#پرسمان_خداشناسی
#پرسمان_خداشناسی جلسه 11
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به این سؤال پاسخ بدهم که آیا خدا میتواند کره زمین را بدون اینکه کوچک کند داخل یک تخم مرغ قرار بدهد؟ بدون اینکه این تخم مرغ را بزرگ کرده باشد؟
جواب: ما دو نوع محال داریم؛ یک نوع محال عادی است. یک نوع محال عقلی.
خدا همه کارها را میتواند انجام دهد حتی اگر محال عادی باشد.
۱ـ محال عادی یعنی آن کاری که از لحاظ طبیعی انسانها نمیتوانند انجام دهند اما در ذهن انجام آن کار را میتوانیم تصور کنیم.
مثلاً مردگان زنده نمیشوند اما خداوند حضرت عُزَیر را که مُرده بود زنده کرد.
از لحاظ عادی محال است آتش بدن انسان را نسوزاند ولی خداوند داخلِ آتش حضرت ابراهیم علیه السلام را از سوخته شدن حفظ کرد. یعنی آتش روی بدن حضرت ابراهیم اثر نگذاشت.
از لحاظ عادی محال است چاقو بدن انسان را نبرد اما خداوند کاری کرد که چاقو گلوی حضرت اسماعیل علیه السلام را نبرید.
۲ ـ محال عقلی آن کاری است که حتی در ذهن نمیتوانیم تصورش را کنیم.
مثلاً نمیتوانیم تصور کنیم همین ثانیه هم تابستان گرمِ سوزان باشد، هم زمستان سردِ یخبندان،
عقل انسان نمیتواند تصور کند شخصی هم پسر باباش باشد، هم پدر باباش باشد.
این سوالی که پرسیده شده محال عقلی است. یعنی از لحاظ قانون فیزیک محال است جسم بزرگتر، داخلِ جسم کوچکتر قرار بگیرد.
زمین با همین وسعتی که دارد اگر داخل تخم مرغی قرار بگیرد آن تخم مرغ حتماً باید از کره زمین بزرگتر باشد. اگر تخم مرغ به همین اندازهای که الان هست باشد حتماً از کُره زمین کوچکتر است.
یعنی ذهن ما نمیتواند بپذیرد که همزمان تخم مرغ هم از کره زمین بزرگتر باشد و هم کوچکتر باشد. قرآن میفرماید: « اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ » خداوند بر هر کاری تواناست. « شَیء » یعنی هر چیزی حتی اگر محال عادی باشد و اگر کاری محال عقلی باشد « لاشیء » است یعنی در ذهن هم امکان تصورش را ندارد. و قرآن نفرموده: اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ « لا شَیءٍ » قَدیرٌ .
شخصی این سؤال را از امام صادق علیه السلام پرسید، اما چون سطح درکش پایین بود حضرت یک جواب به او داد که از لحاظ عقلیِ قانع بشود و جواب اصلی را به او نگفت. حضرت از او پرسید: با چشمت چه چیزهایی را میبینی؟
گفت: کوه، دریا، آسمان، خورشید.
حضرت فرمود: پس آسمان که از زمین بزرگتر است خدا در عدسی چشم تو قرار داده که از تخم مرغ کوچکتر است.
البته خداوند تصویر آسمانها را در عدسی چشم قرار میدهد نه خود آسمانها را، اما چون سطح درک ایشان پایین بود همین جواب اقنایی برای او کافی بود.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 12
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سال پاسخ بدهم: آیا خداوند میتواند مثلِ خودش را بیافریند؟
گر نتواند پس ناتوان است، قدرتش کم است.
اگر بتواند پس ما دوتا خدا داریم که مثل هم هستند؛ پس خدای یکتایی وجود ندارد! خدا شریک دارد.
