لبخند پیامبر صلی الله علیه و آله

روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، به طرف آسمان نگاه می‌کرد، تبسمی نمود. شخصی به حضرت گفت:

یا رسول الله ما دیدیم به سوی آسمان نگاه کردی و لبخندی بر لبانت نقش بست، علت آن چه بود؟

رسول خدا فرمود:

- آری! به آسمان نگاه می‌کردم، دیدم دو فرشته به زمین آمدند تا پاداش عبادت شبانه روزی بنده با ایمانی را که هر روز در محل خود به عبادت و نماز مشغول می‌شد، بنویسند؛ ولی او را در محل نماز خود نیافتند. او در بستر بیماری افتاده بود.

فرشتگان به سوی آسمان بالا رفتند و به خداوند متعال عرض کردند:

ما طبق معمول برای نوشتن پاداش عبادت آن بنده با ایمان به محل نماز او رفتیم. ولی او را در محل نمازش نیافتیم، زیرا در بستر بیماری آرمیده بود.

خداوند به آن فرشتگان فرمود:

تا او در بستر بیماری است، پاداشی را که هر روز برای او هنگامی که در محل نماز و عبادتش بود، می‌نوشتید، بنویسید. بر

من است که پاداش اعمال نیک او را تا آن هنگام که در بستر بیماری است، برایش در نظر بگیرم. [۱]

----------

[۱]: بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۸۳

[داستان های بحارالانوار - اشاره - جلد ۱، صفحه ۱۹]

با دوستان، مدارا!

ابوهریره می‌گوید:

رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که نشسته بودند، ناگهان لبخندی بر لبانشان نقش بست، به طوری که دندان هایشان نمایان شد! از ایشان علت خنده را پرسیدند، فرمود:

- دو نفر از امت من می‌آیند و در پیشگاه پروردگار قرار می‌گیرند؛ یکی از آنان می‌گوید:

خدایا! حق مرا از ایشان بگیر! خداوند متعال می‌فرماید:

حق برادرت را بده! عرض می‌کند:

خدایا! از اعمال نیک من چیزی نمانده (متاعی دنیوی هم که ندارم). از گناهان من بر او بارکن!

پس از آن اشک از چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله سرازیر شد و فرمود:

آن روز، روزی است که مردم احتیاج دارند گناهانشان را کسی حمل کند. خداوند به آن کس که حقش را می‌خواهد می‌فرماید:

چشمت را برگردان، به سوی بهشت نگاه کن، چه می‌بینی؟ آن

وقت سرش را بلند می‌کند، آنچه را که موجب شگفتی اوست - از نعمت‌های خوب می‌بیند، عرض می‌کند:

پروردگارا! این‌ها برای کیست؟

می فرماید:

برای کسی است که بهایش را به من بدهد.

عرض می‌کند:

چه کسی می‌تواند بهایش را بپردازد؟

می فرماید:

تو.

می پرسد:

چگونه من می‌توانم؟

می فرماید:

به گذشت تو از برادرت.

عرض می‌کند: خدایا! از او گذشتم.

بعد از آن، خداوند می‌فرماید:

دست برادر دینی ات را بگیر و وارد بهشت شوید!

آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

پرهیزکار باشید و مابین خودتان را اصلاح کنید! [۱]

----------

[۱]: بحار، ج ۷۷، ص ۱۸۲

[داستان های بحارالانوار - ۸- گریه برای یتیمان - جلد ۱، صفحه ۳۴]

علی علیه السلام از عدالت می‌گوید

حضرت علی علیه السلام در تقسیم بیت المال تبعیض قایل نمی شد؛ و آن را به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌نمود این امر باعث شده بود، برخی از طرفداران تبعیض و انحصار طلب‌ها به معاویه بپیوندند.

عده ای از دوستان علی علیه السلام به حضور حضرت رسیدند وگفتند:

- چنانچه افراد سیّاس را در کارها بر دیگران ترجیح دهی، برای پیشرفت امور شایسته تر است. امام علی علیه السلام از این پیشنهاد خشمگین شد و فرمود:

- آیا نظرتان این است به کسانی که تحت حکومت من هستند ظلم کنم تا به این وسیله یارانی دور خود جمع نمایم؟ به خدا سوگند! تا دنیا وجود دارد و تاکرات آسمانی به دنبال هم حرکت می‌کنند این کار را نخواهم کرد. اگر مال، از آن خودم بود آن را به طور مساوی تقسیم می‌کردم، چه رسد به اینکه مال، مال خداست.

سپس فرمود:

- ای مردم! کسی که کار نیک را در جای نادرست انجام داد، چند

روزی نزد افراد نااهل و تاریک دل مورد ستایش قرار می‌گیرد و در دل ایشان محبت و دوستی می‌آفریند؛ ولی اگر روزی حادثه بدی برای وی پیش بیاید و به یاریشان نیازمند شود، آنان بدترین و سرزنش کننده ترین دوستان خواهند شد. [۱]

----------

[۱]: بحار، ج ۴۱، ص ۱۱۱

[داستان های بحارالانوار - ۱۰- تلاش یا راه توانگر شدن! - جلد ۱، صفحه ۳۷]