حدیث
26. قالَ أبُو الحَسَنِ علیه السلام: فَمَن زَعَمَ أنَّهُنَّ لَم یزَلْنَ مَعَهُ فَقَد أظهَرَ أنَّ اللَّهَ لَیسَ بِأَوَّلِ قَدیمٍ وَ لا واحِدٍ.
فَقالَ أبو قُرَّةَ: وإنّا رُوِّینا أنَّ الكُتُبَ كُلَّها تَجیءُ یومَ القِیامَةِ، وَالنّاسُ فی صَعیدٍ واحِدٍ صُفوفٌ قِیامٌ لِرَبِّ العالَمینَ ینظُرونَ حَتّى تَرجِعَ فیهِ، لِأَنَّها مِنهُ وهِی جُزءٌ مِنهُ فَإِلَیهِ تَصیرُ.
قالَ أبُو الحَسَنِ علیه السلام: فَهكَذا قالَتِ النَّصارى فِی المَسیحِ: إنَّهُ روحُهُ وجُزءٌ مِنهُ ویرجِعُ فیهِ، وكَذلِكَ قالَتِ المَجوسُ فِی النّارِ وَالشَّمسِ: إنَّهُما جُزءٌ مِنهُ ویرجِعُ فیهِ، تَعالى رَبُّنا أن یكونَ مُتَجَزِّئاً أو مُختَلِفاً.
26. امام رضا علیه السلام: امام رضا علیه السلام فرمود: پس هر كه بگوید:" کتاب های آسمانی از ازَل با او (خدا) بودهاند"، در حقیقت، اظهار داشته كه خدا، نه نخستین موجودِ قدیم است و نه یگانه، و كلام، پیوسته با او بوده است و آن [كلام] را آغازى [و علّتى] نیست، در حالى كه [كلام،] خدا نیست [كه ازَلى و بىنیاز از علّت باشد]».
ابو قُرّه گفت: ما روایت داریم كه در روز قیامت، همه كتابها [ى آسمانى] مىآیند، در حالى كه مردمان در بیابانى یكدست، براى پروردگار جهانیان، به صف ایستادهاند و منتظرند تا آن كتابها به سوى او باز گردند؛ زیرا آنها از اویند و جزئى از او هستند. از این رو، به سوى او باز مىگردند.
امام رضا علیه السلام در جواب فرمود: «نصارا نیز در باره مسیح، چنین مىگویند كه او، روح خدا و جزئى از اوست و به سوى او باز مىگردد. مجوسیان هم در باره آتش و خورشید، چنین مىگویند كه این دو، جزئى از خدایند و به سوى او باز مىگردند. پروردگار ما از این كه تجزیهپذیر یا ناهمگون باشد، برتر است».
30. الإمام علی علیه السلام: سَمِعتُ رَسولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یقولُ: أتانی جَبرَئیلُ فَقالَ: یا مُحَمَّدُ، سَیكونُ فی امَّتِكَ فِتنَةٌ، قُلتُ: فَمَا المَخرَجُ مِنها؟ فَقالَ: كِتابُ اللَّهِ ... وهُوَ حَبلُ اللَّهِ المَتینُ، وهُوَ الذِّكرُ الحَكیمُ.
30. امام على علیه السلام: از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه مىفرماید: «جبرئیل علیه السلام نزد من آمد و گفت: اى محمّد! به زودى در میان امّت تو، فتنهاى پدید خواهد آمد».
گفتم: راه بیرون رفتن از آن چیست؟ فرمود: «كتاب خدا ... كه ریسمان محكم خدا و یادآورى استوار است».
44. عنه صلى الله علیه و آله: إنَّ أصدَقَ الحَدیثِ كِتابُ اللَّهِ، و أفضَلَ الهَدی هَدی مُحَمَّدٍ.
44. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: راستترین سخن، كتاب خداست و برترین رهنمود، رهنمود محمّد.
