#پرسمان_خداشناسی
#پرسمان_خداشناسی جلسه 9
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم اینکه در اصول دین میگویند اصل اول توحید است؛ توحید یعنی چه؟ میشود دقیق برایم توضیح دهید؟
توحید یعنی یکتا بودن، تک، و یکدانه بودن.
یک مسلمان اعتقاد دارد خداوند در چهار تا چیز تک است بی همتاست؛
۱ ـ فقط خالق خداست « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » خدا آفریده است هر چه که هست. این عالم فقط یک آفریننده دارد، آن هم خداست.
۲ ـ فقط خداست که مالک و صاحب است. ابر و باد و مه و خورشید و فلک برای خداست. این ماشین و خانهای که در اختیارِ من است مالک اصلیش خداست.
بعضی از راننده تاکسیها پشت ماشینِ شان مینویسند:
در حقیقت مالکِ اصلی خداست
این امانت بهر روزی دست ماست.
حتی این گوش و چشم و دست و پا هم برای من نیست مالکش خداست.
قرآن میفرماید: « قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ » صاحب همه حکومتها کیست؟ خداست. نشانهاش هم این است که هر موقع بخواهد میتواند از آنها بگیرد. مثلاً در وسط دریا حکومت و فرمانروایی فرعون را از او گرفت.
۳ ـ فقط خداست که حاکم و رئیس است. چون رئیسِ عالم فقط خداست. اوست که حق دارد دستور دهد که این کار را بکن، این کار را نکن، این کار خوب است، این کار بد است.
قرآن میفرماید: « إِنِ الحُكمُ إِلّا لِلَّهِ » حاکم فقط خداست. به همین خاطر ما در نمازمان میگوییم « إیَّاکَ نَعْبُدُ » یعنی ما فقط عبد توییم یعنی فقط به دستورات تو میگوییم: چشم.
البته اگر خداوند کسان دیگری را هم قرار بدهد و بگوید به دستورات آنها هم گوش کن چون خدا گفته می گوییم: « به خاطر اینکه تو گفتی، حرف آنها را هم گوش میکنیم ». « أَطِيعُوا اللَّهَ » اطاعت کنید از خدا. چشم. « وَأَطيعُوا الرَّسولَ وَأُولِي الأَمرِ مِنكُم » و از دستورات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان پیامبر ـ که امامان معصوم علیهم السلام ـ هم هستند اطاعت کنید. میگوییم: چشم.
۴ ـ فقط خدا تواناست. هیچ کسی هیچ قدرتی از خودش ندارد همه را از خدا گرفته است.
هر موجودی در این عالم حرکتی انجام میدهد، کاری را میکند با قدرت و توانایی که خدا به او داده آن کار را انجام میدهد.
به همین خاطر ما در نمازمان میگوییم « إیَّاکَ نَسْتَعِین » چون سرمنشاء تمام قدرتها تو هستی، ما هم برای انجام کارهایمان فقط از تو یاری میجوییم.
پیرمردی میگفت: من فکر کردم قدرت و توانایی بدنم از خودم هست. در جوانی بالا میپریدم، پایین میپریدم، با سرعت حرکت میکردم، اشیاء سنگین را بلند میکردم، به پیری که رسیدم دیدم یک لیوان آب را هم با سختی بلند میکنم و قدرت ایستادن ندارم. فهمیدم تمام قدرت و تواناییام را خدا به من داده بود.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 10
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
آیا خدا میتواند یک سنگی را خلق کند که نتواند بلندش کند؟
اگر نتواند آن سنگ را بیافریند پس ناتوان است و قدرتش کم است.
اگر بتواند بیافریند و نتواند بلندش کند باز هم ناتوان است و قدرتش کم است.
می خواهم پاسخ را با یک مثال خدمتتان تقدیم کنم؛
یک شخصی میگوید من بزرگترین استاد ریاضی جهان هستم. هر فرمول و محاسبه ریاضی را میتوانم به راحتی انجام بدهم.
یک نفر میگوید: شما میتوانید دو ضرب در دو را مساوی با پنج کنید.
می گوید: این کار امکان ندارد. مشکل از من استاد نیست. مشکل این است که این کار محال است، نشدنی است. قرآن میفرماید: « اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ » الله بر هر کارِ شدنی توانایی را دارد.
یعنی هر کاری که در ذهنِ مان بتوانیم تصورش بکنیم که امکان پذیر باشد خداوند در عمل میتواند آن کار را انجام بدهد.
در این سؤال باید دقت کنیم که خدا یعنی موجودی که از همه مخلوقاتش قدرتش بیشتر است.
حالا این خدا اگر نتواند سنگی را بلند کند پس قدرتش از همه مخلوقاتش بیشتر نیست. ذهن من نمیتواند تصور کند که خدا هم قدرتش از همه مخلوقاتش بیشتر باشد و هم بیشتر نباشد.
