#تاریخچه_نماز جلسه 25 ؛ تشهد نماز

ما در رکعت دوم و رکعت آخر نمازها مون تشهد را می خوانیم.

امام صادق علیه السلام در این خصوص می فرماید : اگر در کنار فرد محتضری قرار گرفتید که در آستانه جان دادن استِ ، جملات تشهد را به او تلقین کنید تا او تکرار کند ،

« فَلَقِّنْهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ». [1]

چرا که ابلیس برخی از شیاطین خود را مأمور می کند تا در کنار او حاضر شوند و او را از دین اسلام برگردانند و در عقایدی که او سال ها با آن زندگی کرده است ، تشکیک و خدشه ایجاد کنند « يَأْمُرُهُ بِالْكُفْرِ ، وَ يُشَكِّكُهُ فِي دِينِه‏ » [2] با این تلقینی که شما انجام می دهید او را برای مبارزه با شیاطین یاری می کنید.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرماید : هر کسی آخرین کلامش در دنیا ذکر «لا اله الا الله» باشد وارد بهشت می شود. [3]

به حضرت عرض شد : « إنَّ شَدائِدَ المَوتِ وَ سَكَراتِهِ تَشغَلُنا عَن ذلِك‏ » [4] سختی های لحظه جان دادن که فرد می خواهد از دلبستگی هایش در دنیا چون همسر و فرزندانش ، ثروت و مقامش دل بکند و به عالم دیگر برود آنقدر فشار روحی در انسان ایجاد می کند که ممکن است ما فراموش کنیم ذکر « لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ » را بیان کنیم.

جبرئیل در این لحظه نازل شدند و به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند که به امتت بگو الان که در دنیا و در صحت و سلامت هستند با اعتقاد کامل ذکر « لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ » را بگویند تا در قلب و جان آنها رسوخ کند و در لحظه جان دادن برای گفتنِ این ذکر مشکلی نداشته باشند.

همان طور که می دانید بعضی از افراد در لحظه ی جان دادن با زبانشان این ذکر را گفته و از دنیا می روند و بعضی از افراد ممکن است به دلایلی چون تصادف و حوادثی از این نظیر در حالت «کُما» به سر ببرند و نتوانند دهانشان برای گفتنِ این ذکر باز کنند ، لذا روح آنها این ذکر را می گوید و سپس از این دنیا خارج می شوند.

خداوند شهادت به یگانگی خودش یعنی توحید و شهادت به پیامبری حضرت محمد صلّی الله علیه و آله یعنی رسالت را در نماز قرار داد تا یاد و نام پیامبر عزیزمان همیشه در بین امت زنده باشد و مردم مدام این دو اعتقاد مهم را تکرار کنند و برای گفتنِ شهادتین در لحظه جان دادن آماده شوند.

#تاریخچه_نماز جلسه 26 ؛ تکبیر بعد از نماز

می خواهیم درباره یکی از مستحبات نماز با هم گفتگو کنیم.

مشرکانِ مکه سه تا جنگ مهم بر علیه پیامبر راه انداختند تا پیامبر و مسلمان‌ها را بکشند و دینِ اسلام را نابود کنند.

ـ در سال دومِ هجرت با هزار نفر به مدینه حمله کردند که نامش شد جنگ بدر.

ـ در سال سوم با سه هزار نفر حمله کردند که نامش شد جنگ اُحد.

ـ در سال پنجم هجرت با ده هزار نفر به مدینه حمله کردند که نامش شد جنگ «اَحزاب» یا «خَندق» که به خواست خدا هر سه جنگ ناموفق بود و آنها شکست خوردند.

ـ در سال هشتم هجرت پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله با یک نقشه ی ماهرانه طوری به مکه حمله کردند که مشرکان غافلگیر شدند و پیامبر وارد شهر شد ، آنها نتوانستند از خودشان دفاع کنند و تسلیمِ پیامبر شدند و در این جنگ به خواستِ خدا خونریزی اتفاق نیفتاد. یعنی تعداد انگشت شماری از آدم‌ها در این جنگ کشته شدند و این فتحِ بزرگ بدون خونریزی اتفاق افتاد.

نتیجه این جنگ آن شد که برخی از مشرکان از روی علاقه و برخی از روی اضطرار و از روی نِفاق اعلام اسلام کردند.

پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله هنگام ظهر وارد مسجدالحرام شدند و در کنار «حَجَرُالأسود» رو به کعبه مشغول نماز جماعت ظهر شدند ، وقتی نماز جماعت تمام شد پیامبر عزیزمان سه بار فرمودند : « اَللّهُ اَکبر » بعد فرمودند : « لا إلهَ إلَّا اللّهُ وَحدَهُ وَحدَهُ وحدَه‏ » هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست ، یگانه یگانه یگانه.

