#پرسمان_خداشناسی جلسه 1

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم

بعضی ها می‌گویند: ما تا چیزی را با چشممان نبینیم باور نمی‌کنیم. خدا را به ما نشان بده تا قبول کنیم خدایی وجود دارد!

سه تا پاسخ می خواهم در رابطه با این سؤال خدمتتان عرض کنم

۱ ـ راه شناخت فقط چشم نیست.

ما بودنِ صدا را قبول داریم، با چه درک می‌کنیم؟ با گوش؛ نه چشم!

ما بودنِ اکسیژن را قبول داریم، با چه درک می‌کنیم؟ با بینیِ مان که اگر نباشد خفه می‌شویم، نه با چشممان!

ما نرمی و زبریِ چوب را می‌توانیم درک کنیم و قبول داریم اما با چه درک می‌کنیم؟ با دستمان نه با چشمِ مان.

پس ندیدنِ چیزی دلیل بر نبودنِ آن چیز نیست.

۲ ـ ما یک چشم سر داریم، چشم ظاهری ما است که چیزهایی را می‌تواند ببیند که دو تا ویژگی داشته باشد: یکی اینکه جسم باشد، دوم نور به آن بخورد و بازتاب نور به چشم ما برسد.

پس اگر تاریکی مطلق باشد حتی اگر جسمی وجود داشته باشد چشم ما نمی‌بیند. اگر چیزی باشد ولی جسم نباشد باز هم نمی‌توانیم ببینیمش مثلِ امواج الکترومغناطیس که داخل سیم برق است، مثل نیروی جاذبه زمین، اینها را از آثار و نشانه‌هایشان می‌شناسیم.

مثلاً وقتی لامپی روشن می‌شود می‌فهمیم داخلِ این سیم الکتریسیته وجود دارد و وقتی سیبی از درخت به زمین بیفتد می‌فهمیم جاذبه‌ای وجود دارد.

۳ ـ همان طور که ما چشمِ و گوشِ ظاهری داریم چشمِ دل هم داریم، گوشِ دل هم داریم، یعنی ابزار باطنی شناخت. خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ » با این چشم ظاهری شما نمی‌توانید خدا را ببینید بلکه باید با چشم دلتان ببینید.

آقا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند من خدا را با چشم دل دیدم یعنی از آثار و نشانه‌های خدا به او پی بردم. همان طور که از آثار و نشانه‌های الکتریسیته داخل سیم و آثار و نشانه‌های جاذبه زمین به وجودِ آنها پی بردم.

یوری گا گارین اولین شخصی است که به فضا رفت وقتی برگشت گفت: « من نه خدایی دیدم نه فرشته‌ای این‌ها دروغه و وجود ندارند »

یک شاعری هم خیلی زیبا پاسخش را داد:

دیدم که یکی فضانوردی

برگشت ز جوّ لاجوردی

می‌گفت در این فضا خدا نیست

ردّ قدم فرشته‌ها نیست

رفتم به فضا خدا ندیدم

آثار فرشته‌ها ندیدم

از من ببرید یک سلامی

آقای فضانورد نامی

با یک دو قدم فضا پریدن

نتوان مَلک و خدای دیدن

دیدار خدا شود میسّر

با دیده دل، نه دیده ی سر

ما می‌توانیم خدا را ببینیم از آثار و نشانه‌هایی که در جهان خلقت وجود دارد

به دریا بنگرم دریا تَ بینم

به صحرا بنگرم صحرا تَ بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامتِ رعنا تَ بینم

#پرسمان_خداشناسی جلسه 2

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

بعضی‌ها می‌گویند خدایی وجود ندارد. کره زمین و کهکشان‌ها هم نتیجه یک انفجار خیلی بزرگ بوده نه اینکه خدایی وجود داشته باشد این‌ها را آفریده باشد.

من می خواهم به این سؤال سه تا پاسخ بدهم.

