شیوه پاسخگویی به سؤالات و شبهات 1
شیوه پاسخگویی به سؤالات و شبهات
مقدمه : یکی از شیوه های دعوت به نماز، پاسخ به سؤالات و شبهات و باز کردن گره های ذهنی مردم است.
شبهاتی که سبب سست نمازی یا بی نمازی مردم می شود دو نوع هستند :
الف. مستقیماً در موضوع نماز است
ب. درباره اجزای دیگر دین است که پاسخ مناسب به آنها سبب گرایش مردم به نماز میشود مثلاً
چرا خدا به زن ها ظلم کرده و دیه و ارث زن نصف ارث مرد است؟ (ما خواهان تساوی حقوق زن و مرد هستیم و به چنین خدای ظالمی سجده نمی کنیم)
چرا خدا ما را آفرید؟ من نمی خواستم به این دنیا بیایم (فلسفه خلقت) [1]
چرا خدا این همه بلا و گرفتاری برای من فرستاده است (فلسفه بلاها و گرفتاری ها)
چرا خدا حاجت مرا نمی دهد؟ و...
ما در این جزوه به شبهات نوع اول پاسخ می دهیم و تنوع و تعداد شبهات نوع دوم بسیار زیاد و در همه مجموعه معارف دین است که مرکز ملی پاسخگویی عهده دار این کار است.
فصل اول : فضیلت پاسخ گویی به شبهات
کشتی که در شب تاریک در وسط دریا هم راه گم کرده است و هم گرفتار طوفان شده است چه بحرانی دارد؟ برخی از جوانان ما مانند آن کشتی هستند و در دو بحران شدید گرفتار شدا اند:
طوفان شهوت و تاریکی شبهه
(رسانه های شیطانی این طوفان و تاریکی را ایجاد میکنند)
بحران شبهه بیشتر است یا بحران شهوت؟
جواب : بحران شُبهه چون اگر جوانی در دام شهوت بیفتد به مجلس امام حسین علیه السلام و مسجد میآید ولی اگر در بحران شبهه بیفتد دیگر مسجد نمی آید و نماز نمی خواند تا توبه کند.
پاسخ دادن به شبهات یعنی نجات جوان از بحران و گرداب شبهه و آشتی دادن او با خدا.
در ابتدای بحث چند حدیث در فضیلت پاسخگویی به شبهات تقدیم شما می کنیم:
- همنشینی با پیامبر و اهل بیت در بهشت
از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله آورده كه فرموده : «ناگوارتر از یتیمی که مادر و پدر ندارد ، یتیمی است كه از امامش دور افتاده ، و توان وصول به او را ندارد ، و پاسخ مسائل مورد نیازش را نمیداند ، پس بدانید افرادی كه- به دلیل عدم دیدار- از علم ما بیخبر ماندهاند همچون یتیمی در كنف حمایت عالم شیعه ی است .
«فَمَنْ هَدَاهُ وَ أَرْشَدَهُ وَ عَلَّمَهُ شَرِیعَتَنَا كَانَ مَعَنَا فِی الرَّفِیقِ الْأَعْلَی »
بدانید جایگاه كسی كه هدایت و ارشاد نموده و دستورات و شرائع ما را تعلیم میكند همراه ما در گروه انبیاء در اعلی علّیین خواهد بود [2].
- برتر از صد هزار رکعت نماز در مقابل کعبه
از امام باقر علیه السّلام نقل است كه فرموده : عالم همچون کسی است كه شمع به دست دارد و به مردم روشنی میبخشد. و مشمول دعای خیرشان گردد.
یعْطِیهِ اللَّهُ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ یصَلِّیهَا مِنْ بَینِ یدَی الْكَعْبَةِ.
خداوند به چنین عالمی که با علم راه درست را نشان می دهد پاداشی عطا فرماید كه از پاداش صد هزار ركعت نماز در مقابل كعبه برتر و بهتر باشد. [3]
- عالمی که پاسخ به شبهه می دهد برتر از هزار عابد
از امام كاظم علیه السّلام نقل است كه فرموده : فقیهی كه در پی نجات یتیمی از ایتام ما- كه نه ما را دیده و نه به ما دسترسی دارد- برآید ، و او را در حدّ نیازش آموزش دهد ، [تحمّل این یك فقیه] بر ابلیس سختتر از هزار عابد است.
