آداب باطنى الف- تدبّر
آداب باطنى
الف- تدبّر (اندیشیدن)
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیكَ مُبارَكٌ لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ».[1]
« [این] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كردهایم تا در آیات آن بیندیشند و تا خردمندان، پند گیرند».
«أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً».[2]
«آیا در قرآن نمىاندیشند؟ اگر از نزد غیر خدا بود، بىگمان در آن، ناسازگارىِ بسیار مىیافتند».
1299. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: لا قِراءَةَ إلّا بِتَدَبُّرٍ، وَ لا عِبادَةَ إلّا بِفِقهٍ، و مَجلِسُ فِقهٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سِتّینَ سَنَةً.[3]
1299. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: قرائت جز با اندیشیدن، قرائت نیست و عبادت جز با شناخت، عبادت نیست و یك مجلسِ دینشناسى، بهتر از شصت سال عبادت است.
1303. الإمام علی علیه السلام: ألا لا خَیرَ فِی قِراءَةٍ لَیسَ فیها تَدَبُّرٌ.
1303. امام على علیه السلام: آگاه باشید كه در قرآن خواندنى كه با تدبّر همراه نباشد، خیرى نیست.
(در نمازی هم که همراه با تدبر نباشد خیری نیست ، چون جزئی از نماز قرآن است و باید آن را همراه با تدبر قرائت کرد)
1310. عیون أخبار الرضا علیه السلام عن إبراهیم بن العبّاس: ما رَأَیتُ الرِّضا علیه السلام ... وكانَ یختِمُهُ فی كُلِّ ثَلاثَةٍ، ویقولُ: لَو أرَدتُ أن أختِمَهُ فی أقرَبَ مِن ثَلاثَةٍ لَخَتَمتُ ، ولكِنّی ما مَرَرتُ بِآیةٍ قَطُّ إلّافَكَّرتُ فیها، وفی أی شَیءٍ انزِلَت؟ وفی أی وَقتٍ؟ فَلِذلِكَ صِرتُ أختِمُ فی كُلِّ ثَلاثَةٍ أیامٍ.
1310. عیون أخبار الرضا علیه السلام- به نقل از ابراهیم بن عبّاس-: ... امام رضا علیه السلام هر سه روزى، قرآن را ختم مىكرد و مىفرمود: «اگر مىخواستم كه آن را در كمتر از سه روز ختم كنم، ختم مىكردم؛ امّا من هرگز بر آیهاى نمىگذرم، مگر این كه در آن، و این كه در باره چه چیزى نازل شده و در چه زمانى [نازل شده]، مىاندیشم. از این رو، در هر سه روز، ختم مىكنم».
1312. الإمام الصادق علیه السلام- فی قوله: «فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»[4]-: ما تَیسَّرَ لَكُم فیه خُشوعُ القَلبِ وصَفاءُ السِّرِّ.
1312. امام صادق علیه السلام- در باره سخن خداوند متعال كه مىفرماید: «پس هر چه از [قرآن] میسّر شد تلاوت كنید»-: تا آن جا كه خشوع قلب و صفاى باطن، همراهیتان مىكند. (نماز مستحبی را هم تا جایی بخوانید که خشوع قلبی دارید)
1322. الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ القُرآنَ نَزَلَ بِالحُزنِ، فَاقرَؤوهُ بِالحُزنِ.
1322. امام صادق علیه السلام: قرآن با حُزن، نازل شده است. پس آن را با حزن بخوانید.
1323. عنه: إنَّ اللَّهَ عز و جل أوحى إلى موسَى بنِ عِمرانَ علیه السلام: إذا وَقَفتَ بَینَ یدَی فَقِف مَوقِفَ الذَّلیلِ الفَقیرِ، وإذا قَرَأتَ التَّوراةَ فَأَسمِعنیها بِصَوتٍ حَزینٍ.
