باب سوم: بركت‏هاى دعا

3/ 2 كليد رحمت‏

77. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: الدُّعاءُ مِفتاحُ الرَّحمَةِ.[1]

77. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعا، كليد [دَرِ] رحمت است.

79. عنه عليه السلام‏- مِن وَصِيَّتِهِ لِابنِهِ الحَسَنِ عليه السلام-: اعلَم أنَّ الَّذي بِيَدِهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ قَد أذِنَ لَكَ فِي الدُّعاءِ، و تَكَفَّلَ لَكَ بِالإِجابَةِ، و أمَرَكَ أن تَسأَلَهُ لِيُعطِيَكَ وَ تستَرحِمَهُ لِيَرحَمَكَ، و لَم يَجعَل بَينَكَ و بَينَهُ مَن يَحجُبُكَ عَنهُ، ... جَعَلَ في يَدَيكَ مَفاتيحَ خَزائِنِهِ، بِما أذِنَ لَكَ فيهِ مِن مَسأَلَتِهِ، فَمَتى شِئتَ استَفتَحتَ بِالدُّعاءِ أبوابَ نِعمَتِهِ، وَ استَمطَرتَ شَآبيبَ‏ رَحمَتِهِ.

79. امام على عليه السلام- از سفارش ايشان به فرزندش حسن عليه السلام-: بدان همان كسى كه گنجينه‏هاى آسمان‏ها و زمين در دست اوست، به تو اجازه دعا كردن داده است و اجابت آن را براى تو، بر عهده گرفته و به تو فرموده است كه از او بخواهى تا به تو عطا كند و از او طلبِ رحمت كنى، تا بر تو رحمت آورَد و ميان تو و خودش، حاجبى نگذاشته است.

... پس با اين كار، كليدهاى خزانه‏هايش را به دست تو داده است، به طورى كه هر زمان بخواهى، مى‏توانى با دعا كردن، درهاى نعمتش را بگشايى و باران‏هاى ناگهانى رحمتش را فرو بارانى.

3/ 3 به سلامت ماندن از شيطان‏

81. الإمام عليّ عليه السلام: أكثِرِ الدُّعاءَ تَسلَم مِن سَورَةِ الشَّيطانِ.

81. امام على عليه السلام: بسيار دعا كن تا از گزند شيطان، در امان بمانى.

3/ 4 زنده شدن دل‏

83. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل لَيُحيي قَلبَ المُؤمِنِ بِالدُّعاءِ.[2]

83. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل دل مؤمن را با دعا كردن، زندگى مى‏بخشد. (زنده می کند)

التَّقَرُّبُ إلَى اللّهِ‏

85. الإمام عليّ عليه السلام: التَّقَرُّبُ إلَى اللّهِ تَعالى بِمَسأَلَتِهِ، و إلَى النّاسِ بِتَركِها.

85. امام على عليه السلام: نزديك شدن به خداوند متعال، با درخواست كردن از اوست و [نزديك شدن‏] به مردم، با ترك درخواست [از آنها].

3/ 7 برگرداندن قضاى الهى‏

88. عنه صلى الله عليه و آله: الدُّعاءُ جُندٌ مِن أجنادِ اللّهِ مُجَنَّدٌ، يَرُدُّ القَضاءَ بَعدَ أن يُبرَمَ.[3]

88. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دعا، لشكرى از لشكريان مجهّز خداوند است و حتّى قضاى محتوم را برمى‏گردانَد.

94. الإمام زين العابدين عليه السلام: الدُّعاءُ يَدفَعُ البَلاءَ النّازِلَ و ما لَم يَنزِل.

94. امام زين العابدين عليه السلام: دعا، بلاى فرود آمده و فرود نيامده را دفع مى‏كند.

98. دعائم الإسلام: رُوِّينا عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن أبيهِ عَن آبائِهِ عليهم السلام أنَّهُ سُئِلَ عَن قَولِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فِي الحَبَّةِ السَّوداءِ، فَقالَ: قَد قالَ ذلِكَ. قيلَ: و ما قالَ؟ قالَ: فيها شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ إلَّا السّامَ يَعنِي المَوتَ.

ثُمَّ قالَ عليه السلام لِلسّائِلِ: أ لا أدُلُّكَ عَلى ما لَم يَستَثنِ فيهِ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟ قالَ: بَلى.

قالَ: الدُّعاءُ؛ فَإِنَّهُ يَرُدُّ القَضاءَ و قَد ابرِمَ إبراما و ضَمَّ أصابِعَهُ مِن كَفَّيهِ جَميعا و جَمَعَهُما جَميعا واحِدَةً إلَى الاخرى.

98. دعائم الاسلام: از امام صادق عليه السلام، از پدرش، از پدرانش براى ما روايت شده است كه از ايشان درباره فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله درباره سياه‏دانه سؤال شد. فرمود: «پيامبر صلى الله عليه و آله آن را فرموده است».