(ما در نماز از خدا میخواهیم ما را هدایت کند و هدایت در پیروی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است)
58. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: القُرآنُ هُوَ النّورُ المُبینُ، وَالذِّكرُ الحَكیمُ، وَالصِّراطُ المُستَقیمُ.[1]
58. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: قرآن، نور روشنگر، یاد استوار و راه راست است. (در نماز از خدا میخواهیم که ما را در صراط مستقیم قرار دهد)
68. عنه صلى الله علیه و آله: اوصیكُم بِتَقوَى اللَّهِ عز و جل وَالقُرآنِ، فَإِنَّهُ نورُ الظُّلمَةِ وهُدَى النَّهارِ، فَاتلوهُ عَلى ما كانَ مِن جَهدٍ وفاقَةٍ.[2]
68. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: شما را به پروا كردن از خداوند عز و جل و [تمسّك به] قرآن، سفارش مىكنم؛ چرا كه قرآن، در تاریكى، نور است و در روز، راهنما. پس آن را- اگر چه در حال رنج و فقر باشید-، بخوانید.
74. الإمام الباقر علیه السلام- فی قَولِهِ تَعالى: «لَوْ لا فُصِّلَتْ آیاتُهُ ءَ أَعْجَمِی وَ عَرَبِی»[3]-: لَو كانَ هذَا القُرآنُ أعجَمِیاً [4] لَقالوا كَیفَ نَتَعَلَّمُهُ وَ لِسانُنا عَرَبِی وأتَیتَنا بِقُرآنٍ أعجَمِی! فَأَحَبَّ اللَّهُ أن ینَزِّلَهُ بِلِسانِهِم، وقَد قالَ اللَّهُ عز و جل: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ»[5].
74. امام باقر علیه السلام- در باره این سخن خداوند متعال: «چرا آیههاى آن، به روشنى بیان نشده است؟ [كتابى] غیر عربى و [مخاطب آن، مردم] عربزبان؟»-: اگر این قرآن، غیر عربى بود، [عربها] مىگفتند: «در حالى كه زبان ما عربى است، چگونه قرآنى را كه به زبان غیر عربى براى ما آمده است، فرا بگیریم؟!». پس خدا، دوست داشت كه آن را به زبان ایشان، فرو فرستد. خداوند عز و جل فرموده است: «و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم، مگر به زبان مردم خودش».
75. عنه علیه السلام: ما أنزَلَ اللَّهُ تَعالى كِتاباً ولا وَحیاً إلّا بِالعَرَبِیةِ، فَكانَ یقَعُ فی مَسامِعِ الأَنبِیاءِ علیهم السلام بِأَلسِنَةِ قَومِهِم، وكانَ یقَعَ فی مَسامِعِ نَبِینا صلى الله علیه و آله بِالعَرَبِیةِ، فَإِذا كَلَّمَ بِهِ قَومَهُ كَلَّمَهُم بِالعَرَبِیةِ، فَیقَعُ فی مَسامِعِهِم بِلِسانِهِم.
75. امام باقر علیه السلام: خداوند متعال، هیچ كتابى و وحىاى نفرستاد، مگر به زبان عربى؛ امّا پیامبران علیهم السلام آن را به زبان قومشان مىشنیدند و پیامبر ما، آن را به زبان عربى مىشنید. بنا براین، چون آن را براى قومش مىگفت، به زبان عربى بیان مىنمود و آنها هم به زبان خودشان مىشنیدند.
76. الإمام الصادق علیه السلام: تَعَلَّمُوا العَرَبِیةَ؛ فَإِنَّها كَلامُ اللَّهِ الَّذی تَكَلَّمَ[6] بِهِ خَلقَهُ.
76. امام صادق علیه السلام: زبان عربى را بیاموزید؛ زیرا كلام [و زبان] خداست كه با آن، با آفریدگانش سخن گفته است.
84. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: عَلَیكُم بِالقُرآنِ فَإِنَّهُ الشِّفاءُ النّافِعُ، وَالدَّواءُ المُبارَكُ، وعِصمَةٌ لِمَن تَمَسَّكَ بِهِ، ونَجاةٌ لِمَنِ اتَّبَعَهُ.
84. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: به قرآن، چنگ زنید؛ چرا كه شفابخشى سودمند و دارویى خجسته است، و نگهدار كسى است كه بدان چنگ زند، و نجاتبخشِ كسى است كه از آن، پیروى كند.
«یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ».[7]
«اى مردم! به یقین، براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى، و درمانى براى آنچه در سینههاست، و رهنمود و رحمتى براى ایمان آورندگان [به خدا] آمده است».
86. عنه صلى الله علیه و آله: إنَّ هذَا القُرآنَ هُوَ النّورُ المُبینُ ... وَالشِّفاءُ الأَشفى ... مَنِ استَشفى بِهِ شَفاهُ اللَّهُ.
86. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: این قرآن، نور روشنگر ... و شفابخشترین درمان است .... هر كه از آن بهبود جوید، خداوند او را بهبود مىبخشد.
89. عنه علیه السلام: تَعَلَّمُوا القُرآنَ فَإِنَّهُ أحسَنُ الحَدیثِ، و تَفَقَّهوا فیهِ فَإِنَّهُ رَبیعُ القُلوبِ، وَ استَشفوا بِنورِهِ فَإِنَّهُ شِفاءُ الصُّدورِ.
89. امام على علیه السلام: قرآن بیاموزید؛ چرا كه نیكوترین سخن است، و در آن اندیشه كنید؛ چرا كه بهار دلهاست، و از نورش درمان بجویید؛ چرا كه درمان سینههاست. (تاریکی، بیماری قلب است و قرآن نور میدهد)
90. عنه علیه السلام: اعلَموا أنَّهُ لَیسَ عَلى أحَدٍ بَعدَ القُرآنِ مِن فاقَةٍ، و لا لِأَحَدٍ قَبلَ القُرآنِ مِن غِنىً، فَاستَشفوهُ مِن أدوائِكُم، وَاستَعینوا بِهِ عَلى لَأوائِكُم[8]، فَإِنَّ فیهِ شِفاءً مِن أكبَرِ الدّاءِ؛ وهُوَ الكُفرُ وَالنِّفاقُ وَ الغَی وَ الضَّلالُ.
90. امام على علیه السلام: بدانید كه هیچ كس پس از [آموختن] قرآن، نیازمندىاى ندارد و هیچ كس، پیش از [آموختن] قرآن، بىنیاز نیست. پس بهبود دردهاى خود را از آن بخواهید و در سختىهایتان، از آن كمك بجویید؛ زیرا در قرآن، درمان بزرگترین دردهاست و آن، درد كفر و نفاق و انحراف و گمراهى است.
(استعانت از نماز و قرآن در مشکلات)
92. الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام: شَكا رَجُلٌ إلَى النَّبِی صلى الله علیه و آله وَجَعاً فی صَدرِهِ، فَقالَ صلى الله علیه و آله: استَشفِ بِالقُرآنِ، فَإِنَّ اللَّهَ عز و جل یقولُ: «وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ».
92. امام صادق علیه السلام- به نقل از پدرانش علیهم السلام-: مردى از دردى كه در سینه داشت، به پیامبر صلى الله علیه و آله شكایت كرد. ایشان فرمود: «از قرآن، درمان بجوى؛ چرا كه خداوند عز و جل مىفرماید: «و درمانى است براى آنچه در سینههاست»».
93. الإمام الصادق علیه السلام: القُرآنُ عَهدُ اللَّهِ إلى خَلقِهِ، فَقَد ینبَغی لِلمَرءِ المُسلِمِ أن ینظُرَ فی عَهدِهِ، وَ أن یقرَأَ مِنهُ فی كُلِّ یومٍ خَمسینَ آیةً.
93. امام صادق علیه السلام: قرآن، سفارش خدا به آفریدگان خویش است. پس سزاوار است انسان مسلمان، در سفارش او بنگرد و روزى پنجاه آیه از آن را بخواند.
95. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: إنَّ هذَا القُرآنَ مَأدُبَةُ اللَّهِ، فَتَعَلَّموا مِن مَأدُبَتِهِ مَا استَطَعتُم.
95. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: این قرآن، سفره مهمانى خداست. پس تا مىتوانید، از سفره مهمانى او، فرا گیرید.
102. عنه علیه السلام: كِتابُ اللَّهِ بَینَ أظهُرِكُم، ناطِقٌ لا یعیا لِسانُهُ، وبَیتٌ لا تُهدَمُ أركانُهُ.
