#همنشین_خدا 32 ؛ لبیک خدا

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

دعا‌‌ می‌کنم بعد از هر یا رَبِّ شما لبیکِ خداوند باشد.

همان طور که می‌دانید، نماز دو قسمت دارد ؛ گفتار و رفتار.

همان طور که گفتارِ ما در نماز پُر از پیام است رفتارِ ما هم پُر از پیام است.

مثلاً دست مان را به قنوت که بلند می‌کنیم پیامش چیست؟

پیامش این است که خدایا ببین دستم خالی است، من فقیرم تو ثروتمندی، من به تو نیاز دارم، به عطا و رحمتت به لطف و کرمت.

در همین قنوت بعضی‌ها دو رفتار اشتباه دارند که ریشه‌اش به خاطر یک تصوّر اشتباه است.

آن تصوّر اشتباه این است: « هر عملی در غیرِ نماز، مستحب باشد در نماز هم مستحب است ! »

می‌خواهیم این دو رفتارِ اشتباه را با هم دوره کنیم:

یک. امام صادق علیه السلام فرمودند هر کسی دستش را به دعا بلند کند خداوند حیا می‌کند که او را دستِ خالی برگرداند. حتماً از رحمتش چیزی داخل دست او می‌ریزد. پس هر کس دستش را به دعا بلند کرد، قبل از اینکه دستش را پایین بیاورد، « یَمْسَحَ‏ عَلَى‏ وَجْهِهِ‏ وَ رَأْسِهِ » دستش را به سر و صورت خودش بکشد تا تبرّک شود. [1]

دو. امام صادق علیه السلام در تعقیباتِ نمازش وقتی دستشان را به دعا بلند می‌کردند دست‌شان را بالاتر از سرشان می‌آوردند، چون این یکی از آداب و مستحبات دعا است. [2]

بعضی‌ها فکر می‌کنند این دو رفتار در قنوت هم مستحب است در حالی که همه مراجع فرمودند این از مستحباتِ قنوت نیست حتی بسیاری از مراجع می‌فرمایند این از مکروهات قنوت است [3] یعنی این دو رفتار را خداوند نمی‌پسندد که در قنوتِ نماز داشته باشیم:

یک. بالاتر آوردن دست‌ها از سر

دو. بعد از قنوت، دست‌ها را به سر و صورت کشیدن.

دعاهای تان مقبولِ درگاه خدا.

#همنشین_خدا 33 ؛ هم اطاعت، هم محبت

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

دعا می‌کنم که اگر پدر و مادر دارید صحیح و سالم باشند و اگر هم از دنیا رفتند مشمول رحمت خداوند باشند.

می‌خواهیم به یک سؤال جواب بدهیم:

اگر پدری به فرزندش بگوید: « من راضی نیستم تو خانه من نماز بخوانی یا اصلاً راضی نیستم نماز بخوانی » وظیفه فرزند چیست؟

جواب: برای پاسخ به این سؤال باید دو قاعده را یاد بگیریم:

یک. دستور پدر و مادر از مستحبات بالاتر است، اگر پدری به فرزندش بگوید: « راضی نیستم به مسجد بروی » یا مادری به فرزندش بگوید: « اول وقت نماز مستحبی نخوان ».

این دو عملِ مستحب چون در مقابل دستور پدر و مادر ارزش کمتری دارند، ساقط می‌شوند یعنی فرزند نباید مسجد برود یا در اول وقت نماز بخواند.

یک داستان نقل کنم: به پدر آیت الله بهجت رضوان الله علیه اطلاعاتِ غلطی رسیده بود که پسرت رفته نجف به جای اینکه مشغول درس باشد مشغولِ نماز مستحبی و ذکر و وِرد و دعا شده و نزدیک است صوفی بشود. ایشان هم بی خبر از همه جا نامه نوشت: « محمد تقی ! غیر از نمازهای پنجگانه راضی نیستم یک رکعت نماز مستحبی بخوانی ». تا سال‌ها که پدر ایشان زنده بود این عالم بزرگوار حتی یک رکعت نماز مستحبی نخواند. [4]

دو. دستور پدر و مادر از واجبات پایین‌تر است یعنی اگر در مقابلِ واجب خداوند قرار بگیرد ساقط می‌شود.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند « لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ‏ فِی مَعْصِیةِ الْخَالِقِ‏ » [5] هیچ اطاعتی از مخلوق نمی‌شود اگر دستوری بدهد مخالف با دستور خدا.

