340. عنه علیه السلام: كِتابُ اللَّهِ فیهِ نَبَأُ ما قَبلَكُم، وخَبَرُ ما بَعدَكُم، وفَصلُ ما بَینَكُم، ونَحنُ نَعلَمُهُ.

340 امام صادق علیه السلام: در كتاب خدا، اخبار آنچه پیش از شما بوده و اخبار آنچه پس از شما به وقوع خواهد پیوست، و [احكام‏] داورى میان شما، وجود دارد و ما، آنها را مى‏دانیم.

342 الكافی عن عبد الأعلى بن أَعین: سَمِعتُ أبا عَبدِ اللَّهِ علیه السلام یقولُ: ... أنَا أعلَمُ كِتابَ اللَّهِ، وفیهِ بَدءُ الخَلقِ وما هُوَ كائِنٌ إلى‏ یومِ القِیامَةِ، وفیهِ خَبَرُ السَّماءِ وخَبَرُ الأَرضِ، وخَبَرُ الجَنَّةِ، وخَبَرُ النّارِ، وخَبَرُ ما كانَ وخَبَرُ ما هُوَ كائِنٌ، أعلَمُ ذلِكَ كَما أنظُرُ إلى‏ كَفّی، إنَّ اللَّهَ یقولُ: فیهِ تِبیانُ كُلِّ شَی‏ءٍ[1].

342 الكافى‏- به نقل از عبد الأعلى بن اعین-: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى‏فرماید: «... من به كتاب خدا، دانایم. [اخبار مربوط به‏] آغاز آفرینش و آنچه تا روز قیامت به وجود خواهد آمد و اخبار آسمان و زمین، و اخبار بهشت و اخبار دوزخ، و اخبار آنچه بوده و اخبار آنچه خواهد بود، همه، در قرآن‏اند و من، اینها را مانند كفِ دستم مى‏شناسم. خداوند مى‏فرماید كه در قرآن، هر چیزى بیان شده است».

385 الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ لِلقُرآنِ ظاهِراً وباطِناً، و مُحكَماً و مُتَشابِهاً، وناسِخاً ومَنسوخاً.

385 امام باقر علیه السلام: قرآن، ظاهرى دارد و باطنى، محكمى و متشابهى، و ناسخى و منسوخى.

436 تفسیر القمّی عن أبی الجارود- فی قَولِهِ تَعالى‏: «إِنَّ رَبَّكَ یعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَی اللَّیلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ»[2]-: قالَ أبو جَعفَرٍ علیه السلام: فَفَعَلَ النَّبِی صلى الله علیه و آله ذلِكَ وبَشَّرَ النّاسَ بِهِ، ... وَاعلَموا أنَّهُ لَم یأتِ نَبِی قَطُّ إلّا خَلا بِصَلاةِ اللَّیلِ، ولا جاءَ نَبِی قَطُّ بِصَلاةِ اللَّیلِ فی أوَّلِ اللَّیلِ.

436 تفسیر القمّى‏- به نقل از ابو الجارود، در باره این سخن خداوند: «پروردگار تو مى‏داند كه تو نزدیك به دو سوم شب یا نیمى از آن یا یك سوم آن را [به نماز] بر مى‏خیزى»-: امام باقر علیه السلام فرمود: «پیامبر صلى الله علیه و آله این كار را مى‏كرد و به مردم، بشارت آن را مى‏داد ... بدانید كه هرگز هیچ پیامبرى نیامد، مگر این كه تكلیف فردى نماز شب داشت و هیچ پیامبرى هرگز نماز شب را براى اوّل شب نیاورد».

(نماز شب برای همه پیامبران واجب بود)

حاكم بر كتاب‏هاى آسمانى‏

«وَ أَنْزَلْنا إِلَیكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَیمِناً عَلَیهِ»[3].

«ما این كتاب (قرآن) را به حق به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى كه تصدیق كننده كتاب‏هاى پیشین و حاكم بر آنهاست».

469 رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: إنَّ اللَّهَ عز و جل جَعَلَ كِتابِی المُهَیمِنَ عَلى‏ كُتُبِ الأَنبِیاءِ علیهم السلام، النّاسِخَ لَها، ولَقَد جِئتُ بِتَحلیلِ ما حَرَّموا وتَحریمِ بَعضِ ما أحَلّوا.

