ملیح و ملیح تر
ملیح و ملیح تر
همان طور که پيشوايم گفت، ذليلت مي کنم با سجده هايم.
اجر مي برم از زجرت و لذت مي برم از ذلتت.
تو از خضوع من فرار مي کني و من از غرور تو.
تو از سجده سرپيچي کردي و من به سجده افتخار.
ابليس! اگرچه اين زانوان از طول سجده به درد اذعان کنند و پيشاني از مُهر خشوع پينه ببندد، باز هم خوشنودم.
خوشنود از نعره هاي ناتواني تو، که بلندتر و بلندتر مي شود و لبخند رضايت خدا، که مليح تر و مليح تر.[1] .
[1] ميزان الحکمه، ج 2، 1253.
[ صفحه 100]
بيني بر خاک
چهار چشمي مراقبشون بودم. نماز مي خوندند، اون هم چه نمازي. مي دونستم هر عملي که انجام مي دهند، حکمتي داره. بهترين پيامبر خداست. مگه مي شه بدون دليل کاري انجام بده؟ سجده که مي رفتند، اصرار داشتند که علاوه بر پيشاني، بيني مبارکشون هم روي خاک قرار بگيره.
نمي دونم، شايد مي خواستند گوشه اي از خشوع وصف ناپذيرشون رو اين طوري پيش خدا نشون بدهند.[1] .
[1] وسائل الشيعة، ج 6، 343.
[ صفحه 102]
شَست پا
ترکش خورده بود روي پاش. 4 تا انگشتش کامل رفته بود. فقط شست پاش مونده بود. مي گفت اين يکي رو نزده اند؛ گذاشتند که موقع سجده بگذارمش روي زمين!
سجده که مي رفت خنده دار بود. سه تا انگشت رو مي گذاشت روي زمين؛ يکي از پاي قلم شده اش، دو تا از پاي سالمش. بهش گفتم: مگه نبايد فقط شست پامون روي زمين باشه؟ گفت: شست پات رو بگذار. بقيه رو گذاشتي گذاشتي، نگذاشتي نگذاشتي. [1] .
[1] عروة الوثقي، ج 1، سجود، مسأله 7 و أجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبري، 496.
[ صفحه 104]
جوش صورت
موقع سجده، پيشاني ام محکم به مهر خورد و جوشش باز شد. وسط دو سجده فهميدم مهر خوني شده، مهر رو برعکس کردم و براي سجده دوم قسمت پاک پيشاني ام رو روي مهر گذاشتم. آخه فقط جايي که پيشاني رو مي گذاري بايد پاک باشه؛ نجس بودن اون طرف مهر يا فرش زير مهر اشکالي نداره.[1] .
[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1065.
[ صفحه 107]
بالاترین امتیاز
شب هاي بلند زمستون، اون هم توي اسارت و زندان خيلي سخت بود. اگه حاجي نبود دوام نمي آورديم. هر شبي يه جور بچه ها رو سرگرم مي کرد. هم خستگي از تنشون بيرون مي رفت، هم يه چيزي ياد مي گرفتند.
اون شب يکي يکي نماز مي خوندند و هرکسي کمتر غلط داشت امتياز بيشتري مي گرفت.
خيلي خوش به حالم شده بود. تقريباً نفر آخر بودم. هرچي بقيه غلط داشتند، من دقت کردم تا اشتباه نکنم.
منتظر بالاترين امتياز بودم ولي نماز من هم اشکال داشت. حاجي مي گفت: بايد بين دو سجده و بعد از سجده ي دوم کامل بشيني. ولي من بعد از سجده ي دوم صاف بلند مي شدم.[1]
[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1056 ـ 1075.
[ صفحه 108]
پشه ي فرصت طلب
سجده ي آخر نماز جماعت بود و حاج آقا يه مقدار بيشتر از معمول طول داد. يه پشه ي فرصت طلب هم از فرصت استفاده کرد و رفت توي گوش ما. هرچي بهش گفتم: «بابا! اون نمرود بوده، تازه توي بيني اش هم رفته بوده...» گوشش بدهکار نبود! بالاخره دستم رو از جاي سجده برداشتم و گوش مبارک رو يه حالي دادم ولي نمي دونستم نمازم درسته يا نه؛ خيال مي کردم توي سجده نمي شه اعضاي سجده [1] رو حرکت داد.