از امام خمینی رضوان الله علیه استفتاء کردند که پسری می‌گوید: « پدر من لاابالی و بی‌دین است گفته من راضی نیستم در خانه من نماز بخوانی » حالا کسب تکلیف کرده که وظیفه‌ام چیست؟ امام خمینی فرمودند: [پدرش] غلط کرده است برود بخواند هیچ اشکالی ندارد. [6]

یک توضیح بدهم تا جواب امام خمینی روشن شود: « وظیفه‌ی پدر تهیه محل زندگی برای فرزندش است این دستورش هم چون مقابل دستور خداست ساقط می‌شود ».

با این توضیحات که دادم اگر شوهری به همسرش بگوید: « که من راضی نیستم مسجد بروی ». ما می‌گوییم مسجد نرو،

اگر گفت: « راضی نیستم در خانه من نمازِ مستحبی بخوانی » خداوند می‌گوید: « نماز مستحبی نخوان تا زندگیات شیرین شود ».

اما اگر گفت: « من راضی نیستم نماز واجبت را هم بخوانی » این حرفش ساقط می‌شود، چون در مقابل دستور خداوند قرار گرفته است. وظیفه شوهر هم این است که برای همسرش مکان زندگی تهیه کند.

البته یادمان نرود همیشه با ادب و احترام با پدر و مادر و شوهر رفتار کنیم.

به آنها محبت کنیم که کلیدِ فتح قلوب، محبت است.

#همنشین_خدا 34 ؛ گلستان و خارستان

به نام خداوند، به یاد خداوند و برای خداوند

دعا می‌کنم که همیشه من و شما زیر آبشارِ رحمت خداوند باشیم.

می‌خواهم با هم یک مثال بزنیم تا چند روایت را بهتر بفهمیم.

همه ما از جاده‌های سرسبز، خنک و باصفای شمال لذّت می‌بریم دوست داریم این جاده‌ها را، و از جاده‌های کویری و گرمای خشک بدمان می‌آید هر چند بعضی مواقع مجبور می‌شویم از آن جاده‌ها عبور کنیم.

ما از حضور در گلستان، لذت می‌بریم و از حضور در خارستان، نفرت داریم.

همین طور که من این دو مکان را با هم مقایسه کردم در روایات ما هم دو مکان یعنی بازار و مسجد با هم مقایسه شده است.

یک. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: از بین مکان‌های روی زمین خداوند مساجد را از همه بیشتر دوست دارد و از بازارها از همه مکان ها بیشتر بدش می‌آید. [7]

دو. در روایاتِ ما آمده که مساجد خانه خداست [8] ؛ انسان وقتی وارد خانه کسی می‌شود یعنی به او خیلی نزدیک شده است با ورود به مسجد به خداوند نزدیک می‌شویم و در روایتی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: بازارها پاتوق شیطان است[9]. یعنی در بازارها به شیطان خیلی نزدیک می‌شویم.

کار شیطان در بازارها چیست؟ کم فروشی، گران فروشی، فریب، دروغ، دزدی، احتکار و....

