فصل دوم: ويژگیهای تسبيح نامی از نامهای
فصل دوم: ويژگیهای تسبيح
نامی از نامهای خدا
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ للّهِ تَبارَكَ و تَعالی تِسعَةً و تِسعينَ اسما ... و هِيَ: اللّهُ، الإِلهُ ... السُّبّوحُ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: خداوند تبارك و تعالی نود و نُه نام دارد ... و آنها عبارتاند از: اللّه، اله، ... سُبّوح. (شيخ صدوق قدّس سره میگويد: «سُبّوح»، اسم است به وزن «فُعّول»، و در كلام عرب، جز سبّوح و قدّوس بر اين وزن نيامده است، و اين هر دو به يك معناست. «سبحان اللّه»، يعنی منزّه و وارسته است خداوند، از هر آنچه كه شايسته نيست بدان وصف شود.)
بحار الأنوار: ج 4 ص 186.
گوهر نماز
عن أبي حازم: قالَ رَجُلٌ لِزَينِ العابِدينَ عليه السلام: تَعرِفُ الصَّلاةَ؟ ... حَتّی بَلَغَ قَولَهُ: مَا افتِتاحُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما بُرهانُها؟ قالَ: القِراءَةُ، قالَ: ما خُشوعُها؟ قالَ: النَّظَرُ إلی مَوضِعِ السُّجودِ، قالَ: ما تَحريمُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما تَحليلُها؟ قالَ: التَّسليمُ، قالَ: ما جَوهَرُها؟ قالَ: التَّسبيحُ.
ابو حازم گفت: مردی به امام زين العابدين عليه السلام گفت: نماز میدانی؟! ... تا به اينجا رسيد كه گفت: شروع نماز چيست؟ فرمود: «تكبير». گفت: برهانش چيست؟ فرمود: «قرائت». گفت: خشوعش چيست؟ فرمود: «نگاه كردن به محلّ سجده». گفت: وارد شدن به حريم نماز، چگونه است؟ فرمود: «با تكبير [ة الإحرام]». گفت: خارج شدن از آن به چيست؟ فرمود: «به سلام دادن». گفت: گوهرش چيست؟ فرمود: «سبحان اللّه».
بحار الأنوار: ج 84 ص 244.
نماز هر چيزی
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إنَّ نَبِيَّ اللّهِ نوحا عليه السلام لَمّا حَضَرَتهُ الوَفاةُ قالَ لِابنِهِ: إنّي قاصٌّ عَلَيكَ الوَصِيَّةَ: آمُرُكَ بِاثنَتَينِ، و أنهاكَ عَنِ اثنَتَينِ:
آمُرُكَ بِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»؛ فَإِنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَ الأَرضِينَ السَّبعَ لَو وُضِعَت في كَفَّةٍ، و وُضِعَت «لا إلهَ إلَا اللّهُ» في كَفَّةٍ، رَجَحَت بِهِنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»....
و «سُبحانَ اللّهِ و بِحَمدِهِ»؛ فَإِنَّها صَلاةُ كُلِّ شَيءٍ، و بِها يُرزَقُ الخَلقُ.
و أنهاكَ عَنِ الشِّركِ، وَ الكِبرِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: چون زمان رحلت پيامبر خدا نوح عليه السلام رسيد، به پسرش گفت: به تو وصيّت میكنم. به دو چيز، فرمانت میدهم و از دو چيز، بازَت میدارم. فرمانت میدهم به اين كه: «معبودی جز خدای يكتا نيست»؛ چرا كه اگر هفت آسمان و هفت زمين را در يك كفّه و «معبودی جز خدای يكتا نيست» را در كفّه ديگر بگذارند، كفّه «معبودی جز خدای يكتا نيست»، بر آنها میچربد. ...
و [فرمانت میدهم به] «پاكا خدا، و ستايش، او را!»؛ زيرا اين [جمله،] نماز هر موجودی است و خلق، به واسطه آن، روزی داده میشوند.
و آن دو چيز كه از آنها بازَت میدارم: شرك و تكبّر است.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 721
خوراك فرشتگان
عن ابن عبّاس في مَسائِلِ عَبدِ اللّهِ بنِ سَلّامٍ لِلنَّبِيِّ صلی الله عليه و آله: قالَ: فَأَخبِرني عَن جَبرَئيلَ في زِيِّ الإِناثِ أم في زِيِّ الذُّكورِ؟ قالَ صلی الله عليه و آله: في زِيِّ الذُّكورِ لَيسَ في زِيِّ الإِناثِ.
