موعظه همیشگی مرحوم فاطمی

مرحوم حاج آقا حسین فاطمی رحمه اللّه علیه استاد اخلاق بود و در قم منبر می‌رفت، خیلی از علما حتی مراجع و نیز امام خمینی به مجلس موعظه او می‌آمدند. ایشان از ملازمین مرحوم آیت اللّه میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه اللّه علیه و با ایشان محشور بودند. شب‌های جمعه در خانۀ خود منبر می‌رفتند و موعظه

می کردند. هر شب جمعه بدون استثنا حداقل یک بار و گاهی چند بار در همۀ سخنرانی خود این شعر را می‌خوانده اند:

صَمت و جُوع و سَهَر و عُزلت و ذکر به دوام *** نا تمامان جهان را کند پنج تمام

صَمت، یعنی سکوت، جُوع، یعنی گرسنگی و کم غذایی، سَهَر، یعنی شب زنده داری، عُزلت، یعنی خلوت و تنهایی، و ذکر، یعنی یاد خدا. این پنچ چیز انسان را به کمال می‌رساند.

[داستان های سمت خدا - سکوت امام خمینی رحمه اللّه علیه - جلد ۱، صفحه ۱۰۸]

خاطره ای از آیت اللّه شرعی

مرحوم آیت اللّه حاج شیخ غلام حسین شرعی رحمه اللّه علیه مرد بسیار بزرگواری بود. ایشان برای تحصیل به نجف رفته و پنج سال در آن جا درس خوانده بود. روزی که می‌خواسته به نجف برود، مادرش مختصری وسایل زندگی از جمله یک لحاف و تشک خیلی تمیز و نو به او داده بود تا آن جا راحت باشد.

به او می‌گوید: پسرم به حجره که رفتی پهن کن و شب‌ها راحت بخواب. ایشان به نجف می‌رود و پنج سال در آن جا مشغول تحصیل می‌شود. وقتی به ایران بر می‌گردد بقچه را همان طور باز نکرده به مادر خود می‌دهد. مادر می‌گوید: چرا باز نکردی؟ می‌گوید فکر کردم اگر روی چنین تشک نرمی بخوابم، دیگر اهل بیدار شدن سحر و شب زنده داری و زیارت حرم امیر مؤمنان علیه السلام نیستم.

[داستان های سمت خدا - موعظه همیشگی مرحوم فاطمی - جلد ۱، صفحه ۱۰۹]

تمسخر دیگران

مرحوم آیت اللّه سید احمد زنجانی، پدر بزرگوار آیت اللّه سيّد موسى شبیری زنجانی، از مراجع تقلید معاصر، در کتاب خود به نام «الكلام يجر الکلام» می‌نویسد: کسی وسواس داشت و مشغول نماز بود. یک نفر که شاهد بود می‌خندید و او را مسخره می‌کرد. چیزی نگذشت که آن فرد مسخره کننده

که قبلاً هیچ گونه وسواسی نداشت به همین مرض مبتلا شد و پانزده سال طول کشید!

[داستان های سمت خدا - عامل موفقیت اولیای خدا - جلد ۱، صفحه ۱۱۲]

زهد امام خمینی

در خاطرات امام خمینی رحمه اللّه علیه آمده است که قسمت بیرونی خانه که به اصطلاح دفتر امام بوده فرش نداشته و با زیلو، آن هم نیمی از آن، پوشیده شده بود. مرحوم حاج احمد آقا به امام می‌گوید اجازه بدهید این قسمت حیاط را هم زیلو بیندازیم. (کل این خانه، عرض و طول چندانی نداشت و حیاط آن کوچک بود، زیلو کردن همه آن هم هزینه چندانی نداشته است. ) امام فرموده بود: نیازی نیست مگر خانۀ صدر اعظم است که حتماً باید

همۀ آن مفروش باشد؟ مرحوم حاج احمد آقا گفته بود: از خانه صدر اعظم بالا تر است؛ چون خانۀ نائب امام زمان علیه السلام است. امام فرموده بود: این حرف‌ها را نزنید. معلوم نیست خانۀ امام زمان علیه السلام هم فرش داشته باشد.

[داستان های سمت خدا - مبارزه با شهرت - جلد ۱، صفحه ۱۱۵]