یک. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « بهترینِ اهل مسجد کسی است که اولین نفر وارد شود و آخرین نفر هم خارج شود » یعنی سفارش کردند مدت زمان حضور‌تان در مسجد زیاد باشد. [10]

آقا امام باقر علیه السلام فرمودند: ابلیس با اولین نفری که وارد بازار می‌شود، وارد بازار می‌شود، و آخرِ شب آخرین نفری که خارج می‌شود، خارج می‌شود، یعنی سفارش به ما کردند از کسانی نباشید که اولین نفر وارد بازار می‌شوند و آخرین نفر خارج می‌شوند. [11]

دو. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در فضیلت حضور در مسجد فرمودند حتی اگر ذکر و نماز و قرآن هم نخواندید همان نفسی که در مسجد می‌کشید برای شما عبادت محسوب می‌شود. [12]

اما حضور بدون خرید و فروش در بازار چگونه است؟ مثلاً برویم در بازار چرخی بزنیم ببینیم چه خبر است؟

این کار علاوه بر آنکه ثواب ندارد، از آن نهی شده ایم، چون حضور بدون دلیل در پاتوق شیطان است ؛ جایی که شیطان می‌تواند تو را فریب دهد.

البته منظور ما از بیان این روایات که بیان کردیم این نبود که کسی بازار نرود.

هر گاه نیاز به خرید و فروش داریم به بازار برویم.

منظور ما این بود که قدر مسجد را بیشتر بدانیم و در مسجد بیشتر حاضر شویم و وقتی در بازار قرار داریم همه توجه ما به سمت خداوند باشد و اینکه مواظب باشیم تا فریب شیطان را نخوریم.

قرآن ستایش می‌کند از کسانی که داخل بازارند مشغول خرید و فروشند ولی این خرید و فروش آنها به گونه‌ای نیست که از یاد خداوند غافل باشند. « رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ » [13] ما هم اگر بازار رفتیم توجه کنیم که شیطان در بازار ما را از نماز و عبادت اول وقت غافل نکند.

#همنشین_خدا 35 ؛ سود یا ضرر؟

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

دعا‌‌ می‌کنم گفتار و رفتار ما لبخند رضایت خداوند را به همراه داشته باشد.

می‌خواهم یک مثال می‌زنم تا یک روایت را بهتر بفهمیم:

معلمان دانش آموزان را تشویق می‌کنند که اهل مطالعه باشند و علاوه بر کتاب‌های درسی، کتاب‌های مذهبی تاریخی، شعر و رُمان هم بخوانند.

حالا یک دانش آموزی، وسطِ کلاس درس یا شبِ امتحان، آمده رُمان می‌خواند !

معلّم به او می‌گوید: چرا رُمان می‌خوانی؟‌‌ می‌گوید: چون شما تشویق کردی !

معلم چه پاسخ می‌دهد؟ می‌گوید: کار تو خوب است. ولی زمانش الان نیست، این کار خوبِ تو در این زمان، تو را پیشِ من بالا نمی‌برد ؛ ارزش تو را پیش من زیاد نمی‌کند ؛ الان رُمان که می‌خوانی به درسِ تو ضربه می‌زند و امتحانت را قبول نمی‌شوی.

امام‌های عزیز که معلم‌های ما هستند ما را به انجام مستحبات تشویق و ترغیب کردند، ولی فرمودند: « إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا » این مستحب اگر به واجب تو ضربه زد آن را ترک کن ! رها کن ! [14]

آقا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: به دو دلیل، دیگر این مستحب ارزش ندارد !

یک. « لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ‏ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِض‏ »[15] این مستحبی که به واجب ضربه زده دیگر تو را پیش خداوند بالا نمی‌برد و به خداوند نزدیک نمی‌کند.

دو. آن سودی که از آن مستحب به دست آوردی هرگز چاله آن واجبی که ترک کردی ـ چاله ضررش ـ را پُر نمی‌کند. [16]

می‌خواهیم سه تا مثال بزنیم تا این روایت را بهتر بفهمیم:

یک. حضور در مجلس امام حسین علیه السلام از بالاترین مستحبات است اما اگر کسی تا دیر وقت در مجلس امام حسین علیه السلام حاضر شود و نماز واجبِ صبحش قضا شد دیگر آن مجلس امام حسین، آن مستحب ارزشی که باید داشته باشد را ندارد.