« أنجَزَ وَعدَه‏ » آن وعده‌ای را که به من داده بود وفا کرد

« وَ نَصَرَ عَبدَه‏ » و بنده خودش یعنی من را یاری کرد

« وَ أعَزَّ جُندَه‏ » و سپاهیان اسلام را یاری کرد

« وَ غَلَبَ الأَحزابَ وَحدَه‏ » و تمام دشمنان اسلام را به تنهایی شکست داد

« فَلَهُ المُلكُ و لَهُ الحَمد » ، فرمانروایی از آن خداست و ستایش مخصوص اوست.

« يُحيي و يُميت‏ » او زنده است و می‌میراند

« وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَي‏ءٍ قَدير » ، و او بر هر کاری تواناست.

بعد رو کرد به مردم و فرمودند : که بعد از نمازهایتان از این به بعد سه بار « اَللهُ اَکبَر » را بگویید ؛ و هر کسی سه بار تکبیر را بگوید و این دعا را بعدش بخواند از خداوند سپاسگزاری کرده به خاطر نعمتی که خدا به مسلمان‌ها داد و آن هم این بود که اسلام را تقویت کرد و بر دشمنان خودش پیروز کرد. [5]

پس سه بارگفتن « اللهُ اَکبر » بعد از سلامِ نماز مستحبی است که بعد از فتح مکه در دین اسلام وارد شد. [6]

خوب است که ما این را داشته باشیم و موقع گفتن سه تا تکبیر ، مستحب است دست‌هامان را تا نزدیکِ «نَرمه گوش» بالا ببریم. یعنی همان طور که پیامبر عزیزمان این سه تا تکبیر را می گفتند.

#تاریخچه_نماز جلسه 27 ؛ اولین نماز جماعت

در این جلسه می خواهیم به این سؤال پاسخ بدهیم که اولین نماز جماعت توسط چه کسانی در اسلام اقامه شد ؟

در این باره سه تا نظر هست که هر سه تا نظر را خدمت‌تان عرض می‌کنیم.

یک. طبق نقل ابن شهرآشوب پیامبر عزیزمان و حضرت علی علیه السلام در بالای مکه بودند که جبرئیل نازل شد ، پایشان رو به زمین زدند چشمه‌ای جوشید ، هنگامِ ظهر بود حضرت علی و پیامبر وضو گرفتند و نماز خواندند « وَ هِيَ أوَّلُ صَلاةٍ فَرَضَهَا اللَّهُ تَعالى‏ » [7] و این اولین نمازی بود که بر این امت واجب شد که پیامبر و امیرالمومنین آن را به جماعت خواندند.

بعد از چند ساعت وارد خانه‌شان شدند و به حضرت خدیجه این خبر را دادند و حضرت خدیجه از نماز عصر با آنها همراهی کرد.

دو. سید ابن طاووس می گوید : حضرت ابوطالب علیه السلام مشاهده کردند که پیامبر برای اقامه نماز ایستادند و علی ـ پسر ابوطالب ـ پشت سر ایشان برای اقامه نماز ایستاد ، حضرت ابوطالب رو کردند به فرزند دیگرشون جعفر و فرمودند : « يَا بُنَيَّ صَلِّ جَنَاحَ ابْنِ عَمِّك‏‏ » [8] پشت سر پسر عمویت به نماز بایست ؛ حضرت ابوطالب با دیدن این صحنه بسیار خوشحال شدند و شعری سرودند :

ـ إِنَّ عَلِيّاً وَ جَعْفَراً ثِقَتِي * عِنْدَ مُلِمِّ الزَّمَانِ وَ الْكَرْب . . .

علی و جعفر دو پناه من هستند و دو یاور من هستند * هنگامی که سختی زمان‌ و گرفتاری‌ها به من هجوم می آورد.

ـ لَا تَخْذُلَا وَ انْصُرَا ابْنَ عَمِّكُمَا * أَخِي لِأُمِّي مِنْ بَيْنِهِمْ وَ أَبِي [9]

ای دو پسر من محمد را تنها نگذارید و او را همیشه یاری کنید.

