#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۲۲

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه بیست و دوم است که آیات فضیلت امیرالمؤمنین در قرآن را با هم دوره می‌کنیم.

در این جلسه به «آیه ولایت» رسیدیم یعنی آیه‌ای که تمام مفسّران شیعه و تقریباً تمام مفسّران اهل سنت مثل اِبن عساکر‌ ، حاکم نیشابوری‌ ، طبری‌ ، تفتازانی‌ ، نسائی‌ ، سید شریف جُرجانی و ... این آیه را در ‌شأن آقا امیرالمؤمنین دانستند.

ماجرای نزول این آیه از این قرار است که یک فقیری وارد مسجد پیامبر شد و از مردم درخواست کمک کرد.

آن تعداد از یاران پیامبراکرم صلی الله علیه و آله که داخل مسجد بودند همه به او بی‌توجهی کردند و هیچکس به او کمک مالی نکرد.

آقا امیرالمؤمنین و پیامبر عزیزمان علیهما السلام در حال خواندن نماز مستحبی بودند.

آقا امیرالمؤمنین انگشتری به دست راستشان داشتند که وقتی این جریان اتفاق افتاد دست‌شان را به سمت فقیر دراز کردند و از او درخواست کردند انگشتر را از دست امیرالمؤمنین در بیاورد. «وَ لَهُ خَاتَمٌ عَقِیقٌ یمَانِی أَحْمَر»

حضرت یک انگشترِ عقیقِ یمن سرخ داشتند که هنگام نماز به دست راستشان می‌کردند و نماز را اقامه می‌کردند.

[من و شما هم که از دوستدارانِ امیرالمؤمنین هستیم حتماً شبیه امیرالمؤمنین یک انگشتر عقیقِ سرخ برای نمازهایمان داشته باشیم]

فقیر این انگشتر را گرفتند و از مسجد خارج شدند.

پیامبر اکرم در هنگام نماز خودشان این واقعه را دیدند و بعد از نماز دستشان را به دعا بلند کردند و فرمودند :

خدایا برادرم حضرت موسی از تو درخواست کرد که «رَبِّ اِشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی» خدایا سینه‌ام را فراخ قرار بده و کارم را آسان کن و برادرم هارون را جانشین من قرار بده تا به واسطه او پُشتم محکم باشد.

من هم همین دعا را به درگاه تو می‌کنم و از تو می‌خواهم : «وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی عَلیّاً» خدایا علی را وزیر من قرار بده تا به واسطه او پشت من محکم باشد.

ابوذر می‌گوید : من شاهد این جریان بودم‌ ، به خدا قسم جمله آخر پیامبر تمام نشده بود که جبرئیل نازل شد و آیه ۵۵ سوره مائده را نازل کرد :

«إِنَّما وَلِیكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّكاةَ وَهُم راكِعونَ»

فقط و فقط رهبر و سرپرست شما خداست و پیامبرش و کسانی که در حال نماز در رکوعشان زکات می‌دهند.

مفسران فرمودند : منظور از زکات دهنده در این آیه فقط آقا علی بن ابیطالب علیه السلام بوده این آیه بیان می‌کند که رهبر جامعه اسلامی بعد از پیامبر عزیزمان حتماً ایشان خواهند بود.

این آیه توضیحاتی دارد در جلسه آینده خدمت‌تان عرض می‌کنم.

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۲۳

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه بیست و سوم است که درباره آیات فضیلت امیرالمؤمنین در قرآن صحبت می‌کنیم.

در جلسه قبل «آیه ولایت» را خواندیم‌ ، آیه‌ای که می‌فرماید :

«إِنَّما وَلِیكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» رهبر و سرپرست شما فقط خداست و پیامبرش و کسانی که در حال رکوع زکات می‌دهند که منظور آقا امیرالمؤمنین علیه السلام است.

برای اینکه اهمیت این آیه را بهتر بفهمیم عرض می‌کنم خدمت‌تان که مشرکانِ مکه در سال‌های اول بعثت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبتِ «اَبا الاَبتر» می‌دادند.

«اَبتر» کسی هست که فرزند پسری ندارد. آنها می‌گفتند پیامبر چون فرزند پسری ندارد تا جانشین او شود ، بعد از وفات او دینش نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت.

برخی از قبایل هم شرط اسلام آوردنشان و گفتن شهادتین را این اعلام می‌کردند که ما به این شرط به تو ایمان می‌آوریم که رهبر جامعه اسلامی بعد از تو از قبیله ما باشد!

پیامبر عزیزمان می‌فرمودند : رهبر جامعه اسلامی را خدا باید تعیین کند و دستِ من نیست.

بنابراین مسلمان‌ها سال‌ها در ذهن‌شان این سؤال مطرح بود که «جانشین پیامبر چه کسی خواهد بود؟!» آیه‌ی ولایت جواب این سؤال مهم بود که مسلمان‌ها بود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید ‌غدیر خُم خطبه‌ای را ایراد فرمودند که شیعه و سنی متن آن خطبه را نقل کردند که حضرت در آنجا فرمودند:

خدا من را مأمور کرده که بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم «عَلیِّ بنِ اَبی طالبٍ علیه السلام أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أُمَّتِی وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی» علی برادرم وصی من‌ ، جانشین من و امام بعد از من بر امت من خواهد بود و سپس حضرت «آیه ولایت» را تلاوت فرمودند ؛ یعنی ای مردم منظور از «آیه ولایت» علی بن ابیطالب است و او امام بعد از من بر شما خواهد بود.