469 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خداوند عز و جل، كتاب مرا حاكم بر كتاب‏هاى پیامبران و نسخ كننده آنها قرار داد.

من با حلال كردن آنچه آنان حرام كردند و حرام كردن پاره‏اى از چیزهایى كه آنان حلال كردند، آمده‏ام.

470 عنه صلى الله علیه و آله: اعطیتُ السُّوَرَ الطِّوالَ مَكانَ التَّوراةِ، واعطیتُ المِئینَ مَكانَ الإِنجیلِ، واعطیتُ المَثانِی مَكانَ الزَّبورِ، وفُضِّلتُ بِالمُفَصَّلِ؛ ثَمانٌ وسِتّونَ سورَةً، وهُوَ مُهَیمِنٌ عَلى‏ سائِرِ الكُتُبِ، وَالتَّوراةِ لِموسى‏ وَالإِنجیلِ لِعیسى‏ وَالزَّبورِ لِداوودَ.

470 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: سوره‏هاى بلند، به جاى تورات به من داده شده است، صدتایى‏ها، به جاى انجیل، و دوگان‏ها به جاى زبور. سوره‏هاى تفصیلى [و كوتاه‏] نیز- كه شصت و هشت سوره است-، افزون، به من داده شده است. این قرآن، حاكم بر دیگر كتاب‏ها است. بر تورات موسى، انجیل عیسى و زبور داوود.

(نماز ما برتر از نماز یهود و مسیحیان است چون در نماز کتاب آسمانی می‌خوانیم و کتاب آسمانی ما [قرآن] ما از کتاب آسمانی آنها بالاتر است)

بخش دوم: بركات قرآن‏

راه‏نمایى كردن به درست‏ترین راه‏هاى خوش‏بختى‏

527 الإمام علی علیه السلام: اعلَموا أنَّ هذَا القُرآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یغُشُّ، وَالهادِی الَّذی لا یضِلُّ، وَالمُحَدَّثُ الَّذی لا یكذِبُ، وما جالَسَ هذَا القُرآنَ أحَدٌ إلّاقامَ عَنهُ بِزِیادَةٍ أو نُقصانٍ؛ زِیادَةٍ فی هُدىً، أو نُقصانٍ مِن عَمىً.

527 امام على علیه السلام: بدانید كه این قرآن، خیرخواه [و مشاورى‏] است كه خیانت نمى‏ورزد، و راه‏نمایى است كه گم‏راه نمى‏كند، و گوینده‏اى است كه دروغ نمى‏گوید. هیچ كس با این قرآن ننشست، مگر این كه از نزد آن با افزایشى یا كاهشى برخاست: افزایش در هدایت یا كاهش در كورى [و گم‏راهى‏].

(روزانه پنج بار ما در نماز با قرآن همنشین می‌شویم و فایده نماز زیادی در هدایت و کاهش در گمراهی است)

528 عنه علیه السلام: القُرآنُ أفضَلُ الهِدایتَینِ‏[4].

528 امام على علیه السلام: قرآن [در مقایسه با هر هدایتگر دیگر]، بهترین هدایت است. (در نماز می‌گوییم : اهدنا الصراط المستقیم)

فصل دوم: بركات قرآن براى دل‏ها

شفاى دل‏ها

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً».[5]

«و ما آنچه را براى مؤمنان، مایه درمان و رحمت است، از قرآن، نازل مى‏كنیم؛ ولى براى ستمگران، جز بر زیان آنها نمى‏افزاید». (نماز هم همین طور است و برخی را بدتر می‌کند)

545 عنه صلى الله علیه و آله: مَن لَم یستَشفِ بِالقُرآنِ فَلا شَفاهُ اللَّهُ!

545 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خدا كسى را كه از قرآن شفا نجوید، شفا نمى‏دهد.

547 الإمام علی علیه السلام: كَلامُ اللَّهِ دَواءُ القَلبِ.

547 امام على علیه السلام: كلام خدا، داروى دل است.

555 الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام: شَكا رَجُلٌ إلَى النَّبِی صلى الله علیه و آله وَجَعاً فی صَدرِهِ، فَقالَ صلى الله علیه و آله: استَشفِ بِالقُرآنِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ عز و جل یقولُ: «وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ»[6].