سه. تاریخ طبری می گوید شخصی به نام «یحیی بنِ عَفیف کندی» نقل می‌کند که من برای اعمالِ حج وارد مکه شدم و مهمان عباس بن عبدالمطلب شدم ، داخل مسجدالحرام مشاهده کردم که کسی وارد شد و به آسمان نگاه کرد و رو به کعبه شروع کرد حرکاتی را انجام دادند ؛ آقا پسری پشت سر ایشون ایستاده بود و یک بانو پشت سر این دو بزرگوار بودند و حرکات او را تقلید می‌کردند ،

ـ وقتی آن شخص خم می‌شد آنها هم خم می‌شدند ، ( رکوع )

ـ وقتی آن شخص به زمین می‌افتد و آنها هم به زمین می‌افتادند. ( سجده )

وقتی ماجرا را برای عباس ابن عبدالمطلب تعریف کردم و شگفتی خودم را ابراز کردم ، عباس گفت : آن شخصی که جلو ایستاده پسر برادرم محمد بن عبدالله است.

آن نوجوان ، پسر برادر دیگرم علی بن ابیطالب است و آن بانو خدیجه ـ همسر محمد بن عبدالله ـ است.

محمد اعتقاد دارد که از سوی آسمان به او وحی می‌شود و دارای دین جدیدی است! من غیر از این سه نفر کسی را بر این دین نمی‌شناسم. [10]

نقل تاریخ طبری شاید آن نقلی باشد که اولین نماز جماعتی بوده که در ملأ عام و آشکار خوانده شد و دیگران آن را مشاهده کردند وگرنه طبق برخی از نقل‌ها حضرت علی علیه السلام و حضرت خدیجه بارها و بارها در خانه و در مناطق اطرافِ مکه به نماز جماعت می‌ایستادند.

طبق همه این نقل‌ها اولین نمازگزار جماعت از آقایان امیرالمومنین علیه السلام و از خانم‌ها حضرت خدیجه سلام الله علیه بودند.

#تاریخچه_نماز جلسه 28 ؛ اولین مسجد

در این جلسه می خواهیم به اولین مسجد که پیامبر ساختند اشاره کنیم.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله مدت زمانی که در مکه بودند امکان ساخت مسجد را نداشتند ، چون :

ـ یاسر و سمیه را به جرم مسلمان شدن کشتند.

ـ بلالِ حبشی را به شدت شکنجه می کردند.

ـ مسلمان های زیادی از ترس جانشان و آزار و اذیت مشرکان ، از مکه به حبشه هجرت کردند.

ـ پیامبر و بقیه مسلمان ها سه سال در شعب ابی طالب قرار گرفتند ؛ تا از آزار و اذیت مشرکان در امان باشند.

به‌ همین خاطر امکانِ ساخت مسجد در آنجا نبود.

در ماه های اول سال چهاردهم بعثتِ مشرکان ، نقشه ی قتل پیامبر را کشیدند ؛ جبرئیل خبر آورد که ای پیامبر! می‌خواهند تو را بکشند. از مکه به مدینه هجرت کن.

در شب اول ربیع اول پیامبر عزیز از مکه خارج شدند و در روز دوازدهم ربیع الاول به منطقه «قُبا» [11] رسیدند.

به ایشان گفتند : شما بیایید وارد مدینه شوید. حضرت فرمودند : پسر عموی من به جای من در بستر خوابیده و من از مکه فرار کردم. تا او به من نرسد من به مدینه وارد نمی شوم.

چند روزی که در قُبا بودند ، مسجد قبا را ساختند و اولین مسجدی است که به دست مبارک پیامبر ساخته شد.

خود حضرت خشت بر روی دوش شان قرار می‌دادند و برای ساخت مسجد می آوردند و در حین ساخت مسجد مسلمان ها این شعر رو می‌خواندند :

« قَد أفْلَحَ مَنْ يَعْمُرُ المَساجدا * وَ يَقْرأ القرآنَ قائماً وَ قاعِداً »[12]

حتماً نجات پیدا می‌کند و خوشبخت می‌شود ، کسی که برای ساخت مسجد اقدام کند و قرآن را در حالی که ایستاده و نشسته است بخواند.

در رابطه با این مسجد آیه ۱۰۸ سوره توبه نازل شده است « لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيه‏ »

مسجدی است که پایه آن بر تقوا بنا نهاده شده و پیامبر به شدت علاقه داشتند که در این مسجد اقامه نماز کنند.

پیامبر عزیزمان صلّی الله علیه و آله وقتی به مدینه رسیدند در روزهای اول سکونت دومین مسجد را ساختند که به «مسجدُ النبی» معروف است.

و فرمودند : « مَن بَنى‏ مَسجِداً ولَو مَفحَصَ قَطاةٍ ، بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيتاً فِي الجَنَّة » [13]

هر کسی مسجدی را برای خدا بسازد حتی اگر به اندازه خانه ی یک مرغ سنگ خوار باشد خدا برای او خانه ای در بهشت می سازد.