دو. با وضو وارد کلاس شدن مستحب است. اما وقتی زنگِ کلاس زده شده و دانش آموزان در کلاس حاضر هستند ؛ معلمی به جای اینکه به وظیفه‌ی واجبی که آموزش و پرورش به عهده‌اش گذاشته عمل کند و وارد کلاس شود به سمت وضوخانه می‌رود تا با وضو وارد کلاس شود.

در این صورت وضوی او، آن ارزشی که باید داشته باشد را ندارد. « بایستی در زنگ تفریح، وضو‌‌ می‌گرفت نه بعد از زدنِ زنگ کلاس »

سه. حضور در مسجد مخصوصاً برای نماز جماعت یا شب‌های قدر مستحب مؤکّد است اما اطاعتِ از پدر و مادر واجب است.

حالا اگر پدر و مادری گفتند ؛ ما راضی نیستیم شما در مسجد در این زمان حاضر شوی. حضور در مسجد در آن زمان، دیگر قُرب به خداوند نمی‌آورد و ما را به خداوند نزدیک نمی‌کند.

امیدوارم که اهل مستحبّات باشیم ولی مستحباتی که به واجباتِ ما ضربه می‌زند را رها کنیم.

#همنشین_خدا 36 ؛ مقایسه واجب با مستحب

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

همان طور که می‌دانید در مجموعه معارف دین، مقایسه‌های درست به ما کمک می‌کنند اهمیت و ارزشِ گزاره‌های دینی را بهتر درک کنیم. حالا می‌خواهیم با هم بین واجب و مستحب مقایسه کنیم و سه تا از تفاوت‌های آنها را بیان کنیم.

یک. خداوند در مستحب تخفیف و آسانی بیشتری قرار داده است. [17]

مثلاً نماز مستحبی را می‌توانیم در حال حرکت بخوانیم رعایت قبله هم لازم نیست، اما نمازِ واجب را باید در حالِ آرامش بدن و رو به قبله بخوانیم.

نمازِ مستحبی را ـ حتی اگر بدنِ ما هم سالم باشد ـ می‌توانیم نشسته بخوانیم اما نماز واجب اگر بدنِ ما سالم باشد باید ایستاده بجا بیاوریم.

در نماز مستحبی اگر بین رکعت اول و دوم شک کنیم نمازِ ما صحیح است. اگر خواستی بنا را بر رکعتِ اول می‌گذاری و اگر خواستی بنا را می‌گذاری بر رکعت دوم، اما در نماز واجب، اگر شک کنی یک رکعت خوانده‌ای یا دو رکعت نماز باطل است.

دو. خداوند در روز قیامت از مستحب از ما نمی‌پرسد، از واجب می‌پرسد، که انجام دادی یا ندادی؟ درست انجام دادی یا غلط؟

اگر کسی در طول عمرش حتی یک رکعت نمازِ مستحبی نخواند در روز قیامت توبیخ نمی‌شود اما نخواندنِ نماز واجب تنبیه دارد.

به همین خاطر برای نزدیکان ما که از دنیا رفته‌اند و نماز قضا دارند اگر مثلاً دو رکعت نماز قضایِ صبح برایش بخوانیم بهتر از این است که دو رکعت نماز مستحبی بخوانیم، چون خداوند از واجبِ او سؤال می‌پرسد نه از مستحب.

سه. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: اگر اشتیاق و رغبت داشتی « فَاحْمِلُوهَا عَلَى‏ النَّوَافِلِ‏ »[18] مستحب را بجا بیاور.

اما اگر مثلاً دو رکعت نماز شب خواندی یا دو صفحه دعای کمیل خواندی و دیدی اشتیاق به ادامه دادن نداری، حضرت فرمودند: ادامه نده ! رها کن.

امّا در واجب این چنین نیست نماز صبح بر ما واجب شده، چه اشتیاق و علاقه و میل داشته باشیم چه نداشته باشیم.

خدا ما را موفق کند واجبات را انجام بدهیم و برای مستحبات اشتیاق داشته باشیم.


