#همنشین_خدا 107 ؛ یهودی یا مسیحی؟

یا مَنْ عَذابُهُ شَدید

به نام خدایی که تازیانه‌اش دردناک است.

سلام به شما معلم عزیز. دعا‌‌ می‌کنم من و شما همیشه در رحمت خداوند باشیم.

وقتی « رَحمةٌ لِلعالَمین » یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله به پیامبری رسید، یهودی ها و مسیحی ها دیدند نشانه‌های حضرت با آنچه که در کتاب آسمانی شان نوشته شده بود یکی است. [1] گروهی از آنها ایمان آوردند وارد سایه رحمت خداوند شدند، گروهی ایمان نیاوردند به چاهِ ذلالت افتادند. چون عمداً مسلمان نشده بودند، در حساس ترین لحظه عُمر یعنی لحظه‌ی قبضِ روح، فرشته‌ی مرگ به جای گُل لبخند، با تازیانه روح آنها را از جسم شان بیرون‌‌ می‌کشید. [2]

در روایت ما آمده چهار گروه از مسلمان ها هستند با اینکه به ظاهر به پیامبر ایمان آورده اند ولی لحظه‌ی قبض روح، فرشته به آن ها‌‌ می‌گویید: یا یهودی یا مسیحی از دنیا بروید.

و این برایشان خیلی دردناک است و این تازه اول عذاب و گرفتاری آن ها است.

می‌خواهم چهار گروه را با هم دوره کنیم.

یک. هر کس حج به او واجب بشود، راه باز باشد و او سالم باشد، ولی عمداً مکه نرود، « فَلْیمُتْ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً » [3]

دو. هر کس دشمن زکات باشد، مانع زکات باشد. [4]

سه. ‌هر کس بمیرد و در قلبش کینه‌ی امام اول، علی ابن ابی طالب باشد.

هر کسی اصلاً امام معصوم را قبول نکند ! « مَنْ جَحَدَهُ مَاتَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیا » [5]

چهار. این مورد را توجه ویژه کنیم:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « مَنْ تَرَک الصَّلَاةَ لَا یرْجُو ثَوَابَهَا » [6]

هر کسی که اصلاً نماز نمی‌خواند، وقتی به او‌‌ می‌گویی پاداشِ نماز بهشت است، ترک نماز، زشتِ زشت است، عذاب و گرفتاری دارد، ککش نمی‌گزد ! نه از عذاب خداوند می‌ترسد، نه امیدی به ثواب خداوند دارد !

برای منِ پیامبر هم اصلاً مهم نیست که او یهودی بمیرد یا مسیحی، یا حتی آتش پرست ! این شخص وقتی شب اول قبر از او‌‌ می‌پرسند ؛ « مَنْ دینُک؟ » تو بر چه دینی هستی؟ چگونه رویش‌‌ می‌شود بگوید من مسلمان هستم، در حالی که نماز، که ستون دین هست را بجا نیاورده؟

این چهار گروه یعنی: تارکِ حج، مانع زکات، دشمن امامت و تارک نماز، به ظاهر با زبان‌‌ می‌گویند که مسلمانی هستیم، ولی مانند یهودی ها و مسیحی ها از این چهار عمل دوری‌‌ می‌کنند.

خداوند در نسلِ ما چنین افرادی را قرار ندهد.

#همنشین_خدا 108 ؛ کلید صندوق نعمت ها

یا مُنعِمُ یا مُنعِمُ یا مُنعِم

سلام به شما معلم عزیز. دعا‌‌ می‌کنم من و شما در دنیا و آخرت غَرق نعمت‌های خداوند باشیم.

می‌خواهیم با هم گفتگو کنیم درباره یک فایده‌ی نماز.

نماز صفات خوب و زیبای انسان را تقویت می‌کند و صفات زشت و بد را تضعیف می‌کند و تلاش می‌کند آنها را نابود کند.

مثلاً حسادت یک صفت زشت است، انگیزه قتل اولین قاتل ـ یعنی قابیل ـ حسادت بود. آیه ۵۴ سوره نساء [7]می‌فرماید: علت دشمنی مردم با پیامبران و امامان حسادت بود. یعنی به خاطرِ حسادت بود که:

* حضرت یوسف را داخل چاه انداختند.