فَقِیهٌ وَاحِدٌ ینْقِذُ یتِیماً مِنْ أَیتَامِنَا ... بِتَعْلِیمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَیهِ أَشَدُّ عَلَی إِبْلِیسَ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ
زیرا فرد عابد فقط برای نجات خودش تلاش میكند ، ولی فقیه علاوه بر خود به فكر تمام بندگان خدا میباشد ، تا آنان را از دست ابلیس و یارانش نجات دهد.[4]
هارون الرشید درباره هشام بن حکم گفت : مِثْلُ هَذَا حَی وَ یبْقَى لِی مُلْكِی سَاعَةً وَاحِدَةً فَوَ اللَّهِ لَلِسَانُ هَذَا أَبْلَغُ فِی قُلُوبِ النَّاسِ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ سَیف. [5]
- حضور در بالاترین درجات بهشت
از امام عسكری علیه السّلام نقل است كه أمیر المؤمنین علیه السّلام فرموده : هر كس بنده عاجز از علم و معرفتی را تقویت نموده و در برابر دشمن تجهیز و غالب نماید ، خداوند نیز به وقت بازپرسی در قبر ، این كلمات را به او تلقین فرماید : اللَّه پروردگار من ، و محمّد پیغمبر او ، و علی بن أبی طالب جانشین پیغمبر است ، و كعبه ، قبله من ، و قرآن مایه سعادت و خوشبختی من است ، و اهل ایمان برادران من هستند.
آنگاه از جانب خداوند خطاب میرسد كه : سخن حقّ را اظهار كردی و اعتقاد صحیحت را بیان نمودی ،
«فَوَجَبَتْ لَكَ أَعَالِی دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ »
پس مقام و منازل رفیع بهشت را برایت واجب نمودم. در این حال قبر او تبدیل به یكی از باغهای خوش منظره بهشت میگردد. [6]
- استقبال فرشتگان از عالمی که پاسخ به شبهات می دهد
از امام عسكری علیه السّلام نقل است كه حضرت رضا علیه السّلام فرموده : بهترین توشهای كه شخص دانشمند دوستدار ما برای روز فقر و نیاز و ذلّت خود ذخیره میكند ، حمایت علمی از دوستان ناتوان ما ، و نجات ایشان از چنگال دشمنان خدا و رسول او است.
وَ الْمَلَائِكَةُ صُفُوفٌ مِنْ شَفِیرِ قَبْرِهِ إِلَی مَوْضِعِ مَحَلِّهِ مِنْ جِنَانِ اللَّهِ فَیحْمِلُونَهُ عَلَی أَجْنِحَتِهِمْ یقُولُونَ لَهُ مَرْحَباً طُوبَاكَ .
[در این صورت] وقتی از قبر برخیزد صفوف فرشتگانی را مشاهده كند كه از محلّ قبر تا جایگاهش در بهشت برین صف كشیدهاند ، و او را با بالهای خود بلند نموده و به عمارت مخصوصش در بهشت حمل كرده و به او میگویند : آفرین بر تو! خوش باد تو را ، ای كسی كه دشمنان خوبان را مقهور ساخته و از ائمّه اطهار خود حمایت و طرفداری مینمودی!.[7]
- حفظ عقیده مهمتر از حفظ جان
امام سجاد از مردی پرسید: کدام برای تو محبوبتر است؟ نجات اسیر فقیر از دست کفار یا نجات اسیر فقیر از دست نواصب (دشمنان اهل بیت)؟
فَأَیهُمَا أَحَبُّ إِلَیكَ اسْتِنْقَاذُكَ أَسِیراً مِسْكِیناً مِنْ أَیدِی الْكَافِرِینَ أَوِ اسْتِنْقَاذُكَ أَسِیراً مِسْكِیناً مِنْ أَیدِی النَّاصِبِینَ
مرد گفت: ای پسر رسول خدا!... نجات اسیر فقیر از دست نواصب محبوبتر است، زیرا این کار موجب تضمین بهشت برای او و نجاتش از آتش دوزخ است، در حالی نجات اسیر سبب آرامش روح آن شخص در دنیا و دفع ظلم از او را [در چند روز زندگی دنیا] به همراه دارد. [8]
- پاداش پاسخ به شبهه بالاتر از جنگ با دشمن.
