تسبیحات اربعه

الإمام الباقر عليه السلام: عَشرُ رَكَعاتٍ: رَكعَتانِ مِنَ الظُّهرِ، ورَكعَتانِ مِنَ العَصرِ، ورَكعَتَا الصُّبحِ، ورَكعَتَا المَغرِبِ، ورَكعَتَا العِشاءِ الآخِرَةِ، لا يَجوزُ فيهِنَّ الوَهمُ ... وهِيَ الصَّلاةُ الَّتي فَرَضَهَا اللَّهُ عز و جل عَلَى المُؤمِنينَ فِي القُرآنِ، وفَوَّضَ إلى‏ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، فَزادَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فِي الصَّلاةِ سَبعَ رَكَعاتٍ، وهِيَ سُنَّةٌ لَيسَ فيها قِراءَةٌ، إنَّما هُوَ تَسبيحٌ وتَهليلٌ وتَكبيرٌ ودُعاءٌ، فَالوَهمُ إنَّما يَكونُ فيهِنَّ.

امام باقر عليه السلام: ده ركعت از نمازهاست كه با شك و وهم، سازگار نيستند: دو ركعت [اوّل‏] نمازهاى ظهر و عصر و صبح و مغرب و عشا ... و اين نمازى است كه خداوند عز و جل در قرآن بر مؤمنان واجب كرده است، و به محمّد صلى الله عليه و آله تفويض كرد. پس پيامبر صلى الله عليه و آله هفت ركعت در نماز افزود و آن، سنّت نهاده شده [ى پيامبر صلى الله عليه و آله‏] است و قرائت [قرآن‏] ندارد و تنها، تسبيحات اربعه (تسبيح و تهليل و تكبير و دعا) است و شك، در اينها راه دارد.

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 91

الإمام الصادق عليه السلام‏- لِمَن قالَ لَهُ: لِأَيِّ عِلَّةٍ صارَ التَّسبيحُ فِي الرَّكعَتَينِ الأَخيرَتينِ أفضَلَ مِنَ القِراءَةِ؟-: لِأَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لَمّا كانَ فِي الأَخيرَتَينِ ذَكَرَ ما رَأى‏ مِن عَظَمَةِ اللَّهِ عز و جل فَدَهِشَ، فَقالَ: «سُبحانَ اللَّهِ، وَالحَمدُ للَّهِ، ولا إلهَ إلَّااللَّهُ، واللَّهُ أكبَرُ»، فَلِذلِكَ صارَ التَّسبيحُ أفضَلَ مِنَ القِراءَةِ.

امام صادق عليه السلام‏- در پاسخ كسى كه به ايشان گفت: چرا تسبيح در دو ركعت سوم و چهارم، برتر از قرائت [حمد] است؟-: زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه در اين دو ركعت بود، آنچه را از شُكوه الهى ديده بود، به ياد آورد و مدهوش شد و گفت: «سبحان اللَّه و الحمد للَّه‏ و لا إله إلّااللَّه و اللَّه اكبر». از اين رو، تسبيح از قرائت، برتر شد.

وسائل الشیعه ؛ ج 4؛ ص 781

الإمام الرّضا عليه السلام: فَإِن قالَ: فَلِمَ جُعِلَ القِراءَةُ فِي الرَّكعَتَينِ الاولَيَينِ، والتَّسبيحُ فِي الأَخيرَتَينِ؟ قيلَ: لِلفَرقِ بَينَ ما فَرَضَ اللَّهُ عز و جل مِن عِندِهِ، وما فَرَضَهُ مِن عِندِ رَسولِهِ.

امام رضا عليه السلام: اگر كسى بگويد: «چرا در دو ركعت اوّل و دوم، قرائت قرآن و در دو ركعت سوم و چهارم، تسبيح واجب شده است؟»، گفته مى ‏شود: براى تفاوت نهادن ميان آنچه خداوند، خود واجب كرده است و آنچه از جانب پيامبر واجب شده است.

وسائل الشیعه ؛ ج 4؛ ص 733

آداب رکوع

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إذا رَكَعتَ فَضَع راحَتَيكَ عَلى‏ رُكبَتَيكَ، ثُمَّ فَرِّج بَينَ أصابِعِكَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هنگام ركوع، كف دستانت را بر زانوانت بگذار و انگشتانت را از هم باز كن.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 533

