#پرسمان_خداشناسی
#پرسمان_خداشناسی جلسه 29
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
در قرآن نوشته از غیرِ خدا حاجت نخواهید! درخواست نکنید! آیا حاجت خواستن از امام رضا علیه السلام شِرک است؟ شریک قرار دادن برای خداست؟!
جواب: اگر درخواست حاجت از غیرِ خدا شرک باشد که همه مردم عالم مشرکند!
مثلاً یک آدم به جای اینکه به خدا بگه: « خدایا بهم پول بده » می رود پیش بانک و میگه: « بهم وام بده! »
یا به جای اینکه به خدا بگه: « مریضم را خوب کن » می رود پیش پزشک و بهش میگه: « بیمار من را خوب کن! »
یا دانش آموز به جای اینکه فقط به خدا بگه: « خدایا بهم علم یاد بده » می رود پیش معلم ریاضی و میگه: « این مسئله ریاضی را یادم بده! »
اگر این جوری باشد که حضرت سلیمان هم مشرک هست! چون طبق آیه ۳۸ سوره نمل، حضرت سلیمان به جای اینکه بگه خدایا فقط تو تختِ بلقیس رو از صدها کیلومتر آن طرفتر همین الان برام حاضر کن، به اطرافیانش گفت که تختِ بلقیس را پیش من بیارید و آصف بن برخیا در کمتر از چشم برهم زدن این کار را انجام داد.
۲ ـ ما یک خالقِ مستقل داریم که آیه ۱۰۲ سوره انعام میفرماید خداست. « لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ،
یک خالق با اجازه ی خدا داریم که حضرت عیسی هم میتواند باشد.
آیه ۴۹ سوره آل عمران میفرماید حضرت عیسی مجسمه گِلی را تبدیل به پرنده زنده کرد با اجازه خدا آیه ۳۲ سوره شعرا میفرماید حضرت موسی عصایش را تبدیل کرد به مار بزرگ، یعنی خالق مار بود ولی با اجازه خدا.
ما یک قبضِ روح مستقل داریم که آن کار خداست یعنی بدون اجازه کسی این کار را انجام میدهد. « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها »
یک قبض روحِ با اجازه ی خدا داریم. قرآن میفرماید « قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ » عزرائیل یا فرشته دیگر میتواند قبض روح را انجام دهد ولی با اجازه خدا.
ما همین جور که خالق مستقل داریم و خالق با اجازه، قبضِ روح کننده مستقل داریم و قبض روح کننده با اجازه، حاجت دهنده مستقل داریم که او خداوند تبارک و تعالی است و حاجت دهنده با اجازه داریم که یکی از آنها آقا امام رضا علیه السلام است.
خدایی که به حضرت موسی و عیسی اجازه خلق داد، به فرشتگان اجازه قبض روح داد، به امامان ما هم اجازهِ دادنِ حاجت را داد. بنابراین اگر کسی بگوید ای امام رضا چون خداوند به تو اجازه داده حاجت ما را بدهی پس از تو درخواست حاجت می کنیم. این هیچ اشکالی ندارد، عین توحید است.
اما اگر بگوید: « ای امام رضا بدون توجه به خدا خودت مستقلاً حاجت من را بده » این شرک است که البته هیچ مسلمانی چنین حرف اشتباهی را نمیزند.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 30
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
آیا خداوند فرزند دارد؟ دختر و پسر دارد؟ اگر دارد اسمشان چیست؟!
جواب: در سوره توبه آیه ۳۰ آمده که یهودیان میگویند؛ حضرت عُزیر پسر خداست و مسیحیان میگویند؛ حضرت عیسی پسر خداست!
در سوره اسراء آیه ۴۰ آمده که بت پرستان و مشرکان میگفتند؛ فرشتگان دختران خدا هستند! « وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً »
فرزند داشتن خدا به یکی از این دو صورت ممکن است اتفاق بیفتد:
۱ ـ فرزند حقیقی که خداوند با شخصی ازدواج کند و فرزنددار شود.
