#پرسمان_خداشناسی جلسه 6

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم

مگر خدا جسم دارد که می‌گویند مسجد و کعبه خانه خدا است؟

جواب: ما انسان‌ها به خانه نیاز داریم تا از گرما و سرما، از باد و باران، از حیوانات و حشرات، در امان بمانیم، غذا و اموالمان را داخل خانه نگهداری کنیم و داخل خانه استراحت کنیم، بخوابیم.

اما خداوند تبارک و تعالی جسم ندارد. هیچ موجودی هم نمی‌تواند به خدا آسیبی بزند، نه گرما و سرما، نه باد و باران، نه حیوانات و حشرات و خداوند هم استراحت نمی‌کند نمی‌خوابد در قرآن آمده « لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ » خدا نه چرت می‌زند نه می‌خوابد تمام کره زمین هم برای خداست. آسمان‌ها هم برای خداست « وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ » هر چه در زمین و آسمان‌هاست برای خداست.

حالا چرا می‌گویند مسجد خانه خداست؟ به دو دلیل:

۱ ـ خدا می‌فرماید مسجد خانه من است یعنی شخص خاصی خودش را نباید مالک مسجد بداند، هر چند سازنده مسجد باشد.

مسجد متعلق به اهالی یک شهر یا اهالی یک زبان یا قومیت خاصی نیست، برای همه مسلمان‌هاست. هر کسی خواست وارد مسجد شود با آرامش وارد بشود و با خیال راحت نماز و عبادت خودش را به جا بیاورد.

لازم نیست از کسی اجازه بگیرد یا هنگام ورود به مسجد خودش را مدیون یک طایفه خاصی بداند. مسجد برای خداست یعنی کسی حق ندارد تعیین تکلیف کند که چه افرادی وارد مسجد بشوند و چه افرادی وارد مسجد نشوند. خداست که می‌تواند بگوید انسان‌ها در چه شرایطی وارد مسجد بشوند یا وارد مسجد نشوند.

۲ ـ ببینید دوزاده ماه سال را خدا خلق کرده ولی برای اینکه به ما بفهماند شرافت رمضان از یازده ماه دیگر سال بیشتر است می‌فرماید: رمضان « شَهرُ الله » است یعنی ماه من است.

همه زبان‌ها را خدا می‌داند و خدا به وجود آورده ولی برای اینکه به من و شما بفهماند زبان عربی شرافت بیشتری دارد امنیت بیشتری دارد می‌فرماید زبان عربی زبان من است. « تَعَلَّمُوا الْعَرَبـِيَّةَ فَإِنـَّها كَلامُ اللَّهِ » زبان عربی را یاد بگیرید چون زبان خداست.

همه قطعات زمین برای خداست ولی برای اینکه به ما بفهماند مسجد شرافت بیشتری دارد می‌فرماید « المَساجِدُ بُيُوتُ اَللَّهِ فِي اَلْأَرْضِ » مساجد خانه خداست در زمین.

یعنی نشستن در مسجد و نفس کشیدن داخل مسجد ثواب دارد. یک نماز جماعت در مسجد از چهل سال نماز فرادا در خانه فضیلت و پاداش بیشتری دارد.

دعاها داخل مسجد به اجابت نزدیک‌تر است. برای اینکه مردم را ترغیب و تشویق کند که در آن مکان حاضر بشوند می‌فرماید: « مسجد خانه من است ».

در بین همه مساجد ـ که خانه خدا در روی زمین است ـ کعبه از شرافت بیشتری نسبت به مساجد دیگر برخوردار هست.

#پرسمان_خداشناسی جلسه 7

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز.

می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.

بعضی‌ها می‌گویند روح انسان از خداست، یعنی روح شمر و یزید هم از خدا بوده؟

وقتی انسانی دارد گناه می‌کند، یعنی خدا هم دارد با آن انسان گناه می‌کند؟

وقتی انسان داخل جهنم می‌شود و عذاب می‌بیند، یعنی قسمتی از روح خدا هم دارد می‌سوزد و عذاب می‌شود؟

جواب: قرآن می‌فرماید: « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » منِ خدا از روح خودم در انسان دمیدم.

