُّ بِاللَّومِ مِنهُ، فَأَيُّ دُعاءٍ يُستَجابُ لَكُم مَعَ هذا؟ و قَد سَدَدتُم أبوابَهُ و طُرُقَهُ، فَاتَّقُوا اللّهَ و أصلِحوا أعمالَكُم، و أخلِصوا سَرائِرَكُم، وَ أمُروا بِالمَعروفِ وَ انهَوا عَنِ المُنكَرِ، فَيَستَجيبَ اللّهُ لَكُم دُعاءَكُم.
802. أعلام الدين: امام على عليه السلام در يكى از خطبههايش در روز جمعه فرمود: «اى مردم! هفت مصيبتِ بزرگ است كه از آنها به خدا پناه مىبريم: عالِمى كه بلغزد، عابدى كه [از عبادتش] زده شود، مؤمنى كه [ايمانش] خلل يابد، و امينى كه خائن شود، و توانگرى كه نادار شود، و عزيزى كه خوار گردد، و فقيرى كه بيمار شود».
مردى به امام عليه السلام گفت: راست گفتى، اى امير مؤمنان! تويى قبله، آنگاه كه به گمراهى در افتيم، و نور، آنگاه كه تاريكى، ما را فرو گيرد. حال از تو درباره اين فرموده خداوند متعال مىپرسيم كه: «مرا بخوانيد تا پاسختان دهم». پس چرا دعا مىكنيم و پاسخى داده نمىشويم؟
فرمود: «زيرا دلهايتان به هشت چيز خيانت كرده است:
نخست، آن كه: شما خدا را شناختيد؛ امّا حقّ او را چنان كه بر شما واجب ساخته است، ادا نكرديد. پس، شناخت شما به كارتان نيامده است.
دوم، آن كه: شما به پيامبر او ايمان آورديد؛ امّا سپس بر خلاف سنّت (روش) او رفتار كرديد و شريعتش را ميرانديد. پس، كجاست ثمره ايمانتان؟
سوم، آن كه: شما كتاب او را كه بر شما فرو فرستاده شده است، خوانديد؛ امّا به آن عمل نكرديد و گفتيد: شنيديم و فرمانبرداريم. سپس مخالفت كرديد.
چهارم، آن كه: گفتيد از آتش مىترسيد، در حالى كه هر زمان، پيكرهاى خود را با گناهانتان، به سوى آتش مىبريد. پس، كجاست ترستان؟
پنجم، آن كه: گفتيد خواهان بهشت هستيد، در حالى كه هر زمان، كارى مىكنيد كه شما را از آن دور مىگرداند. پس، كجاست بهشتخواهى شما؟
ششم، آن كه: نعمت خداوندگار را خورديد؛ امّا سپاس آن را نگزارديد.
هفتم، آن كه: خدا شما را به دشمنى با شيطان فرمان داد و فرمود: «شيطان، دشمن شماست. پس شما نيز او را دشمن خود گيريد»؛ امّا شما بىهيچ سخنى، با او (خدا) دشمنى نموديد و بىهيچ مخالفتى، با او (شيطان) دوستى ورزيديد.[6]
هشتم، آن كه: عيبهاى مردم را پيش چشم خود قرار دادهايد و عيبهاى خود را پشت سرتان نهادهايد. كسانى را سرزنش مىكنيد كه خودتان به سرزنش سزاوارتر از آنانيد.
با وجود اينها، چه دعايى برايتان مستجاب شود؟ شما درها و راههاى دعا را بستهايد. پس، از خدا بترسيد و كردارتان را درست كنيد. و درونهايتان را خالص گردانيد و امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا خداوند دعايتان را مستجاب فرمايد».
[1] المعجم الكبير: ج 9 ص 59 ح 8391.
[2] الخَلَّةُ بالفتح: الحاجةُ و الفقر، و هي الفُرجةُ و الثُّلمة التي تركها بعده، من الخلل الذي أبقاه فياموره( النهاية: ج 2 ص 72 73« خلل»).
[3] الغُلول: و هو الخيانة في المغنم و السَّرقة من الغنيمة قبل القِسْمة، يقال: غلّ في المغنم يغُلُّ، و كلّ من خان في شيء خفيةً فقد غلَّ( النهاية: ج 3 ص 380« غلل»).
[4] غافر: 61.
[5] فاطر: 6.
[6] در بحار الأنوار( ج 90 ص 377 ح 17) و مستدرك الوسائل( ج 5 ص 269) آمده است: ظاهرا عبارت چنين باشد:« پس شما در حرف، با او دشمنى كرديد و با مخالفت[ با فرمان خدا،] با او دوستى نموديد».