#امیرالمؤمنین_در_قرآن
#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۴۳
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
جلسه چهل و سوم است که آیات فضیلت امیرالمؤمنین را تقدیمتان میکنم.
قبل از بیان آیهی جدید میخواهم یک داستانی را نقل کنم از حضرت سلیمان که در سوره نمل آیه ۲۰ به بعد آمده.
حضرت سلیمان حکومت بسیار وسیعی داشت بر انسانها و جنیان حکومت میکرد ، بر چرندگان ، پرندگان ، خزندگان و درندگان ، حاکم بود و حرف او را میشنیدند.
روزی هُدهُد برای حضرت سلیمان خبر آورد که من به منطقهای در یمن رفتم که در آنجا سرزمینی به نام «سَباء» وجود دارد. گروهی هستند آنجا به جای اینکه خداپرست باشند ، خورشید پرست هستند. «وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا یسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ» و حاکم آنها زنی است به نام بِلقیس.
حضرت سلیمان علیه السلام بِلقیس و کارگزاران حکومت سباء را به فلسطین دعوت کرد تا آنها را به خداپرستی دعوت کند. وقتی آنها در بین راه بودند و هنوز به قصر حضرت سلیمان نرسیده بودند ایشان به کارگزاران خودش گفت : چه کسی میتواند تخت باشکوه و بزرگ و با عظمت بِلقیس را سریعاً در این قصر حاضر کند.
کسی که از جنیان بود گفت : من قبل از اینکه تو از جایت بلند شوی با آن علم و قدرتی که دارم میتوانم آن تخت را اینجا حاضر کنم.
بعد یکی از انسانها که نامش «آصفِ بنِ برخیا» بود و بعد از حضرت سلیمان جانشین ایشان شد «قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ» من میتوانم قبل از آنکه پلک چشمت را به هم بزنی آن تخت را حاضر کنم و این کار را انجام داد.
علم پزشکی میگوید : زمانی که پلک چشم به هم میخورد و باز میشود کمتر از ۲۵ صدم ثانیه است.
یعنی از صدها کیلومتر آن طرفتر یک جسمِ سنگین را توانست در کمتر از چشم برهم زدنی در فلسطین حاضر کند. این اوج قدرت نمایی «آصفِ بنِ برخیا» بود که قرآن آن را بیان میکند.
در این جلسه آیه علم «آصفِ بنِ برخیا» را برایتان بیان کردم و در جلسات آینده آیهی علم امیرالمؤمنین در قرآن را بیان میکنم و این دو را با هم مقایسه میکنیم تا عظمت علمِ امیرالمؤمنین برایمان روشن شود.
#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۴۴
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
جلسه چهل و چهارم است که آیاتِ فضیلت امیرالمؤمنین را تقدیمتان میکنم.
در جلسه قبل بیان شد که «آصفِ بنِ برخیا» علم کمی از کتاب داشت ولی به واسطه همان علمِ کم توانست تخت بِلقیس را از صدها کیلومتر آن طرفتر در کمتر از چشم بر هم زدنی در قصر حضرت سلیمان حاضر کند.
در آیه ۴۳ سوره رعد آمده که خداوند به پیامبرش میفرماید :
ای پیامبر کافران میگویند تو فرستاده و رسول از طرف خدا نیستی.
«قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِیداً بَینِی وَ بَینَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»
به آنها بگو خداوند و کسی که علمِ تمامی کتاب را دارد گواه باشد بین ما و شما که من فرستاده خدا هستم.
اهل سنت از ابوسعید خُدری نقل میکنند که ایشان گفته : وقتی پیامبر این آیه را تلاوت کردند فرمودند : «ذاکَ اَخی عَلیُّ بنَ اَبی طالب» کسی که علم تمامی کتاب را دارد برادرم علی علیه السلام است.
خود آقا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : «عِنْدِی عِلْمُ أَلْفِ کِتَابٍ أَنْزَلَ اللَّهُ» فرمودند : که «آصفِ بنِ برخیا» علم کمی از کتاب را داشت توانست آن شگفتی را انجام بدهد. در حالیکه علم تمامِ کتابهای آسمانی در نزد منِ علی است.
خداوند بر حضرت شیث علیه السلام ۵۰ صحیفه ، بر حضرت ادریس علیه السلام ۳۰ صحیفه ، بر حضرت ابراهیم علیه السلام ۲۰ صحیفه ، نازل کرد .
تورات را به حضرت موسی علیه السلام ، انجیل را به حضرت عیسی علیه السلام ، زبور را به حضرت داوود علیه السلام ، و قرآن را بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نازل کرد. من تمامی کتب آسمانی را دقیقاً میدانم ، محتوایش را میدانم و مغز و باطن آن آیات را میدانم.