555 امام صادق‏- به نقل از پدرانش علیهم السلام-: مردى، از دردى در سینه‏اش به پیامبر صلى الله علیه و آله شِكوه كرد. فرمود: «از قرآن، شفا بجوى؛ چرا كه خداوند عز و جل مى‏فرماید: «شفاى دردهاى سینه‏هاست»».[7]

(قرآن درمان جسم هم هست)

شفای سینه

556 رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: إنَّ لِلقُلوبِ صَدَأً كَصَدَإِ النُّحاسِ، فَاجلوها بِالاستِغفارِ و تِلاوَةِ القُرآنِ.

556 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: دل‏ها نیز همچون مس، زَنگار مى‏گیرند. پس آنها را با آمرزش‏خواهى و تلاوت قرآن، جَلا دهید.

557 شعب الإیمان عن ابن عمر: قالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: إنَّ هذِهِ القُلوبَ تَصدَأُ كَما یصدَأُ الحَدیدُ إذا أصابَهُ الماءُ، قیلَ: یا رَسولَ اللَّهِ، وما جِلاؤُها؟ قالَ: كَثرَةُ ذِكرِ المَوتِ، وتِلاوَةُ القُرآنِ.[8]

557 شُعَب الإیمان‏- به نقل از ابن عمر-: پیامبر خدا علیه السلام فرمود: «همچنان كه اگر آب به آهن برسد، زنگ مى‏زند، این دل‏ها نیز زنگ مى‏زنند».

گفته شد: جلا دهنده آنها چیست؟

فرمود: «بسیار به یاد مرگ بودن و تلاوت قرآن».

(یاد مرگ و تلاوت قرآن در نماز است ؛ وقتی می‌خواهی نماز را شروع کنی با خودت بگو این آخرین نماز من است)

بهترین مونس

560 الإمام علی علیه السلام: مَن أنِسَ بِتِلاوَةِ القُرآنِ، لَم توحِشهُ مُفارَقَةُ الإِخوانِ.

560 امام على علیه السلام: كسى كه با تلاوت قرآن انس گیرد، از جدایى برادران، احساس تنهایى نخواهد كرد.

562. الإمام زین العابدین علیه السلام: لَو ماتَ مَن بَینَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ، لَمَا استَوحَشتُ بَعدَ أن یكونَ القُرآنُ مَعی.

562 امام زین العابدین علیه السلام: اگر همه مردمان، از مشرق تا مغرب عالم بمیرند، با بودن قرآن در كنار من، هیچ گاه احساس تنهایى نمى‏كنم.

563 الإمام الصادق علیه السلام: طَلَبتُ الانسَ فَوَجَدتُهُ فی قِراءَةِ القُرآنِ.

563 امام صادق علیه السلام: مونس دل را جستجو كردم و آن را در قرائت قرآن یافتم.

(انس با نماز ؛ چون در آین قرآن است)

افزایش ایمان‏

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ».[9]

«مؤمنان، همان كسانى هستند كه چون خدا یاد شود، دل‏هایشان بترسد، و چون آیات او برایشان خوانده شود، بر ایمانشان افزوده شود، و بر پروردگار خود، توكّل مى‏كنند». (با خواندن قرآن که قستی از نماز است ایمان و باور انسان زیاد می‌شود)

566 رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: وَالَّذی نَفسی بِیدِهِ! إنَّ القُرآنَ وَالذِّكرَ لَینبِتانِ الإِیمانَ فِی القَلبِ كَما ینبِتُ الماءُ العُشبَ.[10]

566 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، قرآن و یاد خدا، ایمان را در دل مى‏رویانند، همچنان كه آب، سبزه را مى‏رویانَد.

567 الإمام علی علیه السلام: لِقاحُ الإِیمانِ تِلاوَةُ القُرآنِ.

567 امام على علیه السلام: تلاوت قرآن، ایمان را بارور مى‏كند.

(با نماز ایمان بارور می شود)

فصل سوم: بركات قرآن براى خانه‏

چراغ خانه‏

570 عنه صلى الله علیه و آله: نَوِّروا مَنازِلَكُم بِالصّلاةِ و قِراءَةِ القُرآنِ.[11]

570 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خانه‏هایتان را با نماز و تلاوت قرآن، روشن گردانید.