جواب: هر کار سختی که ما در ذهنِ مان بتوانیم آن را تصور کنیم خدا در عالم واقع میتواند آن را انجام بدهد،
مثلاً ما تصور کنیم یک عصا تبدیل بشود به مار. خداوند عصای حضرت موسی را، مار زنده کرد.
ما تصور کنیم که یک مجسمه گلی کبوتر، بشود کبوتر زنده، خدا مجسمه گلی که حضرت عیسی درست کرده بود تبدیل کرد به کبوتر زنده.
یا تصور کنیم کوهی بشکافد و یک شتری که پدر و مادر ندارد از داخل کوه بیرون بیاید. خدا برای حضرت صالح چنین کاری را انجام داد.
اما اگر کاری باشد که تو عقل هم نتوانم تصور کنم انجام آن کار را، به آن میگویند محال عقلی. خدا آن کار را انجام نمیدهد چون که نمیشود نه آنکه خدا نمی تواند!
بین نشدن و نتوانستن تفاوت است. مثلاً ما اگر به جای پارچه به یک خیاط ماهری آجر بدهیم بگوییم از این آجر پیراهن بدوز. میگوید من خیاط هستم میتوانم پیراهن بدوزم اما این آجر قابلیت این را ندارد که به صورت لباس در بیاید.
دقت کنید خدا « صَمَد » است یعنی بینیاز است از همه موجودات.
خدای دوم اگر بخواهد مثل خدای اول باشد باید بی نیاز باشد در حالی که ما تصور کردیم خدای دوم توسط خدای اول به وجود آمده است یعنی نیاز دارد برای اینکه به وجود بیاید به خدای دیگری، ذهن من نمیتواند بپذیرد که یک موجود هم بینیاز باشد هم نیازمند.
خدا موجودی است که قبل از هر موجودی بوده است خدای دوم اگر می خواهد مثلِ خدای اول باشد باید قبل از هر موجودی باشد حتی قبل از این خدای اول. در حالی که خدای دوم را ما فرض کردیم که مخلوقِ خدای اول است نمی تواند قبل از آن خدا باشد.
و ذهن من نمیتواند بپذیرد که یک موجودی هم قبل از چیزی باشد و هم بعد از همان چیز.
خدا موجودی است که وجودش روی پای خودش است ـ وجودش از خودش است ـ و خودش خالق است و مخلوق نیست، خدای دوم اگر می خواهد مثلِ خدای اول باشد باید وجودش از خودش باشد در حالی که وجودش را از یک خدای دیگری گرفته است و نباید مخلوق باشد در حالی که خدایِ دوم مخلوق است
و ذهن من نمیتواند بپذیرد که یک موجودی هم وجودش را از خودش گرفته باشد و همزمان وجودش را از کس دیگری هم گرفته باشد.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 13
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ دهم که مگر خداوند دست دارد که در قرآن آمده است خدا انسان را با دو دست اش آفرید.
جواب؛ خداوند نامحدوداست. جسم نداره، شبیه آفریده های خودش نیست تا دست داشته باشد « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » خدا شبیه هیچ موجودی نیست.
ببینید ما انسانها وسایل خانهمان مثل یخچال تلویزیون مبل و میز را با دستمان بلند میکنیم و جابجا میکنیم.
وزنه بردارها وزنههای سنگین را با دستشان بلند میکنند تا نشان بدهند که قدرتمند هستند. ورزش کُشتی، کاراته، تکواندو که ورزشهای قدرتی است با دست انجام میشود پس، در اعضای بدن ما، دست نشانه قدرت و توانایی است.
در زبان فارسی و عربی گاهی اوقات کلمه دست را استفاده میکنند کنایه و استعاره از دو تا چیز است
یک. قدرت و توانایی.
مثلاً سعدی میگوید:
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
یعنی تا وقتی که قدرت و توانایی دارید برای آخرتت کاری انجام بده.
یا مثلاً ما میگوییم این کار از دستِ فلانی بر نمیآید یعنی فلانی قدرت انجام این کار را ندارد.