بعضیها این جمله را نتوانستند خوب بفهمند. فکر می‌کنند خداوند یک روحی دارد، آن روح را تکه تکه کرده، هر تکه‌ای را داخل بدن یک انسان قرار داده، در حالی که این طور نیست.

ما انسان‌ها جسمی داریم و روحی. خداوند خداوند نه جسم دارد نه روح. « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ءٌ » هیچ چیزی شبیه خدا نیست. خداوند اصلاً جزء ندارد.

خب معنای این آیه چیست؟

خدا می خواهد بگوید: که از بین ماه‌های سال ماه رمضان بهترین ماه است. می فرماید: رمضان شَهرُ الله است. ماه من است.

می خواهد بگوید: زمین کعبه شرافتش از همه زمین‌ها بیشتر است، می‌فرماید: « بَیتُ الله » است. یعنی خانه من است.

خدا می خواهد بگوید من در همه موجودات روح قرار دادم در گیاهان، در حیوانات، پرندگان، چرندگان، جنی‌ها، و انسان و می خواهد بگوید که من بهترین روح را در انسان دمیدم، در انسان قرار دادم می‌گوید: من از روح خودم در انسان دمیدم؛ یعنی آن روحی که شرافتِ بیشتر داشت و بهترین روح بود در انسان قرار دادم.

حالا اگر انسان به دستورات خدا عمل کند آن روح زیبا می‌شود و در روز قیامت از همه موجودات حتی از فرشتگان بالاتر می‌رود، وارد بهشت می‌شود و فرشتگان خادم آن انسان می‌شوند.

اما اگر به دستورات خدا عمل نکند؛ آن روحِ با شرافت دیگر آن شرافت اصلی را نخواهد داشت، زشت می‌شود در آخرت وارد جهنم می‌شود. جایی که حتی حیوانات هم آنجا وارد نمی‌شوند.

#پرسمان_خداشناسی جلسه 8

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز.

می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.

چرا خدا بدون اجازه من را آفرید؟ شاید دوست نداشتم به دنیا بیایم؟!

جواب: ما قبل از آفریده شدن نبودیم که از ما اجازه گرفته بشود که آیا تو را خلق کنم یا نکنم. از لحاظ عقلی محال است از نیستی و عدم اجازه گرفته شود.

بعد از آفریده شدن هم کار تمام شد و اجازه گرفتن کار غیر عقلی است مثلاً روز اول به دنیا آمدن خدا از من اجازه بگیرد که: « آیا تو را بیافرینم یا نیافرینم؟ ». از لحاظ عقلی کاری که تمام شده اجازه گرفتن از آن کار غیرِ عقلی است.

به یک نوجوانی که این سؤال را پرسید گفتم: نور بهتر است یا تاریکی؟ گفت: نور.

گفتم: سلامتی بهتر است یا بیماری؟ گفت: سلامتی

گفتم: زیبایی بهتر است یا زشتی؟ گفت: زیبایی.

گفتم: ثروت بهتر است یا فقر؟ گفت: ثروت.

گفتم: قدرت بهتر است یا ناتوانی؟ گفت: قدرت.

گفتم: عُمر بی‌نهایت بهتر است یا مردن؟ گفت: عُمر بی‌نهایت.

گفتم: خوشی بهتر است یا ناخوشی و تلخی؟ گفت: خوشی.

گفتم: هستی بهتر است یا نیستی؟ گفت: هستی بهتر است.

گفتم: پس خداوند برای بهتر، لازم نیست اجازه بگیرد.