بعد از اینکه عُمر بن الخطاب به بستر بیماری افتاد و در آستانه فوت قرار گرفت شش نفر را مأمور کرد تا خلیفه بعد از او را در شورای شش نفره‌ای تعیین کنند اعضای آن شورا طلحه‌ ، زبیر‌ ، عثمان‌ ، عبدالرحمن بنِ عوف‌ ، سَعد بنِ اَبی وقّاص و علی بن ابیطالب علیه السلام بودند.

امیرالمؤمنین برای اتمامِ حجت در بین آن شش نفر سخنرانی کردند و «آیه ولایت» را خواندند و پرسیدند :

«نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِیكُمْ أَحَدٌ نَزَلَتْ فِیهِ هَذِهِ اَلْآیةُ» شما را به خدا سوگند ‌می‌دهم آیا در بین شما کسی هست که این آیه در‌ شأن او نازل شده باشد؟

آنها همگی گفتند : نه‌ ، این آیه فقط در ‌شأن تو نازل شده.

یعنی حضرت به آنها اعلام فرمودند که خداوند طبق این آیه من را رهبر بر امت قرار داده و اگر در این جمع شش نفره غیر از من کسی رهبر شود‌ ، شما حکم خدا را زمین کوبیدید.

و طبق آیه ۴۵ و ۴۷ سوره مائده : «وَ مَنْ لَمْ یحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ... وَ مَنْ لَمْ یحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»

هر کسی حُکم ‌دهد بر خلافِ حُکم خدا در قرآن‌ ، او ظالم است و او فاسق است و اگر در این جمع شش نفره به کسی غیر از من رأی بدهید‌ ، شما ظالم و فاسق خواهید بود.

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۲۴

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه بیست و چهارم است که درباره آیات امیرالمؤمنین در قرآن با هم گفتگو می‌کنیم.

آیه مورد بررسی ما «آیه ولایت» بود :

«إِنَّما وَلِیكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»

رهبر و سرپرست شما فقط اَللّه است و رسولش و کسانی که در حال رکوع زکات می‌دهند که منظور امیرالمؤمنین علیه السلام می‌باشد.

در رابطه با این آیه می‌خواهم به دو تا سؤال پاسخ بدهم :

یک. واژه «وَلیّ» به معنای دوست‌ ، به معنای یاور و یاری کننده و به معنای رهبر و سرپرست به کار رفته است. از کجا معلوم در آیه مورد نظر ما واژه «وَلیّ» به معنای رهبر و سرپرست باشد؟

جواب : واژه «وَلیّ» اگر بدون قید و مطلق به کار برود به معنای رهبری و سرپرستی است.

مثلاً چهار آیه قبل از این آیه خداوند به مؤمنان دستور می‌دهد که یهودیان و مسیحیان را «وَلیّ» خودتان انتخاب نکنید «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الیهُودَ وَ النَّصاری أَولِیاءَ»

خُب علمای شیعه و سنی گفته اند که انسان اشکالی ندارد که با یک یهودی یا مسیحی دوست باشد

و اشکال ندارد که از او یاری بطلبد و او را یاری کند. مثلاً برای ساختِ خانه از او کمک بگیرد.

خداوند در این آیه می‌خواهد بگوید : ای مؤمنان یهود و مسیحیت را رهبر خودتان انتخاب نکنید.

و پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر وقتی «آیه ولایت» را خواندند فرمودند که علی بن ابیطالب علیه السلام خلیفه من در امتم هست «وَ الاِمامُ مِن بَعدی» یعنی من پیامبر از واژه «وَلیّ» در این آیه خلافت و امامت بعد از خودم بر جامعه اسلامی را متوجه می‌شوم.

دو. علی بن ابیطالب علیه السلام یک نفر است باید در این آیه واژه «الّذی» به کار می‌رفت در حالی که می‌بینیم واژه «اَلّذین» که برای جمع هست به کار رفته علتش چیست؟

جواب : خداوند تبارک و تعالی چندین جای قرآن واژه جمع را برای یک نفر به کار برده است.

مثلاً مفسران می‌فرمایند : عبدُاللّهِ بنِ اُبَی که منافقِ سرشناس مدینه بود گفت : ما پیامبر را از مدینه اخراج خواهیم کرد ؛ با اینکه او یک نفر بود ولی قرآن به جای واژه «یقول» ، واژه «یَقولون» که جمع هست به کار برد. «یقولونَ لَئِن رَجَعنا إِلَى المَدینَةِ لَیخرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنهَا الأَذَلَّ»

شاید علت استفاده از واژه جمع این باشد که عبدُاللّهِ بنِ اُبَی به ظاهر یک نفر بود که این حرف را زد ولی سخن یک گروه فکری و یک جریانِ سیاسی را مطرح کرد.