102. امام على علیه السلام: كتاب خدا، در میان شماست. گویایى است كه زبانش [از گفتن،] خسته نمىشود، و خانهاى است كه پایههایش فرو نمىریزد.
107. الإمام زین العابدین علیه السلام: آیاتُ القُرآنِ خَزائِنُ، فَكُلَّما فُتِحَت خِزانَةٌ ینبَغی لَكَ أن تَنظُرَ ما فیها.
107. امام زین العابدین علیه السلام: آیههاى قرآن، گنجینه اند. بنا بر این، هر گاه درِ گنجینهاى گشوده شد، سزاوار است كه به آنچه در آن است، بنگرى.
110. الإمام علی علیه السلام- فی نُزولِ القُرآنِ الكَریم-: ثُمَّ أنزَلَ عَلَیهِ الكِتابَ نوراً لا تُطفَأُ مَصابیحُهُ، و سِراجاً لا یخبو تَوقُّدُهُ، وَبَحراً لا یدرَكُ قَعرُهُ، ومِنهاجاً لا یضِلُّ نَهجُهُ ... وَ بَحرٌ لا ینزِفُهُ المُستَنزِفونَ، وعُیونٌ لا ینضِبُها الماتِحونَ.
110. امام على علیه السلام- در باره نازل شدن قرآن كریم-: سپس كتاب را بر او [رسول خدا صلى الله علیه و آله] فرو فرستاد، و آن، نورى است كه چلچراغهایش خاموش نمىشوند. چراغى است كه شعلهاش، فروكش نمىكند. دریایى است كه به ژرفایش نمىتوان رسید. شاهراهى است كه پیمودنش [آدمى را] به گمراهى نمىكشانَد... دریایى است كه هر چه از آن آب بردارند، آبش تمام نمىشود، و چشمههایى است كه هر اندازه از آنها آب كشند، خشك نمىشوند.
111. الإمام علی علیه السلام- فی فَضلِ القُرآنِ وأوصافِهِ-: وَاعلَموا أنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وقائِلٌ (ماحِلٌ) مُصَدَّقٌ، وأنَّهُ مَن شَفَعَ لَهُ القُرآنُ یومَ القِیامَةِ شُفِّعَ فیهِ.
111. امام على علیه السلام- در فضیلت قرآن و اوصاف آن-: بدانید كه قرآن، میانجىاى است كه میانجیگرىاش پذیرفته است، و گویندهاى (شاكىاى) است كه سخنش تصدیق مىشود.
بدانید كه قرآن، در روز قیامت، براى هر كه میانجیگرى كند، میانجیگرىاش پذیرفته مىشود.
نامهای قرآن كریم
1. قرآن
2. فرقان: در حدیثى قدسى، در توصیف پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله، خدا خطاب به موسى علیه السلام مىفرماید: وَ لَأَنزِلَنَّ عَلَیهِ قُرآناً فُرقاناً شِفاءً لِما فِى الصُّدورِ مِن نَفْثِ الشَّیطانِ.
قرآنى فرو مىفرستم كه فرقان است [و حق را از باطل جدا مىسازد] و درمان است براى وسوسه شیطان در دلها.
3. کتاب: مانند این حدیث امام صادق علیه السلام: كُلُّ شَىءٍ مَردودٌ إلَى الكِتابِ وَ السُّنَةِ.[9]
هر چیزى را باید به قرآن و سنّت، ارجاع داد (با آنها سنجید).
4. ذكر: در آیه مشهور «حفظ»: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ.[10]
ما ذكر را فرو فرستادیم، و ما نگه دارنده آنیم».
5. مُصحَف: در حدیث آمده «الجُنُبُ وَ الحائِضُ یفتَحانِ المُصحَفَ مِن وَراءِ الثَّوبِ وَ یقرؤونَ مِنَ القُرآنِ ما شاؤوا إلَّا السَّجدَةَ.»[11]
جنب و حائض، قرآن را با دست پوشیده باز كنند، و هر چه مىخواهند بخوانند، جز سورههاى سجدهدار را.
فصل دوم: فرود آمدن قرآن
117. عنه علیه السلام: انزِلَ القُرآنُ فی ثَلاثٍ وعِشرینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ.
117. امام صادق علیه السلام: قرآن، در [شب] بیست و سوم ماه رمضان، فرو فرستاده شد.
نزول دفعى و تدریجى قرآن
118. بحار الأنوار عن الإمام الصادق علیه السلام- للمفضَّل-: یا مُفَضَّلُ! إنَّ القُرآنَ نَزَلَ فی ثَلاثٍ وعِشرینَ سَنَةً، وَاللَّهُ یقولُ: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»[12]، وقالَ: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ»[13]، وقالَ: «لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ».[14]
قالَ المُفَضَّلُ: یا مَولای! فَهذا تَنزیلُهُ الَّذی ذَكَرَهُ اللَّهُ فی كِتابِهِ، وكَیفَ ظَهَرَ الوَحی فی ثَلاثٍ وعِشرینَ سَنَةً؟
قالَ: نَعَم یا مُفَضَّلُ! أعطاهُ اللَّهُ القُرآنَ فی شَهرِ رَمَضانَ وكانَ لا یبَلِّغُهُ إلّافی وَقتِ استِحقاقِ الخِطابِ، ولا یؤَدّیهِ إلّافی وَقتِ أمرٍ ونَهی، فَهَبَطَ جَبرَئیلُ علیه السلام بِالوَحی فَبَلَّغَ ما یؤمَرُ بِهِ وقَولُهُ: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ».[15]
فَقالَ المُفَضَّلُ: أشهَدُ أنَّكُم مِن عِلمِ اللَّهِ عُلِّمتُم، وبِقُدرَتِهِ قَدَرتُم، وبِحُكمِهِ نَطَقتُم وبِأَمرِهِ تَعمَلونَ.
118. بحار الأنوار: امام صادق علیه السلام به مُفضَّل فرمود: «اى مُفضّل! قرآن، در طول بیست و سه سال، نازل شد. خداوند مىفرماید: «ماه رمضان كه در آن، قرآنْ فرو فرستاده شد» و فرموده است: «ما آن را در شبى خجسته، فرو فرستادیم. ما هشدار دهنده بودیم. در آن [شب]، هر كار، [به نحوى] استوار، فیصله مىیابد. [این] كارى است از جانب ما. ما فرستنده [ى پیامبران] بودیم» و فرموده است: « [گفتند:] «چرا قرآن، یكجا بر او نازل نشده است؟!». این گونه [آن را به تدریج نازل كردیم] تا قلبت را به وسیله آن، استوار گردانیم»».
مفضّل گفت: سَروَرم! این، همان تنزیلِ [یكجایىِ] قرآن است كه خداوند، در كتابش آن را بیان كرده است. پس ظهور وحى در طول بیست و سه سال، چگونه بوده است؟
فرمود: «آرى، اى مفضّل! خداوند، قرآن را در ماه رمضان بر پیامبر صلى الله علیه و آله عطا نمود، و ایشان، آن را تنها در هنگام لزوم، ابلاغ مىكرد و فقط در زمانى كه امر یا نهىاى ضرورت مىیافت، بیان مىنمود. پس جبرئیل علیه السلام با وحى، فرود آمد و آنچه را بِدان مأمور بود، ابلاغ كرد، و خداوند فرمود: «و زبانت را [در هنگام وحى،] زود به حركت در میاور تا در خواندن [قرآن]، شتابزدگى به خرج نداده باشى»».
مفضّل گفت: گواهى مىدهم كه شما، از علم خدا آموخته شدهاید و به قدرتِ او توانایید و به حكمِ او گویایید و به فرمان او كار مىكنید.
حكمت نزول تدریجى قرآن
120. الإمام الباقر علیه السلام: لَیسَ أحَدٌ أرفَقَ مِنَ اللَّهِ عز و جل، فَمِن رِفقِهِ تَبارَكَ وتَعالى أنَّهُ نَقَلَهُم مِن خَصلَةٍ إلى خَصلَةٍ، ولَو حَمَلَ عَلَیهِم جُملَةً لَهَلَكوا.
120. امام باقر علیه السلام: هیچ كس مدارا كنندهتر از خداوند عز و جل نیست. از مداراگرىِ خداوند عز و جل است كه مردم را [به تدریج] از وضعیتى به وضعیتى دیگر بُرد، و اگر یكباره [احكام و تكالیف را] بر آنان بار مىكرد، از بین مىرفتند.