امام جعفر صادق علیهالسلام فرمودند:«علمای شیعه ما، همانند مرزبانانی هستند که در برابر مرزهای شیطان و یارانش ایستادهاند و مانع نفوذ آنان بر شیعیان ضعیف ما میشوند و نمیگذارند شیطان و پیروانش و دشمنان اهلبیت بر آنان تسلط یابند. آگاه باشید! هر کس از شیعیان ما این مسئولیت را بر عهده گیرد،
كَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْكَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ یدْفَعُ عَنْ أَدْیانِ مُحِبِّینَا وَ ذَلِكَ یدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ
از کسی که هزار هزار بار با روم و ترک و خزر جهاد کند، برتر است؛ زیرا او از دین دوستان ما دفاع میکند و آن جهادگر از جان و مال آنان».[9]
مناظره امیرالمؤمنین با خوارج نهروان قبل از شروع جنگ سبب شد 8 هزار نفر از افراد آنها از خوارج جدا شوند و با مناظره ابن عباس 4 هزار نفر دیگر جدا شدند و جمعا 2300 نفر آنها باقی ماند.
فصل دوم : تعریف پرسش و شبهه و تفاوت های آن تعریف پاسخ
تعریف پرسش :
درخواست رفع ابهام در چیستی ، هستی ، چرایی ، چگونگی ، چندی و چونی یک یا چند چیز
نکته : بی نماز و سست نماز ها معمولا از چرایی نماز میپرسند و کسانی که نماز را قبول دارند از چگونگی نماز می پرسند.
تعریف شبهه :
استدلالی که از مقدمات فاسدی تشکیل شده تا حقی را باطل یا باطلی را حق جلوه دهد و به خاطر شبیه حق بودن آن را شبهه مینامند.
امیرالمؤمنین علیه السلام : شبهه را برای این شبهه نامیدند كه به حق شباهت دارد.
« إِنَّمَا سُمِّیتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ » [10]
شبهه مثل گیاهی است که شبیه سبزی ریحان است و کنار آن رویده میشود و انسانی که تخصص ندارد آن را با ریحان اشتباه می گیرد.
تعریف پاسخ کامل :
امام صادق علیه السّلام با توجه به آیه مجادله احسن [11] فرمودند ویژگی پاسخ کامل آن است كه در آن جاى هیچ عذر و بهانه اى براى مخالف باقى نمى گذارد ، و شبهه و اعتراضش مطابق فهم او پاسخ داده مى شود. [12]
نکته : ممکن است یک پرسش با تغییر بیان به شبهه تغییر کند مثلاً :
- پرسش : چرا نماز بخوانیم؟
شبهه : «مگر قرار نیست با نماز با خدا صحبت کنیم ، پس در گوشه ای مینشینم و صحبت میکنم پس لازم نیست نماز بخوانیم» شبهه پوشاندن حق با باطل است.
- پرسش : چرا نماز را عربی بخوانیم؟
شبهه : خدا که عرب نیست و صحبت ما به هر زبانی را میشنود و تازه با زبان خودمان بهتر و با توجه نماز میخوانیم پس چرا باید به زبانی که نمی فهمم با خدا حرف بزنیم.
برخی از تفاوت های پرسش و شبهه :
- پرسش برای شناخت است و شبهه برای ایجاد تردید و شك دَر دل مخاطب.
پرسش برای رشد علم و ایمان است و شبهه برای ضربه به علم و ایمان.