پرسيدم. نمازم درست بود. توي سجده، غير از پيشاني، مي شه بقيه ي اعضاي سجده رو بلند کني و حرکت بدي، البته به شرطي که در حال حرکت دادن، ذکر سجده رو نگي. [2]
[1] اعضاي سجده، همان هفت عضوي است که واجب است هنگام ذکر سجده بر روي زمين باشد، يعني پيشاني، کف دو دست، زانوها و انگشت بزرگ پاها.
[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1054.
[ صفحه 110]
فرود ناموفق!
به اين مي گن يه فرود ناموفق!
بعد از رکوع با سرعت به سجده رفتم. بر اثر سرعت زياد، سرم به شدت به مهر خورد و بعد از برخورد، بلافاصله بلند شد و دوباره روي مهر قرار گرفت. نمي دونستم اين دو برخورد کافيه و دو سجده حساب مي شه يا بايد يک سجده ديگر برم؟
با خودم گفتم: يک سجده ي ديگه مي رم، بعد از نماز هم نگاه مي کنم، اگه نمازم درست بود که هيچ، و الا دوباره مي خونم.
بعد از نماز نگاه کردم، درست بود.
«اگر بي اختيار سرتان از روي مهر بلند شد و توانستيد اجازه ندهيد که سرتان دوباره به مهر برخورد کند، همان برخورد لحظه اي را يک سجده حساب کنيد. ولي اگر بي اختيار دوباره سرتان به مهر برخورد کرد، اين دو برخورد را يک سجده حساب کنيد و بعد يک سجده ي ديگر نيز برويد.»[1] .
[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1071.
[ صفحه 114]
سجده ی بدون وضو و قبله
شانس آوردم که کوچه خلوت بود و کسي رفت و آمد نمي کرد. يکي نبود به ما بگه آخه آدم حسابي، اگه سوار دوچرخه، سوره هايي رو که حفظي دوره مي کني، سوره هاي سجده دار رو نخون.
حواسم نبود، سوره ي علق رو حفظ کرده بودم و داشتم براي خودم دوره مي کردم. يک دفعه فهميدم که آيه ي آخرش رو هم خوندم. از دوچرخه پريدم پايين، يه سنگ پيدا کردم و همونجا سجده کردم. وضو نداشتم. قبله رو هم بلد نبودم. ولي توي اين سجده نه وضو و قبله لازمه، نه ذکر. فقط يک مهر بردار و برو سجده.[1] [2] .
[1] چهار سوره ای که سجده واجب دارد عبارتند از : سجده، فصلت، نجم و علق
[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1097.
[ صفحه 125]
سجده شکر
آن گاه که گفت و گو با محبوبت را وداع گفتي،
و نمازت را سلام دادي،
سر بر خاک بگذار و او را شکر نما.
شکر، چون توفيق نمازت داده.
«شکراً لله، شکراً لله، شکراً لله.»[1] .
[1] برداشتي از وسائل الشيعة، ج 7، ص 5، حديث 2.
[ صفحه 134]
الاغ بي محل
به اين مي گن الاغ بي محل! نمي دونم از کجا پيداش شده بود. فکر کنم خيلي گرسنه بود. يه سر و صدايي وسط نماز راه انداخت که نگو.
هرکاري کردم که فقط لبخند روي لبام باشه و خنده ام بي صدا باشه، نشد. بالاخره ترکيد و شروع کردم به غش غش خنديدن. چون حالت نمازم به هم خورده بود، با اين که عمداً نخنديدم، نماز باطل بود.
اين هم از حضور قلب ما! [1]
[1] عروة الوثقي، 1، مبطلات، السادس.
[ صفحه 137]
نماز پشت تلفن
کاش مي شد اين تلفن ها رو يه کاري کرد که موقع نماز بگه «هنگام نماز مغازه تعطيل است.»
در مغازه رو نيمه باز گذاشتم و پشت ويترين، نمازم رو بستم. وسط نماز تلفن زنگ زد. يکي دو تا سه تا، دست بردار هم نبود. بالاخره گوشي رو برداشتم و همان طور نمازم رو پشت گوشي ادامه دادم. طرف فهميد و قطع کرد، ولي نماز من صحيح بود. چون کلماتي که پشت گوشي گفته بودم به قصد نماز گفته بودم نه براي اين که چيزي رو بفهمونم. [1]
[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1134.