[1] مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ یدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْیا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى یجْعَلَ فِیهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا یشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُکمْ فَلَا یرُدَّ یدَهُ حَتَّى یمْسَحَ‏ عَلَى‏ وَجْهِهِ‏ وَ رَأْسِهِ. (وسائل الشیعة، ج ‏7، ص 51)

[2] وَ قَالَ صَفْوَانُ بْنُ مِهْرَانَ الْجَمَّالُ‏ رَأَیتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِذَا صَلَّى وَ فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ‏ یدَیهِ‏ فَوْقَ‏ رَأْسِهِ‏. (من لا یحضره الفقیه، ج ‏1، ص 325)

[3]؟

[4] مجله امان، فروردین و اردیبهشت 1393، شماره 47، عرفان منهای حتی دو رکعت مستحبی.

[5] ‏ (نهج البلاغة، حکمت 165)

[6] عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص59.

[7] أَحَبُّ الْبِلَادِ إِلَى اللَّهِ مَسَاجِدُهَا وَ أَبْغَضُ‏ الْبِلَادِ إِلَى اللَّهِ أَسْوَاقُهَا. (مجموعة ورام، ج‏2، ص 235)

[8] عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْعِلَّةِ فِی تَعْظِیمِ الْمَسَاجِدِ فَقَالَ إِنَّمَا أُمِرَ بِتَعْظِیمِ الْمَسَاجِدِ لِأَنَّهَا بُیوتُ‏ اللَّهِ‏ فِی‏ الْأَرْضِ. (علل الشرائع، ج‏2، ص 318)

[9] مَجَالِسُ الْأَسْوَاقِ مَحَاضِرُ الشَّیطَانِ‏. (عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، 488)

[10] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ لِجَبْرَئِیلَ علیه السلام : أَی الْبِقَاعِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَى قَالَ :

الْمَسَاجِدُ، وَ أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَى اللَّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا إِلَیهَا وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا.

قَالَ : فَأَی الْبِقَاعِ أَبْغَضُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى قَالَ : الْأَسْوَاقُ، وَ أَبْغَضُ أَهْلِهَا إِلَیهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا إِلَیهَا، وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا. (بحار الأنوار، ج‏81، ص 5)

[11] الإمامُ الباقرُ علیه السلام : شَرُّ بِقاعِ الأرضِ الأسواقُ، وهُو مَیدانُ إبلیسَ... فلا یزالُ مع أوَّلِ مَن یدخُلُ وآخِرِ مَن یرجِعُ. (بحار الأنوار، ص 84، ص 11)

[12] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابوذر فرمودند : یا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یعْطِیک مَا دُمْتَ جَالِساً فِی الْمَسْجِدِ بِکلِ‏ نَفَسٍ‏ تَنَفَّسْتَ‏ فِیهِ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ وَ تُصَلِّی عَلَیک الْمَلَائِکةُ وَ یکتَبُ لَک بِکلِ‏ نَفَسٍ‏ تَنَفَّسْتَ‏ فِیهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ یمْحَى عَنْک عَشْرُ سَیئَاتٍ. (مکارم الأخلاق، ص 467)

[13] سوره نور، آیه 37.

[14](نهج البلاغه، حکمت 279)

[15] (نهج البلاغه، حکمت 39)

[16] إِنَّک إِنِ اشْتَغَلْتَ بِفَضَائِلِ النَّوَافِلِ عَنْ أَدَاءِ الْفَرَائِضِ فَلَنْ یقُومَ فَضْلٌ‏ تَکسِبُهُ‏ بِفَرْضٍ تُضَیعُهُ. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 177)

[17] امیرالمؤمنین علیه السلام : لَا رُخْصَةَ فِی‏ فَرْضٍ وَ لَا شِدَّةَ فِی نَافِلَةٍ. (تحف العقول، النص، 174)

[18] إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى‏ النَّوَافِلِ‏ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ‏. (نهج البلاغة، حکمت 312)