- پرسشگر با دریافت پاسخ ، قانع میشود و عمل میکند ، و شبهه افكن با شبهه ای دیگر مقابل حق میایستد. (مثل درخواست کفار از پیامبر اکرم برای بیرون آوردن درخت و درخواست یک عرب بیابانی برای سخن گفتن مار) [13]
شبهه میکند : چرا نماز بخوانیم؟ پاسخ میدهیم ، شبهه بعدی را میپرسد : من که عرب نیستم و خدا که همه زبان ها را میداند ، چرا عربی نماز بخوانم؟ پاسخ میدهیم ، شبهه بعدی را میپرسد : خدا به زنان محرم است ، پس چرا باید در نماز حجاب داشته باشند؟ و... این رشته سر دراز دارد...
- معمولا پرسش گر پس از دریافت پاسخ تشکر میکند ، ولی شبهه گر یا سکوت میکند یا یک نسبت ناروا میدهد. (به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از گرفتن پاسخ نسبت جادوگر و دروغگو دادند)
- پرسشگر برای یاد گیری میپرسد شبهه گر برای حال گیری و مچ گیری.
کسانی ـ مانند اِبن الکوّاء ـ وقتی سؤال میپرسیدند با کینه و فتنه انگیزی بود که امیرالمؤمنین به او فرمودند : ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ ... وَیحَكَ
در پرسشی دیگر به او فرمود : وَیلَكَ سَلْ عَمَّا یعْنِیكَ وَ لاَ تَسْأَلْ عَمَّا لاَ یعْنِیكَ.
واى بر تو سؤالى بكن كه بدردت بخورد نه سؤالى كه تو را به كار نیاید. [14]
- پرسش را میتواند با تأخیر چند روزه پاسخ داد تا ذهن طرف کنجکاو شود ، ولی شبهه چون ویرانگر است سریع باید پاسخ دهیم.
- تقریباً ریشه همه شبهات به اصول دین ـ یعنی موضوعات اعتقادی ـ بر میگردد یعنی توحید و عدل و نبوت و معاد ولی پرسش ها ممکن است در موضوعات فقهی و تاریخی و... باشد
[1] زمانی انسان از علت خلقت راضی می شود که به لذا برسد مثلاً وقتی در شب عروسی پیش همسرش قرار بگیرد و بهترین خوراکی و نوشیدنی را بخورد و شاد شاد باشد اگر به او بگویی آیا نارحتی از اینکه آفریده شدی؟ می گوید نه.
بنابراین پرسش از علت خلقت به این پرسش می رسد که چرا خدا در دنیا به من لذت و شادی کامل نمی دهد و بلا و گرفتاری برای من درست می کند و نمی گذارد کیف کنم؟
[2] عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ : أَشَدُّ مِنْ یتْمِ الْیتِیمِ الَّذِی انْقَطَعَ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ یتْمُ یتِیمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا یقْدِرُ عَلَی الْوُصُولِ إِلَیهِ وَ لَا یدْرِی كَیفَ حُكْمُهُ فِیمَا یبْتَلَی بِهِ مِنْ شَرَائِعِ دِینِهِ أَلَا فَمَنْ كَانَ مِنْ شِیعَتِنَا عَالِماً بِعُلُومِنَا وَ هَذَا الْجَاهِلُ بِشَرِیعَتِنَا- الْمُنْقَطِعُ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا یتِیمٌ فِی حَجْرِهِ أَلَا فَمَنْ هَدَاهُ وَ أَرْشَدَهُ وَ عَلَّمَهُ شَرِیعَتَنَا كَانَ مَعَنَا فِی الرَّفِیقِ الْأَعْلَی
الرفیق : جماعة الأنبیاء الذین یسكنون أعلی علیین. و فی بعض النسخ« الرفیع الأعلی».
[3] قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی الْبَاقِرُ علیه السلام الْعَالِمُ كَمَنْ مَعَهُ شَمْعَةٌ تُضِیءُ لِلنَّاسِ فَكُلُّ مَنْ أَبْصَرَ بِشَمْعَتِهِ دَعَا بِخَیرٍ كَذَلِكَ الْعَالِمُ مَعَهُ شَمْعَةٌ تُزِیلُ ظُلْمَةَ الْجَهْلِ وَ الْحَیرَةِ... یعْطِیهِ اللَّهُ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ یصَلِّیهَا مِنْ بَینِ یدَی الْكَعْبَةِ.