[ صفحه 138]
نماز با خیال راحت
دست بردار هم نبود. دستش رو گذاشته بود روي زنگ و همين طور فشار مي داد. هرکي بود کار مهمي داشت. ولي چه کار کنم وسط نماز بودم، تازه رکعت اول. تا نمازم تمام مي شد، طرف رفته بود.
بي خيال شدم و نمازم رو ادامه دادم. مورد اضطراري هم نبود. نه خطر جاني نه خطر مالي، هيچي. با خيال راحت نمازم رو خوندم. نيم ساعت بعد دوباره زنگ زد. همون بود. برگشته بود.[1] .
[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1159.
[ صفحه 141]
شک در بجا آوردن سجده
دستش رفت روي کليد تکرار.
طرف گوشي رو برداشته بود و بلند بلند «الو» مي گفت. کوچولوي ما هم که هنوز بلد نبود حرف بزنه مثل کر و لال ها صدا در مي آورد.
ديگه نزديک بود خنده ام بگيره و نمازم باطل بشه که به خودم اومدم. نشسته بودم ولي نمي دونستم دو تا سجده انجام دادم يا يکي؟ چون وارد واجب بعدي [1] نشده بودم يک سجده ي ديگه انجام دادم.[2] .
[1] منظور از وارد شدن در واجب بعدي شروع کردن تشهد يا ايستادن براي رکعت بعد مي باشد.
[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1175.
[ صفحه 143]
املاء احکام
هيچ کدوم از بچه ها باورشون نمي شد. ولي حسابي روي حرف خودش ايستاده بود. معلم فارسي رو مي گم. گفته بود: دفعه ي بعد همه ي املاء رو از يه کتاب غير درسي مي گيرم. يه کتاب باز کرد و شروع کرد:
«اگر در تعداد رکعت هاي نماز صبح و مغرب يا دو رکعت اول نمازهاي چهار رکعتي شک کنيم و پس از مقداري فکر کردن، نتوانيم گمان کنيم که کدام رکعت هستيم، نمازمان باطل مي شود.»[1] .
ـ حميد! حواست کجاست؟ بنويس ديگه! [2]
[1] نمازهاي دو رکعتي که در مسافرت مي خوانيم، نيز همين حکم را دارند.
[2] اجوبة الاستفتائات، 1165 و 1166.
[ صفحه 147]
نماز زیارت
نيم ساعت بعد همين جا! صحن مسجد گوهرشاد، کنار حوض.
قرار شد هرکسي زيارت کنه و برگرده اين جا. نماز زيارت رو بخونيم و با هم بريم ناهار.
توي نماز زيارت حواسم پرت شد. شک کردم رکعت اولم يا دوم. هرچي فکر کردم به جايي نرسيدم. مهم نبود. توي رکعت هاي نماز مستحبي به شک توجهي نمي شه[1] .[2]
[1] مثلاً اگر شک دارد که يک رکعت خوانده يا دو رکعت مي تواند با خود بگويد يک رکعت خوانده ام و نماز را ادامه دهد يا اين که بگويد دو رکعت خوانده ام و نماز را تمام کند.
[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1167، قسمت ششم.
[ صفحه 148]
شک بعد از سلام
اين يکي رو هم اگه مي زدم تموم مي شد. تست هاي قسمت معارف يه مقداري سخت بود. سخت که نه، من کم وقت گذاشته بودم.
توي نماز به اين جور شک ها توجه نمي شه. يک دفعه يادم اومد. آره. بعد از سلام، اگه بعد از سلام نماز توي رکعت هاي نماز شک کنيم.
بدون اين که بقيه گزينه ها رو بخونم همون رو علامت زدم. بقيه ي گزينه ها رو که خوندم، کاملا مطمئن شدم.[1]
[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1167، قسمت دوم.
ﭽ گلچین کتاب شیوههای ترغیب و جذب به نماز ؛ حجت الاسلام دکتر علی نقی فقیهیﭼ
شیوه های زمینه ای دعوت به نماز رفتارهایی است که به طور غیرمستقیم آمادگی کودکان را برای جذب به نماز افزایش می دهد.