یا درباره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها که یک نفر است در آیه مباهله واژه «نِسائَنا» که واژه جمع هست به کار برد.

مُفسران فرمودند خداوند تبارک و تعالی در این «آیه ولایت» برای اجلال و بزرگداشت و تعظیم علی بن ابیطالب واژه «اَلّذین» را استفاده کردند.

امام صادق علیه السلام جواب دیگری را دادند که مختص برادران شیعه است.

ایشان فرمودند : «وَ السَّائِلُ الَّذِی سَأَلَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ مِنَ الْمَلَائِکَةِ» آن فقیری که در شکلِ انسان در مسجد حاضر شد فرشته‌ای بود که بر یازده امامِ بعد از علی بن ابیطالب علیه السلام هم وارد خواهد شد و در حال رکوع از آنها زکات خواهد گرفت و باطنِ این آیه می‌خواهد بفرماید که دوازده امام بعد از پیامبر خدا ولیّ و سرپرست جامعه اسلامی خواهند بود.

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۲۵

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه بیست و پنجم است که آیات امیرالمؤمنین در قرآن را با هم بررسی می‌کنیم.

قبل از بیان آیه جدید این مطلب را بیان می‌کنم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وقتی به سفر معراج رفته بودند خداوند تبارک و تعالی با ایشان گفتگو کردند و خطاب کردند که «إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیاً إِلاَّ جَعَلْتُ لَهُ وَزِیراً» من هیچ پیامبری نفرستادم مگر اینکه برای او وزیر و جانشینی قرار دادم ؛ تو پیامبر من هستی و علی بن ابیطالب علیه السلام خلیفه و وزیر توست. پس پیامبر عزیزمان در سفر معراج به این نکته واقف شدند که وزیر ایشان علی بن ابیطالب خواهد بود.

در سفر حَجةُ الوداع که ده‌ها هزار مسلمان از قبیله‌ها و طوایف مختلف در منطقه‌ی مکه‌ ، منا و عرفات جمع شده بودند و اعمال را انجام می‌دادند‌ ، جبرئیل نازل شد و به پیامبر عرضه داشت که خدا به تو امر می‌کند! [چون ماه‌های آخر عُمر شریف تو است] علی بن ابیطالب را به عنوان وزیر خودت به مردم معرفی کن! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ترسیدند!

پیامبری که وقتی ایشان را سنگباران می‌کردند در مکه نترسید.

وقتی سه سال در شعب ابی طالب محاصره بود و احتمال این بود هر شب به خیمه او بریزند و او را قطعه قطعه کنند‌ ، باز نترسید.

ده ها جنگ را رهبری کرد و بارها شد که به دشمنانِ خودش نزدیک شد در هنگام جنگیدن باز هم از کشته شدن نترسید.

یاران او را شکنجه کردند باز هم نهراسید!

پیامبر از چه چیزی ترسید؟

خود حضرت به جبرئیل فرمودند : «أَخْشَى مِنْ أَصْحَابِی أَنْ یخَالِفُونِی‏» من می‌ترسم که یارانِ من مخالفت دستور من را انجام بدهند و ولایت و سرپرستی علی بن ابیطالب علیه السلام را نپذیرند.

و در نقل دیگری آمده که «تَخَوَّفَ أَنْ یرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِمْ وَ أَنْ یكَذِّبُوه‏» پیامبر ترسیدند که مسلمان‌های ضعیفُ الایمان به علاوه منافقانی که در جمع مؤمنان رسوخ کرده بودند‌ ، دست به دستِ هم بدهند و با بیان اعلام رهبری امیرالمؤمنین ، از اسلام عقب نشینی کنند و به کفر برگردند و اعلام کنند که :

«ای پیامبر! تو دروغگو بودی همه این‌ها نقشه‌ای بود که کشیدی تا در طول ۲۳ سال خودت و خانواده‌ات یعنی پسر عمویت را بر ما مسلّط کنی و به سلطنت و پادشاهی برسی!»

یعنی همان جمله‌ای را بگویند که یزید ملعون ۵۰ سال بعد وقتی چوب بر لب و دندانِ مبارک امام حسین علیه السلام می‌زد آن جملات را بیان می‌کرد که :

لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلاَ * خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ

بنی هاشم با حکومت بازی کردند‌ ، نه قرآنی نازل شد و نه جبرئیل وحی را آورد!

پیامبر می‌ترسید آنها دینشان را از دست بدهند.

شیعه از امامان خودش نقل می‌کند و اهل سنت از اِبن عباس‌ ، ابو هُریره‌ ، ابوسعید خُدری و جابر بن عبدالله انصاری‌ ، نقل می‌کنند که پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله در سفر بازگشت از حج وقتی به منطقه ‌غدیر خُم رسیدند‌ ، جبرئیل نازل شد و این آیه را نازل کرد که :

«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ»

دیگر باید حتماً آن پیامی را که خدا بر عهده تو گذاشته به مردم برسانی و علی بن ابیطالب را به عنوان وزیر خودت به مردم معرفی کنی.

درباره این آیه در جلسه آینده بیشتر با هم صحبت خواهیم کرد.