[4] 3. قَالَ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیه السلام : فَقِیهٌ وَاحِدٌ ینْقِذُ یتِیماً مِنْ أَیتَامِنَا الْمُنْقَطِعِینَ عَنَّا وَ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِیمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَیهِ أَشَدُّ عَلَی إِبْلِیسَ مِنْ أَلْفِ ـ فی بعض النسخ« ألف ألف عابد» ـ عَابِدٍ لِأَنَّ الْعَابِدَ هَمُّهُ ذَاتُ نَفْسِهِ فَقَطْ وَ هَذَا هَمُّهُ مَعَ ذَاتِ نَفْسِهِ ذَوَاتُ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ لِینْقِذَهُمْ مِنْ یدِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ.
[5] كمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص: 368.
[6] قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی الْعَسْكَرِی علیه السلام قَالَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام مَنْ قَوَّی مِسْكِیناً فِی دِینِهِ ضَعِیفاً فِی مَعْرِفَتِهِ عَلَی نَاصِبٍ مُخَالِفٍ فَأَفْحَمَهُ [أفحمه : أسكته] لَقَّنَهُ اللَّهُ تَعَالَی یوْمَ یدْلَی فِی قَبْرِهِ أَنْ یقُولَ اللَّهُ رَبِّی وَ مُحَمَّدٌ نَبِیی وَ عَلِی وَلِیی وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتِی وَ الْقُرْآنُ بَهْجَتِی وَ عُدَّتِی وَ الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَانِی فَیقُولُ اللَّهُ أَدْلَیتَ بِالْحُجَّةِ [أدلی بالحجة : أظهرها] فَوَجَبَتْ لَكَ أَعَالِی دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ یتَحَوَّلُ عَلَیهِ قَبْرُهُ أَنْزَهَ رِیاضِ الْجَنَّةِ.
[7] 5. وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ عَلِی بْنُ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام أَفْضَلُ مَا یقَدِّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ مُحِبِّینَا وَ مَوَالِینَا أَمَامَهُ لِیوْمِ فَقْرِهِ وَ فَاقَتِهِ وَ ذُلِّهِ وَ مَسْكَنَتِهِ أَنْ یغِیثَ فِی الدُّنْیا مِسْكِیناً مِنْ مُحِبِّینَا مِنْ یدِ نَاصِبٍ عَدُوٍّ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ یقُومُ مِنْ قَبْرِهِ وَ الْمَلَائِكَةُ صُفُوفٌ مِنْ شَفِیرِ قَبْرِهِ إِلَی مَوْضِعِ مَحَلِّهِ مِنْ جِنَانِ اللَّهِ فَیحْمِلُونَهُ عَلَی أَجْنِحَتِهِمْ یقُولُونَ لَهُ مَرْحَباً طُوبَاكَ [طوباك : طوبی لك ، و طوبی اسم للجنة ، و قیل شجارة فیها] یا دَافِعَ الْكِلَابِ عَنِ الْأَبْرَارِ وَ یا أَیهَا الْمُتَعَصِّبُ لِلْأَئِمَّةِ الْأَخْیارِ.
[8] قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ علیه السلام لِرَجُلٍ ... قَالَ فَأَیهُمَا أَحَبُّ إِلَیكَ اسْتِنْقَاذُكَ أَسِیراً مِسْكِیناً مِنْ أَیدِی الْكَافِرِینَ أَوِ اسْتِنْقَاذُكَ أَسِیراً مِسْكِیناً مِنْ أَیدِی النَّاصِبِینَ قَالَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ... بَلِ اسْتِنْقَاذِی الْمِسْكِینَ الْأَسِیرَ مِنْ یدَی النَّاصِبِ فَإِنَّهُ تَوْفِیرُ الْجَنَّةِ عَلَیهِ وَ إِنْقَاذُهُ مِنَ النَّارِ وَ ذَلِكَ تَوْفِیرُ الرُّوحِ عَلَیهِ فِی الدُّنْیا وَ دَفْعُ الظُّلْمِ عَنْهُ فِیهَا. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج2، ص: 9.
