پاسخ زیبا و دندان شکن
پاسخ زیبا و دندان شکن
شخصی به نام ابراهیم بن طلحه بعد از حادثه عاشورا به حضرت سجاد علیه السلام گفت: «من الغالب؛ در کربلا چه کسی پیروز شد؟ » امام سجاد علیه السلام پاسخ بسیار زیبایی فرمودند که تحلیل بسیار مهمی از تاریخ کربلا و حوادث بعد از عاشورا به دست میآید. حضرت فرمودند: ﴿إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاة فَأَذّنْ وَ أقِمْ تَعْرِفِ
الغالبَ﴾؛ وقتى وقت نماز فرا رسید اذان و اقامه بگو، آن گاه پیروز را میشناسی. یعنی اگر هنوز مردم اذان و اقامه میگویند و نماز میخوانند بدان ما پیروزیم.
[داستان های سمت خدا - فساد و نادانی - جلد ۲، صفحه ۲۰۲]
سلام پیش از نماز
آیت اللّه سید عبد الهادی شیرازی، از مراجع تقلید بودند که امروز بعضی از مراجع تقلید افتخار شاگردی ایشان را دارند. ایشان وقتی میخواستند به نماز بایستند و تکبیرۀ الاحرام را بگویند، به امام حسین علیه السلام سلام میدادند و گفتند: «السلام علیک یا أبا عبد اللّه»، بعد اللّه أکبر میگفتند. به ایشان گفتند: شما مرجع تقلید هستید و دیگران از شما یاد میگیرند. آیا سلام به سيّد الشهداء علیه السلام قبل از نماز سفارش شده است؟ فرمودند: من نمازم را از سيّد الشهداء علیه السلام دارم، بدون سلام بر آن حضرت نمی توانم نماز بخوانم.
[داستان های سمت خدا - پاسخ زیبا و دندان شکن - جلد ۲، صفحه ۲۰۳]
اشهد انک قد اقمت الصلاة...
یزید میخواست ریشه دین را بکند
لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل
لا ضرر و لا ضرار
یکی از قواعد مهم اسلامی، قاعده «لا ضرر و لا ضرار فی الإسلام» است.
این قاعده داستانی دارد: یکی از مسلمانان درخت خرمایش در حیاط خانه مسلمان دیگری بود و او برای سرکشی به درخت خرما وقت و بی وقت و بدون اطلاع صاحب خانه وارد آن خانه میشد و آزار ساکنان آن را فراهم میآورد. پیامبر آن فرد را خواست و فرمودند: این آقا از شما شاکی است و میگوید: مراعات حال او و خانواده اش را نمی کنی. بیا این درخت را بفروش. گفت: نمی فروشم. حضرت فرمودند: به جای آن در بهشت به تو درخت میدهم. گفت: نه! من هر وقت دلم بخواهد برای سرکشی به درختم میروم. پیامبر به صاحب خانه فرمودند: برو، این درخت را از ریشه در بیاور و جلو او بینداز، بعد حضرت فرمود: ﴿لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فِي الْإِسْلَام﴾؛ [۱] یعنی در اسلام هیچ کس حق ندارد به دیگری ضرر بزند.
----------
[۱]: الكافی، ج ۵، ص ۲۹۲.
[داستان های سمت خدا - خاک سپاری در قبرستان مسلمانان - جلد ۲، صفحه ۲۰۳]
تقسیم ارث
وقتی پدر آخوند ملا عباس تربتی از دنیا رفت. اوّل به خواهرش گفت: سهم الارث خود را بر دار. آن گاه آخوند ملّا عبّاس، هم سهم الارث خود را که ارث بسیاری بود بر داشت؛ اما از آن استفاده نکرد، بلکه ارث خود از پدر را به سه قسمت کرد و خرج پدرش کرد: یک قسمت را به نیت خمس داد. گفت: پدرم با این کار، اگر خمس بدهکار بوده که پرداخت میشود و اگر بدهکار نبود، جای دوری نمی رود. قسمت دوم را بابت زکات داد. گفت: اگر پدرم زکات بدهکار بوده با این کار بدهی او پرداخت میشود و اگر بدهکار نبود، خیراتی است برای پدرم خواهد بود. قسمت سوم را بابت مظالم عباد به فقرا داد و گفت: اگر مظالم عباد به گردن پدر بود که ادا میشود و اگر نبود صدقه حساب میشود. [۲]
----------
[۲]: حسین علی راشد، فضیلتهای فراموش شده، مقدمۀ جلال رفیع، ص ۱۰۲.
