طمع ابليس وقتى حضرت موسی
طمع ابليس
وقتى حضرت موسی برای مناجات چهل روزه به میقات رفته بود. [۱] شیطان برای وسوسه آن حضرت به سراغ موسی رفت. حضرت موسی به شيطان فرمود: ﴿أَتَطْمَعُ فيَّ وَ أَنَا في هذا المَقام؟ قال: نَعَم! كَما طَمِعْتُ في أبيکَ آدمَ وَ هُوَ فِي الجَنَّةِ﴾؛ [۲] آیا تو در من هم طمع میکنی و میخواهی وسوسهام کنی، در
حالی که در این جایگاه هستم؛ گفت: آری! چنان که در پدرت آدم که در بهشت بود طمع کردم (و او را از بهشت بیرون کردم).
----------
[۱]: سورۀ اعراف، آیۀ ۱۴۲.
[۲]: محمد تقی شوشتری، نهج الصباغة فی شرح نهج البلاغه.
[داستان های سمت خدا - کسی نقطه هایش را بگذارد - جلد ۲، صفحه ۱۷۱]
تنور دنیا
آیت اللّه دستغیب در کتاب گناهان کبیره نقل میکنند که اگر کسی را از آتش جهنم به تنور دنیا بیاورند در تنور دنیا خوابش میبرد و میگوید: به به! این جا بخوابم تا زمانی که مرا به جهنم بر گردانند. [۲]
----------
[۲]: گناهان کبیره، شهید ایت اللّه دستغیب.
[داستان های سمت خدا - تنور دنیا - جلد ۲، صفحه ۱۷۵]
عدالت در همه جا
در زمان پیامبر، زنی که موقعیت اجتماعی خوبی داشت، دزدی میکند. هنگامی که پیغمبر میخواهند بر او حد جاری کنند، جمعی نزد پیامبر میآیند و میگویند این زن دارای موقعیتی در اجتماع است؛ خوب نیست که به جرم دزدی، حد الهی بر او جاری شود. آنها میخواستند تا پیامبر از این کار چشم پوشی کند. اسامۀ بن زید را که خیلی نزد پیامبر محبوب بود، واسطه کردند. وقتی اسامه آمد و این درخواست را مطرح کرد، رنگ چهره پیامبر تغییر کرد و فرمود: آیا درباره حدی از حدود الهی شفاعت میکنی؟ فهمید اشتباه کرده است. گفت: یا رسول اللّه! اشتباه کردم. از خدا بخواه مرا بیامرزد. حضرت
خطبه ای خواندند و فرمودند: علت نابودی اقوام گذشته این بود که اگر آدمی که موقعیتی داشت دزدی میکرد و جرمی مرتکب میشد حد الهی را درباره او جاری نمی کردند، اما حد را بر انسانهای ضعیف جاری میکردند. [۱]
----------
[۱]: ﴿إنّما أهلک الذين من قبلكم أنهم كانوا إذا سرق فيهم الشريف تركوه و إذ اسرق فيهم الضعيف أقاموا ﴾ عليه. ر. ک: نهج الفصاحه، كلمۀ ۹۴۳.
[داستان های سمت خدا - استقبال تا مرز! - جلد ۲، صفحه ۱۷۷]
مرا بیهوش نکنید
آیت اللّه سید احمد خوانساری از مراجع بزرگ تقلید بودند که مقامات علمی و معنوی بالایی داشتند. آیت اللّه بروجردی از ایشان تقاضا کردند به تهران بروند. مرحوم خوانساری به تهران آمدند و سالها در تهران امام جماعت و مرجع تقلید بودند. وقتی از حضرت امام راجع به عدالت ایشان پرسیدند گفتند: در عدالت ایشان حرفی نیست، باید از مقام عصمت ایشان پرسید. آیت اللّه خوانساری به دلیل بیماری به عمل جرّاحی نیاز پیدا کردند و باید بیهوش میشدند. ایشان در بیهوشی خود مشکلی فقهی میدیدند که وقتی مرا بیهوش میکنند تکلیف مقلدین من چه میشود؟ لذا فرمودند: در هنگام جرّاحی مرا بیهوش نکنید. گفتند: مگر میشود؟ گفتند: شما عمل جراحی خودتان را انجام دهید کاری به این کار نداشته باشید. به هر حال، ایشان را جراحی میکنند. بعد از عمل پرسیدند: شما در این فاصله چه کردید؟ فرمود: وقتی شما عمل جراحی را شروع کردید من شروع به قرائت قرآن کردم. ایشان آن چنان در قرائت قرآن غرق بود که درد تیغ جراحی را احساس نکرد و خودش را از این بدن مادی جدا کرده بود.
[داستان های سمت خدا - مرا بیهوش نکنید - جلد ۲، صفحه ۱۸۳]
خدا در نماز میخواهد انسان قدرت تمرکزش بالا رود و به یک موضوع بتواند فکر کند
برداشته شدن پردهها به هنگام مرگ
آیت اللّه حق شناس از تفسیر روض الجنان ابو الفتوح رازی، از مفسرین
بزرگ شیعه و مدفون در حرم عبد العظیم حسنی علیه السلام، نقل میکردند که قرآن میفرماید: ﴿فَكَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ آلْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾؛ [۱] از تو پرده را بر میداریم و در آن روز چشمت تیز نگر است. » یعنی خداوند به تو چنان حافظه ای میدهد که تمام هفتاد سال عمرت را به یاد میآوری حتی آن فوتی که به چراغی زدی.
----------
[۱]: سورۀ ق، آیۀ ۲۲.
[داستان های سمت خدا - سند خانه - جلد ۲، صفحه ۱۸۷]