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إذا رَكَعَ أحَدُكُم فَليَضَع يَدَيهِ عَلى‏ رُكبَتَيهِ، ثُمَّ ليمَكُث حَتّى‏ يَطمَئِنَّ كُلُّ عَظمٍ في مَفاصِلِهِ، ثُمَّ يُسَبِّحُ ثَلاثَ مَرّاتٍ، فَإِنَّهُ يُسَبِّحُ للَّهِ مِن جَسَدِهِ ثَلاثٌ وثَلاثونَ وثَلاثُمِائَةِ عَظمٍ، وثَلاثٌ وثَلاثونَ وثَلاثُمِائَةِ عِرقٍ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هنگامى كه يكى از شما ركوع مى‏ كند، دستانش را بر زانوانش بگذارد و سپس مكث كند تا هر استخوانى در مفصلش ثابت شود. سپس سه بار تسبيح بگويد، كه [در اين صورت‏] از پيكرش، سيصد و سى و سه استخوان و سيصد و سى و سه رگ تسبيح خدا مى‏ كنند.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 536

الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ عَلِيّاً عليه السلام كانَ يَعتَدِلُ فِي الرُّكوعِ مُستَوِياً حَتّى‏ يُقالَ: لَو صُبَّ الماءُ عَلى‏ ظَهرِهِ لَاستَمسَكَ، وكانَ يَكرَهُ أن يَحدُرَ رَأسَهُ ومِنكَبَيهِ فِي الرُّكوعِ.

امام صادق عليه السلام: على عليه السلام در ركوع، معتدل و صاف بود، تا آن جا كه گفته مى‏ شد: اگر آب بر پشتش ريخته مى‏ شد، آن را نگاه مى ‏داشت [و نمى‏لغزيد] و ناپسند مى ‏داشت كه سر و شانه ‏هايش را در ركوع پايين اندازد.

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 118

آداب سجده

الإمام الباقر عليه السلام عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: السُّجودُ عَلى‏ سَبعَةِ أعظُمٍ: الجَبهَةِ، وَاليَدَينِ، وَالرُّكبَتَينِ، وَالإِبهامَينِ، وتُرغِمُ بِأَنفِكَ إرغاماً. فَأمَّا الفَرضُ فَهذِهِ السَّبعَةُ وأمَّا الإِرغامُ بِالأَنفِ فَسُنَّةٌ مِنَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله.

امام باقر عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «سجده با هفت استخوان است: پيشانى، دو (کفِ) دست، دو زانو، دو انگشت شست [پا] و بينى ‏ات را نيز بر خاك مى ‏نهى». مقدار واجب آن، هفت تاست، و بينى بر خاك نهادن سنّتى از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله است.

وسائل الشیعه ؛ ج 4؛ ص 954

الإمام عليّ عليه السلام: كانَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله إذا سَجَدَ سَجَدَ عَلى‏ راحَتَيهِ، وأبدى‏ ضَبعَيهِ حَتّى‏ يَستَبينَ مِن خَلفِهِ بَياضُ إبطَيهِ، وهُوَ مُجَنَّحٌ‏.

امام على عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه سجده مى ‏كرد، بر كف دستانش به سجده مى ‏رفت و دستانش را مانند بال پرندگان مى‏ گشود و آنها را از بغل‏هايش چنان دور مى ‏كرد كه سفيدى بغل‏هايش از پشت سر ديده مى‏ شد.

مستدرک الوسائل ؛ ج 4؛ ص 452

تهذيب الأحكام عن محمّد [بن مسلم‏]: رَأَيتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام يَضَعُ يَدَيهِ قَبلَ رُكبَتَيهِ إذا سَجَدَ، وإذا أرادَ أن يَقومَ رَفَعَ رُكبَتَيهِ قَبلَ يَدَيهِ.

تهذيب الأحكام‏- به نقل از محمّد بن مسلم-: امام صادق عليه السلام را ديدم كه هنگام رفتن به سجده، دستانش را پيش از زانوانش بر زمين مى ‏نهاد و هنگام برخاستن، زانوانش را پيش از دستانش بلند مى ‏كرد.

تهذیب الاحکام ؛ ج 2؛ ص 78

الإمام الصادق عليه السلام: إذا سَجَدَتِ المَرأَةُ بَسَطَت ذِراعَيها.

امام صادق عليه السلام: زن هنگام سجده، ساعدهاى دستش را [بر زمين‏] بگسترد.