[داستان های سمت خدا - بر مردم سخت نگیرید! - جلد ۲، صفحه ۲۰۵]
شراب فروشی در قم
به آیت اللّه حائری میگویند: در قم کسی شراب فروشی باز کرده است. اجازه میدهید ما شراب فروشی او را خراب کنیم؟ ایشان فرمودند: کاری به او نداشته باشید مردم را آرام میکنند و بعد خود راه میافتند و به مغازه شراب فروشی میروند و به او میگویند: شما غریب هستید؟ میگوید: بله. میگوید: در غربت، کمکی، پولی نمی خواهید؟ میگوید: نه، من به چیزی
احتیاج ندارم. این برخورد مهربانانه مرحوم حائری باعث میشود که او شراب فروشی را ببندد.
[داستان های سمت خدا - برخورد زیبای آیت اللّه حائری - جلد ۲، صفحه ۲۱۴]
یک آیه
فردی خدمت خاتم النبیین صلی اللّه علیه وآله وسلم رسید و گفت: به من قرآن یاد بدهید.
حضرت سوره زلزال را برای او خواندند: تا رسیدند به آیۀ ﴿فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ﴾ [۱] . او بلند شد که برود. گفتند: کجا؟ گفت: همین آیه پایانی برای من بس است. حضرت فرمود: او فهمیده و دین شناس بر گشت: ﴿انْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ فَقيهٌ﴾. [۲]
----------
[۱]: سورۀ زلزال.
[۲]: بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۱۰۷.
[داستان های سمت خدا - از فضل پدر تو را چه حاصل؟! - جلد ۲، صفحه ۲۱۷]
نفوذ شيطان
پیامبر اکرم صلس اللّه علیه وآله وسلم دهه آخر ماه مبارک رمضان در مسجد خود معتکف میشدند. اگر سالی در آن دهه در سفر بودند سال بعد دو دهه معتکف میشدند؛ یک دهه قضای سال قبلی بود. حضرت در اعتکاف بود که کسی آمد و گفت: یکی از همسران شما پشت مسجد با شما کاری دارد. حضرت به پشت مسجد آمدند تا با همسر خویش صحبت کنند. هوا تاریک بود. دو نفر از اصحاب از آن جا عبور میکردند و دیدند که پیامبر با زنی صحبت میکنند. حضرت آنها را صدا کرد و به آنان فرمودند: این خانم، همسر من است. گفتند: نه یا رسول اللّه! ما که سوء ظنی نداریم و حرفی نزدیم. فرمود: مگر نمی دانید «ان الشيطان يجرى من ابن آدم مجرى الدم [۳] ؛ شیطان به سان خون در وجود انسان نفوذ میکند. »
----------
[۳]: شعیری، جامع الأخبار، ص ۱۸۰.
[داستان های سمت خدا - یک آیه - جلد ۲، صفحه ۲۱۷]
به رخ کشیدن ثروت
یکی از ثروتمندترین اصحاب پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله وسلم عبدالرحمان بن عوف است. او گمان میکرد همه چیز در مادیات خلاصه میشود، لذا به خود جرئت داد که به خواستگاری حضرت زهرا علیها السلام برود به پیامبر گرامی اسلام عرض کرد: من حاضرم ده هزار دینار و صد شتر، مهریه فاطمه زهرا قرار بدهم. این مبالغ با آن مهر السُّنّه ای که امیر المؤمنین علیه السلام به عهده گرفته بودند، قابل مقایسه نیست. مهر السنّه، پانصد درهم، یعنی پنجاه دینار بود. پنجاه دینار کجا و ده هزار دینار و صد شتر کجا! پیامبر از این سخن عبدالرحمان خشمگین شد کفی از سنگ ریزه بر داشت آن سنگ ریزهها تبدیل به دُر شدند؛ بعد به او فرمودند: تو مالت را به رخم میکشی؟ [۱]
----------
[۱]: طبرسی، دلائل الامامة، ص ۸۲.
[داستان های سمت خدا - بوسه بر دست - جلد ۲، صفحه ۲۲۲]