3/ 11 وفا نكردن به عهد خدا قرآن
3/ 11 وفا نكردن به عهد خدا
قرآن
«يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ».[1]
«اى بنى اسرائيل! نعمت مرا كه به شما ارزانى داشتم، به ياد آوريد و به عهد من وفا كنيد تا به عهد [م با] شما وفا كنم، و تنها از من بيم داريد».
782. تفسير القمّي عن جميل عن الإمام الصادق عليه السلام: قالَ لَهُ رَجُلٌ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ اللّهَ يَقولُ: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» و إنّا نَدعو فَلا يُستَجابُ لَنا!
قالَ: لِأَنَّكُم لا تَفونَ اللّهَ بِعَهدِهِ، و إنَّ اللّهَ يَقولُ: «أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ»، وَ اللّهِ لَو وَفَيتُم للّهِ لَوَفَى اللّهُ لَكُم.
782. تفسير القمّى- به نقل از جميل-: مردى به امام صادق عليه السلام گفت: قربانت گردم! خداوند مىفرمايد: «مرا بخوانيد تا پاسختان دهم»، و ما مىخوانيم و پاسخ داده نمىشويم.
فرمود: «علّتش آن است كه شما به عهد خدا وفا نمىكنيد. خدا مىفرمايد: «به عهد من وفا كنيد تا به عهد [م با] شما وفا كنم». به خدا سوگند، اگر با خدا وفا مىكرديد، قطعا خدا با شما وفا مىكرد».
0در قرآن لا ینال عهدی الظالمین ؛ عهد به ولایت و ادای نماز تفسیر شده. )
3/ 12 متوسّل شدن به غير خدا
784. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ عز و جل: ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ [بِمَخلوقٍ] دوني، إلّا قَطَّعتُ أسبابَ السَّماواتِ و أسبابَ الأَرضِ مِن دونِهِ؛ فَإِن سَأَلَني لَم اعطِهِ، و إن دَعاني لَم اجِبهُ. و ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ بي دونَ خَلقي إلّا ضَمَّنتُ السَّماواتِ وَ الأَرضَ رِزقَهُ؛ فَإِن دَعاني أجَبتُهُ، و إن سَأَلَني أعطَيتُهُ، و إنِ استَغفَرَني غَفَرتُ لَهُ.
784. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى عز و جل مىفرمايد: «هيچ مخلوقى نيست كه به غير من چنگ زند، مگر آن كه اسباب آسمانها و اسباب زمين را از او قطع مىكنم. پس اگر از من خواست، به او نمىدهم و اگر مرا خواند، پاسخش نمىدهم؛ و هيچ مخلوقى نيست كه به من، و نه خلق من، چنگ زند، مگر آن كه آسمانها و زمين را ضامن روزىِ او مىگردانم. پس اگر مرا خوانْد، پاسخش مىدهم و اگر از من خواست، به او مىدهم، و اگر از من آمرزش طلبيد، او را مىآمرزم».
3/ 13 حكمت خداوند
788. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ العَبدَ لَيُشرِفُ عَلى حاجَةٍ مِن حَوائِجِ الدُّنيا، فَيَذكُرُهُ اللّهُ مِن فَوقِ سَبعِ سَماواتٍ، فَيَقولُ:
مَلائِكَتي إنَّ عَبدي هذا قَد أشرَفَ عَلى حاجَةٍ مِن حَوائِجِ الدُّنيا؛ فَإِن فَتَحتُها لَهُ فَتَحتُ بابا إلَى النّارِ، و لكِنِ ازووها عَنهُ.
فَيُصبِحُ العَبدُ عاضّا عَلى أنامِلِهِ، يَقولُ: مَن سَبَقَني؟ مَن دَهاني؟ و ما هِيَ إلّا رَحمَةٌ رَحِمَهُ اللّهُ بِها.
788. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: همانا بنده در آستانه رسيدن به حاجتى از حاجتهاى دنيا قرار مىگيرد؛ امّا خداوند از فراز هفت آسمان، ياد او مىكند و مىفرمايد: «فرشتگان من! اين بندهام به حاجتى از حاجتهاى دنيا نزديك شده است. اگر آن را برايش بگشايم، درى به سوى آتش گشودهام. پس، آن را از او دور كنيد».
بنده انگشت حسرت مىگزد و مىگويد: چه كسى بر من [در رسيدن به آن حاجت] پيشى گرفت؟ چه كسى به من نيرنگ زد؟ در صورتى كه اين، جز يك لطف نيست كه خداوند در حقّ او نموده است.
793. الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ كَرَمَ اللّهِ سُبحانَهُ لا يَنقُضُ حِكمَتَهُ، فَلِذلِكَ لا يَقَعُ الإِجابَةُ في كُلِّ دَعوَةٍ.
793. امام على عليه السلام: كَرَم خداوند سبحان، حكمت او را نقض نمىكند. از اين روست كه همه دعاها اجابت نمىشود.
794. عنه عليه السلام: رُبَّما سَأَلتَ الشَّيءَ فَلَم تُعطَهُ و اعطيتَ خَيرا مِنهُ.
794. امام على عليه السلام: اى بسا كه چيزى خواستهاى و به تو داده نشده؛ امّا بهتر از آن به تو داده شده است.
795. عنه عليه السلام- مِن وَصِيَّتِهِ لِابنِهِ الحَسَنِ عليه السلام-: رُبَّما سَأَلتَ الشَّيءَ فَلا تُؤتاهُ، و اوتيتَ خَيرا مِنهُ عاجِلًا أو آجِلًا، أو صُرِفَ عَنكَ لِما هُوَ خَيرٌ لَكَ، فَلَرُبَّ أمرٍ قَد طَلَبتَهُ فيهِ هَلاكُ دينِكَ لَو اوتيتَهُ.
795. امام على عليه السلام- در وصيّت به فرزندش حسن عليه السلام-: اى بسا چيزى بخواهى و به تو داده نشود؛ امّا بهتر از آن، در دنيا يا آخرت، داده شوى، يا به خاطر خير و مصلحتت به تو داده نشود؛ زيرا اى بسا چيزى را مىطلبى كه اگر به تو داده شود، تباهى دين تو در آن باشد.
797. الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى إذا أحَبَّ عَبدا غَتَّهُ[2] بِالبَلاءِ غَتّا، و ثَجَّهُ[3] بِالبَلاءِ ثَجّا، فَإِذا دَعاهُ قالَ: لَبَّيكَ عَبدي، لَئِن عَجَّلتُ لَكَ ما سَأَلتَ إنّي عَلى ذلِكَ لَقادِرٌ، و لَئِنِ ادَّخَرتُ لَكَ فَمَا ادَّخَرتُ لَكَ فَهُوَ خَيرٌ لَكَ.
797. امام باقر عليه السلام: خداى تبارك و تعالى هرگاه بندهاى را دوست داشته باشد، او را در بلا غوطهور مىسازد و سيلاب بلا بر او فرو مىباراند، و چون [بنده] او را بخواند، مىفرمايد: «لبّيك، بنده من! اگر بخواهم آنچه را خواستهاى، در همين دنيا به تو بدهم، مىتوانم چنين كنم؛ امّا اگر برايت ذخيره كنم، آنچه مىاندوزم، براى تو بهتر است».
798. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ الرَّبَّ لَيَلي حِسابَ المُؤمِنِ، فَيَقولُ: تَعرِفُ هذَا الحِسابَ؟
فَيَقولُ: لا يا رَبِّ، فَيَقولُ: دَعَوتَني في لَيلَةِ كَذا و كَذا، في ساعَةِ كَذا و كَذا، فَذَخَرتُها لَكَ.
قالَ: فَما تَرى مِن عَطِيَّةِ ثَوابِ اللّهِ؟ يَقولُ: يا رَبِّ، لَيتَ أنَّكَ لَم تَكُن عَجَّلتَ لي شَيئا وَ ادَّخَرتَهُ لي.
798. امام صادق عليه السلام: خداوند به حسابرسى از مؤمن مىپردازد و مىفرمايد: «اين حساب را مىشناسى؟».
مىگويد: نه، اى خداوندگار من!
مىفرمايد: «در فلان و بهمان شب، در فلان و بهمان ساعت، دعا كردى و من آن را برايت ذخيره كردم».
سپس مىفرمايد: «حال، نظرت درباره دهِش پاداش خداوند چيست؟».
مىگويد: اى خداوندگار من! كاش هيچ چيز [از دعاهايم] را در دنيا برآورده نمىساختى و براى آخرتم مىاندوختى.
799. الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل يُعطِي الدُّنيا مَن يُحِبُّ و يُبغِضُ، و لا يُعطِي الآخِرَةَ إلّا مَن أحَبَّ، و إنَّ المُؤمِنَ لَيَسأَلُ رَبَّهُ مَوضِعَ سَوطٍ مِنَ الدُّنيا فَلا يُعطيهِ، و يسألُهُ الآخِرَةَ فَيُعطيهِ ما شاءَ، و يُعطِي الكافِرَ مِنَ الدُّنيا قَبلَ أن يَسأَلَهُ ما شاءَ، و يسألُهُ مَوضِعَ سَوطٍ فِي الآخِرَةِ فَلا يُعطيهِ إيّاهُ.
799. امام باقر عليه السلام: خداوند عز و جل دنيا را به دوست و دشمنش مىدهد؛ امّا آخرت را جز به كسى كه دوستش مىدارد، نمىدهد. مؤمن از دنيا به اندازه ردّ يك تازيانه از پروردگارش درخواست مىكند و خدا به او نمىدهد؛ امّا آخرت را كه درخواست مىكند، هر چه بخواهد، به او مىدهد. و به كافر پيش از آن كه از او درخواست كند، آنچه از دنيا بخواهد، به او مىدهد؛ ولى از آخرت به اندازه ردّ تازيانهاى [هم] از او درخواست مىكند و به او نمىدهد.
[1] البقرة: 40.
[2] « يَغُتُّهُمُ اللّهُ في العذاب غتّا» أي يغمِسُهم فيه غمسا مُتتابعا( النهاية: ج 3 ص 342« غتت»).
[3] الثَّجُّ: سيَلان دعاء الهدي، و أتانا الوادي بثجيجهِ، أي بسيلِه، و مطر ثجَّاجٌ، إذا انصبَّ جدّا( الصحاح: ج 1 ص 302« ثجج»).