۱ ـ در رابطه با لحظهِ شروع خلقت زمین و آسمان‌ها چند تا نظریه وجود دارد؛ مثل نظریه حالتِ پایدار، نظریه جهان پلاسما، و نظریه بینگ بنگ. این‌ها هنوز نظریه هستند یعنی اثبات نشدند اگر اثبات بشوند تبدیل می‌شوند به قانون. مثل نظریه نیوتون که تبدیل شد به قانون جاذبه زمین.

پس اینکه ابتدای خلقتِ زمین و کرات دیگر از یک انفجار بزرگ بوده باشد هنوز اثبات نشده.

۲ ـ فرض می‌کنیم این نظریه بیگ بنگ که می گوید یک جرمی انفجار شدیدی ایجاد کرده و آن سبب خلقت زمین و کرات و کهکشان ها شده درست باشد، سؤال ما این است: « آن جرم اولیه که انفجار در آن صورت گرفته آن را چه کسی آفریده؟ ».

قانون فیزیک می‌گوید: « هر جسمی که می خواهد حرکت کند باید یک نیرویی به آن جسم وارد شود ».

سؤال ما این است: « چه کسی نیرویی به آن جسم وارد کرده که آن جسم منفجر شده؟ ».

نظر ما این است که خدای تبارک و تعالی بر فرض درست بودن این نظریه آن جسم را آفریده و به آن نیرو وارد کرده و سبب انفجار شده.

۳ ـ اگر ما وارد یک خانه بشویم که ببینیم مبلش، تلویزیونش، یخچالش، فرشش، همه منظم چیده شده و بپرسیم چه کسی این‌ها را منظم چیده و بگویند یک انفجاری صورت گرفته، این‌ها آمده کنار هم قرار گرفته است ، آیا هیچ انسان عاقلی باور می‌کند که این نظم حاصل یک انفجار باشد؟ نه!

ببینید خورشید، ماه، زمین و سیارات دیگر بسیار دقیق حرکت می‌کنند خیلی نظم عجیبی دارند به طوری که ما می‌توانیم الان بفهمیم با محاسبات ریاضی که مثلاً صد سال دیگر در چه روزی چه سالی چه ساعتی و چه دقیقه‌ای و در چه ثانیه‌ای خورشید گرفتگی یا ماه گرفتگی اتفاق می‌افتد، و در چه ثانیه‌ای خورشیدگرفتگی تمام می‌شود.

حالا سؤال ما این است: « این نظمِ به این عجیبی آیا می‌شود حاصل یک انفجار باشد آیا می‌شود ناظمی نداشته باشد؟ » اگر خورشید به ما از این فاصله‌ای که هست کمی نزدیک‌تر شود تمام گیاهان و حیوانات از بین می‌روند و تمام آب‌های زمین بخار می‌شود و اگر از این فاصله ای که دارد کمی از ما دور شود زمین یخبندان می‌شود و همه موجودات می‌میرند حالا سؤال من این است: « آیا می‌شود به طور اتفاقی و با یک انفجار این فاصله به این دقیقی ایجاد شده باشد؟ »

ما می‌گوییم: « وجود نظم در عالم خلقت و نیرویی که زمین و کرات را حرکت می‌دهد نشان دهنده این است که خالقی وجود دارد و آن خداوند تبارک و تعالی است ».

#پرسمان_خداشناسی جلسه 3

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

می خواهم به یک سؤال خیلی مهم پاسخ بدهم آن هم اینکه به چه دلیل خدا وجود دارد؟ وجود خدا را برایم اثبات کن!

دو تا جواب می‌دهم:

۱ ـ اسحاق نیوتون یک دانشمند خیلی بزرگ است ایشان یک رفیقی دارد که هر چی با رفیقش صحبت می‌کند در رابطه با اینکه این عالم، خدایی دارد رفیقش قبول نمی‌کند.