گفتم: اگر خدا به تو بهترین زیبایی، ثروت، قدرت، و عُمر بی‌پایان، بدهد و بگوید با هر کسی خواستی ازدواج کن، آن هم نهایتِ زیبایی ثروت، قدرت را دارد و همیشه هم سالم خواهید بود؛

در شب عروسی به تو بگوید: « دوست داری من تو را از دنیا ببرم انگار که در این عالم وجود نداشتی و روز قیامت هم تو را مبعوث نکنم و روز قیامتی هم برای تو وجود نداشته باشد. انگار که به دنیا نیامدی؟ »

آیا چنین چیزی را قبول می‌کنی؟ گفت: نه؛ تازه به اول خوشی زندگیم رسیدم. چرا قبول کنم؟

گفتم: ببین علت اینکه بعضی از آدم‌ها به خدا گلایه می‌کنند که: « خدایا چرا ما را آفریدی؟ » یکی از این دو چیز است؛

۱ ـ بلاها و گرفتاری‌هایی که در دنیا به آنها می‌رسد: مثلاً زیبا نیستند، ثروت ندارند، و در شغل، ازدواج و تحصیلشان موفق نبودند. به همین خاطر گلایه می‌کنند که خدایا چرا ما را آفریدی تا آنقدر بلا بکشم.

۲ ـ بلا و گرفتاری آخرت: که خدایا من چرا وقتی که از دنیا بروم باید بروم جهنم و آنجا عذاب بکشم.

گفتم: ببین با شناخت علل گرفتاری‌های دنیا، می‌توانیم تعداد زیادی از این بلاهای دنیا را از خودت دور کنی و با عمل کردن به دستورات خدا در دنیا بلا و گرفتاری آخرت را ـ که جهنم باشد ـ از خودت دور کنی.

خداوند فرموده: به من اعتماد کنید در دنیا.

بیایید دستورات من را عمل کنید. تا من شما را به نهایت ثروت، زیبایی، قدرت، لذت، سلامتی، عمر بی‌پایان، و به خوشی ابدی برسانم.

#پرسمان_خداشناسی جلسه 9

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز.

می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم اینکه در اصول دین می‌گویند اصل اول توحید است؛ توحید یعنی چه؟ می‌شود دقیق برایم توضیح دهید؟

توحید یعنی یکتا بودن، تک، و یکدانه بودن.

یک مسلمان اعتقاد دارد خداوند در چهار تا چیز تک است بی همتاست؛

۱ ـ فقط خالق خداست « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ » خدا آفریده است هر چه که هست. این عالم فقط یک آفریننده دارد، آن هم خداست.

۲ ـ فقط خداست که مالک و صاحب است. ابر و باد و مه و خورشید و فلک برای خداست. این ماشین و خانه‌ای که در اختیارِ من است مالک اصلیش خداست.

بعضی از راننده تاکسی‌ها پشت ماشینِ شان می‌نویسند:

در حقیقت مالکِ اصلی خداست

این امانت بهر روزی دست ماست.

حتی این گوش و چشم و دست و پا هم برای من نیست مالکش خداست.

قرآن می‌فرماید: « قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ » صاحب همه حکومت‌ها کیست؟ خداست. نشانه‌اش هم این است که هر موقع بخواهد می‌تواند از آنها بگیرد. مثلاً در وسط دریا حکومت و فرمانروایی فرعون را از او گرفت.

۳ ـ فقط خداست که حاکم و رئیس است. چون رئیسِ عالم فقط خداست. اوست که حق دارد دستور دهد که این کار را بکن، این کار را نکن، این کار خوب است، این کار بد است.

قرآن می‌فرماید: « إِنِ الحُكمُ إِلّا لِلَّهِ » حاکم فقط خداست. به همین خاطر ما در نمازمان می‌گوییم « إیَّاکَ نَعْبُدُ » یعنی ما فقط عبد توییم یعنی فقط به دستورات تو می‌گوییم: چشم.

البته اگر خداوند کسان دیگری را هم قرار بدهد و بگوید به دستورات آنها هم گوش کن چون خدا گفته می گوییم: « به خاطر اینکه تو گفتی، حرف آنها را هم گوش می‌کنیم ». « أَطِيعُوا اللَّهَ » اطاعت کنید از خدا. چشم. « وَأَطيعُوا الرَّسولَ وَأُولِي الأَمرِ مِنكُم » و از دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان پیامبر ـ که امامان معصوم علیهم السلام ـ هم هستند اطاعت کنید. می‌گوییم: چشم.