خدا یعنی موجودی که قدرتِ بینهایت دارد. حالا اگر نتواند سنگی را بلند کند، پس قدرت بینهایت ندارد.
ذهن من نمیتواند تصور کند که خدا هم قدرت بینهایت داشته باشد، هم قدرت بینهایت نداشته باشد. داخل پرانتز توجه کنید که « اگر موجودی قدرت بینهایت نداشته باشد ما آن را اصلاً خدا نمیدانیم. »
در علم فیزیک یک سنگ هر چقدر بزرگ باشد حتی اگر میلیاردها برابر بزرگتر از کره زمین باشد، چون جرم دارد قابلیت حرکت را دارد.
اگر ما سنگی را فرض کنیم که امکان تکان دادن و حرکت دادن را نداشته باشد پس آن جسم نیست چون علم فیزیک میگوید: « هر جسم و جرمی قابلیت حرکت را دارد ».
ذهن من نمیتواند تصور کند یک سنگ هم جرم و جسم داشته باشد، هم جرم و جسم نداشته باشد.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 11
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به این سؤال پاسخ بدهم که آیا خدا میتواند کره زمین را بدون اینکه کوچک کند داخل یک تخم مرغ قرار بدهد؟ بدون اینکه این تخم مرغ را بزرگ کرده باشد؟
جواب: ما دو نوع محال داریم؛ یک نوع محال عادی است. یک نوع محال عقلی.
خدا همه کارها را میتواند انجام دهد حتی اگر محال عادی باشد.
۱ـ محال عادی یعنی آن کاری که از لحاظ طبیعی انسانها نمیتوانند انجام دهند اما در ذهن انجام آن کار را میتوانیم تصور کنیم.
مثلاً مردگان زنده نمیشوند اما خداوند حضرت عُزَیر را که مُرده بود زنده کرد.
از لحاظ عادی محال است آتش بدن انسان را نسوزاند ولی خداوند داخلِ آتش حضرت ابراهیم علیه السلام را از سوخته شدن حفظ کرد. یعنی آتش روی بدن حضرت ابراهیم اثر نگذاشت.
از لحاظ عادی محال است چاقو بدن انسان را نبرد اما خداوند کاری کرد که چاقو گلوی حضرت اسماعیل علیه السلام را نبرید.
۲ ـ محال عقلی آن کاری است که حتی در ذهن نمیتوانیم تصورش را کنیم.
مثلاً نمیتوانیم تصور کنیم همین ثانیه هم تابستان گرمِ سوزان باشد، هم زمستان سردِ یخبندان،
عقل انسان نمیتواند تصور کند شخصی هم پسر باباش باشد، هم پدر باباش باشد.
این سوالی که پرسیده شده محال عقلی است. یعنی از لحاظ قانون فیزیک محال است جسم بزرگتر، داخلِ جسم کوچکتر قرار بگیرد.
زمین با همین وسعتی که دارد اگر داخل تخم مرغی قرار بگیرد آن تخم مرغ حتماً باید از کره زمین بزرگتر باشد. اگر تخم مرغ به همین اندازهای که الان هست باشد حتماً از کُره زمین کوچکتر است.
یعنی ذهن ما نمیتواند بپذیرد که همزمان تخم مرغ هم از کره زمین بزرگتر باشد و هم کوچکتر باشد. قرآن میفرماید: « اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ » خداوند بر هر کاری تواناست. « شَیء » یعنی هر چیزی حتی اگر محال عادی باشد و اگر کاری محال عقلی باشد « لاشیء » است یعنی در ذهن هم امکان تصورش را ندارد. و قرآن نفرموده: اِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ « لا شَیءٍ » قَدیرٌ .
شخصی این سؤال را از امام صادق علیه السلام پرسید، اما چون سطح درکش پایین بود حضرت یک جواب به او داد که از لحاظ عقلیِ قانع بشود و جواب اصلی را به او نگفت. حضرت از او پرسید: با چشمت چه چیزهایی را میبینی؟
گفت: کوه، دریا، آسمان، خورشید.
حضرت فرمود: پس آسمان که از زمین بزرگتر است خدا در عدسی چشم تو قرار داده که از تخم مرغ کوچکتر است.
البته خداوند تصویر آسمانها را در عدسی چشم قرار میدهد نه خود آسمانها را، اما چون سطح درک ایشان پایین بود همین جواب اقنایی برای او کافی بود.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 12
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سال پاسخ بدهم: آیا خداوند میتواند مثلِ خودش را بیافریند؟
گر نتواند پس ناتوان است، قدرتش کم است.
اگر بتواند پس ما دوتا خدا داریم که مثل هم هستند؛ پس خدای یکتایی وجود ندارد! خدا شریک دارد.