- گفتن اذان و اقامه ی در گوش نوزاد
اخیراً روان شناسان ثابت کرده اند که روح کودک، در شش سال اول زندگی، بسیار حساس تر و نقش پذیرتر از دوره های دیگر زندگی اوست و دیده ها و شنیده ها را، چنان در خود جذب می کند که به سختی می تواند آثار مثبت یا منفی آن ها را در بزرگ سالی از خود بزداید. بنابراین، گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد که معصومین بر آن سفارش کرده اند، او را ایمن می کند و زمینه ساز شخصیت مطلوب او – در بزرگ سالی – است.
- برداشتن کام نوزاد با تربت امام حسین علیه السلام
امام صادق علیه السلام فرمودند: «حَنِّکُوا اَولادَ کُم بِتُربَةِ الحُسَینِ علیه السلام فَاِنَّهُ اَمانٌ» (وسائل الشیعه، ج 15، ص 138)
کام فرزندان خود را با تربت حسین بن علی علیه السلام بردارید که مایه ی ایمنی کودک خواهد بود. (یعنی یکی از عوامل ایمنی از وسوسه های شیطان و گرایش به معنویت نماز در کودک است).
- تغذیه نوزاد از شیر زن عفیف و با وضو شیر دادن.
رسول خدا صلی اللّه علیه وآله می فرماید: از شیر زنان بدکار و دیوانه به فرزندانتان پرهیز کنید زیرا شیر اثر خود را می گذارد. «تَوَقَّوْا عَلَى أَوْلَادِكُمْ لَبَنَ الْبَغِيَّةِ وَ الْمَجْنُونَةِ فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعْدِي» (محمد رضا طبی. الاخبار، ج 12، ص 105)
همچنین امام صادق علیه السلام می فرماید: شیر دادن زن یهودی یا نصرانی (به کودک) نزد من بهتر است از شیر دادن زن ناصبی؛ پس ناصبی را به دایگی انتخاب نکنید. (دشمن اهل پیامبر را ناصبی می گویند)
«رَضَاعُ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِرْضَاعِ النَّاصِبِيَّةِ فَاحْذَرُوا النُّصَّابَ أَنْ تُظَائِرُوهُمْ» (مستدرک الوسائل، ج 15، ص 162)
از مادر شیخ مرتضی انصاری، که از مراجع و عالمان برجسته ی قرن سیزدهم است و صاحب دو کتاب ارزشمند و گران سنگ مکاسب و وسائل بود، پرسیدند: فرزندت چگونه به درجات عالیِ تقوا و عبادت رسیده است؟ پاسخ داد: من در انتظار آن بودم که فرزندم ترقِی بیش تری داشته باشد، زیرا در هنگام شیرخوارگی اش، به او شیر نمی دادم مگر این که با وضو بودم؛ حتی در شب های سرد زمستان هم بدون وضو او را شیر ندادم.
- لقب دادن به کودک با نام نیک به ویژه اسامی ائمه علیه السلام
جابر از امام باقر علیه السلام روایت می کند که آن حضرت به کودک خردسالی فرمود: نامت چیست؟ گفت محمد؛ حضرت فرمود: کنیه ات چیست؟ گفت: علی؛ حضرت فرمود: تو به وسیله این کنیه بر خود دژی ساخته ای که شیطان بر تو راهی ندارد. هر گاه شیطان بشنود شخصی را به نام محمد یا علی می خوانند، مثل سرب ذوب می شود و هر گاه بشنود کسی را به نام یکی از دشمنان ما می خوانند به شادی و نشاط در می آید و به خود می بالد. (پس نام زیبا می تواند نفوذ و اثر گذاری شیطان را کاهش دهد و مهمترین اثر شیطان در دور کردن انسان از عبادت خداوند و نماز است.)
«مَا اسمُکَ؟ قالَ: مُحَمَّدٌ: قالَ بِمَ تُکَنّی؟ قالَ بِعَلِی قَقالَ اَبُو جَعفَرٍ اِحتَظَرتَ مِنَ الشَّیطانِ اِحتِظاراً شَدیداً، اِنِّ الشَّیطانَ اِذا سَمِعَ مُنادِیاً ینادی یا مُحَمَّداً اَو یا عَلِیاً ذابَ کَما یذُوبُ الرَّصاصُ حَتّی اِذا سَمِعَ مُنادِیاً ینادی بِاسمِ عَدُوٍّ مِن اَعدائِنا إِهتَزَّ وَ اِختالَ» (وسائل الشیعه، ج 15، ص 126)
- کوتاه کردن نماز به لحاظ توجه به کودک
هنگامی که کودکان در کنار ما حضور دارند سعی کنیم نماز را کوتاه تر بخوانیم زیرا نماز طولانی برای کودک خسته کننده است و این احساس خستگی برای کودک تنفر از نماز را به جا می گذارد.