گفته شد: چه فرموده است؟

فرمود: «در آن، شفاى هر درد و بيمارى‏اى است، بجز مرگ».

سپس به پرسنده فرمود: «آيا تو را به چيزى رهنمون نشوم كه پيامبر خدا، در آن، استثنا نكرده است؟

گفت: چرا.

فرمود: «دعا كردن؛ زيرا دعا، قضاى محتوم را هم برمى‏گردانَد» و [براى تفهيم مطلب‏] تمام انگشتان دو دستش را به هم چسباند و آن دو را بر هم نهاد.

99. تفسير العيّاشي عن عمّار بن موسى عن الإمام الصادق عليه السلام، قال: سُئِلَ عَن قَولِ اللّهِ: «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»[4]، قالَ: إنَّ ذلِكَ الكِتابَ كِتابٌ يَمحُو اللّهُ فيهِ ما يَشاءُ و يُثبِتُ، فَمِن ذلِكَ الَّذي يَرُدُّ الدُّعاءُ القضاءَ، و ذلِكَ الدُّعاءُ مَكتوبٌ عَلَيهِ: الَّذي يُرَدُّ بِهِ القَضاءُ، حَتّى إذا صارَ إلى امِّ الكِتابِ لَم يُغنِ الدُّعاءُ فيهِ شَيئا.

99. تفسير العيّاشى- به نقل از عمّار بن موسى-: از امام صادق عليه السلام درباره آيه شريف: «خداوند، آنچه را بخواهد، محو مى‏كند يا باقى مى‏گذارد و كتاب اصلى در نزد اوست» سؤال شد، فرمود: آن نبشته [نخست‏]، نبشته‏اى است كه خداوند در آن آنچه را خواهد، محو مى‏كند و آنچه را خواهد، نگه مى‏دارد. از آن جمله است اين كه: دعا قضا را برمى‏گرداند، و بر آن دعا نوشته شده است: اين دعايى است كه با آن قضا دفع مى‏شود؛ اما چون قضا در كتاب اصلى (مامنامه) نگاشته شود، ديگر دعا در آن هيچ تأثيرى ندارد.

3/ 8 دفع بلا

103. الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ الحَذَرَ لا يَرُدُّ القَضاءَ ، و لكِنَّ الدُّعاءَ يَرُدُّ القَضاءَ، قالَ اللّهُ تَعالى: «إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى‏ حِينٍ».[5]

103. امام على عليه السلام: احتياط، قضا را برنمى‏گردانَد؛ امّا دعا، قضا را برمى‏گردانَد. خداوند متعال فرموده است: « [چرا هيچ شهرى نبود كه‏] اهل آن‏] ايمان بياورد و ايمانش به حال آن [مردم‏] سود ببخشد؟ [بجز قوم يونس كه وقتى ايمان آوردند، عذابِ خواركننده را در زندگى دنيا از آنان برطرف كرديم و تا چندى برخوردارشان ساختيم».

123. عنه عليه السلام: ما رَدَّ اللّهُ العَذابَ إلّا عَن قَومِ يونُسَ ... فَلَمّا كانَ في ذلِكَ اليَومِ نَزَلَ العَذابُ. فَقالَ العالِمُ لَهُم: يا قَومِ افزَعوا إلَى اللّهِ فَلَعَلَّهُ يَرحَمُكُم و يَرُدُّ العَذابَ عَنكُم.

فَقالوا: كَيفَ نَصنَعُ؟ قالَ: اجتَمِعوا وَ اخرُجوا إلَى المَفازَةِ و فَرِّقوا بَينَ النِّساءِ وَ الأَولادِ، و بَينَ الإِبِلِ و أولادِها، و بَينَ البَقَرِ و أولادِها، و بَينَ الغَنَمِ و أولادِها، ثُمَّ ابكوا وَ ادعوا، فَذَهَبوا و فَعَلوا ذلِكَ و ضَجّوا و بَكَوا، فَرَحِمَهُمُ اللّهُ و صَرَفَ عَنهُمُ العَذابَ و فَرَّقَ العَذابَ عَلَى الجِبالِ.

123. امام صادق عليه السلام: خداوند، عذاب را تنها از قوم يونس عليه السلام برگرداند ...؛ زيرا در آن روز كه عذاب بر ايشان فرود آمد، آن مرد دانا به آنان گفت: «اى قوم من! به خدا پناه ببريد، شايد كه بر شما رحم آورَد و عذاب را از شما بگردانَد».

مردم گفتند: چه كنيم؟

گفت: «همگى فراهم آييد و به بيابان برويد و زنان و كودكان و اشتران و بچّه‏هايشان، گاوها و گوساله‏هايشان، گوسپندان و برّه‏هايشان را از هم جدا سازيد. سپس گريه و دعا كنيد».