1323. امام صادق علیه السلام: خداوند عز و جل به موسى بن عمران علیه السلام وحى فرمود كه: «هر گاه در برابر من ایستادى، چونان شخص خوارِ نادار بِایست و هر گاه تورات مىخوانى، آن را با آواز حزین به من بشنوان».
1324. مصباح الشریعة- فیما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ علیه السلام-: مَن قَرَأَ القُرآنَ ولَم یخضَع للَّهِ، ولَم یرِقَّ قَلبُهُ، ولَم ینشِئ حُزناً ووَجَلًا فی سِرِّهِ، فَقَدِ استَهانَ بِعِظَمِ شَأنِ اللَّهِ، وخَسِرَ خُسراناً مُبیناً.
فَقارِئُ القُرآنِ یحتاجُ إلى ثَلاثَةِ أشیاءَ: قَلبٍ خاشِعٍ، وبَدَنٍ فارِغٍ، ومَوضِعٍ خالٍ؛ فَإذا خَشَعَ للَّهِ قَلبُهُ فَرَّ مِنهُ الشَّیطانُ الرَّجیمُ، قالَ اللَّهُ تَعالى: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیمِ»، وإذا تَفَرَّغَ نَفسُهُ مِنَ الأَسبابِ تَجَرَّدَ قَلبُهُ لِلقِراءَةِ فَلا یعتَرِضُهُ عارِضٌ فَیحرِمَهُ بَرَكَةَ نورِ القُرآنِ وفَوائِدَهُ، وإذَا اتَّخَذَ مَجلِساً خالِیاً وَاعتَزَلَ الخَلقَ بَعدَ أن أتى بِالخَصلَتَینِ الأوَّلَتَینِ استَأنَسَ روحُهُ وسِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّوَجلَّ، ووَجَدَ حَلاوَةَ مُخاطَباتِ اللَّهِ عز و جل عِبادَهُ الصّالِحینَ، وعَلِمَ لُطفَهُ بِهِم ومَقامَ اختِصاصِهِ لَهُم بِفُنونِ كَراماتِهِ وبَدایعِ إشاراتِهِ.
1324. مصباح الشریعة- در حدیثى كه به امام صادق علیه السلام نسبت داده است-: هر كس قرآن بخواند و براى خدا فروتنى نكند و دچار رقّت قلب نشود و اندوه و ترسى در درونش ایجاد نكند، عظمت مقام خدا را دست كم گرفته و آشكارا زیان كرده است.
پس قارى قرآن، به سه چیز نیاز دارد: دلِ خاكسار، بدن آسوده و جاى خلوت.
پس هر گاه دلش براى خدا خاشع (خاكسار) باشد، شیطانِ رانده شده، از او مىگریزد- كه خداوند متعال فرموده است: «پس چون قرآن مىخوانى، از شیطانِ رانده شده، به خدا پناه بر»- و هر گاه بدنش از مشغلهها آسوده باشد، دلش براى قرائت قرآن، آزاد مىشود و هیچ چیزى مانع نمىگردد تا او را از بركت نور قرآن و فواید آن، محروم سازد، و هر گاه خلوتى بگزیند و از خلق كناره گیرد و آن دو شرطِ نخست را نیز فراهم آورده باشد، روح و درونش با خداوند عز و جل انس مىگیرند و شیرینى خطابهاى خداوند عز و جل به بندگان نیكش را مىچشد، و درمىیابد كه او چه لطفى به آنان دارد و چه كرامتها و اشارتهاى بدیعى به ایشان اختصاص داده است.
1325. الكافی عن حفص: ما رَأَیتُ أحَداً أشَدَّ خَوفاً عَلى نَفسِهِ مِن موسَى بنِ جَعفَرٍ علیهما السلام، ولا أرجى لِلنّاسِ مِنهُ، وكانَت قِراءَتُهُ حُزناً، فَإِذا قَرَأَ فَكَأَنَّهُ یخاطِبُ إنساناً.