یک روز اسحاق نیوتن به یک مکانیک ماهر سفارش ساخت منظومه شمسی را می‌دهد که زمین، زهره، زحل، مریخ ما خورشید داخل این ماکت وجود داشتند که با طناب و تسمه به هم متصل بودند به طوری که وقتی دستگیره‌ای آن را می گرداندند ماه دور زمین می‌چرخیده و همزمان زمین دور خورشید می‌چرخیده و صحنه بسیار زیبایی به وجود می‌آمده. دوستِ نیوتون وقتی وارد محل کار ایشان می‌شود و این ماکت زیبا را می‌بیند می‌گوید: « چه کسی این را ساخته است؟ »

نیوتن می‌گوید: « خودش به وجود آمده من داخل اتاق بودم یک دفعه دیدم این ماکت به وجود آمد! »

رفیقش می‌گوید: « من را مسخره می‌کنی مگر می‌شود ماکتِ به این زیبایی خالقی نداشته باشد سازنده‌ای نداشته باشد »

نیوتون می‌گوید: « تو نمی‌توانی بپذیری که این ماکتِ منظومه شمسی سازنده نداشته باشد ولی می‌خواهی من بپذیرم که منظومه اصلی شمسی با این وسعت و عظمت خالق نداشته باشد! » وقتی رفیق نیوتن یک مقدار فکر می‌کند می‌گوید: « من هم حرفم اشتباه بود نمی‌شود منظومه به این بزرگی با این همه دقت و ظرافت خالق نداشته باشد ».

پاسخ دوم: هر یک از ما از مادرمان به دنیا آمدیم مادرِ ما از مادرش و ... همین طور تا به اولین مادر می‌رسیم مادر همه انسان‌های روی کره زمین است حالا سؤال من این است آن مادر اولی از کجا به وجود آمده؟

سه تا حالت دارد:

۱ ـ آن مادر بوده و در عین حال که بوده خودش را آفریده! این حرف، حرف غلطی است، چون وقتی چیزی بوده باشد نیازی نداره که آفریده بشه!

۲ ـ یا اون مادر اول نبوده در عین حال که نبوده خودش را آفریده این هم حرف غلطی است، چون نیستی نمی‌تواند علت هستی باشد، نیستی نمی‌تواند چیزی را بیافریند.

۳ ـ اینکه یک وجودِ دیگری باشد که آن وجود دیگر مادر ما را خلق کرده باشد.

آن وجود اول که خالقی ندارد و مادر ما را خلق کرده اسمش خداست. تمام مرغ‌ها، تمام گوسفندها، تمام حیوانات به یک حیوان می‌رسند که آن یک حیوان را باید خالقی داشته باشد، آن خالق خداست.

#پرسمان_خداشناسی جلسه 4

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

می خواهم به یک سؤال پاسخ دهم، اگر همه عالم را خدا آفریده، خدا را چه کسی آفریده؟ چند تا مثال بزنم تا پاسخ روشن شود.

شوری غذا از نمک است شوری نمک از چیست؟ از خودش!

چربی غذا از روغن است، چربی روغن از چیست؟ از خودش!

بوی خوش لباسِ شما از عطر است، بویِ عطر از گل است، بوی خوش گل از چیست؟ از خودش!

همه موجودات عالم وجودشان را از خدا گرفتند وجود خدا از چیست؟ از خودش!

مثل آن بوی خوش گُل که از خودش است از کسی نگرفته.

ببینید اگر موجودی قبلاً نبوده بعداً به وجود آمده آفریننده و خالقی دارد، اما اگر وجودی همیشه بوده باشد نیازی به خالق ندارد.

در قرآن آمده خداوند تبارک و تعالی « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ » خدا اول موجود است دوم موجود نیست. وجودی که اول باشد نیاز به خالق ندارد، چون اگر قرار باشد خالقی داشته باشد خالقش باید قبل از او باشد پس وجودِ دوم می‌شود نه اول.خدا اول است پس خالق ندارد.

ببینید طبقه سوم ساختمان به طبقه دوم تکیه کرده و طبقه دوم به طبقه اول، استواری طبقه اول به زمین است. زمین است که تکیه‌گاه این ساختمان است اما خود زمین نیازی به تکیه‌گاه ندارد. استواریش را از خودش گرفته.