مردم رفتند و چنين كردند و فغان و مويه سر دادند. پس، خداوند بر ايشان رحمت آورد و عذاب را از آنان گردانْد و آن را بر كوه‏ها پراكَنْد.

107. عنه صلى الله عليه و آله: ادفَعوا أمواجَ البَلاءِ بِالدُّعاءِ.

107. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: موج‏هاى بلا را با دعا برگردانيد.

111. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إذا قَلَّ الدُّعاءُ نَزَلَ البَلاءُ.

111. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هرگاه دعا كردن كاستى گيرد، بلا فرود مى‏آيد.

118. عنه عليه السلام: مَن سَرَّهُ أن يُكشَفَ عَنهُ البَلاءُ، فَليُكثِر مِنَ الدُّعاءِ. 118. امام على عليه السلام: هر كه خوش دارد بلا از او برطرف شود، بسيار دعا كند.

125. الكافي عن هشام بن سالم عن الإمام الصادق عليه السلام: هَل تَعرِفونَ طولَ البَلاءِ مِن قِصَرِهِ؟ قُلنا: لا.

قالَ: إذا الهِمَ أحَدُكُمُ الدُّعاءَ عِندَ البَلاءِ فَاعلَموا أنَّ البَلاءَ قَصيرٌ.

125. الكافى- به نقل از هشام بن سالم-: امام صادق عليه السلام فرمود: «آيا بلاىِ دراز مدّت را از بلاى كوتاه‏مدّت بازمى‏شناسيد؟»

گفتيم: خير.

فرمود: «هرگاه در هنگام بلا به فردى از شما دعا كردن الهام شد، بدانيد كه آن بلا، كوتاه است».

3/ 9 شفاى هر دردى‏

128. الكافي عن علاء بن كامل: قالَ لي أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: عَلَيكَ بِالدُّعاءِ؛ فَإِنَّهُ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ.

128. الكافى- به نقل از علاء بن كامل-: امام صادق عليه السلام به من فرمود: «بر تو باد دعا؛ زيرا كه آن، شفاى هر دردى است».

باب چهارم: سر باز زدن از دعا و سستى نمودن در آن‏

4/ 1 بر حذر داشتن از ترك دعا

133. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: تَركُ الدُّعاءِ مَعصِيَةٌ.[6]

133. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: ترك دعا، گناه است.

135. عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ تَعالى: مَن لا يَدعوني أغضَبُ عَلَيهِ.[7]

135. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند متعال فرموده است: «هر كه مرا نخوانَد، بر او خشم مى‏گيرم».

136. عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ عز و جل يُمسِكُ عَن عَبدِهِ الخَيرَ الكَثيرَ، و يَقولُ: لا اعطي عَبدي حَتّى يَسأَلَني.

136. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل خيرِ فراوان را از بنده‏اش باز مى‏دارد و مى‏فرمايد: «به بنده‏ام نمى‏دهم تا از من بخواهد».

138. الإمام عليّ عليه السلام‏- في بَيانِ مُحاوَرَةِ اللّهِ تَعالَى الأَغنِياءَ وَ الفُقَراءَ يَومَ القِيامَةِ-: ثُمَّ يُدعى بِالكافِرِ الفَقيرِ فَيَقولُ: يَا ابنَ آدَمَ، ما فَعَلتَ فيما أمَرتُكَ؟

فَيَقولُ: ابتَلَيتَني بِبَلاءِ الدُّنيا حَتّى أنسَيتَني ذِكرَكَ و شَغَلتَني عَمّا خَلَقتَني لَهُ.

فَيَقولُ لَهُ: فَهَلّا دَعَوتَني فَأَرزُقَكَ، و سَأَلتَني فاعطِيَكَ؟ فَإِن قالَ: يا رَبِّ نَسيتُ، هَلَكَ، و إن قالَ: لَم أدرِ ما أنتَ، هَلَكَ. فَيَقولُ لَهُ: لَو تَعلَمُ ما لَكَ عِندي لَبَكَيتَ كَثيرا.

138. امام على عليه السلام- در بيان گفتگوى خداوند بزرگ با توانگران و درويشان در روز قيامت-: سپس، كافر درويش را صدا مى‏زنند و خداوند به او مى‏فرمايد: «اى پسر آدم! با دستورهايم به تو، چه كردى؟».

او مى‏گويد: مرا به بلاى دنيا (فقر) گرفتار ساختى، تا جايى كه ياد خودت را از خاطرم بردى و مرا از آنچه براى آن آفريده‏ام بودى، غافل نمودى.

خداوند به او مى‏فرمايد: «چرا مرا نخواندى تا روزى‏ات دهم و از من درخواست نكردى تا عطايت كنم؟» اگر بگويد: پروردگارا! فراموش كردم، به هلاكت درمى‏افتد و اگر بگويد: تو را نمى‏شناختم، باز به هلاكت درمى‏افتد.