انس بن مالک گوید: هنگامی که پیامبر صلی اللّه علیه وآله در حال نماز صدای کودکی را، که با مادرش بود، می شنید، سوره های سبک و کوتاه را قرائت می فرمود.
«کانَ رَسوُلُ اللهِ یسمَعُ الصَّبِی مَعَ اُمِّهِ وَ هُوَ فِی الصَّلاةِ فَیقرَأُ بِسُورَةِ الخَفیفَةِ اَوِ القَصیرَةِ» (کتاب العیال، ج 1، ص 353)
«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ ص بِالنَّاسِ الظُّهْرَ فَخَفَّفَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُ النَّاسُ هَلْ حَدَثَ فِي الصَّلَاةِ حَدَثٌ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قَالُوا خَفَّفْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ فَقَالَ لَهُمْ أَمَا سَمِعْتُمْ صُرَاخَ الصَّبِيِّ» (وسائل الشیعه ؛ ج 21 ؛ ص 480)
رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله نماز ظهر را با مردم به جماعت گزارد و دو رکعت آخر را به سرعت تمام کرد. پس از نماز مردم گفتند : یا رسول الله آیا در نماز حادثه ای رُخ داد؟ حضرت پرسید: برای چه این سوال را پرسیدید؟ عرض کردند: دو رکعت آخر نماز را با سرعت خواندید؛ فرمود: مگر صدای شیون و فریاد کودک را نشنیدید؟!
- آرام کردن و در آغوش گرفتن یا شیر دادن بچه در حال نماز
کودک گرسنه و نیازمند به شیر مادر، اگر به هنگام نماز شیر را از او دریغ کنند نسبت به نماز تنفر پیدا می کند، زیرا نماز را مانع رسیدن به نیاز اساسی اش می بیند و چنانچه کودک در هنگام نماز شیر داده شود با نماز انس می گیرد و در بزرگ سالی به نماز روی می آورد.
امام صادق علیه السلام می فرماید: زنی که در حال نماز است اشکال ندارد کودک خود را، در حالی که تشهّد می خواهند، شیر دهد.
«لا بَأسَ اَن تَحمِلَ المَرأَةُ صَبِیهَّا وَ هِی تُصَلّی وَ تُرضِعُهُ وَ هِی تَشهَّدُ» (وسائل الشیعه، ج 4، ص 127)؛
علی بن جعفر برادر امام موسی بن جعفر علیه السلام گوید: از آن حضرت – درباره ی زنی که به نماز واجب مشغول است و فرزند او در کنارش گریه می کند – پرسیدم؛ گفتم: آیا جایز است در حال نشسته کودک خود را در بغل بگیرد و به دامن خود بنشاند و او را آرام کند و شیر بدهد؟ فرمود: اشکالی ندارد.
«سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ وَ وَلَدُهَا إِلَى جَنْبِهَا فَيَبْكِي وَ هِيَ قَاعِدَةٌ هَلْ يَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَنَاوَلَهُ فَتُقْعِدَهُ فِي حَجْرِهَا تُسْكِتَهُ أَوْ تُرْضِعَهُ قَالَ لَا بَأْسَ» (وسائل الشیعه، ج 4، ص 127)
- نگاه محبت آمیز و بوسیدن و در آغوش گرفتن کودک
اخلاق نیکو و نگاه محبت آمیز، کودک و بزرگ را جذب می کند. حال اگر این ها در نماز متجلی شود ظاهر نماز را جلوه گر و کودک را به نماز ترغیب می کند.