۲ ـ خدا فرزند خوانده داشته باشد، یعنی یکی از مخلوقات خودش را به عنوان فرزند خودش انتخاب کند که هر دو حرف اشتباهی است به دو دلیل:
دلیل اول: در سوره یونس آیه ۶۸ آمده خداوند جسم که ندارد، در غیب هست، نامحدود است و از دیدههای ما پنهان است، کسی که میگوید خداوند فرزند دارد باید دلیل بیاورد آیا از خداوند چنین حرفی را شنیده؟ یا از خودش میگوید.
اگر از خودش میگوید دلیل محکمه پسندش چیست؟
۲ ـ ما انسانها نیاز به فرزند داریم چون عمرمان محدود است و دوست داریم همیشه زنده بمانیم به همین خاطر فرزنددار میشویم تا نسل ما را ادامه بدهد،
ما قدرتمان محدود است. فرزنددار میشویم تا توی زندگی کمک کار ما باشد، وسیلهای را خواستیم بلند کنیم با کمک فرزندمان بلند کنیم، و وقتی پیر و ناتوان شدیم فرزند ما، کمک کار ما باشد و حوائجِ ما را برآورده کند.
ما نیاز به عاطفه و محبتِ فرزند داریم و دوست داریم با کسی انس پیدا کنیم، فرزنددار میشویم تا با او انس پیدا کنیم.
اما خداوند تبارک و تعالی که عمرش محدود نیست همه موجودات از دنیا میروند « وَ يَبقي وَجهُ رَبِّكَ » خداوند باقی میماند.
قدرت خدا هم که محدود نیست « اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ » خدا هر کاری که بخواهد میتواند خودش به تنهایی انجام دهد و نیازی هم به انس گرفتن با کسی و دریافتِ محبت و عاطفه از کسی ندارد.
ما بارها و بارها در نمازمان میگوییم « اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ » خداوند فرزند ندارد چون او صمد است، بینیاز است. « سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ » چون خداوند بینیاز است نیازی به داشتن فرزند ندارد.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 31
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
مگر خدا عادل نیست؟ پس چرا ارث زن را نصف ارث مرد قرار داده است؟ این بیارزش دانستن زن نیست؟! ظلم به زن نیست؟! تحقیر زن نیست؟!
جواب: آیه ۱۱ سوره نساء میفرماید « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ » مردها دو برابر زنها ارث میبرند پس این مطلبی را که گفتید درست است.
من برای اینکه پاسخ روشن بشود دو تا نکته را خدمت شما عرض میکنم:
یک. ارزش انسانها پیش خداوند تبارک و تعالی به مرد بودن نیست، به پولدار بودن نیست، به زیبا بودن هم نیست، به اطاعت از خدا است. قرآن میفرماید: « إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ » گرامیترین شما نزد خدا کسی است که باتقواتر باشد، بیشتر به حرف خدا گوش کند. پس ارثِ کمتر نشان دهنده بیارزش بودن زن نیست.
پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله فرمودند: یک زن خوب از هزار مردِ بد پیش خدا ارزشمندتر است « المَرأَةُ الصّالِحَةُ خَيرٌ مِن ألفِ رَجُلٍ غَيرِ صالِحٍ » پس زنها و مردها پیش خدا مساوی هستند هر چه مطیعتر ، خوبتر و با ارزشتر.
دو. اگر خدا ارث دو برابر به مرد بدهد ولی وظیفهای که از مرد طلب میکند با وظیفه زن مساوی باشد در این صورت ظلم به زن است اما اگر وظیفه بیشتری از او بخواهد و تکلیف بیشتری بر روی دوشش بگذارد این ظلم نیست هر که بامش بیش برفش بیشتر.
مثلاً مردها در ازدواج، دهنده پول هستند و زنها گیرنده پول هستند.
همان لحظه عقد خانم میتواند مهریهاش را طلب کند و اسلام از آن خانم دفاع میکند و میگه: « ای آقا مهریه خانومت را بپرداز ».
خرج تهیه مسکن که اجاره کند یا بخرد.