* مشرکان مکه و یهویان مدینه با او جنگیدند.

* بیست و پنج سال امیرالمؤمنین علیه السلام را خانه نشین کردند.

حسود از نابودی نعمت مردم لذت می‌برد، تلاش می‌کند کمالات مردم را بپوشاند، نقشه می‌کشد که چگونه خوبی‌های مردم را نابود کند.

اما نماز روزانه ۵ بار با حسادت می‌جنگد. می‌گوید: نعمت‌ها بخشش‌های خداوند هستند، اگر به نعمتی حسودی کردی در واقع به خداوند اعتراض کردی که خدایا تو نفهمیدی ! اشتباه کردی که این نعمت را به این شخص دادی ! حکمتِ خداوند را زیر سؤال بردی.

ما در نماز مُدام می‌گوییم: « اَنْعَمْتَ عَلَیهِم » خدایا ! کلید صندوق نعمت‌ها دست توست.

پس من می‌توانم در قنوت، در سجده، در تعقیبات، از تو بخواهم که همان نعمت را به من هم بدهی.

حسود می‌گوید ؛ من داشته باشم، دیگران نداشته باشند. در حالی که نماز می‌گوید ؛ خوبی‌ها را فقط برای خودت نخواه برای همه بخواه.

مثلاً سلامتی یک نعمت است. بگو ؛ من و همه خوبانِ عالم سلامت باشند. « اَلسَّلَامُ عَلَینَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِین‏ »

هدایت، نعمت است. بگو: « اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ » ؛ خدایا همه ما را به راه مستقیم هدایت کن.

همسرِ خوب، فرزندِ خوب، شغلِ مناسب، خانه مناسب، این‌ها حسنه است بگو ؛ خدایا به همه ما بده. « رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً ».

اصلاً کاری که نماز می‌کند این است که در مفاهیم دعاهای وضو و جملات نماز، ما مُدام دنیا را کوچک می‌بینیم و آخرت را بزرگ، دنیا را فانی می‌بینیم و آخرت را باقی. [8] وقتی دنیا کوچک شد نعمت‌های دنیا هم کوچک می‌شود و چیزِ کوچک ارزشِ حسادت را ندارد.

به همین خاطر همان طور که ما هیچ گاه به ماشین کوکی یک کودک حسودی نمی‌کنیم چون آن را کوچک می‌دانیم، هیچ گاه هم نباید به ماشینِ مدل بالای دوستان و همسایگانِ خود، حسادت کنیم ؛ چون آن هم کوچک است. همه نعمت‌های دنیا کوچک است.

نماز به ما یاد می‌دهد بزرگ باشیم و به چیزهای کوچک بی‌اعتنا.

#همنشین_خدا 109 ؛ شلوار لی و ساپورت

یا حَکیم

به نام خدایی که تک تکِ دستوراتش درست و حساب شده است.

سلام به شما معلم عزیز. می‌خواهم قبل از اینکه یک مکروه نماز را بیان کنم، پنج ضررِ لباس تنگ را با هم دوره کنیم.

یک. جوراب تنگ به ساق پا فشار می‌آورد و جریان خون را در آن قسمت مختل می‌کند.

دو. لباس زیر و شلوار تنگ ضررش برای آقایان این است که در ناحیه شرمگاه، اِسپرم را کاهش می‌دهد. به نطفه ضرر وارد می‌کند و سبب عقیم شدن مردها می‌شود. همین طور که در چند سال گذشته این اتفاق زیاد افتاده است.

برای خانم‌ها ضررش این است که رطوبت را زیاد می‌کند و رطوبت بستر عفونت و سبب سرخی، سوزش، خارش، چرک شدن و جوش زدن پوست می‌شود.

سه. پیراهن چسبان سبب می‌شود پوست تنفس نکند و این سبب می‌شود زیر بغل زودتر عرق کند و بوی زننده و نامطبوعی را تولید می‌کند.

کلاً لباس‌های تنگ مشکل شان این است که نمی‌گذارند پوست نفس بکشد و این، اُکسیداسیون سلول‌ها را جمع می‌کند و سرعت آن را زیاد می‌کند و اثر آن‌‌ می‌شود پیری زودرس.

چهار. انسانی که لباس تنگ می‌پوشد صبرو حوصله‌اش کاهش پیدا می‌کند زودتر جوش می‌آورد پرخاشگری می‌کند.