1325. الكافى- به نقل از حفص-: من هیچ كسى را ندیدهام كه مانند موسى بن جعفر علیه السلام بر خویشتن بیمناك باشد و نیز امیدوارتر از او را. قرآن خواندنش سوزناك بود و هنگامى كه قرآن مىخواند، گویا با انسانى رو در رو سخن مىگفت.
ز- جواب دادن
1345. مجمع البیان عن جابر بن عبداللَّه: لَمّا قَرَأَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله «الرَّحمنَ» عَلَى النّاسِ سَكَتوا فَلَم یقولوا شَیئاً، فَقالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: الجِنُّ كانوا أحسَنَ جَواباً مِنكُم لَمّا قَرَأتُ عَلَیهِم «فَبِأَی آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»[5] قالوا: لا ولا بِشَیءٍ مِن آلائِكَ رَبَّنا نُكَذِّبُ.
1345. مجمع البیان- به نقل از جابر بن عبد اللَّه-: چون پیامبر خدا صلى الله علیه و آله [سوره] «الرحمان» را براى مردم خواند، ساكت ماندند و چیزى نگفتند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «جنّیان، بهتر از شما پاسخ گفتند. هنگامى كه آیه: «پس كدام یك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنید» را برایشان خواندم، گفتند: پروردگارا! هیچ یك از نعمتهاى تو را انكار نمىكنیم».
فصل چهارم: كسانى كه قرآن خواندن برايِشان جايز نيست
1350. الإمام علی علیه السلام: سَبعَةٌ لا یقرَؤونَ القُرآنَ: الرّاكِعُ، وَالسّاجِدُ، وفِی الكَنیفِ، وفِی الحَمّامِ، وَالجُنُبُ، وَالنُّفَساءُ، وَالحائِضُ.
1350. امام على علیه السلام: هفت نفر نباید قرآن بخوانند: كسانى كه در ركوع، در سجده، در مستراح، در حمّام، در حال جنابت، در حال نفاس، و در حال حیض هستند. (کراهت نه حرمت)
1353. علل الشرائع عن زرارة ومحمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام: قالا: قُلنا لَهُ: الحائِضُ وَالجُنُبُ ... هَل یقرَآنِ مِنَ القُرآنِ شَیئاً؟ قالَ علیه السلام: نَعَم ما شاءا، إلَّاالسَّجدَةَ، ویذكُرانِ اللَّهَ عَلى كُلِّ حالٍ.
1353. علل الشرائع- به نقل از زُراره و محمّد بن مسلم-: به امام باقر علیه السلام گفتیم: آیا حائض و جُنُب مىتوانند چیزى از قرآن بخوانند؟
فرمود: «آرى، هر اندازه خواستند به استثناى [سورههاى] سجده. نیز مىتوانند در همه حال، نام خدا را ببرند».[6]
فصل پنجم: ختم كردن قرآن و مدّت آن:
فضیلت ختم قرآن
1359. عنه صلى الله علیه و آله: مَن خَتَمَ القُرآنَ فَكَأَنَّما ادرِجَتِ النُّبُوَّةُ بَینَ جَنبَیهِ، ولكِنَّهُ لا یوحى إلَیهِ.
1359. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: كسى كه قرآن را ختم كند، چنان است كه نبوّت در میان دو پهلویش قرار داده شده باشد، جز آن كه به او وحى نمىشود.
ج- دعا هنگام ختم قرآن
1376. المغنی عن داوود بن قیس: كانَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یقولُ عِندَ خَتمِ القُرآنِ: اللَّهُمَّ ارحَمنی بِالقُرآنِ وَاجعَلهُ لی إماماً. وهُدىً ورَحمَةً، اللَّهُمَّ ذَكِّرنی مِنهُ ما نَسیتُ، وعَلِّمنی مِنهُ ما جَهِلتُ، وَارزُقنی تِلاوَتَهُ آناءَ اللَّیلِ وأطرافَ النَّهارِ، وَاجعَلهُ حُجَّةً لی یا رَبَّ العالَمینَ.