پیامبر عزیزمون اعتقاد داشتند که مسجد پایگاهِ معنوی مسلمان هاست که در آن عبادت انجام می‌دهند ، فعالیت های اجتماعی ، فعالیت های سیاسی و فرهنگی را انجام می‌دهند.

پیشنهاد ما این است که برای ساخت مساجدی که در محله و شهرمان هستیم کمک مالی کنیم تا این سنت پیامبر عزیزمان را در ساختِ مسجد ادامه داده باشیم.

#تاریخچه_نماز جلسه 29 ؛ نمازهای پنجگانه در قرآن

در این جلسه می خواهیم به این سؤال پاسخ بدهیم که آیا نام نماز های پنجگانه در قرآن آمده است ؟

جواب :

قرآن زمان نماز های پنج گانه را بیان کرده و با بیانِ این زمان ها به آن نماز خاص اشاره کرده است.

به سه آیه از آیات قرآن در این زمینه را اشاره می کنم :

یک. سوره قاف آیه ۳۹ آمده است : « وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوب‏ ».

یکی از نام های نماز در قرآن « تسبیح » است.

قبل از طلوعِ خورشید ، تسبیح را به جا بیاور ـ به صورت امر واجب ، خداوند در قرآن بیان فرموده ـ یعنی نماز صبح بخوان

و «قبل از غروب خورشید ، تسبیح را به جا بیاور» یعنی نماز عصر بخوان.

دو. سوره اسرا آیه ۷۸ میفرماید : « أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْل‏ » وقتی خورشید بالای سر ما قرار گرفته و وسط روز هست. سایه ما کوتاه ترین سایه را دارد وقتی سایه شروع می‌کند به زیاد شدن ، عرب می گوید : « دُلُوكِ الشَّمْس ».

قرآن می فرماید : هنگام دلوکِ شمس نماز بخوان ، یعنی نماز ظهر را بخوان.

« غَسَقِ اللَّيْل » یعنی تاریکی شب.

در تاریکی شب نماز بخوان اشاره دارد به نماز عشاء . زمان پایان نماز عشاء نیمه شب شرعی است.

سه. آیه ۱۱۴ سوره هود آمده است : « وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهار » در دو طرف روز نماز را برپا دار یعنی در ابتدای روز نماز صبح را بخوان ، بعد از پایان روز نماز مغرب را بخوان.

همین آیه در برخی دیگر از تفاسیر طور دیگری تفسیر شده است : در دو طرف روز نماز رو بخوان یعنی نماز صبح را در ابتدای روز به جا بیاور در وسط و انتهای روز نماز ظهر و عصر را بجا بیاور.

در ادامه آیه آمده « وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْل‏ » در ابتدای شب نماز بخوان یعنی نماز مغرب و عشا را بعد از غروب خورشید بخوان.

به توضیحاتِ این سه آیه در تفسیر نمونه و المیزان مراجعه کنید تا منابع این سخنان را پیدا کنید.


[1] وسائل الشيعة ، ج‏ 2 ، ص 454.

[2] الكافي ، دارالحدیث ، ج‏ 5 ، ص 330.

[3] عنه صلى الله عليه و آله : لَقِّنُوا مَوتاكُم «لا إِلهَ إِلّا اللَّهُ» فَإِنَّ مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ «لا إِله إِلّا اللَّهُ» دَخَلَ الجَنَّة. ( من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ص 132 )

[4] مستدرك الوسائل ، ج‏ 2 ، ص 121.

[5] وسائل الشيعة ، ج‏ 6 ، ص 453.

[6] شکر گزاری پیامبر دو جزء داشت : یکی گفتن سه بار «الله اکبر» و یکی خواندن آن دعا که ما معمولاً همان سه تکبیر را بعد از نماز می گوییم که البته اشکالی ندارد.

[7] المناقب لابن شهرآشوب ، ج 1 ص 45.

أوَّلُ صَلاةٍ صَلّاها مَعَ رَسولِ اللّهِ صلّی الله علیه و آله الظُّهرَ رَكعَتَينِ. ( الكافي ، ج 8 ، ص 339 ح 536 )

[8] امالی شیخ صدوق ، ص 508.

[9] همان.

[10] تاریخ طبری ، بیروت ، دار القاموس الحدیث ، ج۲ ، ص۵۶.

[11] روستایی که در چند کیلومتری مدینه است.

[12] ابن‌ حجر عسقلانی ، فتح‌ الباری بشرح صحیح البخاری ، ج۱۰ ، ص۵۴۱.

[13] أمالي شیخ طوسي ، ص 183.