بحار الانوار؛ ج 88 ؛ ص 129

الإمام الباقر عليه السلام: إذا قامَتِ المَرأَةُ فِي الصَّلاةِ جَمَعَت بَينَ قَدَمَيها ولا تُفَرِّجُ بَينَهُما، وتَضُمُّ يَدَيها إلى‏ صَدرِها لِمَكانِ ثَديَيها، فَإِذا رَكَعَت وَضَعَت يَدَيها فَوقَ رُكبَتَيها عَلى‏ فَخِذَيها؛ لِئَلّا تُطَأطِئَ كَثيراً فَتَرتَفِعَ عَجيزَتُها، وإذا جَلَسَت فَعَلى‏ إليَتَيها لَيسَ كَما يَقعُدُ الرَّجُلُ، وإذا سَقَطَت إلَى السُّجودِ بَدَأَت بِالقُعودِ بِالرُّكبَتَينِ قَبلَ اليَدَينِ، ثُمَّ تَسجُدُ لاطِئَةً بِالأَرضِ، فَإِذا كانَت في جُلوسها ضَمَّت فَخِذَيها ورَفَعَت رُكبَتَيها مِنَ الأَرضِ، وإذا نَهَضَتِ انسَلَّت انسِلالًا لا تَرفَعُ عَجيزَتَها أوَّلًا.

امام باقر عليه السلام: هر گاه زن به نماز مى‏ ايستد، دو پايش را كنار هم نهد و ميان آن دو فاصله ندهد و دستانش را به بالاى سينه ‏اش بچسباند، و در ركوع، بر بالاى زانوانش و رانش نهد تا زياد خم نشود و سُرينش بالا نيايد. در نشستن، بر سُرين بنشيند و نه آن گونه كه مرد مى ‏نشيند و هنگامى كه به سجده مى ‏رود، زانوانش را پيش از دستانش بر زمين بگذارد و به زمين بچسبد و سجده كند. در نشستن، ران‏ هايش را به هم بچسباند و زانوانش را از زمين بلند كند و هنگام برخاستن، نرم و آهسته برخيزد و نخست، سرينش را بلند نكند.

بحار الانوار؛ ج 88 ؛ ص 127

الإمام الصادق عليه السلام‏- لَمّا سُئِلَ: لِأَيِّ عِلَّةٍ توضَعُ اليَدانِ عَلَى الأَرضِ فِي السُّجودِ قَبلَ الرُّكبَتَينِ؟-: لِأَنَّ اليَدَينِ بِهِما مِفتاحُ الصَّلاةِ.

امام صادق عليه السلام‏- هنگامى كه از ايشان سؤال شد: چرا در سجده دست ‏ها را پيش از زانوها بر زمين مى‏ گذارند؟-: زيرا آغاز نماز با [بالا بردن‏] دست ‏ها [در تكبير آغازين‏] است.

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 184

الإمام الصادق عليه السلام: يَنبَغي لِلمُصَلّي أن يُباشِرَ بِجَبهَتِهِ الأَرضَ، ويُعَفِّرَ وَجهَهُ فِي التُّرابِ؛ لِأَنَّهُ مِنَ التَّذَلُّلِ للَّهِ عز و جل وَالإِكبارِ لَهُ.

امام صادق عليه السلام: حق آن است كه نمازگزار، پيشانى ‏اش را بدون هيچ حائلى به زمين برساند و صورتش را به خاك بسايد كه اين بخشى از اظهار كوچكى در برابر خدا و بزرگ داشتن اوست.

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 156

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللَّهَ لا يَقبَلُ صَلاةَ مَن لا يُصيبُ أنفُهُ الأَرضَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند، نماز كسى را كه بينى ‏اش را به زمين نمى ‏رساند، [به عنوان نماز كامل‏] نمى ‏پذيرد.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 559

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: مَن حافَظَ عَلى‏ سَبعِ تَسبيحاتٍ في كُلِّ رَكعَةٍ وسَجدَةٍ مِنَ الصَّلاةِ المَكتوبَةِ، أدخَلَهُ اللَّهُ الجَنَّةَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بر گفتن هفت تسبيح در هر ركوع و سجودِ نماز واجب مواظبت ورزد، خداوند، او را به بهشت وارد مى‏ كند.

شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 567

الكافي عن عبد اللَّه بن سليمان: سَأَلتُ أبا عَبدِاللَّهِ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَذكُرُ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله وهُوَ فِي الصَّلاةِ المَكتوبَةِ إمّا راكِعًا وإمّا ساجِدًا، فَيُصَلّي عَلَيهِ وهُوَ عَلى‏ تِلكَ الحالِ؟

فَقالَ: نَعَم، إنَّ الصَّلاةَ عَلى‏ نَبيِّ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كَهَيئَةِ التَّكبيرِ والتَّسبيحِ، وهيَ عَشرُ حَسَناتٍ يَبتَدِرُها ثَمانيَةَ عَشَرَ مَلكًا أيُّهُم يُبلِغُها إيّاهُ.

الكافى‏- به نقل از عبد اللَّه بن سليمان-: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: كسى در ركوع يا سجود نماز واجب، پيامبر صلى الله عليه و آله را ياد مى‏ كند. در همان حال، صلوات بفرستد؟

فرمود: «بلى؛ همانا صلوات بر پيامبر خدا همچون تكبير و تسبيح است و آن، ده حسنه است كه هجده فرشته براى رساندنش به او بر يكديگر پيشى مى‏ گيرند».