خدا آن موجودی است که استواری همه موجودات به اوست اما خودش نیازی ندارد که به جایی تکیه کند یا از جایی به وجود آمده باشد.

قرآن خدا را اینگونه توصیف می‌کند: « وَ اللهُ الْغَنِیُّ » خداوند بی‌نیاز است.

اگر خدا بی‌نیاز است پس نباید مخلوق کسی باشد چون اگر قرار باشد مخلوق کسی باشد، به خالقِ خودش نیازمند خواهد بود.

خداوند به سبب این دو ویژگی که دارد یعنی اول است قبل از هر موجودی بوده و غنی است یعنی به هیچ موجودی نیازمند نیست، به این دو دلیل خداوند خالقی ندارد.

#پرسمان_خداشناسی جلسه 5

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.

بعضی‌ها می‌گویند از کجا معلوم یک خدا وجود دارد؟! ما می‌گوییم دو تا خدا وجود دارد!

سه تا پاسخ می‌دهم:

۱ ـ شخصی به امام صادق علیه السلام همین حرف را زد.

حضرت فرمودند: « من می‌گویم یک خدا وجود دارد تو می‌گویی یک خدا به علاوه یک خدا، پس من و شما خدای اول را قبول داریم. تو خدای دوم را اثبات کن ».

کسی که می‌گوید دو تا خدا وجود دارد باید دو تا خدا را اثبات کند.

قرآن می‌فرماید: « قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌ » هر کسی حرفی می‌زند اگر راست می‌گوید باید حرفش را اثبات کند.

۲ ـ خدا ۱۲۴ هزار پیامبر فرستاده که همه این پیامبرها دو تا وظیفه داشتند:

یکی اینکه خدا را به بندگان معرفی کنند.

دوم اینکه دستورات خدا را به بندگان ابلاغ کنند که این گونه بخور، بپوش، بگو، راه برو، راه تو این است، چاه این است مواظب باش به چاه نیفتی، این خوبی‌ها را انجام بده و از این بدی‌ها دور باش.

اگر خدای دومی وجود داشته باشد آن خدا هم باید پیامبرانی را به سوی مردم بفرستد که هم خودش را به مردم معرفی کند هم دستورات خودش را برای زندگی به مردم ابلاغ کند. اگر آن خدا این کار را انجام ندهد مثل مادری می‌ماند که بچه‌ای را به دنیا آورده و روز اول زندگی بچه را رها کند. آن خدا، خدا نیست. آن خدای بی‌مسئولیت است‌.

۳ ـ اگر دو تا خدا وجود داشته باشد، خدای دوم

یا در امور آفرینش و مدیریت جهان هیچ نظری نمی‌دهد، یک گوشه‌ای می‌نشیند کاری به کار مخلوقات ندارد در این صورت خدا بود و نبودش فایده‌ای ندارد.

یا نظر می‌دهد اعمال مدیریت می‌کند، در این صورت قرآن می‌فرماید « لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا » اگر دوتا خدا وجود داشته باشد آسمان‌ها و زمین نابود می‌شوند خراب می‌شوند. چرا؟ چون مثل آشی می‌ماند که دو تا آشپز داشته باشد! آشپز که دو تا بشود آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک! مثل کشوری می‌مانند که دو تا رئیس جمهور داشته باشد. خوب این رئیس جمهور یک حرف می‌زند و رئیس جمهور دیگر یه نظر دیگری می‌دهد و این دوتا با همدیگر دعوایشان می‌شود.

خدای اول میگه « خورشید باید بتابِ » خدای دوم میگه « خورشید باید بخوابِ! » خدای اول می‌گوید: « دانه بزن جوانه »، خدای دوم می‌گوید: « دانه بمون تو خونه! »

نظمی که در بدن ما انسان‌ها است و در مجموعه آفرینش هست ـ در آسمان‌ها و زمین گیاهان و درختان ـ نشان دهنده این هست که همگی تحت مدیریت واحد هستند و همگی را یک وجود هدایت و رهبری می‌کند و آن هم الله است. اللهی که اَحَد است، « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ».