6/ 6 كوچك شمردن حاجت‏

400. عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى أحَبَّ شَيئا لِنَفسِهِ و أبغَضَهُ لِخَلقِهِ؛ أبغَضَ لِخَلقِهِ المَسأَلَةَ، و أحَبَّ لِنَفسِهِ أن يُسأَلَ. و لَيسَ شَي‏ءٌ أحَبَّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن أن يُسأَلَ، فَلا يَستَحيي أحَدُكُم أن يَسأَلَ اللّهَ و لَو بِشِسعِ نَعلٍ.

400. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند تبارك و تعالى يك چيز را براى خودش دوست دارد و همان را براى خَلقش دشمن مى‏دارد: درخواست شدن از خلقش را دشمن مى‏دارد و درخواست شدن از خودش را دوست مى‏دارد. هيچ چيز نزد خداوند عز و جل محبوب‏تر از آن نيست كه از او درخواست شود. پس، هيچ يك از شما شرم نكند از اين كه از خداوند، درخواست كند، حتّى بند كفشى را.

401. عدّة الداعي: فِي الحَديثِ القُدسِيِّ: يا موسى، سَلني كُلَّ ما تَحتاجُ إلَيهِ، حَتّى عَلَفَ شاتِكَ، و مِلحَ عَجينِكَ.

401. عدّة الداعى: در حديث قدسى آمده است: «اى موسى! هر آنچه را كه بدان نياز دارى، از من بخواه، حتّى علوفه گوسفند و نمكِ خميرت را».

402. الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى أخفى أربَعَةً في أربَعَةٍ: أخفى رِضاهُ في طاعَتِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن طاعَتِهِ؛ فَرُبَّما وافَقَ رِضاهُ و أنتَ لا تَعلَمُ، و أخفى سَخَطَهُ في مَعصِيَتِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن مَعصِيَتِهِ؛ فَرُبَّما وافَقَ سَخَطَهُ مَعصِيَتُهُ و أنتَ لا تَعلَمُ، و أخفى إجابَتَهُ في دَعوَتِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن دُعائِهِ؛ فَرُبَّما وافَقَ إجابَتَهُ و أنتَ لا تَعلَمُ، و أخفى وَلِيَّهُ في عِبادِهِ؛ فَلا تَستَصغِرَنَّ عَبدا مِن عَبيدِ اللّهِ؛ فَرُبَّما يَكونُ وَلِيَّهُ و أنتَ لا تَعلَمُ.

402. امام على عليه السلام: خداوند تبارك و تعالى چهار چيز را در دلِ چهار چيز، نهان ساخته است: خشنودى‏اش را در طاعتش نهان ساخته است. پس، زنهار كه چيزى از طاعت او را كوچك مشماريد؛ زيرا چه‏بسا خشنودىِ او در همان باشد و تو نمى‏دانى.

ناخشنودى‏اش را در معصيتش نهان ساخته است. پس، زنهار كه چيزى از معصيت او را كوچك مشماريد؛ زيرا اى بسا ناخشنودىِ او در همان باشد و تو نمى‏دانى.

اجابتش را در دعاى از خود، نهان ساخته است. پس، زنهار كه چيزى از دعا به درگاهش را كوچك مشماريد؛ زيرا اى بسا اجابت او در همان باشد و تو نمى‏دانى.

و ولىّ‏اش را در ميان بندگانش نهان ساخته است. پس، زنهار كه هيچ بنده‏اى از بندگان خدا را كوچك مشماريد؛ زيرا اى بسا همو ولى او باشد و تو نمى‏دانى.

404. الإمام الصادق عليه السلام: عَلَيكُم بِالدُّعاءِ؛ فَإِنَّكُم لا تَقَرَّبونَ بِمِثلِهِ، و لا تَترُكوا صَغيرَةً لِصِغَرِها أن تَدعوا بِها، إنَّ صاحِبَ الصِّغارِ هُوَ صاحِبُ الكِبارِ.

404. امام صادق عليه السلام: تا مى‏توانيد دعا كنيد؛ چرا كه شما با هيچ چيز مانند دعا به خدا نزديك نمى‏شويد. هيچ دعاى كوچكى را به خاطر كوچك بودنش، ترك نكنيد؛ زيرا آن كه حاجت‏هاى كوچك به دست اوست، همان است كه حاجت‏هاى‏ بزرگ در دستش است.

6/ 7 مصلحتْ آموختن به خدا

406. الإمام عليّ عليه السلام: قالَ اللّهُ عز و جل مِن فَوقِ عَرشِهِ: يا عِبادي، أطيعوني فيما أمَرتُكُم بِهِ، و لا تُعَلِّموني بِما يُصلِحُكُم؛ فَإِنّي أعلَمُ بِهِ، و لا أبخَلُ عَلَيكُم بِمَصالِحِكُم.

406. امام على عليه السلام: خداوند عز و جل از فرازِ عرش خود فرمود: «بندگان من! مرا در آنچه به شما فرمانش داده‏ام، اطاعت كنيد و به من نياموزيد كه چه چيز به صلاحِ شماست؛ زيرا من به آن داناترم و آنچه را به صلاحِ شماست، از شما دريغ نمى‏ورزم».