درخشندگى براى اهل آسمان‏

571 رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: نَوِّروا بُیوتَكُم بِتِلاوَةِ القُرآنِ ولا تَتَّخِذوها قُبوراً كَما فَعَلَتِ الیهودُ وَالنَّصارى‏؛ صَلّوا فِی الكَنائِسِ وَالبِیعِ وعَطَّلوا بُیوتَهُم، فَإِنَّ البَیتَ إذا كَثُرَ فیهِ تَلاوَةُ القُرآنِ كَثُرَ خَیرُهُ، وَ اتَّسَعَ أهلُهُ.

571 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خانه‏هاى خود را با تلاوت قرآن، روشن سازید و آنها را گورستان نكنید، چنان كه یهود و نصارا كردند: نمازشان را در كلیساها و كنیسه‏هاى خود مى‏خواندند و خانه‏هایشان از عبادت، تهى بود؛ زیرا هر گاه در خانه، قرآن، بسیار خوانده شود، خیر و بركتش افزون مى‏شود و اهل آن خانه، در گشایش قرار مى‏گیرند.

574 عنه علیه السلام: إنَّ البُیوتَ الَّتی یصَلّى‏ فیها بِتِلاوَةِ القُرآنِ، تُضی‏ءُ لِاهلِ السَّماءِ كَما تُضی‏ءُ نُجومُ السَّماءِ لِأَهلِ الأَرضِ.

574 امام صادق علیه السلام: خانه‏هایى كه در آنها با تلاوت قرآن، نماز گزارده مى‏شود، براى آسمانیان، چنان مى‏درخشند كه ستارگان آسمان، براى زمینیان مى‏درخشند.

(در روایت داریم که وقتی حضرت فاطمه نماز می خواندند نورشان به اهل آسمان می درخشید همانگونه که نور ستارگان به زمین می درخشید)

فراوانى خیر و بركت‏

577 عنه صلى الله علیه و آله: اجعَلوا لِبُیوتِكُم نَصیباً مِنَ القُرآنِ؛ فَإِنَّ البَیتَ إذا قُرِئَ فیهِ القُرآنُ آنَسَ عَلى‏ أهلِهِ، وكَثُرَ خَیرُهُ، و كانَ ساكِنیهِ مُؤمِنُو الجِنِّ، وَالبَیتَ إذا لَم یقرَأ فیهِ القُرآنُ وَحِشَ عَلى‏ أهلِهِ، وقَلَّ خَیرُهُ، وكانَ ساكِنیهِ كَفَرَةُ الجِنِّ.

577 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: براى خانه‏هایتان، بهره‏اى از قرآن قرار دهید؛ زیرا خانه، هر گاه قرآن در آن خوانده شود، با اهل خود، انس مى‏گیرد و خیر [و بركت‏] آن، افزون مى‏شود و جنّیان خداپرست، در آن ساكن مى‏شوند. خانه، هر گاه، قرآن در آن خوانده نشود، از اهل خود، بیگانه مى‏شود و خیر [و بركت‏] آن، كاستى مى‏گیرد و جنّیان كافر، در آن سُكنا مى‏گُزینند.

579 عنه صلى الله علیه و آله: اجعَلوا فی بُیوتِكُم مِن صَلاتِكُم، وَاعمُروها بِالقُرآنِ؛ فَإِنَّ أفقَرَ البُیوتِ بَیتٌ لا یقرَأُ فیهِ كِتابُ اللَّهِ عز و جل.[12]

579 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: بخشى از نمازهایتان را در خانه‏هایتان بخوانید و آنها را با قرآن، آباد كنید؛ زیرا فقیرترینِ خانه‏ها، خانه‏اى است كه در آن، كتاب خداوند عز و جل خوانده نمى‏شود.