پنج. لباس تنگ در غیر زن و شوهر ممکن است سبب تحریکِ حرام شود. یعنی هم خودش هم کسی که او را در این وضعیت می‌بیند ممکن است به چاهِ گناهان شهوانی بیفتد.

با این مقدمه عرض می‌کنم که تک تکِ مستحبات و مکروهات نماز حساب شده است یعنی خداوند حکیم، سلامت جسم و روح من را در نظر گرفته و بعد فرموده: من نماز کسی را که لباس تنگ بپوشد کمتر می‌خرم.

مثلاً می‌فرماید: نمازِ حاذق، یعنی کسی که جوراب تنگ پوشیده ارزش کمتری دارد. [9]

نماز با چنین لباسی کراهت دارد. علاوه بر این‌ ضررها لباسِ تنگ سبب می‌شود حضورِ قلب ما در نماز کاهش پیدا کند.

پس بیاییم تک تک مکروهات نماز را جدی بگیریم. از این به بعد با ساپورت، جورابِ تنگ و شلوار لی نماز نخوانیم.

#همنشین_خدا 110 ؛ یک تیر و دو نشان

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز. امیدوارم که زیاد سفر بروید، سفر زیارتی، سیاحتی، تفریحی.

می‌خواهم یک گفتگوی فرضی را برای شما بیان کنم.

یک معلم پرسید: دلیل اینکه نماز در مسافرت شکسته می‌شود چیست؟ گفتم: آیه ۱۰۱ سوره نساء. [10]

گفت: در این آیه نیامده نمازِ شکسته خواندن واجب است. فرموده « فَلَیسَ عَلَیکمْ جُناحٌ » گناهی در شما نیست ـ اشکالی ندارد ـ نمازتان را شکسته بخوانید نفرموده واجب است.

گفتم: توجه کنید در آن زمان فکرِ غالب مردم این بود که در هر شرایطی باید نماز را کامل خواند و کم کردن رکعات نماز گناه دارد و این آیه یک خط بطلان می‌کشد بر روی این تفکر. و این آیه می‌خواهد بفرماید: شکسته خواندن نماز در سفر را گناه ندانیم.

و در زبانِ قرآن عبارت « لا جُناحَ » در معنای دستور واجب هم آمده ؛ مثل صفا و مروه که بالای این دو کوه، دو بت بود و در زمانِ جاهلیت این دو بت را طواف و مسح می‌کردند برای تبرک ‌جستن از آن.

قرآن با واژه « گناهی نیست » دو نکته را بیان می‌فرماید:

یک. این کار غلط مردم زمان جاهلیت سبب نشود که حرکت بین صفا و مروه را اشتباه بدانید.

دو. سعی صفا و مروه واجب است.

پس واجب بودن طواف را هم با همین عبارت بیان می‌کند « فَلا جُناحَ عَلَيهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِما ». [11] پس با یک تیر دو نشان زده ؛ گناه ندانستن طواف و واجب شمردن این طواف.

گفت: در آیه آمده اگر از دشمنانتان ترسیدید نماز شکسته بخوانید، نفرموده همیشه نماز شکسته بخوانید.

گفتم: دو تا از جواب‌های مفسّران را برایت بیان می‌کنم.

یک. قید « اِنْ خِفْتُم » در آیه قید غالبی است.

بینید غالب انسان‌ها در کنار ضریح امام حسین علیه السلام اشک شان جاری می‌شود.

شما به دوستت می‌گویی کنارِ ضریح امام حسین علیه السلام اگر اشکت جاری شد برایم دعا کن منظور این است که بیشتر انسان‌ها اشکشان جاری می‌شود و تو هم برای من دعا کن. معنای حرفت این نیست که اگر اشک تو جاری نشد، پس بی‌خیالِ دعا باش و به من دعا نکن !

دو. این قید « اِنْ خِفْتُمْ » قید تأکیدی است.

یعنی بر همه این سفرها نمازت را شکسته بخوان و اگر از دشمن ترسیدی تأکید بیشتری است که این نمازت شکسته باشد.