پس خداوند به او مى‏فرمايد: «اگر بدانى كه براى تو چه دارم، بسى گريه مى‏كنى».

139. الإمام الصادق عليه السلام: مَن لَم يَسأَلِ اللّهَ عز و جل مِن فَضلِهِ فَقَدِ افتَقَرَ.

139. امام صادق عليه السلام: هر كه از فضل خداوند عز و جل درخواست نكرد، به فقر در افتاد.

در روایات به خواندن این دعا سفارش شده ایم «اللهم اغننی بحلالک و بفضلک عن من سواک»

4/ 2 نكوهش خسته شدن از دعا

140. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا تَمَلّوا مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّكُم لا تَدرونَ مَتى يُستَجابُ لَكُم.[8]

140. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از دعا كردن خسته نشويد؛ زيرا شما نمى‏دانيد كه چه وقت، دعايتان مستجاب مى‏شود.

141. عدّة الداعي: وَرَدَ فِي الوَحيِ القَديمِ: و لا تَمَلَّ مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنّي لا أمَلُّ مِنَ الإِجابَةِ.

141. عدّة الداعى: در وحى قديم (كتب آسمانى گذشته) آمده است: «از دعا كردن، خسته‏ مشو؛ زيرا من از اجابت كردن، خسته نمى‏شوم».

4/ 3 نكوهش درماندگى در دعا

142. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ أعجَزَ النّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ.

142. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: درمانده‏ترينِ مردم، كسى است كه از دعا كردن، درمانده شود.

4/ 4 نكوهش كسانى كه فقط هنگام گرفتارى دعا مى‏كنند

«وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».[9]

«و چون انسان را گزندى برسد، ما را، به پهلو خفته يا نشسته و يا ايستاده، مى‏خوانَد و چون گزندش را از او دور سازيم، چنان مى‏رود كه گويى ما را براى گزندى كه به او رسيده، نخوانده است. اين گونه، براى زياده‏روان، آنچه انجام مى‏دادند، زينت داده شده است».

«فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ* لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ».[10]

«و هنگامى كه بر كشتى مى‏نشينند، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند، ولى چون به خشكى رسانْد و نجاتشان داد، به ناگاه شرك مى‏ورزند تا نعمتى را كه به ايشان داديم، كفران كنند، و بگذار تا برخوردار شوند، زودا كه بدانند».

145. الإمام عليّ عليه السلام‏- لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أن يَعِظَهُ-: لا تَكُن مِمَّن ... يُعجَبُ بِنَفسِهِ إذا عُوفِيَ، و يَقنَطُ إذَا ابتُلِيَ، إن أصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضطَرّا، و إن نالَهُ رَخاءٌ أعرَضَ مُغتَرّا.

145. امام على عليه السلام- به مردى كه از ايشان خواست تا او را اندرز بدهد-: از آنانى مباش كه ... هرگاه عافيت داده شود، خودپسند مى‏گردد و هرگاه گرفتار آيد، نوميد مى‏شود و چون بلايى به او برسد، از سر بيچارگى دعا مى‏كند و هرگاه آسايشى يابد، مغرورانه [از خدا] روى مى‏گردانَد.

147. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ جَدّي يَقولُ: تَقَدَّموا فِي الدُّعاءِ؛ فَإِنَّ العَبدَ إذا كانَ دَعّاءً فَنَزَلَ‏ بِهِ البَلاءُ فَدَعا، قيلَ: صَوتٌ مَعروفٌ، و إذا لَم يَكُن دَعّاءً فَنَزَلَ بِهِ بَلاءٌ فَدَعا، قيلَ: أينَ كُنتَ قَبلَ اليَومِ؟!

147. امام صادق عليه السلام: جدّم مى‏فرمود: «در دعا كردن، پيش‏دستى كنيد؛ زيرا بنده، چنانچه اهل دعا باشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مى‏شود: «صدايى آشناست» و چنانچه اهل دعاىِ بسيار نباشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مى‏شود: «تا به حال، كجا بودى؟!».


[1] الفردوس: ج 2 ص 224 ح 3086 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 2 ص 62 ح 3116.

[2] الفردوس: ج 1 ص 168 ح 625 عن أنس.

[3] تاريخ دمشق: ج 62 ص 234 ح 12798.

[4] الرعد: 39.

[5] كنز العمّال: ج 2 ص 612 ح 4884 نقلًا عن ابن أبي حاتم و اللالكائي.

[6] تنبيه الخواطر: ج 2 ص 120.

[7] كنز العمّال: ج 2 ص 63 ح 3127.

[8] عوالي اللآلي: ج 1 ص 442 ح 161.

[9] يونس: 12.

[10] العنكبوت: 65 و 66.