6/ 8 درخواست مرگ‏

408. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا يَتَمَنَّيَنَّ أحَدُكُمُ المَوتَ لِضُرٍّ نَزَلَ بِهِ، فَإِن كانَ لا بُدَّ مُتَمَنِّيا لِلمَوتِ فَليَقُل: اللّهُمَّ أحيِني ما كانَتِ الحَياةُ خَيرا لي، و تَوَفَّني إذا كانَتِ الوَفاةُ خَيرا لي.[1]

408. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: مبادا كسى از شما به خاطر گرفتارى‏اى كه به او رسيده است، تمنّاى مرگ كند، و اگر ناچار شد تمنّاى مرگ كند، بگويد: «بار خدايا! تا زمانى كه زندگى براى من خير است، مرا زنده بدار و هرگاه خيرِ من در مرگ بود، مرا بميران».

409. عنه صلى الله عليه و آله: لا يَتَمَنَّيَنَّ أحَدُكُمُ المَوتَ؛ إمّا مُحسِنا فَلَعَلَّهُ أن يَزدادَ خَيرا، و إمّا مُسيئا فَلَعَلَّهُ أن يَستَعتِبَ‏[2].[3]

409. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هيچ يك از شما نبايد تمنّاى مرگ كند؛ زيرا اگر نيكوكار است، شايد كه بيشتر نيكى كند و اگر بدكار است، شايد كه از بدى دست بشويد».

414. عنه صلى الله عليه و آله: لا تَمَنَّ المَوتَ؛ فَإِن كُنتَ مِن أهلِ الجَنَّةِ فَالبَقاءُ خَيرٌ لَكَ، و إن كُنتَ مِن أهلِ النّارِ فَما يُعجِلُكَ إلَيها.[4]

414. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آرزوى مرگ نكن؛ چرا كه اگر اهل بهشت باشى، زنده ماندن برايت بهتر است و اگر از اهل دوزخ باشى، چرا براى آن شتاب مى‏كنى؟

419. الإمام الكاظم عليه السلام: جاءَ رَجُلٌ إلَى الصّادقِ عليه السلام فَقالَ: قَد سَئِمتُ الدُّنيا، فَأَتَمَنّى عَلَى اللّهِ المَوتَ؟

فَقالَ: تَمَنَّ الحَياةَ لِتُطيعَ لا لِتَعصِيَ، فَلَأَن تَعيشَ فَتُطيعَ خَيرٌ لَكَ مِن أن تَموتَ فَلا تَعصِيَ و لا تُطيعَ.

419. امام كاظم عليه السلام: مردى نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت: از دنيا بيزار شده‏ام. آيا مى‏توانم از خداوند، مرگم را آرزو كنم؟

فرمود: «زندگى را آرزو كن تا طاعت كنى، نه براى اين كه معصيت كنى؛ زيرا زنده باشى و طاعت كنى، برايت بهتر از آن است كه بميرى و نه معصيت كنى و نه طاعت».

420. عنه عليه السلام: سَمِعَ موسى عليه السلام رَجُلًا يَتَمَنَّى المَوتَ، فَقالَ: هَل بَينَكَ و بَينَ اللّهِ قَرابَةٌ يُحابيكَ‏[5] بِها؟ قالَ: لا. قالَ: فَهَل لَكَ حَسَناتٌ قَدَّمتَها تَزيدُ عَلى سَيِّئاتِكَ؟ قالَ: لا. قالَ: فَأَنتَ إذا تَتَمَنّى هَلاكَ الأَبَدِ.

420. امام كاظم عليه السلام: موسى عليه السلام شنيد كه مردى تمنّاى مرگ مى‏كند. فرمود: «آيا ميان تو و خداوند، خويشى‏اى هست كه از تو پشتيبانى كند؟».

گفت: نه.

فرمود: «آيا كارهاى خوبى براى آخرتت پيش فرستاده‏اى كه از بدى‏هايت بيشتر باشد؟».

گفت: نه.

فرمود: «پس، با اين حساب، تو هلاكت ابدى را تمنّا مى‏كنى».

6/ 9 دعا براى چيزهاى ناشدنى و ناروا

421. الإمام عليّ عليه السلام: يا صاحِبَ الدُّعاءِ، لا تَسأَل عَمّا لا يَكونُ و لا يَحِلُّ.

421. امام على عليه السلام: اى كسى كه دعا مى‏كنى! آنچه را ناشدنى و نارواست، درخواست مكن.


[1] صحيح البخاري: ج 5 ص 2337 ح 5990.

[2] أي يرجع عن الإساءة و يطلب الرضا. و استعتبَ: طلب أن يَرضى عنه( النهاية: ج 3 ص 175« عتب»).

[3] صحيح البخاري: ج 5 ص 2147 ح 5349.

[4] كنز العمّال: ج 15 ص 553 ح 42148 نقلًا عن المروزي في الجنائز عن القاسم مولى معاوية.

[5] حاباه محاباة: نصره و اختصّه و مال إليه( القاموس المحيط: ج 4 ص 315« حبا»).