رسول خدا صلی اللّه علیه وآله: هرکس فرزند خود را ببوسد خدا برای او یک ثوای می نویسد. «مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللهُ لَهُ حَسَنَةً» (وسائل الشیعه، ج 15، ص 194 – 202)
رسول خدا صلی اللّه علیه وآله: نگاه کردن پدر و مادر به فرزند، از روی محبت، عبادت است. «نَظَرُ الوالِدِ اِلی وَلَدِهِ حُبّاً لَهُ عِبادَةٌ» (مستدرک الوسائل، ج 1، ص 170)
- نماز خواندن در پیش روی کودک
مشاهده ی یک فرد، یک حادثه، یک فیلم و نظایر آن، در مخاطب تأثیر بیش تری دارد تا این که درباره ی هر کدام به توضیح بپردازیم. مشاهده نماز خواندن شخص نیز اثر پایدار تری از توضیح دادن درباره آن دارد.
امام حسن علیه السلام فرمودند: «مَا كَانَ فِي الدُّنْيَا أَعْبَدَ مِنْ فَاطِمَةَ سلام اللّه علیها كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَتَوَرَّمَ قَدَمَاهَا» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج43 ؛ ص76) در دنیا کسی عابدتر از حضرت فاطمه سلام اللّه علیها نبود. آن قدر به عبادت می ایستاد تا پاهایش ورم می کرد. از حدیث فوق و لحن کلام امام چنین بر می آید که امام حسن علیه السلام در کنار مادرش، زهرای مرضیه سلام اللّه علیها ، حضور داشته و این حضور به طور مداوم بوده است و از عبادت مادر فیض برده است.
- تلقین محبت پیامبر صلی اللّه علیه وآله و اهل بیت علیه السلام در دل کودک
مهر و محبت به هر چیز و هرکس نقش و تأثیر به سزایی در زندگی انسان دارد و آثار و عوارضی بر آن مترتب است. مسلّم است که اگر محبوب کودک فردی نمازخوان باشد (مانند امامان معصوم علیهم السلام) او نیز به نماز روی می آورد. امام علی علیه السلام در مورد محبت از پیامبر صلی اللّه علیه وآله نقل می فرماید: فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان و محبت اهل بیت او و خواندن قرآن. «اَدِّبُوا اَولادَکُم عَلی ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبِیکُم وَ حُبِّ اَهلِ بَیتِهِ وَ قِراءَةِ القُرآنِ» (کنز العمال، ج 1، ص 456)
- شرکت دادن کودک در صف نماز جماعت
گاهی کودکی به مسجد می آید و در صف نماز جماعت قرار می گیرد. ولی بزرگ ترها او را از صف یا از مسجد بیرون می کنند. این قبیل برخوردهای غلط روحیه ی مذهبی کودکان را تضعیف، و آنان را نسبت به اعمال مذهبی و مراکز عبادی بی رغبت می سازد.
جابر گوید: از امام باقر علیه السلام درباره ی کودکانی پرسیدم که در نماز جماعت شرکت کرده اند، حضرت فرمود: آنان را به صفوف آخر نماز نرانید، بلکه راهنمایی کنید تا جدا جدا بنشینند. «سَأَلتُهُ عَنِ الصّبیانِ إِذا صَفُّوا فِی الصَّلاةِ المَکتُوبَةِ، قالَ: لا تُؤَخِّرُوهُم عَنِ الصَّلاةِ وَ فَرِّقُوا بَینَهُم» (وسائل الشیعه، ج 4، ص 1274) » با این عمل هم احترام کودکان محفوظ می ماند و هم به تدریج به مراسم مذهبی و مراکز عبادی علاقه مند می شوند.
- بر آورده ساختن خواسته های معقول کودک
برآورده ساختن خواسته های معقول کودک به او بزرگی و شخصیت می بخشد و این امر موجب می شود که کودک نیز به خواسته های معقول بزرگ ترهایش اهمیت دهد و از آن جایی که یکی از خواسته های معقول بزرگ ترها نماز خواندن کودکانشان است. کودکان نیز به این خواسته ی بزرگ ترها اهمیت می دهند و به نماز روی می آورند.
پیامبر صلی اللّه علیه وآله در این مورد می فرماید: همانا کسی که کودکی از نسل خود را، در دوره ی کودکی، راضی سازد و خواسته هایش را برآورد خدا روز قیامت خواسته های او را برآورده می سازد تا آن که او را شود.