راندن شیاطین‏

582 الإمام علی علیه السلام: البَیتُ الَّذی یقرَأُ فیهِ القُرآنُ ویذكَرُ اللَّهُ عز و جل فیهِ تَكثُرُ بَرَكَتُهُ، وتَحضُرُهُ‏ المَلائِكَةُ، وتَهجُرُهُ الشَّیاطینُ، ... وإنَّ البَیتَ الَّذی لا یقرَأُ فیهِ القُرآنُ ولا یذكَرُ اللَّهُ عز و جل فیهِ، تَقِلُّ بَرَكَتُهُ، وتَهجُرُهُ المَلائِكَةُ، وتَحضُرُهُ الشَّیاطینُ.

582 امام على علیه السلام: خانه‏اى كه در آن، قرآن خوانده شود و خداوند عز و جل در آن یاد شود، بركتش بسیار مى‏گردد و فرشتگان، به آن خانه، آمد و شد مى‏كنند و شیاطین، از آن دور مى‏شوند، ... و خانه‏اى كه در آن، قرآن خوانده نشود و خداوند عز و جل در آن یاد نشود، بركتش كم مى‏گردد و فرشتگان از آن دور مى‏شوند و شیاطین به آن، آمد و شد مى‏كنند.

(در خانه ای که نماز خوانده شود فرشتگان حاضر می شوند)

584 الإمام الصادق عن أبیه علیهما السلام: أنَّهُ كانَ یستَحِبُّ أن یعَلَّقَ المُصحَفُ فِی البَیتِ یتَّقى‏ بِهِ مِنَ الشَّیاطینِ، قالَ: ویستَحِبُّ ألّا یترَكَ مِن القِراءَةِ فیهِ.

584 امام صادق‏- در باره پدرش علیهما السلام-: ایشان (امام باقر علیه السلام) دوست مى‏داشت كه در خانه، مُصحَف (قرآن)، آویزان باشد تا به واسطه آن، از شیاطین، محفوظ بمانَد. همچنین دوست داشت كه قرائت قرآن، ترك نشود.

دعوت به بهشت

593 الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ القُرآنَ زاجِرٌ وآمِرٌ، یأمُرُ بِالجَنَّةِ وَ یَزجُرُ عَنِ النّارِ.

593 امام صادق علیه السلام: قرآن، باز دارنده و فرا خواننده است: به بهشت، فرا مى‏خوانَد و از دوزخ، باز مى‏دارد.

(نماز هم همین طور است : به حضرت شعیب گفتند : اصلاتک تامرک ... و همچنین ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر)


[1] إشارة إلى قوله تعالى: « وَ نَزَّلْنا عَلَیكَ الْكِتابَ تِبْیاناً لِكُلِّ شَی‏ءٍ» النحل: 89.

[2] المزّمل: 20.

[3] المائدة: 48.

[4] الظاهر أنّه لم یقصد من« الهدایتین» هدایةً بخصوصها فی قبال القرآن؛ بل المراد أنّ القرآن إذا قیس مع أی شی‏ءٍ من الهدایات، ترى‏ القرآن أفضل منه.

[5] الإسراء: 82 وراجع: فصّلت: 44.

[6] یونس: 57.

[7] ملا محمد مازندرانى مى‏گوید: این فرموده« از قرآن شفا بجوى» یعنى با خواندن آن؛ به قصد شفا و یا بدون آن. مطلق آوردن كلمه قرآن، نشان مى‏دهد كه هر آیه‏اى و هر سوره‏اى شفاست. در خصوص درمان برخى بیمارى‏ها، روایت شده كه از آیه‏ها و سوره‏هایى خاص شفا طلبیده شود. سوره حمد براى شفاى همه بیمارى‏ها مفید و تجربه شده است؛ بخصوص اگر هفتاد بار تلاوت شود. خداوند عزیز جلیل، در توصیف قرآن فرموده است:« شفایى است براى آنچه در سینه‏هاست» عمومیت این آیه، شامل همه بیمارى‏هایى است كه در سینه‏ها پدید مى‏آید، از درد و اندوه و غم و نادانى و جز اینها، و دلیلى بر اختصاص دادن شفا به شفاى از جهل وجود ندارد( شرح اصول الكافى: ج 11 ص 16).

[8] شعب الإیمان: ج 2 ص 353.

[9] الأنفال: 2.

[10] الفردوس: ج 3 ص 115.

[11] شعب الإیمان: ج 2 ص 358.

[12] كنز العمّال: ج 15 ص 393.