3/ 15 سجده كردن
3/ 15 سجده كردن
328. الاصول الستّة عشر عن سعيد بن يسار: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: أدعو و أنَا راكِعٌ أو ساجِدٌ؟
فَقالَ: نَعَم، ادعُ و أنتَ ساجِدٌ؛ فَإِنَّ أقرَبَ ما يَكونُ العَبدُ إلَى اللّهِ و هُوَ ساجِدٌ، ادعُ اللّهَ عز و جل لِدُنياكَ و آخِرَتِكَ.
328. الاصول الستّة عشر- به نقل از سعيد بن يسار-: به امام صادق عليه السلام گفتم: در حال ركوع، دعا كنم يا در حال سجده؟
فرمود: «البته در حال سجده، دعا كن؛ زيرا نزديكترين زمان بنده به خداوند، زمانى است كه او در سجده است. [در آن حالت] براى دنيا و آخرتت دعا كن».
3/ 16 خوشبين بودن به اجابت
الإمام الرضا عليه السلام: أَحْسِنِ اَلظَّنَّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنِ بِي، إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً.
إمام رضا عليه السلام: گمان نیکو به خدا داشته باشد، چون خداوند متعال می فرماید : من نزد گمان بنده مؤمن هستم اگر گمان خوب ببرد، خوب رفتار می کنم واگر گمان بد ببرد همان طور رفتار می کنم.
339. الإمام الصادق عليه السلام: إذا دَعَوتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ، و ظُنَّ حاجَتَكَ بِالبابِ.
339. امام صادق عليه السلام: هرگاه دعا كردى، با دلت رو كن و حاجتت را بر دَرِ خانه (حاضر و آماده) بپندار.
340. عنه عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل لا يَستَجيبُ دُعاءً بِظَهرِ قَلبٍ ساهٍ؛ فَإِذا دَعَوتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ، ثُمَّ استَيقِن بِالإِجابَةِ.
340. امام صادق عليه السلام: خداوند عز و جل دعايى را كه از دل غافل باشد، اجابت نمىكند. پس هرگاه دعا كردى با توجّه قلب باشد، يقين داشته باش كه اجابت مىشود.
341. الإمام زين العابدين عليه السلام: اللّهُمَّ إنَّهُ يَحجُبُني عَن مَسأَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ، و تَحدوني عَلَيها خَلَّةٌ واحِدَةٌ، يَحجُبُني أمرٌ أمَرتَ بِهِ فَأَبطَأتُ عَنهُ، و نَهيٌ نَهَيتَني عَنهُ فَأَسرَعتُ إلَيهِ، و نِعمَةٌ أنعَمتَ بِها عَلَيَّ فَقَصَّرتُ في شُكرِها. و يَحدوني عَلى مَسأَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى مَن أقبَلَ بِوَجهِهِ إلَيكَ، و وَفَدَ بِحُسنِ ظَنِّهِ إِلَيكَ، إذ جَميعُ إحسانِكَ تَفَضُّلٌ، و إذ كُلُّ نِعَمِكَ ابتِداءٌ.
341. امام زين العابدين عليه السلام: بار خدايا! سه چيز، مرا باز مىدارد تا از تو درخواست كنم و تنها يك چيز مرا بر آن مىدارد. آنچه مرا باز مىدارد، يكى آن است كه تو مرا فرمان دادى و من، در انجام دادن آن، كُندى كردم؛ ديگر آن كه مرا از كارى نهى فرمودى، امّا من به انجام دادن آن شتافتم؛ سوم آن كه مرا نعمت ارزانى داشتى، ولى من در گزاردن شكر آن، كوتاهى ورزيدم.
امّا آنچه مرا به درخواست كردن از تو مىكشانَد، تفضّل تو بر كسى است كه به درگاهت روى كند و با خوشگمانى به سوى تو آيد؛ كه هر احسانى كه تو مىكنى، تفضّل است و هر نعمتى كه مىدهى، آغازگرش تو هستى.
باب چهارم: پايانبخش دعا
4/ 1 آمين گفتن
344. عنه صلى الله عليه و آله: إذا دَعا أحَدُكُم فَليَختِم بِآمينَ؛ فَإِنَّ آمينَ فِي الدُّعاءِ، مِثلُ الطّابَعِ عَلَى الصَّحيفَةِ.[1]
344. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هرگاه يكى از شما دعا كرد، در پايان «آمين» بگويد؛ زيرا آمين در دعا، مانند مُهر بر نامه است.
345. تفسير القرطبي عن ابن عبّاس: سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما مَعنى آمينَ؟ قالَ: رَبِّ افعَل.
345. تفسير القُرطُبى- به نقل از ابن عبّاس-: از پيامبر خدا پرسيدم: معناى آمين چيست؟
فرمود: « [يعنى] پروردگارا! انجام بده».
347. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: الدّاعي وَ المُؤَمِّنُ فِي الأَجرِ شَريكانِ.
347. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعا كننده و آمين گوينده، در مُزد، شريك هماند.
350. عنه صلى الله عليه و آله: دَعا موسى و أمَّنَ هارونُ عليهما السلام و أمَّنَتِ المَلائِكَةُ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالى: «قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما فَاسْتَقِيما»[2].
350. پيامبر صلى الله عليه و آله: موسى عليه السلام دعا كرد و هارون و فرشتگان، آمين گفتند. پس خداوند تبارك و تعالى فرمود: «دعاى شما دو تن اجابت شد. پس استقامت كنيد». (شبیه آن غیبت کننده و غیبت شونده و قاری و شنونده قرآن)
توضيحى درباره گفتن «آمين» در پايان دعا
از پيامبر خدا، در دعاى تعقيب نماز ظهر، نقل شده است كه فرمود:
اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ موجِباتِ رَحمَتِكَ. .. اللّهُمَّ لا تَدَع لي ذَنبا إلّا غَفَرتَهُ. .. و لا حاجَةً هِيَ لَكَ رِضا و لِيَ فيها صَلاحٌ إلّا قَضَيتَها، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ، آمينَ رَبَّ العالَمينَ.
خداوندا! از تو، وسايل جلب رحمتت را درخواست مىكنم .... خداوندا! هيچ گناهى را برايم مگذار، جز اين كه آن را بخشيده باشى و هيچ نيازى كه خشنودى تو و صلاح من در آن است، به درگاه خويش مگذار، مگر اين كه آن را برآورده كرده باشى، اى مهربانترينِ مهربانان! برآورده كن، اى پروردگار جهانيان!
4/ 2 گفتن «ما شاء اللّه، لا حول و لا قوة إلّا باللّه»
353. الإمام الصادق عليه السلام: إذا دَعَا الرَّجُلُ، فَقالَ بَعدَ ما دَعا: ما شاءَ اللّهُ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ، قالَ اللّهُ عز و جل: استَبسَلَ عَبدي وَ استَسلَمَ لِأَمرِي، اقضوا حاجَتَهُ.
353. امام صادق عليه السلام: هرگاه آدمى دعا كند و بعد از دعا بگويد: «ما شاء اللّه، لا حولَ و لا قوّةَ إلّا باللّه؛ هر آنچه خدا بخواهد. هيچ توش و توانى نيست، مگر به واسطه خداوند»، خداى عز و جل مىفرمايد: «بندهام در نهايتِ فروتنى[3] تسليم فرمان من شد. حاجتش را برآوريد».
355. عنه عليه السلام: إذا قالَ العَبدُ: لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ، قالَ اللّهُ عز و جل لِلمَلائِكَةِ: استَسلَمَ عَبدِي، اقضوا حاجَتَهُ.
355. امام صادق عليه السلام: هرگاه بنده بگويد: «لا حول و لا قوّة إلّا باللّه»، خداوند عز و جل به فرشتگان مىفرمايد: «بندهام تسليم شد. حاجتش را برآورده سازيد».
[1] اسد الغابة: ج 6 ص 120 ح 5919 عن أبي زهير الأنماري.
[2] يونس: 89.
[3] استبسل كه در متن عربى حديث آمده، يعنى به قصد كشته شدن و يا كشتن، خود را وارد جنگ كرد. اين عبارت، كنايه از نهايتِ تسليم و فرمانبَرى و اظهار ناتوانى در همه تصميمات، بدون تقديرِ پروردگارِ عالم است.