در روایات ما هست که اسم اعظم خدا ۷۳ حرف دارد. منظور از حرف ، حروف الفبا نیست. یعنی مظهر قدرت و علم خدا ۷۳ قسمت دارد.
که «آصفِ بنِ برخیا» یک حرف از آن ۷۳ حرف را میدانست و با آن ، آن قدرت نمایی را کرد و حضرت عیسی علیه السلام که مُردگان را زنده میکرد ، کور مادرزاد را شفا میداد ، بر روی آب راه میرفت ، دو حرف از آن اسم اعظم خدا را میداند.
ولی آقا امیرالمؤمنین و پیامبر اکرم علیهما السلام ۷۲ حرف از ۷۳ حرف اسم اعظم خدا را میدانند «وَ عِنْدَنَا مِنِ اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفا»
و حرف آخر را خداوند برای خودش گذاشته و به کسی نداده بنابراین مقدار علمِ آقا امیرالمؤمنین علیه السلام مشخص شد که از تمام پیامبران قبلی و از تمام جانشینان آنها برتر و بیشتر است.
#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۴۵
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
جلسه چهلم پنجم است که آیات فضیلت امیرالمؤمنین را تقدیمتان میکنم.
در جلسات قبل بیان شد که خداوند متعال در آیه ۴۰ سوره نمل بیان فرمودند که ما مقدار کمی از «عِلمُ الکتاب» را به «آصفِ بنِ برخیا» دادیم
و در آیه ۴۳ سوره رعد بیان فرمودند که ما تمام «عِلمُ الکتاب» را به علی بن ابیطالب علیه السلام دادیم.
صادق آل محمد صلی الله علیه و آله یک مقایسهای انجام دادند ، بین علم «آصفِ بنِ برخیا» و علم امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : «بِقَدْرِ مَا تَأْخُذُ الْبَعُوضَةُ بِجَنَاحِهَا مِنْ مَاءِ الْبَحْر» اگر یک پشهای بر روی دریا حرکت کند و مقدار کمی از آب دریا به بال او برسد علم «آصفِ بنِ برخیا» آن مقدار آب کمی است که بر بال پشه قرار دارد و علم امیرالمؤمنین علیه السلام کُلّ آب دریا خواهد بود.
برای اینکه عظمت علم امیرالمؤمنین را بهتر متوجه شویم یک داستان از حضرت موسی علیه السلام برایتان بیان میکنم.
حضرت موسی یکی از پنج پیامبر اولوالعزم است.
خداوند در کوه طور بدون واسطه با او سخن گفت. «وَ کَلَّمَ اللهُ مُوسی تَکْلِیماً» و کتاب آسمان تورات را بر او نازل کرد.
حضرت در بین مردم در حال سخنرانی بود که شخصی از ایشان سؤال پرسید : آیا خداوند عالمتر از تو هم برای مردم فرستاده؟ حضرت موسی فرمودند : نمیدانم ولی به ذهنشان آمد که در این زمان، عالمتر از من وجود ندارد.
خداوند متعال جبرئیل را فرستاد تا به حضرت موسی بگوید شخصِ عالمتر از تو وجود دارد و اگر میخواهی او را ببینی به ساحل «مَجمعُ البَحرین» برو تا با او ملاقات کنی.
وقتی در کنار ساحل «مَجمعُ البَحرین» حضرت خضر علیه السلام را دید و با همدیگر سخن گفتند ، هر دو نگاه کردند ، دیدند یک پرندهای آمد کنار ساحل شش بار منقارش را پر از آب کرد هر بار به یک طرف آب را میریخت.
یک بار شمال ، یک بار جنوب ، یک بار شرق ، یک بار غرب ، یک بار به سمت آسمان و یک بار بر روی زمین آب را ریخت. برای بار هفتم منقارش را پُر از آب کرد ، ولی دوباره به دریا برگرداند.
حضرت موسی که عالمِ علمِ تشریح است چیزی متوجه نشد.
از حضرت خضر سؤال پرسید : شما که عالم علمِ تکوین هستید آیا متوجه پیام این پرنده شدی؟ او میخواهد یک پیامی را به ما برساند.
حضرت خضر فرمودند : من هم متوجه نشدم.
خداوند فرشتهای را در قالب انسان مجسّم کرد. این فرشته رو کرد به حضرت موسی و خضر و گفت : این پرنده میخواهد بگوید به حق آن خدایی که شرق و غرب ، شمال و جنوب ، آسمان و زمین را آفرید ، سخنی را که من میگویم حق است.