121. الكافی عن بعض أصحابنا مُرسَلًا: إنَّ اللَّهَ عز و جل إذا أرادَ أن یفتَرِضَ فَریضَةً أنزَلَها شَیئاً بَعدَ شَیءٍ حَتّى یوَطِّنَ النّاسُ أنفُسَهُم عَلَیها، ویسكُنوا إلى أمرِ اللَّهِ عز و جل ونَهیهِ فیها، وكانَ ذلِكَ مِن فِعلِ اللَّهِ عز و جل عَلى وَجهِ التَّدبیرِ فیهِم أصوَبَ وأقرَبَ لَهُم إلَى الأَخذِ بِها وأقَلَّ لِنِفارِهِم مِنها[16].
121. الكافى- به نقل از یكى از شیعیان بدون ذكر نام معصوم (علیه السلام): خداوند عز و جل هر گاه مى خواست وظیفهاى را بر مردم مقرر كند آن را اندك اندك فرو مى فرستاد تا مردم خود را با آن سازگار كنند و به فرمان خداوند عز و جل یا نهى او در آن مورد خو بگیرند. این رفتار مدبرانه خداوند با آنان تاثیر بیشترى در پذیرفتن آن [تكلیف و وظیفه] داشت و كمتر موجب گریز و رمیدن آنها از آن مىشد. (شیوه تدریج در دعوت به نماز)
پژوهشى درباره نزول دفعى و تدریجى قرآن كریم
نزول، مصدر از مادّه «ن ز ل»، در لغت به معناى پایین آمدن چیزى (مادى یا معنوى) است كه رتبه واقعى آن، بالاست.[17]
1. نزول تدریجى و نزول دفعى
قرآن، دو نزول دارد: یكى «تدریجى» كه در 27 رجب آغاز شده و در طول مدت رسالت ادامه یافته تا به كمال رسیده است؛ دیگرى «دفعى» كه بنا بر آن، قرآن در شب قدر ماه رمضانِ نخستین سال بعثت، به یكباره بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شده است.
در روایتى آمده که قرآن نیز مانند دیگر كتب آسمانى نزولى دفعى داشته است:
عن الإمام الصادق علیه السلام : ... قالَ النَّبِی صلى الله علیه و آله: نَزَلَت صُحُفُ إبراهیمَ فی أوَّلِ لَیلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ، و انزِلَتِ التَّوراةُ لِسِتٍّ مَضَینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ، و انزِلَ الإِنجیلُ لِثَلاثَ عَشرَةَ لَیلَةً خَلَت مِن شَهرِ رَمَضانَ، و انزِلَ الزَّبورُ لِثَمانِ عَشرَةَ خَلَونَ مِن شَهرِ رَمَضانَ، وانزِلَ القُرآنُ فی ثَلاثٍ وعِشرینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ.
امام [صادق] علیه السلام : ... سپس فرمود: «پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده است:" صُحُف ابراهیم، در شب اوّل ماه رمضان، نازل گشت. تورات، در شب ششم ماه رمضان، نازل شد. انجیل، در شب سیزدهم ماه رمضان، نازل شد. زبور، در شب هجدهم ماه رمضان، نازل شد و قرآن، در شب بیست و سوم ماه رمضان، نازل شده است».
احادیث مربوط به نزول نخستین وحى قرآنى
الف- سوره علق
123. الإمام علی علیه السلام- وَ سُئِلَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِ عَن أَوَّلِ ما أَنزَلَ اللَّه عز و جل مِنَ القُرآنِ فَقالَ-: أَوَّلُ مَا أَنزَلَ اللَّه عز و جل مِنَ القُرآنِ بِمَكَّةَ سُورَةُ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ»، وأوَّلُ ما أنزَلَ بِالمَدینَةِ سورَةُ البَقَرَةِ.
123. امام على علیه السلام- در پاسخ سؤال از نخستین سوره قرآن كه خداوند عز و جل فرو فرستاد-: نخستین سوره قرآن كه خداوند عز و جل در مكّه فرو فرستاد، سوره «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ» و نخستین سورهاى كه در مدینه فرو فرستاد، سوره بقره بود.
126. الإمام الهادی علیه السلام: لَمَّا استَكمَلَ [رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله] أربَعینَ سَنَةً ... نَظَرَ إلى جَبرَئیلَ الرّوحِ الأَمینِ المُطَوَّقِ بِالنّورِ طاووسِ المَلائِكَةِ هَبَطَ إلَیهِ، وأخَذَ بِضَبعِهِ[18] وهَزَّهُ وقالَ: یا مُحَمَّدُ اقرَأ. قالَ: وما أقرَأُ؟ قالَ: یا مُحَمَّدُ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ» إلى قَولِهِ: «ما لَمْ یعْلَمْ».
126. امام هادى علیه السلام: چون پیامبر خدا صلى الله علیه و آله چهلساله شد ... جبرئیلِ روح الأمین، طاووس فرشتگان، را- كه حلقهاى از نور، او را در میان داشت-، دید كه بر وى فرود آمد و بازویش را گرفت و تكانش داد و گفت: اى محمّد! بخوان. محمّد صلى الله علیه و آله گفت: «چه بخوانم؟». گفت: اى محمّد! «بخوان به نام پروردگارت كه آفرید. انسان را از عَلَق (آویزكى) آفرید» تا «آنچه را نمىدانست».
134. تاریخ الطبری عن هشام بن محمد: أتى جِبریلُ علیه السلام رَسولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله أوَّلَ ما أتاهُ لَیلَةَ السَّبتِ ولَیلَةَ الأَحَدِ، ثُمَّ ظَهَرَ لَهُ بِرِسالَةِ اللَّهِ عز و جل یومَ الإِثنَینِ، فَعَلَّمَهُ الوُضوءَ وعَلَّمَهُ الصَّلاةَ، وعَلَّمَهُ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ». وكانَ لِرَسولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یومَ الإِثنَینِ یومَ أوحِی إلَیهِ أربَعونَ سَنَةً.[19]
134. تاریخ الطبرى- به نقل از هشام بن محمّد-: نخستین بارى كه جبرئیل علیه السلام نزد پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آمد، در شب شنبه و شب یكشنبه بود. سپس در روز دوشنبه، رسالت خداوند را آشكار كرد و وضو و نماز را به او آموخت و «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ» را به وى، تعلیم داد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در آن روزِ دوشنبهاى كه بر او وحى شد، چهل سال داشت.
(در این نقل آمده که در روز اول بعثت وضو و نماز به پیامبر آموزش داده شده است؛ در نقل مناقب ابن شهر آشوب آمده که پیامبر در 37 سالگی وضو را از جبرئیل آموخت ؛ بحار الانوار، ج 18 ، ص 194)
[1] كنز العمّال: ج 1 ص 517 ح 2309 نقلًا عن شعب الإیمان.
[2] تاریخ دمشق: ج 36 ص 417 ؛ الكافی: ج 2 ص 600 ح 6 عن أبی جمیلة عن الإمام الصادق عن الإمام علی علیهما السلام نحوه.
[3] فصّلت: 44.
[4] الأعجمی: كلّ لغة خالصة من العربیة( مجمع البحرین: ج 2 ص 1170« عجم»).
[5] إبراهیم: 4.
[6] فی بحار الأنوار:« یكلّم».
[7] یونس: 57.
[8] اللَّأْواءُ: الشدَّة وضیق المعیشة( النهایة: ج 4 ص 221« لَأْواء»).
[9] ر. ك: ص 50 ح 19.
[10] حجر: آیه 9.
[11] ر. ك: تهذیب الأحكام: ج 1 ص 371.
[12] البقرة: 185.
[13] الدخان: 3- 5.
[14] الفرقان: 32.
[15] القیامة: 16.
[16] هذه الروایة هی حول النزول التدریجی لحرمة الخمر، علماً إنّها لم تسند إلى الإمام علیه السلام.
[17] التحقیق فى كلمات القرآن الكریم: ج 12 ص 78؛ مفردات ألفاظ القرآن: ج 1 ص 799.
[18] الضَّبع: العَضُد( الصحاح: ج 3 ص 1247« ضبع»).
[19] تاریخ الطبری: ج 2 ص 304.