خرج خوراک که ناهار و شام براش توی زندگی داده بشود به عهده مرد است.
خرجِ پوشاک که این خانم می خواهد کفش و لباس بخرد بر عهده مردش میباشد، حتی اگر خودش هم پولی داشته باشد میتواند پولش را کنار بگذارد و از مردش خرجی خانه را طلب کند.
مخارج فرزندان هم که کیف، کفش، مدرسه رفتن دارند، تفریح دارند بر عهده مرد خانه میباشد.
مثلاً فاطمه خانم پانصد میلیون ارث برده است ولی اسلام میگوید همه این ارث برای خودت است می توانی با آن سفر حج بروی، زمین بخری، طلا بخری، تفریح بکنی، برای خودت است ولی علی آقا یک میلیارد ارث برده است ولی باید مهریه بدهد هزینه خرید خانه یا اجاره خانه بر دوش او میباشد. هزینه لباس و خوراک اهل خانه هم بر روی دوش آن علی آقا است.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 32
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم
آیا درست است که خداوند در آسمان قرار دارد؟ در قرآن نوشته است که خدا بر تختش تکیه زده است و آنجا نشسته؟
جواب: در آیه ۵ سوره طاها آمده است که « الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی » عرش به معنای تخت است استوی به معنی قرار گرفتن و نشستن، یعنی خدا بر تخت قرار گرفته است. این ظاهر آیه است. مفهوم آیه چه میباشد نیاز به توضیح دارد:
آقا امام صادق علیه السلام فرمودند که آسمانها تو در تو است مثل پوست پیاز میماند.
آسمان اول با همه عظمت و بزرگی اش که این همه ستاره دارد در برابر آسمان دوم « کَحَلقَةٍ في فَلاةٍ » یک انگشتر میماند داخل بیابان. آسمان دوم در برابر آسمان سوم مثل یک انگشتری میماند در بیابان و همین طور ادامه دادند فرمودند هفت آسمان در برابر مجموعه کرسی خداوند مثل انگشتری میماند داخل بیابان و کرسی در برابر مجموعه عرش مثل انگشتری میماند داخل بیابان « کَحَلقَةٍ في فَلاةٍ ».
عرش یعنی « مجموعه خلقت خداوند و مجموعه هستی ».
این آیه میگه خدا بر تخت تکیه زده است مفهوم کنایی است یعنی خداوند بر مجموعه عالم هستی سلطه دارد، قدرت دارد، تسلط دارد، و با قدرت آنها را اداره میکند. همان طوری که وقتی ما میگوییم حضرت سلیمان علیه السلام چهل سال بر تخت حکومت تکیه زد یعنی چهل سال با قدرت، تمام مجموعه سر زمینهایش را اداره میکرد.
دقت کنید که خداوند تبارک و تعالی جسم که نیست، محدود نیست که یک جا باشد جای دیگر نباشد، خداوند بینهایت است، همه جا حاضر است.
در روایت آمده است که چهار تا فرشته پیش حضرت موسی علیه السلام آمدند حضرت موسی به فرشته اول گفت از کجا آمدهای، گفت از شرق عالم آمدهام از پیش خود خدا، فرشته دوم گفت از غرب عالم آمدهام از پیش خود خدا، فرشته سوم گفت از آسمان هفتم آمدهام از پیش خود خدا و فرشته چهارم گفت من از اعماق زمین آمدهام از پیش خود خدا.
حضرت موسی فرمودند « سُبْحَانَ مَنْ لَا یخْلُو مِنْهُ مَکانٌ » پاک و منزه است خدایی که همه جا حاضر است و هیچ جا نیست که خدا وجود نداشته باشد.
خداوند در قرآن میفرماید « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » ما به همه انسانها نزدیکیم از رگ گردن نزدیکتر یعنی خداوند همه جا حاضر است پس این آیه می خواهد به ما بفهماند که خداوند در مجموعه تحت مدیریت و حکومتش سلطه دارد و با قدرت آنها را اداره میکند.