1376. المغنى- به نقل از داوود بن قیس-: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله پس از ختم كردن قرآن مىفرمود:
«خدایا! به حقّ قرآن، بر من رحم كن، و آن را براى من پیشوا و راهنما و رحمت قرار ده. خدایا! آنچه را كه از آن فراموش كردهام، به یادم آور، و آنچه را كه از آن نمىدانم، به من بیاموز، و تلاوتش را در اوقات شب و روز، روزىام فرما، و آن را برایم حجّت قرار ده، اى پروردگار جهانیان!».
1380. مكارم الأخلاق- فِی الدُّعاءِ عِندَ الفِراغِ مِن قِراءَةِ القُرآنِ-: اللَّهُمَّ إنّی قَد قَرَأتُ ما قَضَیتَ مِن كِتابِكَ الَّذی أنزَلتَ عَلىِ نَبِیكَ الصّادِقِ صَلَواتُكَ عَلَیهِ وآلِهِ، فَلَكَ الحَمدُ رَبَّنا، اللَّهُمَّ اجعَلنی مِمَّن یحِلُّ حَلالَهُ ویحَرِّمُ حَرامَهُ، ویؤمِنُ بِمُحكَمِهِ ومُتَشابِهِهِ، وَاجعَلهُ لی انساً فی قَبری، وانساً فی حَشری، وَاجعَلنی مِمَّن تُرَقّیهِ بِكُلِّ آیةٍ قَرَأَها دَرَجَةً فی أعلى عِلِّیینَ، آمینَ رَبَّ العالَمینَ.
1380. مكارم الأخلاق- در دعا به هنگام فراغت از خواندن قرآن-: خدایا! من، كتاب تو را كه بر پیامبر راستگویت- كه درودهاى تو بر او و خاندانش باد- فرو فرستادى و فرمان به خواندن آن دادى، خواندم. پس ستایش، تو راست، اى پروردگار ما!
بار خدایا! مرا از كسانى قرار ده كه حلال آن را حلال و حرامش را حرام مىدانند، و به محكم و متشابهش ایمان دارند. آن را در قبرم و در هنگام محشور شدنم، مونس من قرار ده، و مرا از كسانى قرار ده كه براى هر آیهاى كه مىخوانند، آنان را یك درجه در بالاترین منزلگاههاى بهشت، بالا مىبرى. آمین، اى پروردگار جهانیان!
مستجاب شدن دعا در هنگام ختم قرآن
1383. الكافی عن محمّد بن بشیر: قالَ عَلىُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام: مَن خَتَمَهُ [القُرآنَ] كانَت لَهُ دَعوَةٌ مُستَجابَةٌ مُؤَخَّرَةٌ أو مُعَجَّلَةٌ، قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! خَتَمَهُ كُلَّهُ؟ قالَ: خَتَمَهُ كُلَّهُ.
1383. الكافى- به نقل از محمّد بن بشیر-: امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «هر كس قرآن را ختم كند، [نزد خدا] یك دعاى اجابت شده دارد، [حال، اجابت آن] دیر باشد یا زود».
گفتم: فدایت شوم! همه آن را ختم كند؟ فرمود: «همه آن را ختم كند».
فصل ششم: قاریان قرآن:
1388. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: لَیسَ القُرآنُ بِالتِّلاوَةِ، وَ لَا العِلمُ بِالرِّوایةِ، وَ لكِنَّ القُرآنَ بِالهِدایةِ، وَ العِلمَ بِالدِّرایةِ.[7]
1388. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: [ارزشِ] قرآن، به خواندن نیست، و [ارزشِ] علم، به نقل كردن نیست؛ بلكه [ارزشِ] قرآن، به هدایت شدن [به وسیله آن] است، و [ارزشِ] علم، به فهمیدن.