قالَ: فَأَخبِرني ما طَعامُهُ و شَرابُهُ؟ قال: طَعامُهُ التَّسبيحُ، و شَرابُهُ التَّهليلُ. قالَ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ.
ابن عبّاس، در باره پرسشهای عبد اللّه بن سلّام از پيامبر صلی الله عليه و آله گفت: [عبد اللّه پرسيد:] مرا از جبرئيل، خبر ده كه آيا در هيئت زنان است يا در هيئت مردان؟ پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «در هيئت مردان است، نه در هيئت زنان».
گفت: مرا از خوراك و نوشاكش خبر ده. فرمود: «خوراكش" سبحان اللّه" است، و نوشاكش" لا إله إلّا اللّه"».
گفت: درست گفتی، ای محمّد! (يعنی فرشتگان با تسبيح و تهليل، نيرو میگيرند، چنان كه انسان با آب و غذا نيرو میگيرد و بدون اين دو، زنده نمیماند. (بحار الأنوار: ج 59 ص 254))
بحار الأنوار: ج 59 ص 253.
نيايش بهشتيان
الإمام عليّ عليه السلام فِي خُطبَةٍ لَهُ: جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوی، وَ الجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوی، دُعاؤُهُم فيها أحسَنُ الدُّعاءِ «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ»، دُعاؤُهُمُ المَولی عَلی ما آتاهُم «وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
امام علی عليه السلام در يكی از خطبههايش: خداوند، فرجام را برای پرهيزگاری قرار داده است و بهشت را برای پرهيزگاران. نيايش آنان در بهشت، بهترين نيايش است: «پاكی تو، ای خداوند!». نيايششان به درگاه سَروَرشان برای آنچه به ايشان داده نيز اين است: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خدای را كه پروردگار جهانيان است».
بحار الأنوار: ج 77 ص 350.
الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ المُؤمِنَ لَيَكونُ لَهُ مِنَ الجِنانِ ما أحَبَّ وَ اشتَهی، يَتَنَعَّمُ فيهِنَّ كَيفَ يَشاءُ، و إِذا أرادَ المُؤمِنُ شَيئا أَوِ اشتَهی إنَّما دَعواهُ فِيها إذا أرادَ أن يَقولَ: «سُبحانَكَ اللّهُمَّ»، فَإِذا قالَها تَبادَرَت إلَيهِ الخَدَمُ بِمَا اشتَهی مِن غَيرِ أن يَكونَ طَلَبَهُ مِنهُم أو أمَرَ بِهِ، و ذلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ» يَعني الخُدّامَ، قالَ: «وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
امام باقر عليه السلام: برای مؤمن از باغهای بهشت، هر آنچه دوست بدارد و دلش بخواهد، خواهد بود و از آنها هر گونه كه بخواهد، بهرهمند خواهد شد. هرگاه مؤمن، چيزی را اراده كند يا دلش بخواهد، سخنش در آنجا، در وقت خواستن آن چيز، اين است كه بگويد: «پاكی تو، ای خداوند!»، و چون اين جمله را بگويد، خدمتكاران، آنچه را كه هوس كرده است، برايش میآورند، بدون اين كه آن چيز را از آنان طلبيده يا دستورش را داده باشد. خداوند عز و جل میفرمايد: «نيايش آنان در آنجا" پاكی تو، ای خداوند!" است و درودشان در آنجا سلام است»؛ يعنی [درود] خدمتكاران. میفرمايد: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خدای را كه پروردگار جهانيان است».
بحار الأنوار: ج 8 ص 161.
فصل سوم: تشويق به تسبيحگويی
فضيلت تسبيحگويی
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذا قالَ العَبدُ: «سُبحانَ اللّهِ»، قالَ اللّهُ: صَدَقَ عَبدي، سُبحاني و بِحَمدي، لا يَنبَغِي التَّسبيحُ إلّا لي.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه بنده بگويد: «سبحان اللّه»، خداوند میفرمايد: راست گفت بندهام. منزّهم من و ستايش، مراست. تسبيح، جز مرا نسِزَد.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 732
الإمام الصادق عليه السلام: ما يَعلَمُ عِظَمَ ثَوابِ الدُّعاءِ و تَسبيحِ العَبدِ فيما بَينَهُ و بَينَ نَفسِهِ، إلَا اللّهُ تَبارَكَ و تَعالی.
امام صادق عليه السلام: عظمت ثواب دعا و تسبيحی را كه بنده ميان خود و خودش انجام میدهد، جز خدای تبارك و تعالی كسی نمیداند.
بحار الأنوار: ج 93 ص 319.
عدّة الداعي فيما يُحكی عَن سُلَيمانَ بنِ داودَ عليهما السلام: إنَّهُ مَرَّ بِحَرّاثٍ فَقالَ: لَقَد اوتِيَ ابنُ داودَ مُلكا عَظيما! فَأَلقاهُ الرّيحُ في اذُنِهِ، فَنَزَلَ و مَشی إلَی الحَرّاثِ و قالَ: إنَّما مَشَيتُ إلَيكَ لِئَلّا تَتَمَنّی ما لا تَقدِرُ عَلَيهِ. ثُمَّ قالَ: لَتَسبيحَةٌ واحِدَةٌ يَقبَلُهَا اللّهُ تَعالی خَيرٌ مِمّا اوتِيَ آلُ داودَ.
و في حَديثٍ آخَرَ: لِأَنَّ ثَوابَ التَّسبيحَةِ يَبقی، و مُلكَ سُلَيمانَ يَفنی.
عدّة الداعی: میگويند سليمان بن داود عليه السلام بر كشتگری گذشت. كشتگر [با خود] گفت: چه سلطنت باشكوهی به پسر داود داده شده است!
باد، سخن او را به گوش سليمان رساند. سليمان، پياده شد و به نزد كشتگر رفت و گفت: «به نزد تو آمدم تا [بگويم:] چيزی را كه از توان تو بيرون است، آرزو نكنی».
سپس گفت: «گفتن يك تسبيح كه خدای متعال آن را بپذيرد، از هر آنچه به خاندان داود داده شده، بهتر است».
و در حديثی ديگر آمده است [كه گفت]: «زيرا ثواب تسبيح، باقی میماند و مُلك سليمان از ميان میرود».
بحار الأنوار: ج 93 ص 184.
بسيار تسبيح گفتن
الإمام عليّ عليه السلام في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلی الله عليه و آله: قالَ اللّهُ تَعالی: ... يا أحمَدُ، لَيسَ كُلُّ مَن قالَ: «احِبُّ اللّهَ» أحَبَّني، حَتّی ... يَشغَلَ بِذِكري اشتِغالًا، و يُكثِرَ التَّسبيحَ دائِما
امام علی عليه السلام در بيان حديث معراج پيامبر صلی الله عليه و آله: خدای متعال فرمود: «... ای احمد! نه هر كه گفت:" خدا را دوست دارم" مرا دوست دارد، مگر آن که ... همواره به ياد من بپردازد و پيوسته تسبيح بسيار گويد».
بحار الأنوار: ج 77 ص 30.
عن يونس بن يعقوب: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهَ» مائَةَ مَرَّةٍ، كانَ مِمَّن ذَكَرَ اللّهَ كَثيرا؟ قالَ: نَعَم.
يونس بن يعقوب: به امام صادق عليه السلام گفتم: هر كس صد مرتبه «سبحان اللّه» بگويد، از آنان است كه خدا را بسيار ياد كرده است؟ فرمود: «آری».
بحار الأنوار: ج 93 ص 182.
تسبيح همراه با تحميد
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: أكثِر مِن قَولِ القَرينَتَينِ: سُبحانَ اللّهِ و بِحَمدِهِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: اين دو كلمه به هم بسته را بسيار بگوييد: «پاكا خدا، و ستايش، او را!».
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 747
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهِ و بِحَمدِهِ» في يَومٍ مائَةَ مَرَّةٍ، حُطَّت خَطاياهُ و إن كانَت مِثلَ زَبَدِ البَحرِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر كس در يك روز صد مرتبه بگويد: «پاكا خدا، و ستايش، او را!»، گناهانش فرو میريزند، هر چند به اندازه كف دريا باشند.
مستدرك الوسائل: ج 5 ص 324.