مثل اینکه به دوستت می‌گویی اگر دستت به ضریح امام حسین علیه السلام رسید برایم دعا کن. معنای حرفت این است که در سفر کربلا همیشه به یادم باش و برای من دعا کن. تأکید بیشتری می‌کنم که وقتی دستت به ضریح رسید من را دعا کنی.

گفت: در این آیه نیامده کدام یک از نمازهای پنجگانه را شکسته بخوانید، ولی در رساله‌ها آمده که نمازهای چهار رکعتی دو رکعتی می‌شود.

گفتم: خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله می‌فرماید: من کلیات را بیان می‌کنم در قرآن، شما جزئیات احکام را برای مردم بیان کنید « وَ أَنْزَلْنا إِلَیک الذِّکرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم‏ » [12]

و به مردم فرمود: هر چه من در قرآن نوشتم اطاعت کنید و هر چه پیامبر عزیز هم در تفسیر آیاتِ قرآن بیان نمود اطاعت کنید « أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُول‏ ». [13]

جزئیات نماز مسافر که در چه شرایطی نماز شکسته می‌شود را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای ما بیان فرمودند.


[1] الَّذینَ آتَیناهُمُ الْکتابَ یعْرِفُونَهُ کما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُم‏. (سوره بقره : آیه 146) اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را مانند فرزندان خود می شناختند به علت این بود که نشانه های پیامبر را در کتاب آسمانی خود دیده بودند.

[2] َ قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ زَینُ الْعَابِدِینَ علیهم السلام قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا مِنْ شَی‏ءٍ أَتَرَدَّدُ عَنْهُ تَرَدُّدِی عَنْ قَبْضِ رُوحِ الْمُؤْمِنِ یکرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَکرَهُ مَسَاءَتَهُ فَإِذَا حَضَرَهُ أَجَلُهُ الَّذِی لَا یؤَخَّرُ فِیهِ بَعَثْتُ إِلَیهِ بِرَیحَانَتَینِ مِنَ الْجَنَّةِ تُسَمَّى إِحْدَاهُمَا الْمُسْخِیةُ وَ الْأُخْرَى الْمُنْسِیةُ فَأَمَّا الْمُسْخِیةُ فَتُسْخِیهِ عَنْ مَالِهِ وَ أَمَّا الْمُنْسِیةُ فَتُنْسِیهِ أَمْرَ الدُّنْیا. (بحار الأنوار، ج‏6، ص 152)

[3] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ تَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِک حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا یطِیقُ فِیهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ یمْنَعُهُ فَلْیمُتْ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً. (الکافی، ج‏4، ص 269)

[4] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنَ الزَّکاةِ فَلْیمُتْ إِنْ شَاءَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً. (وسائل الشیعة، ج‏9، ص 33)

[5] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : مِنَّا الْإِمَامُ الْمَفْرُوضُ طَاعَتُهُ مَنْ جَحَدَهُ مَاتَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیا. (بحار الأنوار، ج‏23، ص 85)

همچنین :

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : مَنْ آذَى عَلِیاً بَعَثَهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیا. (بحار الأنوار، ج‏39، ص 333)

[6] مَنْ تَرَک الصَّلَاةَ لَا یرْجُو ثَوَابَهَا وَ لَا یخَافُ عِقَابَهَا فَلَا أُبَالِی أَنْ یمُوتَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً أَوْ مَجُوسِیا. (جامع الأخبار، ص 74)

[7] أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینا آلَ إِبْراهیمَ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ وَ آتَیناهُمْ مُلْکاً عَظیماً.

[8] در روایات از دنیا به دار الفناء و از آخرت دار البقاء تعبیر شده است. مثلاً

امام سجاد : عَجَباً کلَّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدَارِ الْفَنَاءِ وَ تَرَک دَارَ الْبَقَاءِ. (بحار الأنوار، ج‏70، ص 127)

[9] امام صادق علیه السلام : لا صَلاةَ... لحاذِقٍ وَالحاذِقُ الَّذی بِهِ ضَغطَةُ الخُفِّ. (بحار الأنوار، ج 84 ص 319)

[10] وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیسَ عَلَیکمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یفْتِنَکمُ الَّذینَ کفَرُوا.

[11] سوره بقره، آیه 158.

[12] سوره نحل، آیه 44.

[13] پنج بار این عبارت در قرآن آمده مثل سوره مائده، آیه 92.