1389. عنه صلى الله علیه و آله: یأتی عَلَى النّاس زَمانٌ یتَعَلَّمونَ فیهِ القُرآنَ فَیحفَظونَ حُروفَهُ، وَ یضَیعونَ حُدودَهُ، فَوَیلٌ لَهُم مِمّا جَمَعوا ووَیلٌ لَهُم مِمّا ضَیعوا.[8]
1389. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: زمانى فرا مىرسد كه مردم، قرآن را یاد مىگیرند و كلماتش را حفظ مىكنند؛ امّا احكام آن را كنار مىگذارند. پس واى بر آنان از آنچه حفظ كردهاند، و واى بر آنان براى آنچه كنار گذاردهاند!
1390. عنه صلى الله علیه و آله: مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ فَلَم یعمَل بِهِ وآثَرَ عَلَیهِ حُبَّ الدُّنیا وزینَتَهَا، استَوجَبَ سَخَطَ اللَّهِ تَعالى، وَ كانَ فِی الدَّرَجَةِ مَعَ الیهودِ وَالنَّصارى، الَّذینَ ینبِذونَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهورِهِم.
1390. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر كس قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند و دوستى دنیا و زیور آن را بر قرآن ترجیح دهد، مستوجب خشم خداوند متعال است و با یهود و نصارا كه كتاب خدا را پشت سرشان انداختند، همدرجه خواهد بود.
1395. عنه صلى الله علیه و آله: ما آمَنَ بِالقُرآنِ مَنِ استَحَلَّ مَحارِمَهُ.
1395. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: كسى كه حرامهاى قرآن را حلال بشمارد، به قرآن ایمان نیاورده است.
انواع قاریان
1404. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: یكونُ خَلفٌ مِن بَعدِ سِتّینَ سَنَةً أضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهواتِ فَسَوفَ یلقَونَ غَیاً، ثُمَّ یكونُ خَلفٌ یَقرَؤونَ القُرآنَ لا یَعدو تَراقِیهُم ، وَ یَقرَأُ القُرآنَ ثَلاثَةٌ: مُؤمِنٌ و مُنافِقٌ وَ فاجِرٌ.[9]
1404. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: پس از شصت سال، نسلى جانشین شما مىآیند كه نماز را فرو مىنهند و از هوسها پیروى مىكنند و به زودى، [سزاى] گمراهى [شان] را خواهند دید.
سپس نسلى جانشین مىشوند كه قرآن مىخوانند؛ امّا از استخوان تَرقُوه آنان تجاوز نمىكند.[10] قاریان قرآن، سه دسته اند: مؤمن و منافق و فاسد.
(نماز خوان ها هم سه گروه هستند)
نكوهش گروهى از قاریان
1414. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: رُبَّ تالٍ لِلقُرآنِ وَ القُرآنُ یلعَنُهُ.
1414. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: چه بسا تلاوت كننده قرآن كه قرآن لعنتش مىكند.
(چه بسا نماز خوانی که نماز او را لعنت می کند)
1429. الإمام الباقر علیه السلام: مَن دَخَلَ عَلى إمامٍ جائِرٍ فَقَرَأَ عَلَیهِ القُرآنَ یریدُ بِذلِكَ عَرَضاً مِن عَرَضِ الدُّنیا، لُعِنَ القارِئُ بِكُلِّ حَرفٍ عَشرَ لَعَناتٍ، وَ لُعِنَ المُستَمِعُ بِكُلِّ حَرفٍ لَعنَةً.
1429. امام باقر: هر كس بر پیشوایى ستمگر وارد شود و براى رسیدن به مال و منالى از دنیا براى او قرآن بخواند، قارى به ازاى هر حرفى [كه مىخواند]، ده لعنت مىشود و شنونده به ازاى هر حرفى، یك لعنت مىشود.