در قرآن هم وقتی خداوند میفرماید « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ » دستِ خدا بالاتر از دست آنهاست. یعنی قدرت خدا از همه آنها بیشتر است.
یا وقتی میفرمایند « وَ السَّمٰاءَ بَنَيْنٰاهٰا بِأَيْدٍ » خداوند آسمان را با دست ساخت یعنی کنایه از این است که خداوند با قدرتش آسمانها را ساخت.
یا در همین مثالی که شما زدید خداوند فرمودند « لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ » من انسان را با دو دستم آفریدم یعنی با نهایتِ قدرتم آفریدم.
دو. کلمه ید، به معنای صاحب و مالک است.
پدری به فرزندش میگوید در کنکور قبول بشو کلید یک ماشین را میگذارم در دستانت. یعنی من تو را صاحب ماشین میکنم.
در قرآن وقتی آمده است که « بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » همه چیز در دستان خدا است یعنی خداوند صاحب و مالکِ همه اشیاء در عالم است.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 14
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم
مگر خدا زبان دارد که در قرآن آمده است خدا با حضرت موسی حرف زد و گفتگو کرد؟
جواب: خداوند متعال نامحدود است جسم ندارد مثل ما انسانها زبان ندارد « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » شبیه هیچ یک از مخلوقات خودش نیست.
ما انسانها با زبانمان که مهمترین ابزار انتقال پیاممان است به دیگران حرفهای خودمان را میزنیم و پیامهای خودمان را منتقل میکنیم. در قرآن آمده: « وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً » اشاره به این دارد که خداوند متعال پیام خودش را به حضرت موسی منتقل کرد، نه اینکه زبان داشت و با زبان سخن گفت.
سخن گفتن خدا با سخن گفتن انسانها دو تفاوت مهم دارد:
یک. ما به وسیله صدایی که با حنجره، دهان و گلویِ مان تولید میکنیم حرف میزنیم اما خداوند بدون حنجره و دهان هم میتواند صدا را تولید کند، همین طور که صدای شُرشُر باران، شُرشُر آب، باد، باران و طوفان را تولید میکند.
دو. وقتی ما با یک شخصی صحبت میکنیم یا از بالا یا از پایین یا از راست یا از چپ یا از روبه رو یا از پشت سر فرکانس صدای ما را میشنود ولی خداوند وقتی صدایی را تولید میکند شخصی که صدای خدا را میشنود از شش جهت با یک فرکانس ثابت صدای خدا را میشنود.
پیامبر عزیزمان در شبی که به معراج رفته اند و با خدا گفتگو کردند، پرسیدند: خدایا این صدای تو است که میشنوم یا صدایِ علی است؟ خداوند فرمودند: من به قلب تو نگاه کردم دیدم علی را بیشتر از همه مخلوقاتِ من دوست داری به همین خاطر صدای علی را تولید کردم تا با آن صدا با تو گفتگو کنم.
شبی که رفت به معراج، سیّد مدنی
شنید از حرم کبریا، ندای علی
خدا سخن به زبانِ علی ادا فرمود
چرا که بود نبی، عاشق صدای ولی
و نکته آخر این است که گاهی اوقات ما در خواب میبینیم که شخصی دهانش بسته است ولی پیامی را به ما میرساند و با ما حرف میزند یا ما خودمان دهانمان بسته است ولی در خواب میبینیم که داریم حرف میزنیم.
خداوند متعال هم گاهی اوقات هم بدون اینکه صدایی را تولید کند پیامی را به قلب آن شخصی که می خواهد با او صحبت کند میرساند بدون اینکه حرفی زده باشد و صدایی تولید کرده باشد، همان طور که ما یک فایل مثل فیلم، صدا و متن را از یک موبایل به موبایل دیگر منتقل میکنیم بدون اینکه صدایی را تولید کرده باشیم.