[9] قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ علیه السلام عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ فِی الثَّغْرِ- الَّذِی یلِی إِبْلِیسَ وَ عَفَارِیتَهُ یمْنَعُوهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یتَسَلَّطَ عَلَیهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ وَ النَّوَاصِبُ أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِكَ مِنْ شِیعَتِنَا كَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْكَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ یدْفَعُ عَنْ أَدْیانِ مُحِبِّینَا وَ ذَلِكَ یدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ.
[10]. (نهج البلاغه ، ص 82)
[11] ادْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی أَحْسَن. (النحل : آیه 125)
[12] فَهُوَ الْجِدَالُ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ لِأَنَّ فِیهَا قَطْعَ عُذْرِ الْكَافِرِینَ وَ إِزَالَةَ شُبَهِهِم. (الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی) ؛ ج1 ؛ ص22)
[13]. دستهای از بزرگان قریش نزد او آمدند ، و گفتند : ای محمّد ، تو مسأله عظیمی را ادعا میكنی كه پدرانت و احدی از خاندانت آن را ادعا نكردند ، ما كاری از تو میخواهیم كه اگر آن را بپذیری و به ما بنمایانی ، میدانیم كه تو پیامبر و فرستاده خدایی ، و گر نه به این نتیجه میرسیم كه جادوگر و دروغگویی!
آن حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمود : چه میخواهید؟ گفتند : این درخت را به خاطر ما صدا كن كه از ریشه درآید و جلو آمده در برابرت بایستد. پیامبر- صلّی اللّه علیه و آله- فرمود : خداوند بر هر كاری تواناست ، اگر خداوند این برنامه را برایتان انجام دهد ایمان میآورید و به حق شهادت میدهید؟ گفتند : آری.
فرمود : آنچه را میخواهید به شما نشان میدهم ، ولی میدانم كه به خیر و نیكویی باز نمیگردید ، در میان شما كسی است كه به چاه افكنده میشود (در جنگ بدر) ، و نیز كسی است كه احزاب را فراهم خواهد آورد. سپس آن حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمود : ای درخت ، اگر به خدا و قیامت ایمان داری ، و آگاهی كه من فرستاده خداوندم ، با ریشه از جای بیرون آی تا به اذن خدا در برابر من بایستی.
درخت همراه ریشههایش از زمین برآمد ، و در حالی كه آوازی شدید و صدایی چون صدای بال پرندگان داشت آمد تا آنكه چون مرغی بال گشاده در برابر پیامبر- صلّی اللّه علیه و آله- ایستاد ، و شاخههای بلند خود را بر پیامبر- صلّی اللّه علیه و آله- و بعضی از شاخههایش را به روی دوش من گستراند و من در جانب راست رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بودم.
چون قریش این واقعه را دیدند ، از باب برتری جویی و گردنكشی فریاد زدند : بگو نصف درخت نزد تو آید و نصف دیگر بر جایش بماند. رسول خدا فرمان داد نیمی از آن با حالتی شگفتآور و صدای سختتری به حضرت روی آورد كه نزدیك بود به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بپیچد.
پس از آن از روی كفر و سركشی گفتند : بگو این نصفه درخت پیش نصفه دیگرش باز گردد.
حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله امر فرمود پس درخت بازگشت.
ولی همه آنان گفتند : بلكه ساحری است دروغگو ، و جادوگری است عجیب جادو و تردست!