۴ ـ فقط خدا تواناست. هیچ کسی هیچ قدرتی از خودش ندارد همه را از خدا گرفته است.

هر موجودی در این عالم حرکتی انجام می‌دهد، کاری را می‌کند با قدرت و توانایی که خدا به او داده آن کار را انجام می‌دهد.

به همین خاطر ما در نمازمان می‌گوییم « إیَّاکَ نَسْتَعِین » چون سرمنشاء تمام قدرت‌ها تو هستی، ما هم برای انجام کارهایمان فقط از تو یاری می‌جوییم.

پیرمردی می‌گفت: من فکر کردم قدرت و توانایی بدنم از خودم هست. در جوانی بالا می‌پریدم، پایین می‌پریدم، با سرعت حرکت می‌کردم، اشیاء سنگین را بلند می‌کردم، به پیری که رسیدم دیدم یک لیوان آب را هم با سختی بلند می‌کنم و قدرت ایستادن ندارم. فهمیدم تمام قدرت و توانایی‌ام را خدا به من داده بود.

#پرسمان_خداشناسی جلسه 10

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز.

می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.

آیا خدا می‌تواند یک سنگی را خلق کند که نتواند بلندش کند؟

اگر نتواند آن سنگ را بیافریند پس ناتوان است و قدرتش کم است.

اگر بتواند بیافریند و نتواند بلندش کند باز هم ناتوان است و قدرتش کم است.

می خواهم پاسخ را با یک مثال خدمتتان تقدیم کنم؛

یک شخصی می‌گوید من بزرگترین استاد ریاضی جهان هستم. هر فرمول و محاسبه ریاضی را می‌توانم به راحتی انجام بدهم.

یک نفر می‌گوید: شما می‌توانید دو ضرب در دو را مساوی با پنج کنید.

می گوید: این کار امکان ندارد. مشکل از من استاد نیست. مشکل این است که این کار محال است، نشدنی است. قرآن می‌فرماید: « اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ » الله بر هر کارِ شدنی توانایی را دارد.

یعنی هر کاری که در ذهنِ مان بتوانیم تصورش بکنیم که امکان پذیر باشد خداوند در عمل می‌تواند آن کار را انجام بدهد.

در این سؤال باید دقت کنیم که خدا یعنی موجودی که از همه مخلوقاتش قدرتش بیشتر است.

حالا این خدا اگر نتواند سنگی را بلند کند پس قدرتش از همه مخلوقاتش بیشتر نیست. ذهن من نمی‌تواند تصور کند که خدا هم قدرتش از همه مخلوقاتش بیشتر باشد و هم بیشتر نباشد.

خدا یعنی موجودی که قدرتِ بی‌نهایت دارد. حالا اگر نتواند سنگی را بلند کند، پس قدرت بی‌نهایت ندارد.

ذهن من نمی‌تواند تصور کند که خدا هم قدرت بی‌نهایت داشته باشد، هم قدرت بی‌نهایت نداشته باشد. داخل پرانتز توجه کنید که « اگر موجودی قدرت بی‌نهایت نداشته باشد ما آن را اصلاً خدا نمی‌دانیم. »

در علم فیزیک یک سنگ هر چقدر بزرگ باشد حتی اگر میلیاردها برابر بزرگتر از کره زمین باشد، چون جرم دارد قابلیت حرکت را دارد.

اگر ما سنگی را فرض کنیم که امکان تکان دادن و حرکت دادن را نداشته باشد پس آن جسم نیست چون علم فیزیک می‌گوید: « هر جسم و جرمی قابلیت حرکت را دارد ».

ذهن من نمی‌تواند تصور کند یک سنگ هم جرم و جسم داشته باشد، هم جرم و جسم نداشته باشد.