آن سخن این است که علم شما دو تا که علم تکوین و تشریع را دارید نسبت به پیامبر آخرالزمان که نامش محمد صلی الله علیه و آله است و جانشین او نامش علی علیه السلام است «عِلْمُكُمَا جَمِیعاً فِی عِلْمِهِمَا مِثْلُ هَذِهِ الْقَطْرَةِ فِی هَذَا الْبَحْر» مثل این قطره آبی میماند که از کُل دریا من در منقارم جمع کردم. ( بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج40، ص: 177 )
یعنی علم آنها بسیار بسیار زیاد است و به ذهنتان هم نیاید که شما عالمترینِ انسانها هستید.
عالمترین انسانها بر روی کره زمین حضرت محمد و علی بن ابیطالب علیهما السلام هستند.
#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۴۶
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
جلسه چهل و ششم است که آیات فضیلت امیرالمؤمنین را تقدیمتان میکنم.
در جلسات قبل بیان شد که علمِ امیرالمؤمنین از علم «آصفِ بنِ برخیا» ، حضرت موسی و حضرت خضر برتر و بیشتر بود. در این جلسه میخواهم یک قاعده کلی خدمتتان بیان کنم.
امام صادق علیه السلام بیان فرمودند : حضرت از یکی از یارانشان پرسیدند نظر مردم در رابطه با پیامبران اولوالعزم و علی بن ابیطالب علیه السلام چیست؟
آن شخص گفت : مردم پیامبران اولوالعزم را از همه مردم بالاتر میدانند حتی از علی بن ابیطالب!
امام صادق از آیاتِ قرآن برای او اثبات کردند که علی بن ابیطالب از پیامبران اولوالعزم بالاترند.
با توجه به اینکه هر کتاب آسمانی که نازل میشد ، از کتاب آسمانی قبلی کاملتر بود حضرت فرمودند که خداوند میفرماید :
«وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَة» ما در کتاب تورات که بر حضرت موسی نازل کردیم برخی از موعظه و پند و نصیحتها را گذاشتیم نه همه را
و بعد از حضرت موسی ، حضرت عیسی آمدند که در رابطه با حضرت عیسی قرآن میگوید :
«وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ» منِ حضرت عیسی با توجه به کتاب انجیل حُکم برخی از موارد اختلافی بین شما را صادر میکنم و جوابش را بیان میکنم و باز هم نفرمودند همه موارد اختلافی !
اما در رابطه با قرآن کریم آمده که :
«لا رَطبٍ وَ لا یابِسٍ إِلّا فِی كِتابٍ مُبِینٍ» هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در قرآن وجود دارد و طبق حدیثی که شیعه و اهل سنت قبول دارند در آیه ۴۳ سوره رعد «قُلْ کَفی بِاللهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ» کسی که «علمُ الکتاب» را دارد ، یعنی تمامِ علوم قرآن را مسلّط است علی بن ابیطالب علیه السلام است.
پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله فرمودند : تمام آیات قرآن ظاهری دارند و باطنی و آن باطن باز هم باطنی دارد.
«وَ لِبَطنِهِ بَطنٌ اِلی سَبعَه اَبطُن» آیات قرآن هفت باطن دارند که تمام آنها را علی بن ابیطالب علیه السلام میداند.
حضرت فرمودند : قرآن محکم دارد و متشابهی ، ناسخی و منسوخی ، تفسیری و تأویلی ، ظاهری و باطنی ، بعد از اینکه من از بین شما رفتم ، هر یک از شما سؤالی درباره قرآن داشت از علی بن ابیطالب بپرسد.
«فَإِنَّهُ قَدْ عَلِمَ كَمَا قَدْ عَلِمْتُهُ ظَاهِرَهُ وَ بَاطِنَهُ وَ مُحْكَمَهُ وَ مُتَشَابِه» چون تمام این علوم را من میدانستم و به علی بن ابیطالب آموزش دادم.
ای کاش پس از آنکه پیامبر اکرم از دنیا رفت مردم هجوم میآوردند به در خانه علی بن ابیطالب علیه السلام و از ایشان استفادههای علمی میکردند.
ای کاش به جای اینکه حضرت به آبیاری نخلستان بپردازد و چاه آب حفر کنند بر مَسند علمی مینشستند و یاران پیامبر از علم ایشان بهره میبردند.
#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۴۷
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
جلسه چهل و هفتم است که آیات فضیلت امیرالمؤمنین را تقدیم شما میکنم.
در سوره مبارکه یاسین آیه ۱۲ خداوند متعال میفرمایند :
«وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» و هر چیزی را ما در امامِ روشنگر شمردیم یعنی در امامِ مُبین قرار دادیم.
یک سؤال در رابطه با این آیه مطرح میشود که منظور از امام در این آیه چیست؟
ببینید ، در سوره هود آیه ۱۷ خداوند در رابطه با کتاب تورات واژه «امام» را به کار بردند :
«وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً»
و در سوره بقره آیه ۲۵ در رابطه با یک انسان ، یعنی حضرت ابراهیم ، واژه «امام» را به کار بردند :
«إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً»
بنابراین امام یا یک کتاب است یا یک انسان. وقتی این آیه مبارکه یعنی آیه ۱۲ سوره یاسین نازل شد ، ابوبکر و عُمر در محضر پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله بودند و سؤال پرسیدند که آیا منظور از امام مبین ، کتاب تورات است؟ پیامبر فرمودند : نه!