«اِنَّهُ مَن تَرَضّی صَبِیاً صَغیراً مَن سَئَلَهُ حَتّی یَرضی تَرَضاهُ اللهُ یَومَ القِیامَةِ حَتّی یرَضی» (محمد نور، منهج التربیة النبویة للطفل، ص 353)
- تأدیب به آداب و سنن دینی در غذا خوردن
کمّ و کیف خوراک انسان با کمّ و کیف عبادت او ارتباط مستقیم و تنگاتنگ دارد. در سیره ی حضرت فاطمه سلام اللّه علیها آمده است که، شب ها به بچه ها غذای سبک می داد تا بتوانند در نماز شب همراه مادر خود باشند و برای نماز صبح هم به آسانی بلند شوند.
به عنوان مثال یک از آداب و سنن دینی در غذا خوردن پرهیز از پرخوری است لقمان حکیم به فرزندش می گوید: فرزندم، چون معده از غذا پر شود، اندیشه فرو می خوابد و از کار می افتد و زبان حکمت گنگ و اعضای بدن از عبادت باز می ماند.
«يَا بُنَيَّ إِذَا مُلِئَتِ الْمَعِدَةُ نَامَتِ الْفِكْرَةُ أَوْ حُرِسَتِ الْحِكْمَةُ وَ قَعَدَتِ الْأَعْضَاءُ عَنِ الْعِبَادَةِ» (مکارم الاخلاق، ص 153)
- عیادت از کودک مریض
بهترین فرصت برای القای نیکی به کودک ایام مریضی اوست. او در این هنگام، نیاز شدیدی به توجه و محبت اطرافیان خود دارد. با رفتن به عیادت او و بردن هدایای مورد علاقه اش، می توانیم محبت خود را به او ابراز کنیم و به او بگوییم: ان شاء الله خوب می شوی؛ هنگامی که خوب شدی دو رکعت نماز به شکرانه ی سلامت بخوان. چنان که پیامبراکرم صلی اللّه علیه وآله در عیادت از کودک مریضی بهترین بهره برداری را می کند و از او می خواهد که به اسلام روی آورد.
انس بن مالک چنین نقل می کند: کودکی از خانواده ی یهودی، که روزی به پیامبر صلی اللّه علیه وآله خدمت کرده بود، بیمار شد. پیامبر صلی اللّه علیه وآله به محض اطلاع، برای عیادت او، به منزل آن یهودی رفت و بالای سر او نشست. پس از محبت به او کودک را به اسلام دعوت کرد. او به پدرش نگاه کرد و خواست ببیند نظر پدرش در این باره چیست؟ پدرش گفت ابوالقاسم را اطاعت کن. او هم اسلام آورد. پیامبر صلی اللّه علیه وآله ، در حالی که از منزل بیرون می آمد فرمود: خدا را سپاس که او را از آتش نجات دادم.
«عَن اَنَسٍ قالَ: کانَ غُلامٌ یهُودِی یخدِمُ النَّبِی صلی اللّه علیه وآله فَمَرَضَ فَاَتاهُ النَّبِی صلی اللّه علیه وآله یعُودُ فَقَعَدَ عِندَ رَأسِهِ، فَقالَ لَهُ، أَسلِم. فَنَظَرَ اِلی اَبیهِ وَ هُوَ عِندَهُ فَقالَ أَطِع اَبَا القاسِمَ. فَأَسلَمَ فَخَرَجَ النَّبِی صلی اللّه علیه وآله وَ هُوَ یقُولُ: اَلحَمدُللهِ الَّذی اَنقَذَهُ عَنِ النّارِ» (منهج التربیة النبویه للطفل، ص 250)
- پرورش امید به خداوند و لطف او در دل کودک
بیان محبت و مهربانی خداوند نسبت به کودکان و تعریف از بهشت پروردگار و نعمت های فراوان آن روح امید نسبت به خداوند را در قلوب کودکان ایجاد می کند و او را به اجرای دستورات خدا مثل نماز ترغیب می کند.
همچنین بایستی از ذکر عذاب های الهی، که چهره ی خشن از پروردگار را در ذهن کودک ترسیم می کند، خودداری کنیم. البته جهنم حق است و برای مستحق آن واجب! لیکن، شرح و تفسیر کمّ و کیف عذاب های آن بدون ملاحظه ی عقل و ادراک کودک، ممکن است حسن ظنّ او را به پروردگار مخدوش کند و موازنه و معادله ی خوف و رجا را بر هم زند و کودک را ناامید سازد.
(خلاصه صفحات 30 تا 52)