سزاى گروهى از قاریان
1437. عنه صلى الله علیه و آله: یؤمَرُ بِرِجالٍ إلَى النّارِ، فَیقولُ اللَّه جَلَّ جَلالُهُ لِمالِكٍ: قُل لِلنّارِ: ... و لا تُحرِقی لَهُم ألسُناً فَقَد كانوا یكثِرونَ تِلاوَةَ القُرآنِ، قالَ:
فَیقولُ لَهُم خازِنُ النّارِ: یا أشقِیاءُ، ما كانَ حالُكُم؟ قالوا: كُنّا نَعمَلُ لِغَیرِ اللَّهِ تَعالى، فَقیلَ لَنا: خُذوا ثَوابَكُم مِمَّن عَمِلتُم لَهُ.
1437. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: [در روز قیامت] فرمان داده مىشود كه مردانى را به سوى آتش ببرند.
خداوند پر شكوه به مالك[11] مىفرماید: «به آتش بگو: ... زبانهاى آنها را نسوزان؛ چرا كه آنان زیاد قرآن تلاوت مىكردند».
نگهبان آتش به آنان مىگوید: اى بدبختها! مگر چگونه بودهاید؟
آنان مىگویند: ما براى غیر خداى متعال كار مىكردیم. پس به ما گفته شد كه: پاداش خود را از همان كسى بگیرید كه برایش كار كردهاید.
1440. الإمام الباقر عن آبائه علیهم السلام: أنّ عَلِیاً علیه السلام قالَ: إنَّ فی جَهَنَّمَ رَحاً تَطحَنُ (خَمساً) أفَلا تَسأَلونَ ما طَحنُها؟ فَقیلَ لَهُ: فَما طَحنُها یا أمیرَ المُؤمِنینَ؟ قالَ: العُلَماءُ الفَجَرَةُ، وَ القُرّاءُ الفَسَقَةُ، وَ الجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَ الوُزَراءُ الخَوَنَةُ، وَ العُرَفاءُ الكَذَبَةُ.
1440. امام باقر- از پدرانش-: على علیه السلام فرمود: «در جهنّم، آسیابى است كه پنج گروه را آرد مىكند. آیا نمىپرسید كه چه چیزى را آرد مىكند؟».
گفته شد: چه چیزى را آرد مىكند، اى امیر مؤمنان؟
فرمود: «عالمان تبهكار، و قاریان گنهكار، و فرمانروایان ستمكار، و وزیران خیانتكار، و مباشران دروغگو را».
فصل یكم: نیاز به تفسیر و تأویل قرآن
1454. الإمام الرضا علیه السلام: مَن رَدَّ مُتَشابِهَ القُرآنِ إلى مُحكَمِهِ هُدِی إلى صِراطٍ مُستَقیمٍ.
1454. امام رضا علیه السلام: هر كس متشابه قرآن را به محكمِ آن ارجاع دهد، به راه راست، هدایتشده است. (اهدنا الصراط المستقیم)
وجوه قرآن
1457. عنه صلى الله علیه و آله: لا یفقَهُ الرَّجُلُ كُلَّ الفِقهِ، حَتّى یرى لِلقُرآنِ وُجوهاً كَثیرَةً.[12]
1457. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: انسان، فقیه (دینْآگاهِ) كامل نخواهد شد، مگر آن گاه كه براى قرآن، وجوه فراوانى بداند.
[1] ص: 29.
[2] النساء: 82.
[3] كنز العمّال: ج 10 ص 176 ح 28917 نقلًا عن الدارقطنی فی الإفراد عن ابن عمر.
[4] المزمّل: 20.
[5] الرحمن: 13.
[6] جمع میان این روایت و روایات پیش از آن، این است كه خواندن قرآن براى جُنُب و حائض مكروه است مگر سورههاى سجدهدار كه خواندن آنها حرام است.
[7] الفردوس: ج 3 ص 398.
[8] الفردوس: ج 5 ص 443.
[9] مسند ابن حنبل: ج 4 ص 78.
[10] یعنى قرآن، در دلشان وارد نمىشود.
[11] مالك، نام نگهبان دوزخ است.
[12] تفسیر الثعالبی: ج 1 ص 138.