پرسیدند : آیا کتاب انجیل است؟ پیامبر فرمودند : نه ! به محض اینکه این جمله تمام شد ، امیرالمؤمنین وارد آن مجلس شد ، پیامبر اشاره کردند به امیرالمؤمنین فرمودند :
«إِنَّهُ الْإِمَامُ الَّذِی أَحْصَی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهِ عِلْمَ کُلِّ شَیْءٍ»
این ، آن «امام مبین» است که در آیه ۱۲ سوره یاسین به آن اشاره شده که خداوند تمام علوم را در ایشان قرار داده.
امیرالمؤمنین علیه السلام از عمارِ یاسر سؤال پرسیدند ؛ که تا حالا آیه «وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» را تلاوت کردی؟ گفت : بله. حضرت فرمودند :
«أَنَا ذَلِكَ الإمَامُ الْمُبین» منظور از امام مُبین در این آیه من هستم.
ابوذر و آقا امیرالمؤمنین علیه السلام در بیابان قدم میزدند ، رسیدند به دشتی که وادی مورچگان بود ، هزاران هزار مورچه در حال حرکت بودند ، سیل مورچهها روان بود. ابوذر جملهای گفت که مفهومش این بود «غیر از خداوند متعال هیچکس تعداد این مورچهها را نمیداند!»
امیرالمؤمنین فرمودند : به اِذنِ اللّه من تعداد این مورچهها را میدانم و نر و ماده هر یک از مورچهها را هم میشناسم.
بنابراین آیه «وَ كُلَّ شَیءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» مانند آیه ۴۳ سوره رعد در رابطه با علمِ آقا امیرالمؤمنین است.
#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۴۸
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
جلسه چهل و هشتم است که درباره آیات امیرالمؤمنین در قرآن صحبت میکنیم.
خدمت شما عرض شد که آیه ۱۲ سوره یس میفرماید :
«وَ كُلَّ شَیءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» و ما هر چیزی را جمع کردیم و شمارش کردیم در «امام مبین» یعنی در رهبر روشنگر که منظور علی بن ابیطالب علیه السلام بود.
در روایات آمده که علوم تمام پیامبران الهی نسبت به علم حضرت محمد صلی الله علیه و آله مانند قطره میماند در برابر دریا.
«وَ یرِثُ عِلْمَهُ ابْنُ عَمِّهِ وَ وَصِیه» و تمام علوم حضرت محمد به ارث به علی بن ابیطالب علیه السلام رسیده.
خود پیامبر بارها و بارها میفرمودند :
«اَعلَمُکُم عَلیّاً» عالمترین و داناترین شما علی است.
«اَقضاکُم عَلیّاً» و کسی که بیشتر از همه شما ، علم قضاوت را میداند ، باز هم علی است.
حضرت بارها و بارها بر روی منبر فریاد میزدند :
«سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» قبل از اینکه من را از دست بدهید هر سؤالی دارید بپرسید.
«فِإنّی بِطُرُقِ السَّماءِ أعلَمْ مِنّی بِطُرُقِ الأرضْ» من به راههای آسمان و کهکشانها آگاهترم تا راههای زمین!
در زمان ابوبکر بنِ اَبی قُحافه ، عُمر بنِ الخطاب و عُثمان بنِ عَفوان ، دهها بار اتفاق افتاد که مشکلات علمی و قضاوتهای سختی پیش آمد که همه یاران پیامبر درمانده و متحیر شدند و جوابی نداشتند ، امیرالمؤمنین میآمد گِره گشایی میکرد و آن مشکلات علمی و قضاوت را حل میکرد.
هفتاد بار از عُمر نقل شده که گفت :
«لَوْلا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَر» اگر علی نبود در این مشکلات علمی ، منِ عمر نابود شده بودم.
باز گفت «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ مُعْضِلَةٍ لَیسَ لَهَا أَبُوحَسَنٍ» به خدا پناه میبرم مشکل علمی بر من پیش بیاید و ابوالحسن یعنی علی بن ابیطالب آنجا حاضر نباشد.
برای اینکه آیه «وَ كُلَّ شَیءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» را بهتر بتوانیم درک کنیم ، پیشنهاد میکنم کتاب قضاوتهای امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام را که آقای محمد تقی شوشتری نوشتند ، مطالعه کنیم. هم لذت ببریم و هم عظمتِ علمی امیرالمؤمنین را تا حدودی درک کنیم.