«وَ لَقَدْ كُنْتُ مَعَهُ صلی الله علیه و آله لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَیشٍ فَقَالُوا لَهُ یا مُحَمَّدُ إِنَّكَ قَدِ ادَّعَیتَ عَظِیماً لَمْ یدَّعِهِ آبَاؤُكَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَیتِكَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَیهِ وَ أَرَیتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّكَ نَبِی وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّكَ سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَقَالَ صلی الله علیه و آله وَ مَا تَسْأَلُونَ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّی تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَینَ یدَیكَ ... فَقَالُوا كُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْیرْجِعْ إِلَی نِصْفِهِ كَمَا كَانَ ... فَقَالَ الْقَوْمُ كُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ كَذَّابٌ عَجِیبُ السِّحْرِ خَفِیفٌ فِیهِ» نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص301)
اعرابی سوسمار را از انبان خویش بیرون آورده و در برابر رسول خدا به زمین افكند و اضافه كرد : اگر این سوسمار ایمان بیاورد ، من هم ایمان میآورم. در این هنگام ، رسول خدا خطاب به سوسمار فرمود : ای سوسمار! سوسمار به زبان عربی فصیحی كه همگان میشنیدند گفت : لبّیك و سعدیك! ای زیور مردمی كه در روز رستاخیز سر از خاك برمیدارند. رسول خدا از وی پرسید : چه كسی را میپرستی؟ در پاسخ گفت : خدائی را كه عرشش در آسمان و سلطنتش در روی زمین و رازش در دریا و رحمتش در بهشت و شكنجهاش در دوزخ است. رسول خدا از وی پرسید : من كیستم؟ گفت : شما رسول پروردگار جهانیان و خاتم پیغمبران هستید. كسی كه شما را به پیغمبری تصدیق كرد ، رستگار گشت و كسی كه شما را تكذیب كرد ، زیانبار گردید. بادیهنشین كه این گفتگو را شنید ، گفت : من ایمان آوردم و از این پس هیچگونه نیازی به معجزه و خارق العادهای ندارم و راه دیگری ، جز راه شما ، نخواهم پیمود! به سوی قوم خود ـ بنی سُلیم ـ برگشت و داستان را برای آنها تعریف و هزار نفر از آنان ایمان آوردند.
رُوِی أَنَّ النَّبِی صلی الله علیه و آله كَانَ فِی أَصْحَابِهِ إِذْ جَاءَهُ أَعْرَابِی مَعَهُ ضَبٌّ قَدْ صَادَهُ وَ جَعَلَهُ فِی كُمِّهِ قَالَ مَنْ هَذَا قَالُوا هَذَا النَّبِی قَالَ وَ اللَّاتِ وَ الْعُزَّی مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَی مِنْكَ وَ لَوْ لَا أَنْ تُسَمِّینِی قَوْمِی عَجُولًا لَعَجَّلْتُ عَلَیكَ فَقَتَلْتُكَ فَقَالَ مَا حَمَلَكَ عَلَی مَا قُلْتَ آمِنْ بِاللَّهِ قَالَ لَا آمَنْتُ أَوْ یؤْمِنَ بِكَ هَذَا الضَّبُّ وَ طَرَحَهُ فَقَالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله یا ضَبُّ فَأَجَابَهُ الضَّبُّ بِلِسَانٍ عَرَبِی یسْمَعُهُ الْقَوْمُ لَبَّیكَ وَ سَعْدَیكَ یا زَینَ مَنْ وَافَی الْقِیامَةَ قَالَ مَنْ تَعْبُدُ قَالَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ عَرْشُهُ وَ فِی الْأَرْضِ سُلْطَانُهُ وَ فِی الْبَحْرِ سَبِیلُهُ وَ فِی الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ وَ فِی النَّارِ عِقَابُهُ قَالَ فَمَنْ أَنَا یا ضَبُّ قَالَ رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ خَاتَمُ النَّبِیینَ وَ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ صَدَّقَكَ وَ خَابَ مَنْ كَذَّبَكَ قَالَ الْأَعْرَابِی لَا أَتَّبِعُ أَثَراً بَعْدَ عَینٍ لَقَدْ جِئْتُكَ وَ مَا عَلَی ظَهْرِ الْأَرْضِ أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَی مِنْكَ وَ إِنَّكَ الْآنَ أَحَبُّ إِلَی مِنْ نَفْسِی وَ وَالِدَی أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّكَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَرَجَعَ إِلَی قَوْمِهِ وَ كَانَ مِنْ بَنِی سُلَیمٍ فَأَخْبَرَهُمْ بِالْقِصَّةِ فَآمَنَ أَلْفُ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ . (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج17 ؛ ص406)
[14] بحار الأنوار , جلد۱۰ , صفحه۸۳.