وسائل الشیعه؛ ج 4 ؛ ص 943

علل الشرائع عن هشام بن الحكم عن الإمام الكاظم عليه السلام‏، قال: قُلتُ لَهُ: لِأَيِّ عِلَّةٍ يُقالُ فِي الرُّكوعِ: «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ» ويُقالُ فِي السُّجودِ: «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى‏ وبِحَمدِهِ»؟ فَقالَ: يا هِشامُ، ... فَلَمّا اسرِيَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وكانَ مِن رَبِّهِ كَقابِ قَوسَينِ أو أدنى‏ ... فَلَمّا ذَكَرَ ما رَأى‏ مِن عَظَمَةِ اللَّهِ ارتَعَدَت فَرائِصُهُ‏، فَابتَرَكَ عَلى‏ رُكبَتَيهِ وأخَذَ يَقولُ: «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ»، فَلَمَّا اعتَدَلَ مِن رُكوعِهِ قائِماً، نَظَرَ إلَيهِ في مَوضِعٍ أعلى‏ مِن ذلِكَ المَوضِعِ خَرَّ عَلى‏ وَجهِهِ وجَعَلَ يَقولُ: «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى‏ وبِحَمدِهِ»، فَلَمّا قالَها سَبعَ مَرّاتٍ سَكَنَ ذلِكَ الرُّعبُ، فَلِذلِكَ جَرَت بِهِ السُّنَّةُ.

علل الشرائع‏- به نقل از هشام بن حكم، در گفتگو با امام كاظم عليه السلام در حديثى-: گفتم: چرا در ركوع گفته مى ‏شود: «سبحان ربّى العظيم و بحمده» و در سجود گفته مى ‏شود: «سبحان ربّى الأعلى و بحمده»؟

فرمود: «اى هشام! ... شبى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به معراج بردند و به اندازه فاصله دو خم كمان يا كمتر، از خدايش فاصله داشت ...، هنگامى كه عظمت خداوند به يادش آمد، چهار ستون بدنش به لرزه آمد و بر زانوانش خم شد و به گفتن" سبحان ربّى العظيم و بحمده" آغاز كرد، و هنگامى كه از ركوعش راست برخاست و به خداوند در مرتبه ‏اى والاتر نگريست، سر فرود آورد و آغاز به گفتن" سبحان ربّى الأعلى و بحمده" كرد و هنگامى كه آن را هفت بار گفت، از آن بيم و هراس آرام گرفت. از اين رو، سنّت، اين شد.

بحار الانوار؛ ج 18 ؛ ص 369

الإمام الرضا عليه السلام: فَإِن قالَ [قائِلٌ‏]: فَلِمَ جُعِلَ التَّسبيحُ فی الرُّكوعُ والسُّجودُ؟

قيلَ: لِعِلَلٍ، مِنها أن يَكونَ العَبدُ مَعَ خُضوعِهِ وخُشوعِهِ وتَعَبُّدِهِ وتَوَرُّعِهِ واستِكانَتِهِ وتَذَلُّلِهِ وتَواضُعِهِ وتَقَرُّبِهِ إلى‏ رَبِّهِ مُقَدِّسًا لَهُ مُمَجِّدًا مُسَبِّحًا مُعَظِّمًا شاكِرًا لِخالِقِهِ ورازِقِهِ، وليَستَعمِلِ التَّسبيحَ والتَّحميدَ كَما استَعمَلَ التَّكبيرَ والتَّهليلَ، وليَشغَل قَلبَهُ وذِهنَهُ بِذِكرِ اللَّهِ ولَم يَذهَب بِهِ الفِكرُ والأَماني غَيرَ اللَّهِ.

امام رضا عليه السلام: اگر گفته شود: «چرا تسبيح در ركوع و سجود، واجب شده است؟»، گفته مى ‏شود: به چند علّت، از جمله اين كه بنده با افتادگى و فروتنى و بندگى و پارسايى و خوارى و سرشكستگى و تواضع و نزديكى به پروردگارش، به تقديس و تمجيد و تنزيه و بزرگداشت و سپاس ‏گزارى آفريننده و روزى دهنده ‏اش مى‏ پردازد، و براى اين كه تسبيح و سپاس ‏گزارى نيز بكند، همان گونه كه تكبير و تهليل كرده است. همچنين دل و ذهنش را به ياد خدا مشغول دارد و فكر و خيال و آرزوهايش، او را به سوى غير خدا نكشاند.

بحار الانوار؛ ج 6 ؛ ص 68