جواب: هر کار سختی که ما در ذهنِ مان بتوانیم آن را تصور کنیم خدا در عالم واقع میتواند آن را انجام بدهد،
مثلاً ما تصور کنیم یک عصا تبدیل بشود به مار. خداوند عصای حضرت موسی را، مار زنده کرد.
ما تصور کنیم که یک مجسمه گلی کبوتر، بشود کبوتر زنده، خدا مجسمه گلی که حضرت عیسی درست کرده بود تبدیل کرد به کبوتر زنده.
یا تصور کنیم کوهی بشکافد و یک شتری که پدر و مادر ندارد از داخل کوه بیرون بیاید. خدا برای حضرت صالح چنین کاری را انجام داد.
اما اگر کاری باشد که تو عقل هم نتوانم تصور کنم انجام آن کار را، به آن میگویند محال عقلی. خدا آن کار را انجام نمیدهد چون که نمیشود نه آنکه خدا نمی تواند!
بین نشدن و نتوانستن تفاوت است. مثلاً ما اگر به جای پارچه به یک خیاط ماهری آجر بدهیم بگوییم از این آجر پیراهن بدوز. میگوید من خیاط هستم میتوانم پیراهن بدوزم اما این آجر قابلیت این را ندارد که به صورت لباس در بیاید.
دقت کنید خدا « صَمَد » است یعنی بینیاز است از همه موجودات.
خدای دوم اگر بخواهد مثل خدای اول باشد باید بی نیاز باشد در حالی که ما تصور کردیم خدای دوم توسط خدای اول به وجود آمده است یعنی نیاز دارد برای اینکه به وجود بیاید به خدای دیگری، ذهن من نمیتواند بپذیرد که یک موجود هم بینیاز باشد هم نیازمند.
خدا موجودی است که قبل از هر موجودی بوده است خدای دوم اگر می خواهد مثلِ خدای اول باشد باید قبل از هر موجودی باشد حتی قبل از این خدای اول. در حالی که خدای دوم را ما فرض کردیم که مخلوقِ خدای اول است نمی تواند قبل از آن خدا باشد.
و ذهن من نمیتواند بپذیرد که یک موجودی هم قبل از چیزی باشد و هم بعد از همان چیز.
خدا موجودی است که وجودش روی پای خودش است ـ وجودش از خودش است ـ و خودش خالق است و مخلوق نیست، خدای دوم اگر می خواهد مثلِ خدای اول باشد باید وجودش از خودش باشد در حالی که وجودش را از یک خدای دیگری گرفته است و نباید مخلوق باشد در حالی که خدایِ دوم مخلوق است
و ذهن من نمیتواند بپذیرد که یک موجودی هم وجودش را از خودش گرفته باشد و همزمان وجودش را از کس دیگری هم گرفته باشد.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 13
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ دهم که مگر خداوند دست دارد که در قرآن آمده است خدا انسان را با دو دست اش آفرید.
جواب؛ خداوند نامحدوداست. جسم نداره، شبیه آفریده های خودش نیست تا دست داشته باشد « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » خدا شبیه هیچ موجودی نیست.
ببینید ما انسانها وسایل خانهمان مثل یخچال تلویزیون مبل و میز را با دستمان بلند میکنیم و جابجا میکنیم.
وزنه بردارها وزنههای سنگین را با دستشان بلند میکنند تا نشان بدهند که قدرتمند هستند. ورزش کُشتی، کاراته، تکواندو که ورزشهای قدرتی است با دست انجام میشود پس، در اعضای بدن ما، دست نشانه قدرت و توانایی است.
در زبان فارسی و عربی گاهی اوقات کلمه دست را استفاده میکنند کنایه و استعاره از دو تا چیز است
یک. قدرت و توانایی.
مثلاً سعدی میگوید:
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
یعنی تا وقتی که قدرت و توانایی دارید برای آخرتت کاری انجام بده.
یا مثلاً ما میگوییم این کار از دستِ فلانی بر نمیآید یعنی فلانی قدرت انجام این کار را ندارد.
در قرآن هم وقتی خداوند میفرماید « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ » دستِ خدا بالاتر از دست آنهاست. یعنی قدرت خدا از همه آنها بیشتر است.
یا وقتی میفرمایند « وَ السَّمٰاءَ بَنَيْنٰاهٰا بِأَيْدٍ » خداوند آسمان را با دست ساخت یعنی کنایه از این است که خداوند با قدرتش آسمانها را ساخت.
یا در همین مثالی که شما زدید خداوند فرمودند « لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ » من انسان را با دو دستم آفریدم یعنی با نهایتِ قدرتم آفریدم.
دو. کلمه ید، به معنای صاحب و مالک است.
پدری به فرزندش میگوید در کنکور قبول بشو کلید یک ماشین را میگذارم در دستانت. یعنی من تو را صاحب ماشین میکنم.
در قرآن وقتی آمده است که « بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » همه چیز در دستان خدا است یعنی خداوند صاحب و مالکِ همه اشیاء در عالم است.